• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

صفحه ۱۳۷ قرآن کریم سوره انعام

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ترجمه:
گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.




۞

(وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً ۖ إِنِّی أَرَاکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ)

۷۴
ناصر مکارم شیرازی:
(به خاطر بیاورید) هنگامى را که ابراهیم به پدرش (سرپرستش که در آن زمان عمویش بود) «آزر» گفت «آیا بتهایى را به عنوان معبود (خود) انتخاب مى‌کنى؟! به یقین تو و قومت را در گمراهى آشکارى مى‌بینم.»
مهدی الهی قمشه‌ای:
و (ياد كن) وقتى كه ابراهيم به پدرش آزر (عمو و مربيش بود) گفت آيا بتها را به خدايى اختيار كرده‌اى؟! من تو و پيروانت را در گمراهى آشكار مى‌بينم.
حسین انصاریان:
و (یاد کنید) هنگامی را که ابراهیم به پدرش آزر (شخصی که بنابر روایات اهل بیت، پدر خوانده یا عمویش بود) گفت آیا بت‌هایی را به عنوان معبود خود انتخاب می‌کنی؟ قطعاً من تو را و قومت را در گمراهی آشکار می‌بینم.
محمدمهدی فولادوند:
و (ياد كن) هنگامى را كه ابراهيم به پدر خود آزر گفت آيا بتان را خدايان (خود) مى‌گيرى من همانا تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‌بينم.



(وَ کَذَٰلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ)

۷۵
ناصر مکارم شیرازی:
و این گونه، ملکوت آسمان‌ها و زمین (و حاکمیت مطلق خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم; تا (به آن استدلال کند; و) اهل یقین گردد.
مهدی الهی قمشه‌ای:
و اين چنين ما به ابراهيم ملكوت و باطن آسمان‌ها و زمين را ارائه داديم (تا يكتايى پروردگارش را دريابد) و تا به مقام اهل يقين رسد.
حسین انصاریان:
و این گونه فرمانروایی و مالکیّت و ربوبیّت خود را بر آسمان ها و زمین به ابراهیم نشان می‌دهیم تا از یقین کنندگان شود.
محمدمهدی فولادوند:
و اين گونه ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقين‌كنندگان باشد.



(فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَیٰ کَوْکَبًا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّی ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ)

۷۶
ناصر مکارم شیرازی:
هنگامى که (تاریکى) شب او را فرا گرفت، ستاره اى را مشاهده کرد; گفت «این پروردگار من است؟!» امّا هنگامى که غروب کرد، گفت «غروب‌کنندگان را دوست ندارم.»
مهدی الهی قمشه‌ای:
پس چون شب بر او نمودار شد ستاره درخشانى ديد، گفت اين پروردگار من است. چون آن ستاره غروب كرد گفت من چيزهاى غروب كردنى و ناپديد شدنى را دوست ندارم (به خدايى نخواهم گرفت).
حسین انصاریان:
پس چون (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره ای دید (برای محکوم کردن ستاره پرستان با تظاهر به ستاره پرستی) گفت این پروردگار من است؛ هنگامی که ستاره غروب کرد، گفت من غروب‌کنندگان را دوست ندارم.
محمدمهدی فولادوند:
پس چون شب بر او پرده افكند ستاره‌اى ديد گفت اين پروردگار من است و آنگاه چون غروب كرد گفت غروب‌كنندگان را دوست ندارم.



(فَلَمَّا رَأَی الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَٰذَا رَبِّی ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ)

۷۷
ناصر مکارم شیرازی:
و هنگامى که ماه را دید که (سینه افق را) مى‌شکافد، گفت «این پروردگار من است؟!» امّا هنگامى که (آن هم) غروب کرد، گفت «اگر پروردگارم مرا راهنمایى نمى‌کرد، مسلّما از گروه گمراهان بودم.»
مهدی الهی قمشه‌ای:
پس چون ماه تابان را ديد گفت اين خداى من است. وقتى آن هم ناپديد گرديد گفت اگر خداى من مرا هدايت نكند همانا من از گمراهانم.
حسین انصاریان:
هنگامی که ماه را در حال طلوع دید (برای محکوم کردن ماه‌پرستان با تظاهر به ماه‌پرستی)، گفت این پروردگار من است؛ چون ماه غروب کرد، گفت یقیناً اگر پروردگارم مرا هدایت نکند بدون شک از گروه گمراهان خواهم بود.
محمدمهدی فولادوند:
و چون ماه را در حال طلوع ديد گفت اين پروردگار من است آنگاه چون ناپديد شد گفت اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم.



(فَلَمَّا رَأَی الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَٰذَا رَبِّی هَٰذَا أَکْبَرُ ۖ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ)

۷۸
ناصر مکارم شیرازی:
و هنگامى که خورشید را دید (که سینه افق را) مى شکافت، گفت «این پروردگار من است این (که از همه) بزرگتر است؟!» امّا هنگامى که غروب کرد، گفت «اى قوم من! به یقین من از آنچه همتاى خدا قرار مى‌دهید، بیزارم.
مهدی الهی قمشه‌ای:
پس چون خورشيد درخشان را ديد گفت اين است خداى من، اين بزرگتر است. چون آن هم ناپديد گرديد گفت اى قوم من، من از آنچه شما شريک خدا قرار مى‌دهيد بيزارم.
حسین انصاریان:
وقتی خورشید را در حال طلوع دید (برای محکوم کردن خورشیدپرستان با تظاهر به خورشید‌پرستی) گفت این پروردگار من است، این بزرگ تر است؛ و هنگامی که غروب کرد، گفت ای قوم من! بی تردید من (با همه وجود) از آنچه شریک خدا قرار می‌دهید، بیزارم.
محمدمهدی فولادوند:
پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت اين پروردگار من است اين بزرگتر است و هنگامى كه افول كرد گفت اى قوم من من از آنچه (براى خدا) شريک مى‌سازيد بيزارم.



(إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفًا ۖ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ)

۷۹
ناصر مکارم شیرازی:
من روى خود رابه سوى کسى متوجه کردم که آسمانها و زمین را آفریده; در حالى که ایمان من خالص است; و از مشرکان نیستم.»
مهدی الهی قمشه‌ای:
من با ايمان خالص روى به سوى خدايى آوردم كه آفريننده آسمان‌ها و زمين است و من هرگز از مشركان نيستم.
حسین انصاریان:
من به دور از انحراف و با قلبی حق گرا همه وجودم را به سوی کسی که آسمان ها و زمین را آفرید، متوجه کردم و از مشرکان نیستم.
محمدمهدی فولادوند:
من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم.



(وَ حَاجَّهُ قَوْمُهُ ۚ قَالَ أَتُحَاجُّونِّی فِی اللَّهِ وَ قَدْ هَدَانِ ۚ وَ لَا أَخَافُ مَا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلَّا أَن یَشَاءَ رَبِّی شَیْئًا ۗ وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا ۗ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ)

۸۰
ناصر مکارم شیرازی:
ولى قوم او (ابراهیم)، با وى به گفتگو و ستیز پرداختند; گفت «آیا درباره خدا با من گفتگو و ستیز مى‌کنید؟! در حالى که (خداوند با دلایل روشن)، مرا هدایت کرده; و من از آنچه شما همتاى او قرار مى‌دهید، نمى‌ترسم (و زیانى به من نمى‌رسانند); مگر پروردگارم چیزى را بخواهد. وسعت آگاهى پروردگارم همه چیز را در بر مى‌گیرد; آیا متذکّر (و بیدار) نمى‌شوید؟!
مهدی الهی قمشه‌ای:
قوم ابراهيم با او در مقام خصومت و احتجاج برآمدند، گفت آيا با من درباره خدا محاجّه مى‌كنيد؟ و حال آنكه خدا مرا هدايت كرده و هيچ از آنچه شما شريک خدا مى‌خوانيد بيمى ندارم مگر آنكه خدا بر من چيزى بخواهد، پروردگار من علمش به همه موجودات محيط است، آيا متذكر نمى‌شويد؟!
حسین انصاریان:
قومش با او به گفتگوی بی‌منطق و ستیز برخاستند، گفت آیا درباره خدا با من گفتگوی بی منطق و ستیز می‌کنید و حال آنکه او مرا هدایت کرد؟ و من از آنچه که شما شریک او قرار می‌دهید نمی ترسم مگر آنکه پروردگارم چیزی را (درباره من) بخواهد، دانش پروردگارم همه چیز را فراگرفته است، آیا (برای فهم توحید) متذکّر نمی‌شوید؟
محمدمهدی فولادوند:
و قومش با او به ستيزه پرداختند گفت آيا با من در باره خدا محاجه مى‌كنيد و حال آنكه او مرا راهنمايى كرده است و من از آنچه شريک او مى‌سازيد بيمى ندارم مگر آنكه پروردگارم چيزى بخواهد علم پروردگارم به هر چيزى احاطه يافته است پس آيا متذكر نمى‌شويد.



(وَ کَیْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَکْتُمْ وَ لَا تَخَافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا ۚ فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ ۖ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ)

۸۱
ناصر مکارم شیرازی:
چگونه من از آنچه همتاى خدا قرار مى‌دهید بترسم؟! در حالى که شما از این نمى ترسید که براى خدا، همتایى قرار داده‌اید که هیچ گونه دلیلى درباره آن، برشما نازل نکرده است. (راست بگویید) کدام یک از این دو دسته (مشرکان و خداپرستان)، شایسته تر به ایمنى (از مجازات) هستند اگر مى دانید؟!
مهدی الهی قمشه‌ای:
و من چگونه از آنچه شما شريک خدا قرار مى‌دهيد بترسم در حالى كه شما از شرک آوردن به خدا نمى‌ترسيد با آنكه هيچ برهان و حجتى را بر آن شرک بر شما نازل نكرده است؟! آيا كدام يك از ما دو گروه به ايمنى سزاوارتريم اگر شما فهم سخن مى‌كنيد؟!
حسین انصاریان:
چگونه از آنچه شما شریک او قرار داده‌اید بترسم؟! در حالی که خود شما از اینکه چیزی را شریک خدا گرفته‌اید که خدا هیچ دلیلی بر حقّانیّت آن بر شما نازل نکرده نمی‌ترسید، اگر حقایق را می دانید (بگویید) کدام یک از دو گروه (خداپرستان و مشرکان) به ایمنی (از عذاب خدا) سزاوارترند؟
محمدمهدی فولادوند:
و چگونه از آنچه شريک (خدا) مى‌گردانيد بترسم با آنكه شما خود از اينكه چيزى را شريک خدا ساخته‌ايد كه (خدا) دليلى در باره آن بر شما نازل نكرده است نمى‌هراسيد پس اگر می‌دانید كدام يک از (ما) دو دسته به ايمنى سزاوارتر است.





جعبه ابزار