گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
(وَ أَنذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ وَ هُمْ لَا یُؤْمِنُونَ)
۳۹ناصر مکارم شیرازی:
آنان را از روز حسرت (روز رستاخیز که براى همه مایه تأسف است) بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان مىیابد; ولى (امروز) آنها در غفلتند و ایمان نمىآورند.
مهدی الهی قمشهای:
و (اى رسول ما) امت را از روز غم و حسرت (يعنى روز مرگ و قيامت) بترسان كه آن روز ديگر كارشان گذشته است و آنها سخت از آن روز غافلند و به آن ايمان نمىآورند.
حسین انصاریان:
و آنان را از روز حسرت ـ آن گاه که کار از کار بگذرد ـ بترسان، در حالی که آنان در بیخبری (شدیدی) هستند و ایمان نمیآورند.
محمدمهدی فولادوند:
و آنان را از روز حسرت بيم ده آنگاه كه داورى انجام گيرد و حال آنكه آنها (اكنون) در غفلتند و سر ايمان آوردن ندارند.
(إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهَا وَ إِلَیْنَا یُرْجَعُونَ)
۴۰ناصر مکارم شیرازی:
ما، زمین و تمام کسانى را که روى آن هستند، به ارث مىبریم; و همگى به سوى ما بازگردانده مىشوند.
مهدی الهی قمشهای:
تنها ماييم كه (پس از فناى خلق و انتقالشان به عالم آخرت) زمين و اهلش را وارث مىشويم و همه به سوى ما بازگردانده خواهند شد.
حسین انصاریان:
یقیناً ماییم که زمین و همه کسانی را که روی آن قرار دارند به میراث میبریم و (همه) به سوی ما بازگردانده میشوند.
محمدمهدی فولادوند:
ماييم كه زمين را با هر كه در آن است به ميراث مىبريم و (همه) به سوى ما بازگردانيده مىشوند.
(وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِبْرَاهِیمَ ۚ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَّبِیًّا)
۴۱ناصر مکارم شیرازی:
در این کتاب، ابراهیم را یاد کن، که او پیامبرى بسیار راستگو بود.
مهدی الهی قمشهای:
و ياد كن در كتاب خود شرح حال ابراهيم را كه او شخص بسيار راستگو و پيغمبرى بزرگ بود.
حسین انصاریان:
و در این کتاب، (سرگذشتِ) ابراهیم را یاد کن، یقیناً او بسیار راستگو و پیامبر بود.
محمدمهدی فولادوند:
و در اين كتاب به ياد ابراهيم پرداز زيرا او پيامبرى بسيار راستگوى بود.
(إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ یَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا یَسْمَعُ وَ لَا یُبْصِرُ وَ لَا یُغْنِی عَنکَ شَیْئًا)
۴۲ناصر مکارم شیرازی:
هنگامى که به پدرش گفت «اى پدر! چرا چیزى را مىپرستى که نه مى شنود، و نه مىبیند، و نه هیچ نیازى را از تو برطرف مىسازد؟!
مهدی الهی قمشهای:
هنگامى كه با پدر خود (يعنى عموى خويش آزر) گفت اى پدر، چرا بتى جماد را كه چشم و گوش (و حس و هوشى) ندارد و هيچ رفع حاجتى از تو نتواند كرد پرستش مىكنى؟
حسین انصاریان:
آن گاه که به پدر(خوانده)اَش گفت پدرم! چرا چیزی را که نمیشنود و نمیبیند و نمی تواند هیچ آسیب و گزندی را از تو برطرف کند، میپرستی!؟
محمدمهدی فولادوند:
چون به پدرش گفت پدر جان چرا چيزى را كه نمىشنود و نمىبيند و از تو چيزى را دور نمىكند مىپرستى.
(یَا أَبَتِ إِنِّی قَدْ جَاءَنِی مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ یَأْتِکَ فَاتَّبِعْنِی أَهْدِکَ صِرَاطًا سَوِیًّا)
۴۳ناصر مکارم شیرازی:
اى پدر! دانشى براى من آمده که براى تو نیامده است; بنابراین از من پیروى کن، تا تو را به راه راست هدایت کنم.
