طَوْع (مفرداتقرآن)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
طَوْع (به فتح طاء و سکون واو) از
واژگان قرآن کریم به معنای رغبت و میل است.
این کلمه ده بار در
قرآن به کار رفته است.
مشتقات
طَوْع که در
آیات قرآن آمده عبارتند از:
طَوْعاً (به فتح طاء و سکون واو) به معنی رغبت؛
طاعَةٌ (به فتح عین) به معنی اطاعت؛
تَطَوّع (به فتح تاء و طاء) به معنی
تبرّع و انجام کار غیر واجب؛
طَوَّعَت (به فتح طاء و واو مشدد) به معنی تسهیل و تزیین؛
اِستطاعت (به کسر الف و سکون سین) به معنی
قدرت و طلب طاعت؛
الْمُطَّوِّعِینَ (به ضم میم و فتح طاء) به معنی فرمانبردار است.
طَوْع به معنای رغبت و میل است.
راغب اصفهانی گوید: طوع به معنی انقیاد است.
طاعت نیز به آن معنی میباشد، لیکن بیشتر در فرمانبری و
اطاعت به کار میرود.
به مواردی از
طَوْع که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
(وَ لَهُ اَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً)
«آنکه در آسمانها و
زمین است با رغبت یا کراهت به
خدا تسلیم است.»
(قُلْ لا تُقْسِمُوا طاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ)
«بگو قسم نخورید کار جهاد اطاعت شناختهای است.»
(وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ)
(آنها در حضور تو مىگويند: «فرمانبرداريم»؛ امّا هنگامى كه از نزد تو بيرون مىروند، جمعى از آنان بر خلاف گفتههاى تو، جلسات شبانه تشكيل مىدهند؛ آنچه را در اين جلسات مىگويند، خداوند مىنويسد.)
(طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَعْرُوفٌ ۚ فَإِذَا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ)
(ولى بدانند اطاعت فرمان خدا و سخن سنجيده براى آنان شايستهتر است.)
(فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ)
«هر که کار خیر را به رغبت انجام دهد آن بهتر است.»
تَطَوّع از باب تفعل به قول راغب اصفهانی تکلف اطاعت است و در متعارف به معنی تبرّع و انجام کار غیر واجب است.
شیخ طبرسی نیز تبرّع به نافله فرموده است،
ولی به نظر میآید تحمّل با رغبت بهتر است.
(فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ اَخِیهِ)
«نفسش قتل برادر را به او آسان کرد.»
طَوَّعَتْ از باب تفعیل است و به معنی تسهیل و تزیین است؛ از باب «طَاعَ لَهُ الْمَرْتَعُ: اتَّسَعَ.»
(فَمَا اسْطاعُوا اَنْ یَظْهَرُوهُ)
(قادر نبودند از آن بالا روند و نمىتوانستند سوراخى در آن ايجاد كنند.)
اِستطاعت به معنی
قدرت و طلب طاعت است، ولی در
قرآن پیوسته به معنی قدرت آمده و به قول راغب اصفهانی آن از قدرت اخصّ است.
گاهی برای ثقیل بودن تاء آنرا حذف میکنند.
ظاهرا این از طوع به معنی وسعت و آسانی است که در بالا نقل شد.
(وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَیْهِ سَبِیلًا)
(براى خدا بر مردم واجب است كه آهنگ خانه او كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند.)
(الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقاتِ)
(كسانى كه از
مؤمنان فرمانبردار، در صدقاتشان عيبجويى مىكنند.)
آن در اصل متطوعین به معنی با رغبتدهندگان
صدقات است.
این کلمه ده بار در
قرآن مجید به کار رفته است.
•
قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «طوع»، ج۴، ص۲۴۸-۲۴۹.