سند و محتوای زیارتنامه اربعین
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سند و محتوای زیارتنامه اربعین از مباحث مرتبط با
اربعین سیدالشهداء (علیهالسلام) است و به بررسی جایگاه این زیارتنامه در احادیث معصومان (علیهمالسلام) و گزارشهای تاریخی میپردازد.
در فرهنگ شیعی، «اربعین» چهلمین روز
شهادت امام حسین (علیهالسلام) و برابر با بیستم ماه
صفر است.
احادیث فراوانی بر اهمیت زیارت در این روز تأکید دارند؛
امام حسن عسکری (علیهالسلام) «زیارت اربعین» را از نشانههای مؤمن شمرده و
امام صادق (علیهالسلام) متن زیارتنامهٔ آن را به
صفوان جمال تعلیم فرموده است.
این زیارتنامه به دو صورت روایت شده است:
یکی از طریق صفوان جمال از امام صادق (علیهالسلام) و دیگری از طریق عطیه عوفی، همراه
جابر بن عبدالله انصاری.
بر پایهٔ گزارشهای تاریخی، جابر نخستین زائر قبر
امام حسین (علیهالسلام) در روز اربعین به شمار میآید. او با همراهی عطیه، پس از
غسل در آب
فرات، خود را به مرقد آن حضرت رساند و با راهنمایی عطیه، زیارتنامهٔ اربعین را قرائت کرد.
محتوای این زیارتنامه دربردارندهٔ مضامینی بلند و ژرف است:
توصیف امام با القابی چون «ولیّ خدا» و «شهید مظلوم»، تبیین فلسفهٔ قیام برای نجات بندگان از گمراهی،
شناساندن چهرهٔ دنیاپرست و هواپرستِ دشمنان، تأکید بر
جهاد تا
شهادت و
اسارت برای احیای
دین،
اعلام
لعن و
تبرّی از ستمگران، ابراز وفاداری به اهل بیت (علیهمالسلام)، گواهی بر پاکی دودمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، و درخواست درود الهی بر آنان.
به گفتهٔ
ابن شهر آشوب،
شیخ طوسی وجه استحباب زیارت اربعین را الحاق سر مقدس امام (علیهالسلام) به بدن مطهرشان در بیستم صفر دانسته و
علامه مجلسی نیز این نظر را مشهور شمرده است.
بدینترتیب، زیارتنامهٔ اربعین، از نظر سند، بر پایهٔ روایات معتبر و گزارشهای تاریخی استوار است و از نظر محتوا، دربردارندهٔ مضامینی بلند در توحید، امامشناسی، تبرّی از دشمنان و اعلام وفاداری به اهل بیت (علیهمالسلام) میباشد.
«اربعین»، واژهای است عربی که در متون دینی ما زیاد به آن توجه شده به گونهای که این کلمه از قداست خاصی برخوردار است.
این کلمه از واژگانی است که در متون دینی، حدیثی و تاریخی، بسیار به چشم میخورد و بعضی امور، با این واژه که به معنای عدد چهل است، تعریف و تحدید شدهاند؛ که در ادامه به برخی موارد اشاره میگردد:
۱. کمال
عقل در چهلسالگی؛
«یَزِیدُ عَقْلُ الرَّجُلِ بَعْدَ الْأَرْبَعِینَ إِلَى خَمْسِینَ وَ سِتِّینَ، ثُمَّ یَنْقُصُ عَقْلُهُ بَعْدَ ذٰلِکَ» یعنی «خرد آدمی از چهلسالگی تا پنجاه، شصتسالگی افزایش یابد و پس از آن، رو به کاستی نهد».
۲. آثار چهل روز
اخلاص؛
«مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً، یَأْکُلُ الْحَلَالَ، صَائِماً نَهَارَهُ، قَائِماً لَیْلَهُ، أَجْرَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» یعنی «هر کس چهل روز برای
خدا اخلاص بورزد،
حلال بخورد،
روزه بگیرد و شبزندهداری کند، خداوند سبحان، چشمههای
حکمت را از دلش بر زبانش جاری میسازد».
۳. آثار حفظ چهل
حدیث؛
«مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً یَنْتَفِعُونَ بِهَا، بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَقِیهاً عَالِماً» یعنی «هر کسی از امّتم چهل حدیث حفظ و نگهداری کند تا آنان از آن احادیث بهرهمند شوند،
روز قیامت، خداوند او را
فقیه و دانشمند برمیانگیزد».
۴. اجابت
شهادت چهل نفر مؤمن در حق
میت؛
«إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ فَحَضَرَ جِنَازَتَهُ أَرْبَعُونَ رَجُلاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا؛ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى: إِنِّی قَدْ أَجَزْتُ شَهَادَتَکُمْ وَ غَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ» یعنی «چون مؤمنی بمیرد و چهل تن از مؤمنین بر
جنازه او حاضر شوند و بگویند بار الها ما از او جز نیکی نمیدانیم و تو به او از ما داناتری خدای تبارک و تعالی میفرماید من گواهی شما را گذراندم و آنچه را که من از او میدانم و شما نمیدانید آمرزیدم».
۵. تأثیر دعا کردن برای چهل مؤمن در
اجابت دعا برای خود شخص؛
«مَنْ قَدَّمَ أَرْبَعِینَ رَجُلاً مِنْ إِخْوَانِهِ فَدَعَا لَهُمْ ثُمَّ دَعَا لِنَفْسِهِ اُسْتُجِیبَ لَهُ فِیهِمْ وَ فِی نَفْسِهِ» یعنی «کسی که پیش از خود برای چهل نفر برادر مؤمن دعا کند دعای او هم درباره آنان و هم درباره خودش مستجاب میگردد».