مهدی الهی قمشهای:
اى پدر، مرا (از وحى خدا) علمى آموختند كه تو را آن علم نياموختهاند، پس تو مرا پيروى كن تا به راه راستت هدايت كنم.
حسین انصاریان:
پدرم! همانا برای من (از طریق وحی) دانشی آمده که تو را نیامده؛ بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راهی راست راهنمایی کنم.
محمدمهدی فولادوند:
اى پدر به راستى مرا از دانش (وحى حقايقى به دست) آمده كه تو را نيامده است پس از من پيروى كن تا تو را به راهى راست هدايت نمايم.
(یَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّیْطَانَ ۖ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِیًّا)
۴۴ناصر مکارم شیرازی:
اى پدر! شیطان را پرستش مکن، که شیطان نسبت به خداوند رحمان، نافرمان بود.
مهدی الهی قمشهای:
اى پدر، هرگز شيطان را نپرست كه شيطان سخت با خداى رحمان مخالفت و عصيان كرد.
حسین انصاریان:
پدرم! شیطان را مپرست؛ زیرا شیطان همواره نسبت به خدا نافرمان است.
محمدمهدی فولادوند:
پدر جان شيطان را مپرست كه شيطان (خداى) رحمان را عصيانگر است.
(یَا أَبَتِ إِنِّی أَخَافُ أَن یَمَسَّکَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَٰنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطَانِ وَلِیًّا)
۴۵ناصر مکارم شیرازی:
اى پدر! من ازاین مىترسم که ازسوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتیجه از دوستان شیطان باشى!»
مهدی الهی قمشهای:
اى پدر، از آن سخت مىترسم كه از خداى مهربان بر تو قهر و عذاب رسد و (به دوزخ) با شيطان يار و ياور باشى.
حسین انصاریان:
پدرم! به یقین میترسم که عذابی از سوی (خدای) رحمان به تو برسد، و در نتیجه همنشین شیطان شوی.
محمدمهدی فولادوند:
پدر جان من مىترسم از جانب (خداى) رحمان عذابى به تو رسد و تو يار شيطان باشى.
(قَالَ أَ رَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِی یَا إِبْرَاهِیمُ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ ۖ وَ اهْجُرْنِی مَلِیًّا )
۴۶ناصر مکارم شیرازی:
گفت «اى ابراهیم! آیا تو از معبودهاى من روى گردانى؟! اگر (از این کار) دست برندارى، تو را سنگسار مىکنم. و براى مدتى طولانى از من دور شو!»
مهدی الهی قمشهای:
گفت اى ابراهيم، تو مگر از خدايان من روگردان و بىعقيده شدى؟ چنانچه دست (از مخالفت بتان) برندارى بىگمان تو را سنگسار كنم، و گرنه سالها از من به دور باش.
حسین انصاریان:
گفت ای ابراهیم! آیا تو از معبودهای من روی گردانی؟ اگر (از بت ستیزی) باز نایستی، قطعاً تو را سنگسار میکنم، و (تا از من آسیبی به تو نرسیده) زمانی طولانی از من دور شو.
محمدمهدی فولادوند:
گفت اى ابراهيم آيا تو از خدايان من متنفرى اگر باز نايستى تو را سنگسار خواهم كرد و (برو) براى مدتى طولانى از من دور شو.
(قَالَ سَلَامٌ عَلَیْکَ ۖ سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبِّی ۖ إِنَّهُ کَانَ بِی حَفِیًّا )
۴۷ناصر مکارم شیرازی:
(ابراهیم) گفت «سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم براى تو آمرزش مىطلبم; چرا که او همواره نسبت به من مهربان بوده است.
مهدی الهی قمشهای:
باز ابراهيم گفت سلامت باشى، من از خداى خود براى تو آمرزش خواهم خواست، كه او بسيار در حقّ من مهربان است.
حسین انصاریان:
ابراهیم گفت سلام بر تو، به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش میخواهم؛ زیرا او همواره نسبت به من بسیار نیکوکار و مهربان است.
