رَبّ (مفرداتقرآن)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
رَبّ (به فتح راء و تشدید باء) از
واژگان قرآن کریم به معنای تربیت کردن است.
مشتقات
رَبّ که در
آیات قرآن آمده عبارتند از:
أَرْباب (به فتح الف و سکون راء) جمع رَبّ؛
رِبّى (به کسر راء و تشدید باء) مثل ربّانى كسى است كه مخصوص به
خدا باشد؛
رِبّيون (به کسر راء و باء مشدد) به معنى هزاران و واحد آن رِبّى به معنى هزار؛
رَبانیّون (به فتح راء و باء) یعنی تربيت كننده؛
رَبائِب (به فتح راء و کسر همزه) جمع رَبيبِه به معنای نادخترى است.
رَبّ، بنابر نقل المعجم المفهرس بیشتر از نهصد و شصت فقره در قرآن کریم است.
رَبّ به معنای تربیت کردن است.
«
رَبَّ الصَّبیَ رَبّاً: رَبّاهُ حَتَّی اَدْرَکَ» یعنی بچه را تربیت کرد تا به
رشد رسید
و اطلاق آن بر
فاعل یعنی مرّبی به طور
استعاره است.
راغب میگوید: ربّ در اصل به معنی تربیت است ... و بر فاعل به طور استعاره گفته میشود و ربّ به طور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق میگردد که متکفّل به اصلاح موجودات است.
طبرسی در تفسیر
سوره حمد چند معنی از جمله: رئیس، مطاع، مالک، صاحب (رفیق)، مربّی و مصلح برای ربّ نقل کرده و گوید: آن از تربیت
مشتق است و این کلمه به طور اطلاق جز به خدا گفته نمیشود و در غیر خدا
مقیّد میآید؛ نحو:
ربّ الدار،
ربّ الضیعه.
به مواردی از
رَبّ که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود:
رَبّ به معنی مربّی از
اسماء حسنی است و مقام
ربوبیّت خداوند را روشن میکند یعنی آنگاه که در وصف خدا گفته شود:
ربّ العالمین، مراد پرورش دادن و تربیت کردن تمام موجودات است.
همانطوری که یک نفر
طفل را تربیت میکند و پیوسته مواظب اوست و از نان،
آب،
لباس،
اخلاق و تحصیل او غفلت ندارد. همچنین اطلاق کلمه ربّ بر خداوند سبحان مبیّن این معنی است.
کلمات
رَبِ الْعالَمینَ،
رَبُّکُمْ،
رَبَّنا،
رَبَّهُ،
رَبّی،
رَبِّکُما،
رَبَّ،
رَبَّکَ،
رَبِّها،
رَبَّهُمْ و
رَبَّهُما که در قرآن مجید بر خداوند سبحان اطلاق شده بنا بر نقل المعجم المفهرس بیشتر از نهصد و شصت فقره است.
در بسیاری از
آیات آمده:
(رَبِّ الْعالَمینَ)
و در بعضى از آيات آمده:
(رَبُ کُلِّ شَیْءٍ)
و در بعضىها:
(رَبُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ)
و در بعضی:
(رَبُ الْعَرْشِ)
و غیره در قرآن مجید استعمال شده است. نحو:
(الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ)
(حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه
پروردگار جهانيان است.)
(اَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمینَ)
(در برابر پروردگار جهانيان،
تسلیم شدم.)
(اِنّی اَخافُ اللَّهَ رَبََّ الْعالَمینَ)
(چون من از خداوند كه پروردگار جهانيان است مىترسم.)
(تَبارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمینَ)
(پر بركت و بى زوال است خداوندى كه پروردگار جهانيان است.)
(قُلْ اَ غَیْرَ اللَّهِ اَبْغی رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ)
(بگو: «آيا غير خدا، پروردگارى را بطلبم، در حالى كه او پروردگار همه چيز است.»)
(قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ قُلِ اللَّهُ)
(بگو: «چه كسى پروردگار آسمانها و
زمین است؟» بگو: خداوند یگانه!»)
(اللَّهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ)
(خداوند يگانهاى كه معبودى جز او نيست، و پروردگار
عرش عظيم است.)
رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ (او پروردگارِ دو
مشرق و دو
مغرب است.)
بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ (
سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها كه ما قادريم.)
رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ ( پروردگار آسمانهاى هفتگانه.)
بِرَبِّ النَّاسِ (پروردگار مردم.)
بِرَبِّ الْفَلَقِ (پروردگار سپيده
صبح.)
مضمون مجموع آنها روشن میکند که خداوند پرورش دهنده تمام موجودات است هم
خلقت از جانب اوست و هم تربیت علی هذا خالق و مربّی و معبود فقط خدای سبحان است.