۶. آثار و برکات قرائت
دعای عهد در چهل صبح؛
«مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِهٰذَا الْعَهْدِ کَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا، فَإِنْ مَاتَ قَبْلَهُ أَخْرَجَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ بِکُلِّ کَلِمَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ» یعنی «هرکس چهل صباح دعای عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد، و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خدا او را از
قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند».
۷. عدم پذیرش
نماز شرابخوار تا چهل روز؛
«مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ فَسَکِرَ مِنْهَا لَمْ یُتَقَبَّلْ صَلَاتُهُ أَرْبَعِینَ یَوْماً، فَإِنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ فِی هٰذِهِ الْأَیَّامِ ضُوعِفَ عَلَیْهِ الْعَذَابُ لِتَرْکِ الصَّلَاةِ» یعنی «کسی که شراب بنوشد و بر اثر آن
مست شود، تا چهل روز نمازش پذیرفته نشود و اگر در این مدّت نمازش را ترک کند، به خاطر ترک نماز، عذابش دو چندان میشود».
۸. گریه چهل روز زمین، آسمان و فرشتگان بر
امام حسین (علیهالسّلام)؛
«إِنَّ السَّمَاءَ بَکَتْ عَلَى الْحُسَیْنِ (علیهالسّلام) أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِالدَّمِ، وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَکَتْ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِالسَّوَادِ، وَ إِنَّ الشَّمْسَ بَکَتْ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِالْکُسُوفِ وَ الْحُمْرَةِ» یعنی «آسمان تا چهل روز، بر حسین (علیهالسلام) خون گریست و زمین تا چهل روز، با وزش بادِ سیاه گریست و خورشید تا چهل روز، با گرفتگی و سرخ شدن گریست».
در
احادیث فراوانی از
امامان معصوم (علیهالسّلام) به
زیارت اربعین سفارش شده است؛ به طوری که در مناسبتهای گوناگون به آن ترغیب و در حدیثی، یکی از نشانههای
مؤمن شمرده شده است.
این سفارشهای مؤکد از آن روست که پیش از
شهادت امام حسین (علیهالسّلام) به هیچروی اربعین جلوهای نداشته و
اهل بیت (علیهالسّلام) خواستهاند به بهانههای گوناگون، ازجمله با تأکید بر زیارت اربعین، نام و یاد آن حضرت زنده نگه داشته شود.
زیارت اربعین به قدری در پاسداشت مقام سیدالشهدا (علیهالسّلام) تأثیر داشته که زیارت اربعین که ابتدا به چند ده نفر محدود میشد، امروزه به حضور میلیونی زائران حسینی در
کربلا تبدیل شده است.
بارها بر اهمیت و فضیلت زیارت اربعین امام حسین (علیهالسّلام) در کتب روایی تأکید شده است چنانکه در جلد ۱۴
وسائل الشیعه بابی با این عنوان وجود دارد:
«بابُ تَأَکُّدِ اسْتِحْبابِ زِیارَةِ الْحُسَیْنِ (عَلَیْهِ السَّلامُ) یَوْمَ الْأَرْبَعینَ مِنْ مَقْتَلِهِ وَ هُوَ یَوْمُ الْعِشْرینَ مِنْ صَفَرٍ».
در اهمیت زیارت اربعین همین بس که در زمان
امام صادق (علیهالسّلام) با وجود
بیم و
ترس از حکومت جائر، مردم از امام سؤال میکردند که با وجود ترس از خبرچینان و عوامل
حکومت، آیا به زیارت حضرت سیدالشهدا برویم؟ و حضرت میفرمودند که بروید.
این در حالی است که فقهای شیعه در مسئله
حج، یکی از شرایط
استطاعت را «تخلیه سرب» بیان فرمودهاند؛ یعنی باید
امنیت باشد و اگر امنیت نباشد، استطاعت محقق نیست؛ اما در مورد زیارت سیدالشهدا (علیهالسّلام) حتی با نبود امنیت نیز مردم را ترغیب به زیارت میکردند.
فضیلت زیارت اربعین از قدیم در کتابهای روایی مطرح بوده است چنانکه
شیخ مفید در کتاب
المزار، «فضل زیارت الاربعین» دارد که این را بعد از «فضل زیارت امام حسین (علیهالسّلام) در روز عاشورا» قرار داده است و به حدیث امام حسن عسکری (علیهالسّلام) تمسک میکند.
شیخ طوسی نیز در کتاب «تهذیب الاحکام» به همین روایت تمسک میکند و در ضمن فضایل زیارت امام حسین (علیهالسّلام) همین روایت را میآورد.
درباره زیارت اربعین، دو روایت مهم در دست است: یکی تعلیم
زیارت اربعین به
صفوان بن مهران جمال توسط
امام صادق (علیهالسّلام) و دیگری روایت
امام عسکری (علیهالسّلام) است که زیارت اربعین را، یکی از
نشانههای مؤمن بیان میکند.
در حدیث
امام حسن عسکری (علیهالسلام) زیارت اربعین به عنوان یکی از نشانههای مؤمن شمرده شده است:
«عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ (علیهالسّلام) أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ، وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ، وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ، وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ، وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ» یعنی «از ابیمحمد، حسن بن علی عسکری (علیهماالسلام)
روایت است که فرمودند: علامت مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت
نماز خواندن،
زیارت اربعین،
انگشتر به دست راست کردن، نهادن پیشانی بر
خاک و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم».
