• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رَبّ (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





رَبّ (به فتح راء و تشدید باء) از واژگان قرآن کریم به معنای تربیت کردن است.
مشتقات رَبّ که در آیات قرآن آمده عبارتند از:
أَرْباب (به فتح الف و سکون راء) جمع رَبّ؛
رِبّى (به کسر راء و تشدید باء) مثل ربّانى كسى است كه مخصوص به خدا باشد؛
رِبّيون (به کسر راء و باء مشدد) به معنى‌ هزاران و واحد آن رِبّى به معنى هزار؛
رَبانیّون (به فتح راء و باء) یعنی تربيت كننده؛
رَبائِب (به فتح راء و کسر همزه) جمع رَبيبِه به معنای نادخترى است.
رَبّ، بنابر نقل المعجم المفهرس بیش‌تر از نهصد و شصت فقره در قرآن کریم است.

فهرست مندرجات

۱ - معنای رَبّ
۲ - کاربردها
       ۲.۱ - اطلاق رَبّ بر خداوند
              ۲.۱.۱ - رَبِ‌ّ (آیه ۲ سوره حمد)
              ۲.۱.۲ - لِرَبِ‌ّ (آیه ۱۳۱ سوره بقره)
              ۲.۱.۳ - رَبََّ (آیه ۲۸ سوره مائده)
              ۲.۱.۴ - رَبُّ (آیه ۵۴ سوره اعراف)
              ۲.۱.۵ - رَبُّ (آیه ۱۶۴ سوره انعام)
              ۲.۱.۶ - رَبُّ (آیه ۱۶ سوره رعد)
              ۲.۱.۷ - رَبُّ (آیه ۲۶ سوره نمل)
              ۲.۱.۸ - رَبُّ (آیه ۱۷ سوره الرحمن)
              ۲.۱.۹ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۴۰ سوره معارج)
              ۲.۱.۱۰ - رَبُّ (آیه ۸۶ سوره مومنون)
              ۲.۱.۱۱ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۱ سوره ناس)
              ۲.۱.۱۲ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۱ سوره فلق)
       ۲.۲ - اطلاق رَبّ بر غیر خدا
              ۲.۲.۱ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۴۲ سوره یوسف)
              ۲.۲.۲ - رَبَّهُ (آیه ۴۱ سوره یوسف)
              ۲.۲.۳ - رَبّی (آیه ۵۰ سوره یوسف)
              ۲.۲.۴ - رَبِّهِ‌ (آیه ۴۲ سوره یوسف)
       ۲.۳ - أَرْباب
              ۲.۳.۱ - اَرْبابٌ‌ (آیه ۳۹ سوره یوسف)
              ۲.۳.۲ - أَرْبابًا (آیه ۶۴ سوره آل عمرن)
              ۲.۳.۳ - أَرْبابًا (آیه ۸۰ سوره آل عمرن)
              ۲.۳.۴ - أَرْبابًا (آیه ۳۱ سوره توبه)
       ۲.۴ - رِبّیون
              ۲.۴.۱ - رِبّيّونَ‌ (آیه ۱۴۶ سوره آل عمران)
       ۲.۵ - رَبّانيّون
              ۲.۵.۱ - رَبّانيّينَ‌ (آیه ۷۹ سوره آل عمران)
              ۲.۵.۲ - الرَّبّانيّونَ (آیه ۴۴ سوره مائده)
              ۲.۵.۳ - الرَّبّانيّونَ (آیه ۶۳ سوره مائده)
       ۲.۶ - رَبائِب
              ۲.۶.۱ - رَبائِبُكُمُ‌ (آیه ۲۳ سوره نساء)
۳ - کاربرد در نهج البلاغه
       ۳.۱ - رَبّانیً - حکمت ۱۳۹ (تقسیم مردم)
       ۳.۲ - رَبّانيِّكُمْ‌ - خطبه ۱۰۷ (درباره خودش)
۴ - تعداد کاربردها
۵ - پانویس
۶ - منبع