در بعضی از آیات
رَبّ بر غیر خدا اطلاق گردیده است؛ مثل:
(وَ قالَ لِلَّذی ظَنَّ اَنَّهُ ناجٍ مِنْهُما اذْکُرْنی عِنْدَ رَبِّکَ)
(
یوسف به یکی از آن دو که گمان میکرد نجات خواهد یافت گفت: مرا نزد رئیس خود یاد کن.)
(يَا صاحِبَی السِّجْنِ أَمّا أَحَدُكُما فَيَسْقی رَبَّهُ خَمْرًا وَ أَمّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضیَ الأَمْرُ الَّذی فيهِ تَسْتَفْتيانِ)
(اى دوستان زندانى من! امّا
تعبیر خواب شما چنين است كه يكى از شما دو نفر، آزاد مىشود و ساقى شراب براى آقاى خود خواهد شد و امّا ديگرى به دار آويخته مىشود و پرندگان از سر او مىخورند و مطلبى كه درباره آن از من نظر خواستيد، قطعى و حتمى است.)
(وَ قالَ الْمَلِکُ ائْتونی بِهِ فَلَمّا جاءهُ الرَّسولُ قالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّکَ فاسْأَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللاّتی قَطَّعْنَ أَيْديَهُنَّ إِنَّ رَبّی بِكَيْدِهِنَّ عَليمٌ)
(پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد.» ولى هنگامى كه فرستاده او نزد وى آمد، يوسف گفت: «به سوى آقايت بازگرد و از او بپرس ماجراى زنانى كه دستهاى خود را بريدند چه بود؟ به
یقین پروردگار من به نيرنگ آنها آگاه است».)
(فَاَنْساهُ الشَّیْطانُ ذِکْرَ رَبِّهِ)
(ولى
شیطان ياد او را نزد آقايش از خاطر وى برد.)
ظاهرا مراد از
رَبّ در این آیات ملک و رئیس است؛ چنانکه از
مجمع البیان نقل شد.
أَرْباب جمع
رَبّ است و مراد از آن معبودهای دروغین،
ملائکه و بزرگان قوماند که قرآن از اتخاذ ارباب در مقابل خداوند
نهی فرموده است و چهار محل فوق به قرار ذیل است:
(اَ اَرْبابٌ مُتَفَرِّقونَ خَیْرٌ اَمِ اللَّهُ)
(آيا خدايان متعدد و پراكنده بهترند، يا خداوند يگانه.)
(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَواء بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَيْئًا وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضًا أَرْبابًا مِّن دونِ اللّهِ فإِن تَوَلَّوْاْ فَقولواْ اشْهَدواْ بِأَنّا مُسْلِمونَ)
(بگو: «اى
اهل کتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعض ديگر را -غير از خداى يگانه- به ربوبيت نپذيرد.» هر گاه از اين
دعوت، سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم.»)
(وَ لا يأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذواْ الْمَلائِكَةَ وَ النّبيّيْنَ أَرْبابًا أَ يأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمونَ)
(و به شما دستور نمىدهد كه فرشتگان و
پیامبران را، به عنوان پروردگار انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آنكه
مسلمان شديد، به
کفر فرمان مىدهد؟!)
(اتَّخَذواْ أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْبابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرواْ إِلاّ لِيَعْبُدواْ إِلَهًا واحِدًا لاّ إِلَهَ إِلاّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكونَ)
(آنها دانشمندان و
راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و همچنين
مسیح فرزند
مریم را؛ در حالى كه دستور داشتند فقط خداوند يكتايى را كه هيچ معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاک و
منزّه است از آنچه همتايش قرار مىدهند!)
راغب میگوید: بنابر آنکه ربّ فقط به خدا اطلاق میشود لازم بود که جمع بسته نشود ولی بنا بر اعتقاد
کفّار جمع بسته شده است نه راجع به نفس امر و حقیقت، بهتر است گفته شود برای نقل قول آنها و برای تفهیم جریان جمع آمده است.
در دعای ۴۶
صحیفه آمده:
«اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ ... رَبَّ الْاَرْبابِ» رِبّی به كسر اول مثل ربّانى كسى است كه مخصوص به خدا باشد و به غير خدا مشغول نشود.
به قولى:
رِبّيون به معنى هزاران و
رِبّى به معنى هزار است.
(وَ كأَيِّنْ مِنْ نَبيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبّيّونَ كَثيرٌ)
يعنى: «چه بسا پيغمبر كه بسيارى از مخصوصان خدا همراه وى كارزار كردند.»