زیارت اربعین که از طریق
صفوان جمال از
امام صادق (علیهالسّلام) روایت شده چنین است:
«عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قَالَ لِی مَوْلَایَ الصَّادِقُ (سلاماللهعلیه) فِی زِیَارَةِ الْأَرْبَعِینَ تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ النَّهَارِ وَ تَقُولُ: السَّلَامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ، السَّلَامُ عَلَى خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ...» یعنی «مولایم امام صادق (سلاماللهعلیه) پیرامون زیارت اربعین چنین فرمودند: هنگامی که وسط روز شد، بگو:
سلام بر حبیب و
ولی خدا، سلام بر دوست و برگزیده خدا...».
این حدیث را
سید بن طاووس با سند خویش از صفوان
روایت میکند.
متن زیارت، در «
اقبال الاعمال» سید بن طاووس، «
المزار الکبیر»
محمد بن جعفر مشهدی، «
المصباح»
کفعمی و «
مصباح المتهجد»
شیخ طوسی آمده است.
علامه مجلسی هم در
بحارالانوار،
به نقل از تهذیب شیخ طوسی آن را نقل کرده است.
گرچه در بعضی کلمات، تفاوتهای جزئی میان نقلها دیده میشود، ولی کلیت آن ثابت و یکسان و معتبر میباشد.
امام صادق (سلاماللهعلیه) همچنین در روایت فرمودند:
«کَانَ الْإِمَامُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (علیهالسّلام) جَالِساً... فَقَامَ إِلَیْهِ أَبُو نَصِیرٍ وَ صَفْوَانُ الْجَمَّالُ، فَقَالَا: جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاکَ، دُلَّنَا عَلَى شِیعَتِکُمْ. فَقَالَ (علیهالسّلام): «یُعْرَفُ شِیعَتُنَا بِخِصَالٍ شَتَّى». فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، بِمَاذَا یُعْرَفُونَ؟ قَالَ: «بِالسَّخَاءِ... وَ زِیَارَةِ الْأَرْبَعِینَ...»» یعنی «
مفضل بن عمر میگوید: امام صادق (سلاماللهعلیه) نشسته بودند...
ابونصیر و
صفوان جمال به نزد ایشان آمدند و عرضه داشتند: فدایت شویم، ما را به (نشانه) شیعیانتان راهنمایی بفرما. آن حضرت پاسخ دادند:
شیعیان ما نشانههای مختلفی دارند. به حضرت عرضه کرد: فدایت شوم به چه نشانهای شناخته میشوند؟ (حضرت ضمن شمردن چند نشانه) فرمودند: به
سخاوت... و زیارت اربعین».
زیارت دیگر آن است که
جابر بن عبدالله انصاری در این روز خوانده است و متن زیارت به عنوان زیارتنامه آن امام در نیمه
ماه رجب نقل شده و با جمله:
«السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ اللَّهِ...» شروع میشود.
بنابر روایات و گزارشات تاریخی
جابر بن عبدالله انصاری اولین زائر مرقد مطهر حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسّلام) در اربعین است.
مورخان نوشتهاند که جابر بن عبدالله انصاری، همراه
عطیه عوفی موفق شدند که در همان اولین اربعین پس از
عاشورا به زیارت امام حسین (علیهالسّلام) نائل آیند.
وی که آن هنگام نابینا شده بود، در
فرات غسل کرد و خود را خوشبو ساخت و گامهای کوچک برداشت تا سر
قبر حسین بن علی (علیهماالسّلام) آمد و با راهنمایی عطیه، دست روی قبر نهاد و بیهوش شد، وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین! سپس گفت: «حَبِیبٌ لَا یُجِیبُ حَبِیبَهُ...» آنگاه زیارتی خواند و روی به سایر
شهداء کرد و آنان را هم زیارت نمود.
ماجرای ملاقات اهلبیت امام حسین (علیهالسّلام) با جابر نیز در گزارشات متعددی ذکر شده است.
سید بن طاووس ضمن اشاره به رسیدن اهلبیت (علیهمالسّلام) در اولین اربعین، تفصیل قضیه را چنین بیان میکند:
«فَوَصَلُوا إِلَى مَوْضِعِ الْمَصْرَعِ فَوَجَدُوا جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ جَمَاعَةً مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَ رِجَالاً مِنْ آلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قَدْ وَرَدُوا لِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ (علیهالسّلام) فَوَافَوْا فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ تَلَاقَوْا بِالْبُکَاءِ وَ الْحُزْنِ وَ اللَّطْمِ وَ أَقَامُوا الْمَآتِمَ الْمُقْرِحَةَ لِلْأَکْبَادِ» یعنی «چون به قتلگاه رسیدند،
جابر بن عبداللّه انصاری و جمعی از
بنیهاشم و مردانی از آنها را یافتند که برای زیارت قبر حسین (علیهالسّلام) فرا رسیده بودند، همگان در یک زمان به
عزاداری و نوحهسرایی پرداختند و سوگواری جگرسوزی بر پا نمودند، و زنان آن آبادی نیز با ایشان به عزاداری پرداختند و چند روز در کربلا اقامت کردند».
شیخ مفید و
شیخ طوسی در این باره مینویسند:
«روز بیستم صفر روزی است که حرم امام حسین (علیهالسّلام) از شام به سوی
مدینه بازگشتند.
همچنین در این روز، جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول خدا، برای زیارت امام حسین (علیهالسّلام) از مدینه به کربلا آمد و او نخستین کسی بود که قبر امام حسین را زیارت کرد».
