عقلای عالم، با این که در زمانها و مکانهای مختلف زندگی میکنند و دارای دین ، مذهب و فرهنگ متفاوت میباشند، در مواردی بدون توافق قبلی، عملی یکسان را به طور مستمر انجام میدهند؛ برای مثال، همه آنها ظواهر کلام را حجت دانسته و به آن تمسک مینمایند و یا همه عقلا در چیزهایی که علم و تخصصی درباره آنها ندارند به خبره رجوع میکنند؛ چنان که مریض به طبیب و جاهل به عالم رجوع میکند. برخی سیره عقلایی را فراگیرتر از سلوک و رفتار خارجی دانسته و آن را شامل مرتکزات عقلایی نیز میدانند، هر چند بر طبق آن مرتکزات، در خارج هیچ گونه عملی صورت نگیرد.
سیره عقلایی انواعی دارد: ۱. گاهی سیره عقلایی موضوع حکم شرعی را تبیین مینماید؛ ۲. گاهی سیره عقلایی ظهور الفاظ را منقح نموده و در کشف مراد متکلم ، چه شارع و چه غیر آن، دخالت مینماید؛ ۳. گاهی سیره عقلایی سبب استنباط حکم شرعی میگردد، و آن در جایی است که در مسئله، نصی وجود نداشته باشد.