(كَأَيِّنْ)
كلمه تكثير میباشد.
به عقيده طبرسى
رَبّان وصف است مثل عطشان و سكران به معنى تربيت كننده
و آن مختار اقرب الموارد و قاموس است.
(وَ لكِنْ كونوا رَبّانيّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسونَ)
معنى آيه چنين میشود: «و ليكن تربيتكنندگان باشيد كه كتاب را
تعلیم میكنيد و درس میخوانيد.»
(إِنّا أَنزَلْنا التَّوْراةَ فيها هُدًى وَ نورٌ يَحْكُمُ بِها النَّبيّونَ الَّذينَ أَسْلَمواْ لِلَّذينَ هادواْ وَ الرَّبّانيّونَ وَ الأَحْبارُ بِما اسْتُحْفِظواْ مِن كِتابِ اللّهِ وَ كانواْ عَلَيْهِ شُهَداء فَلا تَخْشَوُاْ النّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرواْ بِآياتی ثَمَنًا قَليلًا وَ مَن لَّمْ يَحْكُم بِما أَنزَلَ اللّهُ فَأوْلَئِکَ هُمُ الْكافِرونَ)
(ما
تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن،
هدایت و نورى بود و پيامبران
بنی اسرائیل، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، طبق آن براى
یهود حكم مىكردند و همچنين علما و دانشمندان الهى بر اساس كتاب خداوند كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مىنمودند. بنابراين، به خاطر داورى بر طبق
آیات الهی، از مردم نترسيد و از نافرمانى من بترسيد و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد و آنها كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، كافرند.)
(لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبّانيّونَ وَ الأَحْبارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانواْ يَصْنَعونَ)
(چرا دانشمندان و علماى يهود و
نصارا، آنها را از سخنان گناهآميز و خوردن
مال حرام، نهى نمىكنند؟! چه بد و ناپسند است عملى كه انجام مىدادند!)
به عقيده بعضىها ربّانى منسوب به رب، الف و نون براى
تفخیم و تكثير است نه براى وصف مثل لحيانى كه به معنى كثير اللحيه است و ربّانى كسى است كه مخصوص به خدا باشد و به غير او مشغول نشود؛ اين سخن را
المیزان اختيار كرده،
در اقرب الموارد و
مفردات در ضمن چند وجه نقل شده است؛
ولى قول مجمع
به نظر نگارنده اصح است و با آيات قرآن بهتر میسازد.
رَبائِب جمع
رَبيبِه و آن نادخترى است.
در
مجمع گويد علت اين تسميه آن است كه شوهر دوّمى زن، او را تربيت میكند و ربيبه به معنى مربوبه است مثل قتيله به معنى مقتوله.
(وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتی فی حُجورِكُمْ)
«ربيبههاى شما كه در كنار شمايند برايتان
حرام میباشند.»
در
فقه اسلامی روشن است كه ربيبه خواه در منزل و تحت حفاظت شخص باشد يا نه حرام است و قيد «
فی حُجورِكُمْ» براى غالب است زيرا كه در غالب زن دختر خويش را نيز به خانه شوهر دوم میآورد.
به مواردی که در
نهج البلاغه بهکار رفته است، اشاره میشود:
در
نهج البلاغه حکمت ۱۳۹ فرموده :
«النّاسُ ثَلاثَةٌ فَعالِمٌ رَبّانیً وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ أَتْباعُ كُلِّ ناعِق.» «مردم سه گروهاند عالم تربيت كننده و متعلّم بر راه نجات و احمقانى كه از هر داعى باطل
اطاعت كنند.»
از مقابله متعلم به دست میآيد كه ربّانى وصف و به معنى مربى است.
همچنين در
خطبه ۱۰۷ آمده:
«فاسْتَمِعوهُ مِنْ رَبّانيِّكُمْ وَ أَحْضِروهُ قُلوبَكُمْ.» (به سخن مرد خدا و ربّانى خويش گوش فرادهيد! دلهاى خود را در پيشگاه او حاضر سازيد.)
از اين نيز به دست میآيد كه ربّانى وصف است.
ربّ، بنا بر نقل المعجم المفهرس بیشتر از نهصد و شصت فقره در قرآن کریم است.
(رَبِ الْعالَمینَ)
مجموعا چهل و دو بار در قرآن آمده است.
أَرْباب چهار بار در قرآن مجید آمده است.
رَبّیون فقط يک بار در قرآن آمده است.
رَبّانيّون سه بار در قرآن آمده است.
رَبائِب در قرآن فقط يک بار آمده است.
•
قرشی بنابی، علیاکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «رب»، ج۳، ص۴۲-۴۶.