زیارت اربعین به دو صورت نقل شده است: زیارت اول را شیخ طوسی از صفوان جمّال روایت میکند و زیارت دوم را سید بن طاووس از فردی به نام عطیه عوفی که همراه و مصاحب جابر بن عبدالله انصاری در زیارت اربعین اول بوده است، نقل میکند.
در کتاب
مصباح المتهجد شیخ طوسی آمده است که در روز اربعین و در وقت ارتفاع نهار بگو:
«اَلسَّلَامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ، اَلسَّلَامُ عَلَى خَلِیلِ اللَّهِ وَ نَجِیبِهِ، اَلسَّلَامُ عَلَى صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ، اَلسَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ، اَلسَّلَامُ عَلَى أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ، وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ، اَللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ، وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ، الْفَائِزُ بِکَرَامَتِکَ، أَکْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ، وَ حَبَوْتَهُ بِالسَّعَادَةِ، وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلَادَةِ، وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ، وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ، وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ، وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ، وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ، فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ، وَ مَنَحَ النُّصْحَ، وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ، لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ، وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا، وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى، وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ، وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِی هَوَاهُ، وَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیَّکَ، وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ، وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَ، فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِراً مُحْتَسِباً، حَتَّى سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ، وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ، اَللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً، وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِیماً، اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ، عِشْتَ سَعِیداً، وَ مَضَیْتَ حَمِیداً، وَ مُتَّ فَقِیداً مَظْلُوماً شَهِیداً، وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ، وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ، وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ، وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ، فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذٰلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ، اَللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالَاهُ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ، بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا، وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ، وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَى، وَ أَعْلَامُ الْهُدَى، وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى، وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا، وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ، وَ بِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ، بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِی، وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ، وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ، وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ، حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ، فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ، صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ، وَ عَلَى أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ، وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ، وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» یعنی «سلام بر ولی خدا و حبیب او! سلام بر دوست خدا و برگزیده او! سلام بر برگزیده خدا و فرزند برگزیده او! سلام بر حسین، آن مظلوم شهید! سلام بر آن گرفتار در رنجها و کشته اشکها! خدایا! گواهی میدهم که او ولیّ تو و فرزند ولیّ تو، و برگزیده تو و فرزند برگزیده توست؛ رستگار به کرامت تو؛ او را با شهادت گرامی داشتی و به سعادت مخصوص گرداندی و به پاکی ولادت برگزیدی و او را سروری از سروران و پیشوایی از پیشوایان و مدافعی از مدافعان (دین) قرار دادی و میراثهای پیامبران را به او عطا کردی و از میان اوصیا، او را حجت بر خلق خود ساختی. او نیز در دعوت (به حق) عذر را تمام کرد و خیرخواهی را بذل نمود و جان خویش را در راه تو فدا کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات بخشد، و حال آن که بر علیه او همدست شدند کسانی که دنیا فریبشان داد و بهره خود را به کالای پست و ناچیز فروختند و آخرتشان را به بهای اندک معامله کردند و تکبّر ورزیدند و در هوای نفس خویش فرو غلتیدند و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و از میان بندگانت از اهل تفرقه و نفاق و بردارندگان بارهای گناه که سزاوار آتشند فرمان بردند. پس امام با آنان برای تو، شکیبا و امیدوار به پاداش تو جهاد کرد تا این که خونش در راه طاعت تو ریخته شد و حریمش هتک گردید. خدایا! پس آنان را لعنتی سخت کن و عذابی دردناک فرما! سلام بر تو ای فرزند رسول خدا! سلام بر تو ای فرزند سرور اوصیا! گواهی میدهم که تو امین خدا و فرزند امین اویی. سعادتمندانه زیستی و ستوده درگذشتی و گمگشته (از میان مردم) و مظلومانه شهید شدی. و گواهی میدهم که خداوند به آنچه به تو وعده داده وفا خواهد کرد و آن که خوارت نمود هلاک خواهد ساخت و آن که تو را کشت عذاب خواهد کرد. و گواهی میدهم که تو به عهد خدا وفا کردی و در راه او جهاد نمودی تا مرگت فرا رسید. پس خدا لعنت کند کسی را که تو را کشت و خدا لعنت کند کسی را که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند امتی را که این ماجرا را شنید و بدان راضی شد. خدایا! تو را گواه میگیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد. پدر و مادرم فدای تو ای فرزند رسول خدا! گواهی میدهم که تو نوری در پشتهای والا و رحمهای پاک بودهای، جاهلیت با پلیدیهایش تو را نیالود و جامههای تیره و تارش را بر تو نپوشاند. و گواهی میدهم که تو از پایههای دین و ارکان مسلمانان و پناهگاه مؤمنان هستی. و گواهی میدهم که تو امام نیکوکار، پرهیزگار، پسندیده، پاک، راهنما و راهیافتهای. و گواهی میدهم که امامان از فرزندان تو کلمه تقوا و نشانههای هدایت و دستگیره محکم و حجت بر اهل دنیایند. و گواهی میدهم که من به شما ایمان دارم و به بازگشتتان یقین دارم، با شرایع دینم و عاقبت عملم، و دلم تسلیم دلهای شما و کارم پیرو فرمان شما و یاریام برای شما آماده است، تا آن که خداوند به شما اذن (ظهور) دهد. پس با شمایم، با شمایم، نه با دشمن شما. درودهای خدا بر شما و بر ارواح و اجساد شما و بر حاضر و غایب و آشکار و نهان شما! آمین ای پروردگار جهانیان!».
زیارت دوم اربعین را
سیّد بن طاووس از
عطیه عوفی (همراه و مصاحب جابر بن عبدالله انصاری در زیارت اربعین اول) نقل میکند که عیناً همان زیارت نیمه رجب است.