رَبّ به معنای تربیت کردن است.
«رَبَّ الصَّبیَ‌ رَبّاً: رَبّاهُ حَتَّی اَدْرَکَ» یعنی بچه را تربیت کرد تا به رشد رسید و اطلاق آن بر فاعل یعنی مرّبی به طور استعاره است.
راغب می‌گوید: ربّ در اصل به معنی تربیت است ... و بر فاعل به طور استعاره گفته می‌شود و ربّ به طور اطلاق فقط بر خداوند اطلاق می‌گردد که متکفّل به اصلاح موجودات است.
طبرسی در تفسیر سوره حمد چند معنی از جمله: رئیس، مطاع، مالک، صاحب (رفیق)، مربّی و مصلح برای ربّ نقل کرده و گوید: آن از تربیت مشتق است و این کلمه به طور اطلاق جز به خدا گفته نمی‌شود و در غیر خدا مقیّد می‌آید؛ نحو: ربّ الدار، ربّ الضیعه.



به مواردی از رَبّ که در قرآن به‌ کار رفته است، اشاره می‌شود:

۲.۱ - اطلاق رَبّ بر خداوند

رَبّ به معنی مربّی از اسماء حسنی است و مقام ربوبیّت خداوند را روشن می‌کند یعنی آن‌گاه که در وصف خدا گفته شود: ربّ العالمین، مراد پرورش دادن و تربیت کردن تمام موجودات است.
همان‌طوری که یک نفر طفل را تربیت می‌کند و پیوسته مواظب اوست و از نان، آب، لباس، اخلاق و تحصیل او غفلت ندارد. همچنین اطلاق کلمه ربّ بر خداوند سبحان مبیّن این معنی است.
کلمات‌ رَبِ‌ الْعالَمینَ، رَبُّکُمْ‌، رَبَّنا، رَبَّهُ، رَبّی، رَبِّکُما، رَبَّ، رَبَّکَ، رَبِّها، رَبَّهُمْ و رَبَّهُما که در قرآن مجید بر خداوند سبحان اطلاق شده بنا بر نقل المعجم المفهرس بیش‌تر از نهصد و شصت فقره است.
[۷] عبدالباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، ج۱، ص۱۰.

در بسیاری از آیات آمده‌:

(رَبِ‌ّ الْعالَمینَ)

و در بعضى از آيات آمده:

(رَبُ‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ)

و در بعضى‌ها:

(رَبُ‌ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ)

و در بعضی‌:

(رَبُ‌ الْعَرْشِ‌)

و غیره در قرآن مجید استعمال شده است. نحو:

۲.۱.۱ - رَبِ‌ّ (آیه ۲ سوره حمد)

(الْحَمْدُ لِلَّهِ‌ رَبِ‌ّ الْعالَمینَ)

      
(حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.)


۲.۱.۲ - لِرَبِ‌ّ (آیه ۱۳۱ سوره بقره)

(اَسْلَمْتُ‌ لِرَبِ‌ّ الْعالَمینَ)

      
(در برابر پروردگار جهانيان، تسلیم شدم.)


۲.۱.۳ - رَبََّ (آیه ۲۸ سوره مائده)

(اِنّی اَخافُ اللَّهَ‌ رَبََّ الْعالَمینَ)

      
(چون من از خداوند كه پروردگار جهانيان است مى‌ترسم.)


۲.۱.۴ - رَبُّ (آیه ۵۴ سوره اعراف)

(تَبارَکَ اللَّهُ‌ رَبُّ الْعالَمینَ)

      
(پر بركت و بى زوال است خداوندى كه پروردگار جهانيان است.)


۲.۱.۵ - رَبُّ (آیه ۱۶۴ سوره انعام)

(قُلْ اَ غَیْرَ اللَّهِ اَبْغی‌ رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ‌ءٍ)

      
(بگو: «آيا غير خدا، پروردگارى را بطلبم، در حالى كه او پروردگار همه چيز است.»)