محمدمهدی فولادوند:
(ابراهيم) گفت درود بر تو باد به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مىخواهم زيرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است.
(وَ أَعْتَزِلُکُمْ وَ مَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُو رَبِّی عَسَیٰ أَلَّا أَکُونَ بِدُعَاءِ رَبِّی شَقِیًّا)
۴۸ناصر مکارم شیرازی:
و از شما، و آنچه غیر خدا مىخوانید، کنارهگیرى مىکنم; و پروردگارم را مىخوانم; و امیدوارم در خواندن پروردگارم محروم و بىپاسخ نمانم!»
مهدی الهی قمشهای:
من از شما و بتانى كه به جاى خدا مىپرستيد دورى كرده و خداى يكتايم را مىخوانم و اميدوارم كه چون او را بخوانم از درگاه لطفش محروم نمانم (و مرا از شرّ مشركان حفظ كند).
حسین انصاریان:
و من از شما و معبودانی که به جای خدا میخوانید، کناره میگیرم و پروردگارم را می خوانم، امید است در خواندن پروردگارم (از اجابت او) محروم و بیبهره نباشم.
محمدمهدی فولادوند:
و از شما و (از) آنچه غير از خدا مىخوانيد كناره مىگيرم و پروردگارم را مىخوانم اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم.
(فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ مَا یَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ ۖ وَ کُلًّا جَعَلْنَا نَبِیًّا)
۴۹ناصر مکارم شیرازی:
هنگامى که از آنان و آنچه غیر خدا مىپرستیدند کناره گیرى کرد، ما اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم; و هر یک را پیامبرى (بزرگ) قرار دادیم.
مهدی الهی قمشهای:
و چون ابراهيم از آن قوم و بتانى كه به جاى خدا مىپرستيدند دورى گزيد ما هم (به لطف و رحمت خود) به او اسحاق و (فرزند او) يعقوب را عطا كرديم و به همه شرف نبوت بخشيديم.
حسین انصاریان:
پس هنگامی که از آنان و آنچه جز خدا میپرستیدند، کناره گرفت، اسحاق ویعقوب را به او بخشیدیم وهر یک را پیامبر قرار دادیم.
محمدمهدی فولادوند:
و چون از آنها و (از) آنچه به جاى خدا مىپرستيدند كناره گرفت اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و همه را پيامبر گردانيديم.
(وَ وَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَ جَعَلْنَا لَهُم لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیًّا)
۵۰ناصر مکارم شیرازی:
و از رحمت خود به آنان عطا کردیم; و براى آنها نام نیک و مقام برجستهاى (در میان همه امّتها) قرار دادیم.
مهدی الهی قمشهای:
و آنها را از رحمت خود بهرهمند ساختيم و بر زبان عالمى آوازه نكونامىشان را بلند گردانيديم.
حسین انصاریان:
و به آنان از رحمت خود بخشیدیم، وبرای آنان (در میان مردم) نامی نیک و ستایشی والا مرتبه قرار دادیم.
محمدمهدی فولادوند:
و از رحمت خويش به آنان ارزانى داشتيم و ذكر خير بلندى برايشان قرار داديم.
(وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَیٰ ۚ إِنَّهُ کَانَ مُخْلَصًا وَ کَانَ رَسُولًا نَّبِیًّا)
۵۱ناصر مکارم شیرازی:
و در این کتاب از موسى یاد کن، که او خالص شده و رسول و پیامبر (والا مقامى) بود.
مهدی الهی قمشهای:
و ياد كن در كتاب خود شرح حال موسى را كه او بندهاى برگزيده و رسولى بزرگ و مبعوث به پيمبرى بود.
حسین انصاریان:
و در این کتاب، (سرگذشتِ) موسی را یاد کن، بیتردید او انسانی خالص شده و فرستادهای پیامبر بود.
محمدمهدی فولادوند:
و در اين كتاب از موسى ياد كن زيرا كه او پاكدل و فرستادهاى پيامبر بود.