در کتاب «
بشارة المصطفی» آمده است: عطیه عوفی میگوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین (علیهالسلام) وارد کربلا شدیم.
جابر نزدیک شریعه
فرات رفت.
غسل کرد و لباسهای نیکو پوشید... سپس به طرف قبر مطهر، حرکت کردیم.
جابر هیچ قدمی را برنمیداشت، الا اینکه ذکر خدا میگفت، تا به نزدیک قبر رسیدیم.
سپس به من گفت: مرا به قبر برسان.
(برخی نقل کردهاند که جابر در این زمان تقریباً نابینا بوده است.)
من دست او را روی قبر گذاشتم.
جابر روی قبر افتاد و غش کرد.
من مقداری آب روی صورتش پاشیدم.
وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین.
سپس گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمیدهی؟
بعد به خودش گفت: چگونه میتوانی جواب دهی در حالی که رگهای گلوی تو را بریدهاند و بین سر و بدنت جدایی افتاده است.
شهادت میدهم که تو فرزند خاتم النبیین و سید المؤمنین... و پنجمین فرد از
اصحاب کساء هستی... درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد.
سپس به اطراف قبر امام حسین (علیهالسلام) حرکت کرد و گفت:
«السَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَیَّتُهَا الْأَرْوَاحُ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَاءِ الْحُسَیْنِ... أَشْهَدُ أَنَّکُمْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ» یعنی «سلام بر شما ای ارواحی که در جوار حسین فرود آمدهاید... گواهی میدهم که شما نماز را برپا داشتید و زکات دادید و به معروف امر کردید و از منکر نهی نمودید».
«السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا آلَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا صَفْوَةَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا خِیَرَةَ اللَّهِ مِنْ خَلْقِهِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا سَادَةَ السَّادَاتِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا لُیُوثَ الْغَابَاتِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا سُفُنَ النَّجَاةِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِلْمِ الْأَنْبِیَاءِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِسْمَاعِیلَ ذَبِیحِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَى کَلِیمِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ خَدِیجَةَ الْکُبْرَى، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهِیدُ ابْنَ الشَّهِیدِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا قَتِیلُ ابْنَ الْقَتِیلِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ وَ ابْنَ وَلِیِّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ ابْنَ حُجَّتِهِ عَلَى خَلْقِهِ، أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ، وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ، وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ، وَ رُزِئْتَ بِوَالِدَیْکَ، وَ جَاهَدْتَ عَدُوَّکَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ تَسْمَعُ الْكَلَامَ، وَ تَرُدُّ الْجَوَابَ، وَ أَنَّکَ حَبِیبُ اللَّهِ وَ خَلِیلُهُ وَ نَجِیبُهُ وَ صَفِیُّهُ وَ ابْنُ صَفِیِّهِ، یَا مَوْلَایَ وَ ابْنَ مَوْلَایَ زُرْتُکَ مُشْتَاقاً فَکُنْ لِی شَفِیعاً إِلَى اللَّهِ یَا سَیِّدِی، وَ أَسْتَشْفِعُ إِلَى اللَّهِ بِجَدِّکَ سَیِّدِ النَّبِیِّینَ، وَ بِأَبِیکَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ، وَ بِأُمِّکَ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ، أَلَا لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلِیکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ سَالِبِیکَ وَ مُبْغِضِیکَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ. السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ وَ ابْنَ مَوْلَایَ، لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلِیکَ، وَ لَعَنَ اللَّهُ ظَالِمِیکَ، إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ بِزِیَارَتِکُمْ وَ بِمَحَبَّتِکُمْ، وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ، وَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ. السَّلَامُ عَلَى الْأَرْوَاحِ الْمُنِیخَةِ بِقَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا طَاهِرِینَ مِنَ الدَّنَسِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا مَهْدِیِّینَ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَبْرَارَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ عَلَى الْمَلَائِکَةِ الْحَافِّینَ بِقُبُورِکُمْ أَجْمَعِینَ، جَمَعَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاکُمْ فِی مُسْتَقَرِّ رَحْمَتِهِ وَ تَحْتَ عَرْشِهِ إِنَّهُ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ، وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ» یعنی «سلام بر شما ای خاندان خدا! سلام بر شما ای برگزیدگان خدا! سلام بر شما ای بهترینهای خدا از میان خلقش! سلام بر شما ای سروران سروران! سلام بر شما ای شیران بیشهها! سلام بر شما ای کشتیهای نجات! سلام بر تو ای اباعبدالله الحسین! سلام بر تو ای وارث دانش پیامبران و رحمت و برکات خدا بر تو باد! سلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا! سلام بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا! سلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا! سلام بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا! سلام بر تو ای وارث موسی همسخن خدا! سلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا! سلام بر تو ای وارث محمد حبیب خدا! سلام بر تو ای فرزند محمد مصطفی! سلام بر تو ای فرزند علی مرتضی! سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا! سلام بر تو ای فرزند خدیجه کبری! سلام بر تو ای شهید فرزند شهید! سلام بر تو ای کشته فرزند کشته! سلام بر تو ای ولیّ خدا و فرزند ولیّ او! سلام بر تو ای حجت خدا و فرزند حجت او بر خلقش! گواهی میدهم که تو نماز را برپا داشتی، و زکات دادی، و امر به معروف کردی، و از منکر نهی نمودی، و به پدر و مادرت مصیبتزده شدی، و با دشمنت جهاد کردی. و گواهی میدهم که تو سخن را میشنوی و پاسخ میگویی، و همانا تو حبیب خدا و دوست و برگزیده و انتخابشده او و فرزند انتخابشده اویی. ای مولای من و فرزند مولای من! با شوق به زیارت تو آمدم، پس شفیع من به درگاه خدا باش ای آقای من. و به درگاه خداوند شفاعت میطلبم به واسطه جدّت سرور پیامبران، و پدرت سرور اوصیا، و مادرت فاطمه سرور زنان عالم. آگاه باش که خداوند لعنت کند کشندگانت را، و لعنت کند ستمکنندگانت را، و لعنت کند غارتکنندگان و کینهتوزانت را از اولین و آخرین. و درود خدا بر سرور ما محمد و خاندان پاک و پاکیزهاش. سلام بر تو ای مولای من و فرزند مولای من، لعنت خدا بر کشندگانت، و لعنت خدا بر ستمکنندگانت. من به وسیله زیارت و محبّت شما به خدا تقرّب میجویم، و از دشمنان شما به سوی خدا بیزاری میجویم. و سلام بر تو ای مولای من و رحمت و برکات خدا بر تو باد. سلام بر ارواحی که در کنار قبر اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) فرود آمدهاند. سلام بر شما ای پاکان از هر آلودگی! سلام بر شما ای هدایتیافتگان! سلام بر شما ای نیکان درگاه خدا! سلام بر شما و بر تمامی فرشتگانی که گرداگرد قبور شما را فرا گرفتهاند. خداوند ما و شما را در جایگاه رحمت خویش و در زیر عرش خود گرد آورد، که او مهربانترین مهربانان است. و سلام بر شما و رحمت و برکات خدا بر شما باد!».
