عبدالجلیل قزوینی رازی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ابورشید عبدالجلیل بن ابیالحسین محمد بن ابیالفضل نصیرالدین قزوینی رازی (زنده در حدود
۵۶۶ق) متکلم و واعظ
شیعه، در قرن ششم هجری میزیست.
مهمترین اثر او «
النقض» در پاسخ به کتابی ضد شیعه نوشته شد و از منابع مهم کلامی و تاریخی شیعه به شمار میرود.
او با دقت و استدلال قوی به شبهات علیه شیعه پاسخ داد و آثار دیگری همچون «البراهین فی امامة امیرالمؤمنین» و «تنزیه عایشه» نیز تألیف کرد.
کتاب «النقض» علاوه بر مباحث اعتقادی، اطلاعات ارزشمندی درباره
تاریخ و جغرافیای
ری و
قم ارائه میدهد.
ابورشید عبدالجلیل بن ابیالحسین محمد بن ابیالفضل نصیرالدین قزوینی رازی از دانشمندان بزرگ شیعه، واعظ، متکلم و اصولی، اصالتا اهل
قزوین،
ولی ساکن ری بود و به لقب نصیر نیز شناخته میشد. در موعظه و کلام، بیانی فصیح و شیرین داشت و در اصول اعتقادات صاحب تألیفاتی بود.
تاریخ ولادت و وفات عبدالجلیل قزوینی دقیقا روشن نیست؛ ولی از آنجا که وی کتاب «تنزیة عایشه» را در سال
۵۳۳ هجری تألیف کرده است،
حدس زده میشود ولادت او در اواخر قرن پنجم یا اوایل قرن ششم بوده است. عبدالجلیل قزوینی معاصر با
ابوالفتوح رازی و به ظن قوی با او معاشر و از دوستان او بوده است.
از استادان او برادر بزرگ تر وی،
ابوعبداللّه حسین اوحدالدّین قزوینی است که با تعبیر «حدّثنا الاخ الامام» از او یاد کرده است
و
ابومنصور مظفر عبّادی را میتوان نام برد.
از
قزوینی اطلاعات بسیاری در دست نیست؛ اما آنچه از آثار وی بر جای مانده است، مهم ترین اثرش کتاب «بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض» معروف به النقض، است که حکایت از شخصیت دینی و توانایی علمی او دارد. این کتاب از مهم ترین متون کلامی شیعه است که به زبان پارسی نگاشته شده و چنان که از نام آن پیداست ردی بر کتاب بعض فضائح الروافض است که یکی از سنیان ری علیه شیعیان نوشته بود.
مؤلف بعض فضائح الروافض که به عمد نام خود را مخفی داشته است،
در کتاب خود شدیدترین و خشن ترین حملات را علیه شیعه روا داشته و حتی در حدیثی مجعول نقل کرده که
پیامبر روافض (
شیعیان) را مشرک دانسته و
علی را به قتل ایشان در هر کجا یافت، ترغیب کرده است.
به گفته قزوینی در ماه
ربیع الاول ۵۵۶ هجری به او خبر رسیده است چنین کتابی در محافل و مجالس و در حضور کبار و صغار خوانده میشود و با وجود اینکه مایل بوده اصل آن کتاب را ببیند، مدتی دراز طول کشیده تا کتاب فضایح به دست او برسد. پیش از وصول این کتاب عدهای از دانشمندان شیعه که کتاب را مطالعه کرده بودند به خدمت
امیرابوالفضل محمد بن علی المرتضی رفته و با او درباره این کتاب گفتگو کرده بودند و امیر تنها عبدالجلیل قزوینی را شایسته آن دانسته که در جواب آن ردی نویسد، به گونهای که کسی نتواند آن را انکار نماید و از آن پس بوده که نسخه اصل را به خدمت عبدالجلیل قزوینی آوردند و به گفته خودش وی دیباچه کتاب را به نام و تأیید
حضرت صاحب الزمان (علیهالسلام) شروع کرده است.
