زینالدین تایبادی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
زینالدین تایبادی، (درگذشت ۷۹۱ ق)، عارف ایرانی قرن هشتم و از مشایخ اویسی بود که علوم ظاهری را نزد نظام الدین هروی آموخت و از طریق روحانیت شیخ احمد جام و بابا محمود طوسی،
تربیت معنوی یافت.
او مورد احترام خاص خواجه بهاء الدین نقش بند بود و امیر تیمور نیز در سال ۷۸۲ به دیدارش رفت و از او پندهای اخلاقی شنید.
تایبادی که
شیعه مذهب بود، با وجود جایگاه والایش در میان عرفا و سلاطین، آثار مکتوب چندانی از او برجای نمانده است.
آرامگاه او در
تایباد، با ایوانی وسیع که در دوره شاهرخ بنا شد، همچنان برپاست.
تایبادی، زینالدین ابوبکر،
عارف ایرانی قرن هشتم میباشد.
از تاریخ
ولادت و زادگاه و نیز از وقایع زندگی او اطلاع زیادی در دست نیست.
شوشتری او را همنام جدش، زینالدین علی، دانسته است.
کنیه ابوبکر را، که سایر منابع
به او نسبت دادهاند، نپذیرفته ولی
کنیه دیگری نیز برای وی ذکر نکرده است.
تایبادی، چنان که از گزارش شوشتری
برمی آید،
شیعه بوده است.
او علوم ظاهری را نزد نظام الدین هروی آموخت.
به گزارش
جامی،
در
طریقت و سلوک باطنی، اویسی بود.
تایبادی، از طریق روحانیت
شیخ احمد جامی معروف به شیخ جام که سه قرن پیش از وی میزیست، تربیت معنوی و صفای باطنی یافت و مدت سی سال همواره به
زیارت مرقد شیخ جام میرفت و در آنجا به
عبادت و
تلاوت قرآن میپرداخت.
پس از آن، به اشارت شیخ احمد جامی، به زیارت مرقد
امام رضا (علیهالسلام) رفت و سپس، در پی رؤیایی که دیده بود، به
طوس سفر کرد و در آن جا بابا محمود طوسی را، که درویشی مجذوب بود، ملاقات کرد.
تایبادی پس از آن، هر سال، از طریق واسطهای که نزد بابا محمود میفرستاد، از سخنان و اشارات او بهره میبرد.
شوشتری تایبادی را مرید ابوطاهر خوارزمی خوانده و سلسله ارادت او را، با دو واسطه، به شیخ علاءالدوله سمنانی متصل دانسته است.
درباره مریدان و ملازمان وی گزارشی در دست نیست.
به نوشته جامی
خواجه
بهاءالدین نقشبند برای تایبادی احترام و منزلت خاصی قایل بود؛ چنانکه اصحاب خود را، که عزم
حج داشتند، به ملاقات و مصاحبت با وی توصیه میکرد و خود نیز هنگام بازگشت از یکی از سفرهای
حج، در میان راه از
قافله جدا شد و برای ملاقات وی به تایباد رفت و سه روز در
خانه او به سر برد.
بهاءالدین درباره تایبادی گفته است که او را مانند دریایی از معارف یافتم.
خواجه محمد پارسا از اینکه به مقام و
منزلت تایبادی آگاه نبوده و همراه خواجه بهاءالدین نقشبند در آن سفر به ملاقات تایبادی نرفته اظهار پشیمانی کرده است.
در منابع دیگر نیز آمده است که جمع بسیاری از علما، مانند
میر سیدشریف جرجانی و
سعدالدین تفتازانی، به مقامات تایبادی اذعان کردهاند.
شوشتری
به رسالهای درباره شرح احوال و مقامات تایبادی، که یکی از مریدان وی آن را تألیف کرده است، اشاره میکند.
این امر نیز میتواند حاکی از اهمیت و اعتبار تایبادی در زمان خودش باشد.