روز اربعین در تاریخ شیعه، از دو جهت کانون توجه قرار گرفته است: یکی از جهت بازگشت اسرا از شام به مدینه، و دیگری به سبب زیارت قبر سیدالشهدا (علیهالسّلام) توسط جابر بن عبدالله انصاری، یکی از اصحاب برجسته
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و
امیرالمؤمنین (علیهالسّلام).
درباره استحباب زیارت اربعین نیز، چند روایت بیان شده است: یکی روایتی است که آن امام صادق (علیهالسّلام)، زیارت اربعین را به صفوان بن مهران جمّال تعلیم میدهد و همین تعلیم دادن، نشانه بزرگداشت اربعین است؛
دیگری روایتی از امام حسن عسکری (علیهالسّلام) که زیارت اربعین را در زمره نشانههای پنجگانه مؤمن بیان میکند.
با توجه به اهمیت زیارت اربعین نزد امامان شیعه، آیا سبب
استحباب آن میتواند تنها حضور یک صحابی بر سر قبر مطهر امام حسین (علیهالسّلام) در
روز اربعین باشد؟
این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که حتّی اگر جابر به کربلا نمیآمد، باز هم زیارت سیدالشهدا (علیهالسّلام) در روز اربعین
مستحب بود؛ گرچه جابر هم یقیناً آمده است؛ چون مفاد زیارت جابر بسیار والاست و معارف عالی دارد و مضمونی است که کاملاً با عمق
عقاید شیعه منطبق است و نشان از کمال معرفت جناب
جابر بن عبدالله انصاری دارد و بعید نیست که جابر بن عبدالله، هم اصل زیارت را و هم توصیه به زیارت در روز اربعین را از
ائمه گرفته باشد و از این رو سعی کرد تا خود را در اربعین به کربلا برساند.
پس زیارت اربعین و استحباب زیارت سید الشهدا (علیهالسّلام) در روز اربعین ثابت است و بلکه به تعبیر دقیق
شیخ حرّ عاملی شدت استحباب زیارت آن حضرت در روز اربعین ثابت است.
به نظر میرسد در این روز باید وقایع مهم دیگری نیز اتفاق افتاده باشد.
بنابراین الحاق رأس مطهر امام حسین (علیهالسّلام) به بدن و حضور اهلبیت که در میان آنان امام معصوم یعنی
امام سجاد (علیهالسّلام) حضور داشت میتواند وجه استحباب زیارت اربعین را توجیه کند؛ چنانکه بر اساس گزارش
ابن شهر آشوب شیخ طوسی نیز وجه توصیه امامان به زیارت اربعین را الحاق سر امام به بدن دانسته است
و
مجلسی نیز با استناد به قول مشهور یکی از وجوه احتمالی در استحباب زیارت اربعین را همین امر بیان کرده است.
پس در روز اربعین دو جنبه هست: یکی اصل استحباب زیارت سیدالشهدا (علیهالسّلام) در این روز که دستور ائمه هدی است، و جنبه دیگر این است که جناب جابر در این روز موفق شد با عطیه به کربلا آید و به زیارت آن حضرت بشتابد.
در جلد ۱۴
وسائل الشیعه بابی با این عنوان وجود دارد:
«باب تأکّد استحباب زیارت الحسین (علیهالسّلام) یوم الاربعین من مقتله و هو یوم العشرین من صفر».
بنابر فتوای صاحب وسائل استحباب زیارت اربعین از تیتر ابواب کتابش معلوم میشود.
شیخ طوسی نیز بر اساس روایت امام حسن عسکری (علیهالسّلام) که فرمود:
«عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ الْخَمْسِینَ، وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ، وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ، وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ، وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ» یعنی «نشانههای مؤمن پنج تاست: پنجاه رکعت نماز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن».
فتوی به استحباب زیارت اربعین میدهد.
این روایت گرچه
مرسل است، ولی بنابر
تسامح در ادله سنن و احادیث مَن بلغ در بحث مستحبات، مرسل بودن خبر، ضرری نمیرساند و مشکلی ایجاد نمیکند.