قزوینی تألیف کتاب خود را قبل از سال ۵۶۶ هجری که امیرابوالفضل در آن سال از دنیا رفته خاتمه داده است؛ زیرا قزوینی با عبارت «صاعف اللّه جلاله» بر وی ثنا گفته و این نشان دهنده این است که کتاب در این تاریخ (بین ۵۵۶ق تا ۵۶۶ق) تألیف شده است.
این کتاب از معدود منابعی است که نیم قرن قبل از حمله
مغول نوشته شده و بر خلاف بسیاری از گنجینههای علمی ما که در آن حمله ویرانگر از بین رفت، از نابودی نجات یافته و علاوه بر موضوع اصلی خودش، حاوی اطلاعات بسیار نفیسی راجع به تاریخ و جغرافیای قم، ری و نواحی آن است؛ برای نمونه در ذکر وزرا و امرای شیعی به امیرابوالفضل عراقی اشاره میکند که علاوه بر ساختن مسجد عتیق قم، بارگاه و قبهای نیز برای
حرم فاطمه معصومه ساخته است.
به علاوه این کتاب، روش زندگانی و افکار و کردار مردم ری و
ایران مرکزی را نیز در سده ششم هجری به خوبی منعکس ساخته است.
عبدالجلیل قزوینی کلمه به کلمه کتاب فضایح را مورد نقد و بررسی قرار داده و این نشان دهنده این است که وی دانشمندی نکته سنج باریک بین و بسیار دقیق بوده است؛ برای نمونه در همان ابتدای کتاب که مؤلف فضایح گوید: بدان ای برادر! قزوینی به نقد آن پرداخته و گوید: «به مذهب این قایل که جبری مسلک است، این برادر باید که فاعل و مختار باشد و او را در فعل خویش اختیاری باشد تا بداند و اگرنه این امر و اشارت لغو و بیفایده باشد».
قسمتهایی از این کتاب ظاهرا اولین بار به وسیله
قاضی نوراللّه شوشتری تصحیح شده است. وی در مواضع متعددی از کتاب
مجالس المؤمنین به کلمات او استشهاد کرده و در ذکر شرح حال قزوینی متذکر شده است: از آنجا که این کتاب بسیار نادر بوده و آنچه به دست آمده بسیار سقیم است، به تصحیح قسمتهایی از این کتاب پرداخته و آن را در کتاب خود آوردهام.
این کتاب به طور کامل با مقدمه و تصحیح و تحقیق
میرجلال الدین محدث ارموی منتشر شده و تعلیقات وی بر کتاب النقض نیز در دو مجلد قطور، جداگانه به چاپ رسیده است.
دیگر آثار عبدالجلیل قزوینی عبارتاند از:
• البراهین فی امامة امیرالمؤمنین علیه السلام: این کتاب در سال
۵۷۳ هجری نوشته شده و علاوه بر موضوع اصلی خود مشتمل بر القاب و اسامی همه خلفا نیز هست. قزوینی در کتاب النقض از این کتاب یاد کرده و خوانندگان را به آن ارجاع میدهد؛
• تنزیه عایشه عن الفواحش العظیمه، چنان که گذشت این کتاب در سال ۵۳۳ به رشته تحریر درآمده است. قزوینی به این کتاب نیز اشاره کرده و میگوید به اشاره و امر
سید فخرالدین بن شمس الدین حسینی نوشته و موضوع آن تنزیه عایشه از تهمت زناست. وی تصریح میکند اگر کسی عایشه یا
حفصه یا یکی دیگر از زنان
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) را به
زنا متهم کند
ملحد،
کافر و ملعون باشد و شیعه که انبیا را
معصوم گویند، زنان شان را به
قذف و
فحش منسوب نکنند؛
• مفتاح التذکیر،
ظاهرا همان کتاب مفتاح الراحات فی فنون الحکایات است که قزوینی از آن نام برده است؛
• السوالات و الجوابات در هفت مجلد؛
• رسالهای در احوال ملحدان و رد شبهات آنان که آن را یک سال قبل از تألیف النقض نوشته و به گفته قزوینی در این رساله علاوه بر رد شبهات، به شرح اسامی و القاب و انساب این مطعونان نیز پرداخته شده است.
• پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، دائرة المعارف مؤلفان اسلامی، برگرفته از مقاله «عبدالجلیل قزوینی»، ج۴، ص۱۶۶.