ظرفیّت (صرف و نحو)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ظرفیّت از اصطلاحات
ادبیات عرب يكى از معانى اين حروف است:
إِذْ،
إذْما،
إذا،
إلی،
أوْ،
باء،
عَلَی،
عَنْ،
فی،
لام،
لَمَّا،
مُذْ،
مُنْذُ،
مِنْ،
ما،
واو.
ظرفیّت از اصطلاحات
ادبیات عرب يكى از معانى اين حروف است:
إِذْ، إِذْما، إِذا، إِلىٰ، أَوْ، باء، عَلَی، عَنْ، فی، لام، لَمّا، مُذْ، مُنْذُ، مِنْ، ما، واو.اين حروف بر
زمان يا
مکان حصول چيزى دلالت مىكنند:
۱. إِذْ:
وُلِدْتُ إِذْ بَدَأَتِ الحَرْبُ. (زمانی که جنگ آغاز شد، متولد شدم).
۲. إِذْما:
سَأُكَافِئُکَ إِذْما عُدْتَ. (اگر بازگردی، تو را پاداش خواهم داد).
۳. إِذا:
أَكْرِمْهُ إِذا جاءَ. (هنگامی که آمد، او را گرامی بدار).
۴. إِلىٰ:
ذَهَبْتُ إِلى المَدْرَسَةِ. (به مدرسه رفتم).
۵. أَوْ:
لَأَسْتَسْهِلَنَّ الصَّعْبَ أَوْ أُدْرِکَ المُنَى. (قطعاً سختی را آسان خواهم شمرد تا آنکه به آرزوها برسم).
۶. في:
زَيْدٌ في المَنْزِلِ. (زید در خانه است).
۷. ل:
(كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى.)
(هر کدام تا زمان معیّنى حرکت دارند).
۸. لَمّا:
لَمّا جاءَ أَكْرَمْتُهُ. (هنگامی که آمد، او را گرامی داشتم).
۹. مُذْ:
ما لَقِيتُهُ مُذْ سافَرَ. (از زمانی که سفر کرد، او را ملاقات نکردهام).
۱۰. مِنْ:
خَرَجَ مِنَ الصَّفِّ. (از کلاس خارج شد).
۱۱. ما:
سَأَعْمَلُ ما دُمْتُ حَيًّا. (تا زمانی که زندهام، تلاش خواهم کرد).
۱۲. و:
(فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ.)
(توانایى خود و معبودهایتان را جمع کنید).
برخی از شواهد قرآنی مربوط به
ظرفیّت در ادامه ارائه خواهد شد:
•
فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی، دحداح، انطوان، ص۲۳۴.