در شرح حال
شمسالدین محمد حافظ شیرازی نقل است که او به راهنمایی تایبادی با افزودن
بیتی به
غزلی که مقطع آن (گر
مسلمانی از این است که حافظ دارد/ وای اگر از پی امروز بود فردایی) در ظاهر
کنایه به انکار
قیامت داشت، توانست از آزار و ایذای شاه شجاع در امان بماند،
که بی اساس مینماید.
تایبادی همچنین از توجه و احترام خاص بعضی از سلاطین برخوردار بود؛ چنانکه امیر تیمور در ۷۸۲ به ملاقات تایبادی رفت و تایبادی او را به رعایت
عدالت و دوری از
ظلم به مردم توصیه کرد.
تیمور همچنین در حل مسائل دینی از تایبادی کمک میگرفته است.
هدایت
مینویسد که در تزوکات تیموری پارهای از حالات تایبادی آمده است، اما در نسخه موجود تزوکات (افست از چاپ آکسفورد ۱۷۷۳) حتی نامی از او ذکر نشده است.
نیز نامهای منسوب به تایبادی موجود است که خطاب به تیمور است و در آن به رعایت احوال فرزندان شیخ جام و دیگر مشایخ سفارش شده است.
به گزارش
دولتشاه سمرقندی تایبادی همچنین ملک غیاثالدین، حکمران هرات و سرخس و نواحی دیگری در
خراسان قدیم، را به
عدالت و مراعات حال مردم
موعظه کرده است.
جامی
از چنین روابطی میان تایبادی و بعضی سلاطین و حکام چیزی گزارش نکرده است.
در تذکرهها گزارشی از آثار مکتوب تایبادی ندادهاند.
معلوم نیست که آیا او اساساً تألیفی نداشته و یا اینکه آثار او برجا نمانده است.
جز نامه یادشده و چند
رباعی منسوب به او که در بعضی منابع
نقل شده، در مجله ارمغان
نیز نامهای به تایبادی نسبت داده شده که به عبد الرحمان جامی نوشته است.
انتساب هر دو نامه به تایبادی بدون سند است و در آنها نشانی از نویسنده و مخاطب دیده نمیشود تا این انتساب را قابل قبول سازد.
تایبادی در محرّم ۷۹۱ در تایباد درگذشت و در همانجا دفن شد.
در زمان شاهرخ پسر تیمور بر مزار او ایوانی وسیع بنا گردید که تاکنون برجا مانده و یکی از آثار نفیس آن دوره به شمار میرود.
۱. ارمغان، سال ۱۷، ش ۴ (تیر ۱۳۱۵)؛
۲. اسناد و مکاتبات تاریخی ایران: از تیمور تا شاهاسماعیل، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ۱۳۵۶ ش؛
۳. ادوارد براون، تاریخ ادبی ایران، ج ۳: از سعدی تا جامی، ترجمه با حواشی علیاصغر حکمت، تهران ۱۳۵۷ش؛
۴. عبدالرحمان بن احمد جامی، نفحات الانس، چاپ محمود عابدی، تهران ۱۳۷۰ ش؛
۵. احمد بن محمد خوافی، مجمل فصیحی، چاپ محمود فرخ، مشهد ۱۳۳۹ـ ۱۳۴۱ ش؛
۶. خواند میر؛
۷. دولتشاه سمرقندی، ذکرة الشعراء، چاپ محمد رمضانی، تهران ۱۳۳۸ ش؛
۸. شرف الدین علی یزدی، ظفرنامه: تاریخ عمومی مفصل ایران در دورة تیموریان، چاپ محمد عباسی، تهران ۱۳۳۶ ش؛
۹. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالسالمؤمنین، تهران ۱۳۵۴ ش؛
۱۰. مدرس تبریزی؛
۱۱. رضاقلی بن محمد هادی هدایت، تذکرة ریاض العارفین، چاپ مهرعلی گرکانی، تهران
۱۳۴۴ ش
.؛
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله « تایبادی زین الدین ابوبکر ».