محورهای عمده این زیارتنامه را میتوان چنین برشمرد:
زیارت اربعین، همچون بسیاری از زیارتنامههای دیگر با «
سلام» آغاز میشود که نشانه تولّای شیعی نسبت به اولیای
دین است و مخاطب این سلام، با اوصاف و القابی یاد میشود که هر کدام، بُعدی از ابعاد شخصیت سیدالشهدا را نشان میدهد.
از آن حضرت، با عناوینی همچون ولیّ
خدا، حبیب خدا، خلیل خدا، برگزیده خدا، شهید مظلوم، گرفتار رنجها و مصیبتها و کشته اشکها یاد میشود:
«... السَّلَامُ عَلَى أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ...» یعنی «سلام بر گرفتار رنجها و کشته اشکها...».
پس از بیان این اوصاف و مقامات،
زائر در پیشگاه خدا
شهادت میدهد که آن امام شهید، ولیّ خدا و
فرزند ولیّ خدا و صفی
پروردگار و فرزند صفیّ خداست.
در بخشی از این زیارت، هدف از قیام امام حسین (علیهالسلام)، همان هدف
نبی اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) معرفی شده است:
«وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ، لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» یعنی «امام حسین (علیهالسلام) جان خویش را فدا کرد تا بندگان را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات دهد».
در بخشی از زیارت به ترسیم خصوصیات کسانی میپردازد که به
جنگ با امام حسین (علیهالسّلام) آمدند و دست به آن
جنایت عظیم زدند:
یعنی «فریب خوردگان دنیا».
یعنی «فروختن آخرت به بهای ناچیز دنیا».
«وَ تَرَدَّى فِی هَوَاهُ» یعنی «هواپرستی».
جهاد در راه خدا، همراه با
صبر بر ادای
تکلیف و
اخلاص در مبارزه و ادامه جهاد تا مرز شهادت و حتّی پس از شهادت، یعنی اسارتِ آزادیبخش آلالله، تضمینکننده حیات و بقای دین و خنثیکننده توطئه امویان ضد اسلام بود:
«فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِراً مُحْتَسِباً، حَتَّى سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ، وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُ» یعنی «او نیز به خاطر تو و شکیبانه و برای جلب رضای تو، با آنان جهاد کرد تا آن که خونش در راه اطاعت تو ریخته گشت و حریمش حلال شمرده شد».
احیای دین و مبارزه با بدعتهای ضد اسلامی،
قربانی و فدایی میخواهد و آنکه گام در این راه مینهد، هم باید اهل جهاد باشد، هم صبر و مقاومت، هم
اخلاص، هم آمادگی برای فدا کردن خون و تحمّل هتک حرمتها نسبت به خودش و خانوادهاش.
در بسیاری از زیارتنامهها، در کنار سلام به عنوان موالات و همسویی، «
لعن»
دشمنان هم دیده میشود که نشانه
تبرّی از ظالمان و دشمنان اهلبیت (علیهالسّلام) است.
هم لعن زائر بر قاتلان و
کافران و هم درخواست لعن الهی بر آنان که نمونهاش در این زیارت وارد شده است:
«اَللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِیلاً وَ عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِیماً» یعنی «خدایا! برای آنان، لعنتی سخت و عذابی دردناک، قرار داده».
از سخنان امام حسین (علیهالسّلام) است که فرمود:
«مَوْتٌ فِی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیَاةٍ فِی ذُلٍّ» یعنی «مرگ عزتمندانه بهتر از زندگی ذلیلانه است».
در فراز دیگری از زیارت، از آن امام شهید به عنوان کسی یاد میشود که زندگیاش سعادتمندانه و مرگش ستوده و خداپسند و شهادتش مظلومانه بود:
«عِشْتَ سَعِیداً وَ مَضَیْتَ حَمِیداً وَ مُتَّ فَقِیداً مَظْلُوماً شَهِیداً» یعنی «با سعادت زیستی و ستوده در گذشتی و مظلومانه از دست رفتی و شهید گشتی».
خداوند هم وعده نصرت و
عزت و حیات ابدی به کشتگان راه خدا و مجاهدان راه حق و هم وعده نابودی مستکبران و
کیفر ظالمان را داده است؛ چه به سرعت و چه در زمانی طولانی؛ چه در دنیا و چه در آخرت.
این است که زائر، بر حتمی بودن وعدههای الهی در این موارد تأکید میکند:
«وَ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ، وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ، وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ» یعنی «گواهی میدهم که خداوند، آنچه را به تو وعده داده، محقّق میسازد و آن که تو را وا مینهد، هلاک میگرداند و هر کس را که تو را کُشت، عذاب میکند».
در فرهنگ دینی، هم جنایتکاران و ظالمان مطرود و ملعونند و هم کسانی که هرچند در ظاهر ساکت بودهاند و با جنایتکاران همکاری نداشتهاند، ولی در دل و باطن به کار آنان راضی بودهاند، شریک جرماند.
این حقیقت، در زیارتهای متعددی (از جمله
زیارت عاشورا) آمده است.
در اینجا هم لعنت خدا بر کسانی است که امام را کشتند و به او
ظلم کردند و بر جماعتی است که این واقعه را شنیدند، ولی به آن راضی و خشنود بودند.
ساکتان در برابر
فتنه و رضایتدهندگان قبلی به عمل دشمنان خدا و رسول، با آنان همسو و همسرنوشت شمرده میشوند:
«وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذٰلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ» یعنی «خداوند لعنت کند کسانی را که این را شنیدند و به آن راضی شدند!».
از اینرو، زائر، موضع خود را شفاف و روشن بیان میکند و خود را در خطّ اولیای خدا و در مقابل دشمنان خدا و اهلبیت (علیهالسّلام) اعلام میدارد و خدا را هم بر این موالات و معادات، گواه میگیرد:
«اَللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالَاهُ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ» یعنی «خدایا! تو را گواه میگیرم که هر که او را دوست میدارد، دوست میدارم و هر که او را دشمن میدارد، دشمن میدارم».
و سرانجام این پیروی از خاندان عصمت و ولایتپذیری از آنان، آمادگی برای بذل جان خود و
پدر و
مادر و عزیزانش در راه آنان است:
«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ» یعنی «پدر و مادرم فدایت باد، ای فرزند پیامبر خدا!».
آیه تطهیر در
قرآن بر طهارت کامل و عصمت اهلبیت پیامبر گواهی میدهد.
در فراز بعدی، زائر بر دودمان پاک و طاهر پیامبر، و شرافت نسبت اهلبیت (علیهالسّلام)، دوری آنان از آلودگیهای اعتقادی و اخلاقیِ دوران جاهلیّت گواهی میدهد:
«أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا، وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا» یعنی «گواهی میدهم که تو، نوری در پشتهای والا و زِهدانهای پاک بودی. جاهلیت تو را به پلیدیهایش نیالود و جامههای چرکینش را به تو نپوشاند».
نقشی که امامان شیعه، از جمله سیدالشهدا (علیهالسّلام) در جامعه اسلامی داشتهاند، نقش هدایت، رعایت، اعانت و حفاظت از آیین و اهل ایمان بوده است.
این خاندان، هم تکیهگاه
مسلمانان، هم ستونِ اسلام و هم پناهگاه شیعه بودند.
امام در این فقره از زیارت، یکی از دعائم دین، ارکان مسلمین و معقِل
مؤمنین به شمار آمده و با اوصافی چون: بَرّ، تقیّ، رضیّ، زکیّ، هادی و مهدی معرفی شده است، که همه امامان چنین بودهاند.
«وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ» یعنی «گواهی میدهم که تو از استوانههای دین و ستونهای مسلمانان و قلعه مؤمنان هستی. گواهی میدهم که تو امامِ نیکوکار، پرهیزگار، پسندیده، پاک، راهنما و رهیافته هستی».
افزون بر این که امام حسین (علیهالسّلام) پدر بقیه امامان بعدی است.
این از ویژگیهای آن حضرت در
روایات بیان شده که ائمه، از
نسل اویند.
«وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ» یعنی «و گواهی میدهم که امامان از فرزندان تو هستند».
این سه عنصر، عوامل اصلی هدایت و سعادت در خطّ ائمه (علیهالسّلام) است.
ما
شیعیان، به امامت آنان
ایمان داریم؛ «مؤمن بکم»
و
رجعت آنان در آخرالزّمان را باور کردهایم؛ «وَبِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ»
و با همه آیینها و سنتهای دینی آن را ابراز میکنیم و تسلیم محض و تبعیت کامل نسبت به آنان داریم؛ چه در مرحله قبلی، چه در مرحله عملی:
«وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ، وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ» یعنی «دلم تسلیم دلهای شما و کارم پیرو فرمان شماست».
این ایمان و
تسلیم و تبعیّت، عنصر دیگری را میطلبد به نام «نصرت».
همانگونه که یاران امام حسین (علیهالسّلام) در
کربلا به او ایمان داشتند و تسلیم فرمان و تابع حرکت امام بودند و با همه توان از آن حضرت دفاع کردند تا به فیض شهادت رسیدند، زائر حسینی در اربعین هم، همین مراتب و مراحل را ابراز میدارد و همه توان و امکانات خویش را در راه ائمه (علیهالسّلام) قرار میدهد، تا خداوند اذن دهد و دولت کریمه اهلبیت، با رهبری
حضرت ولیّ عصر شکل گیرد:
«وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ، حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ» یعنی «و یاریام برای شما آماده است، تا آنکه خداوند به شما اذن (ظهور) دهد».
این که امروز یاری ما به این خاندان چگونه میتواند باشد، جای تأمل و سخن بسیار دارد.
کدام عمل، در راستای مواضع ائمّه به شمار میآید؟
امکانات قابل عرضه ما برای «نصرت» چیست؟
زیرا فقط با شعار «گوش به فرمان توییم» مشکلی حلّ نمیشود.
پایانبخش زیارت، این فراز است:
«صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ، وَ عَلَى أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ، وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ، وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ، آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» یعنی «درودهای خدا بر شما، بر روحها و پیکرهایتان، بر حاضر و غایبتان و بر آشکار و نهانتان! آمین ای پروردگارِ جهانیان!».
در این فراز، اوّلاً در
احترام و بزرگداشت آنان، «صلوات خدا» را بر آنان خواستار شدهایم، که برتر از درودهای ما
بندگان است.
ثانیاً درودهای الهی را نسبت به همه آنان و همه جوانب حیاتشان خواستار شدهایم؛ چه بر روح و جانشان، چه بر پیکرهای مطهرشان، چه بر آنان که هستند یا نیستند، چه ظاهر و چه باطن، که شامل امامان معصوم شهید (علیهالسّلام) نیز میشود که آمدهاند و رفتهاند، هم بر امام عصر که هم «ظاهر» است (هرچند از دید ما غایب است) و هم «شاهد» است (هرچند ما او را نمیبینیم).
• پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۲، ص۳۰۸-۳۱۱.