۲.۱.۶ - رَبُّ (آیه ۱۶ سوره رعد)

(قُلْ مَنْ‌ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ قُلِ اللَّهُ)

      
(بگو: «چه كسى پروردگار آسمان‌ها و زمین است؟» بگو: خداوند یگانه!»)


۲.۱.۷ - رَبُّ (آیه ۲۶ سوره نمل)

(اللَّهُ لا اِلهَ اِلّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ)

      
(خداوند يگانه‌اى كه معبودى جز او نيست، و پروردگار عرش عظيم است.)


۲.۱.۸ - رَبُّ (آیه ۱۷ سوره الرحمن)

رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ‌       
(او پروردگارِ دو مشرق و دو مغرب است.)


۲.۱.۹ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۴۰ سوره معارج)

بِرَبِ‌ّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ‌       
(سوگند به پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها كه ما قادريم.)


۲.۱.۱۰ - رَبُّ (آیه ۸۶ سوره مومنون)

رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ‌       
( پروردگار آسمان‌هاى هفتگانه.)


۲.۱.۱۱ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۱ سوره ناس)

بِرَبِ‌ّ النَّاسِ‌
(پروردگار مردم.)


۲.۱.۱۲ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۱ سوره فلق)

بِرَبِ‌ّ الْفَلَقِ‌
(پروردگار سپيده صبح.)
مضمون مجموع آن‌ها روشن می‌کند که خداوند پرورش دهنده تمام موجودات است هم خلقت از جانب اوست و هم تربیت علی هذا خالق و مربّی و معبود فقط خدای سبحان است.


۲.۲ - اطلاق رَبّ بر غیر خدا

در بعضی از آیات رَبّ بر غیر خدا اطلاق گردیده است؛ مثل‌:

۲.۲.۱ - بِرَبِ‌ّ (آیه ۴۲ سوره یوسف)

(وَ قالَ لِلَّذی ظَنَّ اَنَّهُ ناجٍ مِنْهُما اذْکُرْنی عِنْدَ رَبِّکَ‌)

      
(یوسف به یکی از آن دو که گمان می‌کرد نجات خواهد یافت گفت: مرا نزد رئیس خود یاد کن.)


۲.۲.۲ - رَبَّهُ (آیه ۴۱ سوره یوسف)

(يَا صاحِبَی السِّجْنِ أَمّا أَحَدُكُما فَيَسْقی رَبَّهُ خَمْرًا وَ أَمّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضیَ الأَمْرُ الَّذی فيهِ تَسْتَفْتيانِ)

      
(اى دوستان زندانى من! امّا تعبیر خواب شما چنين است كه يكى از شما دو نفر، آزاد مى‌شود و ساقى شراب براى آقاى خود خواهد شد و امّا ديگرى به دار آويخته مى‌شود و پرندگان از سر او مى‌خورند و مطلبى كه درباره آن از من نظر خواستيد، قطعى و حتمى است.)


۲.۲.۳ - رَبّی (آیه ۵۰ سوره یوسف)

(وَ قالَ الْمَلِکُ ائْتونی بِهِ فَلَمّا جاءهُ الرَّسولُ قالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّکَ فاسْأَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللاّتی قَطَّعْنَ أَيْديَهُنَّ إِنَّ رَبّی بِكَيْدِهِنَّ عَليمٌ)

      
(پادشاه گفت: «او را نزد من آوريد.» ولى هنگامى كه فرستاده او نزد وى آمد، يوسف گفت: «به سوى آقايت بازگرد و از او بپرس ماجراى زنانى كه دست‌هاى خود را بريدند چه بود؟ به یقین پروردگار من به نيرنگ آن‌ها آگاه است».)


۲.۲.۴ - رَبِّهِ‌ (آیه ۴۲ سوره یوسف)

(فَاَنْساهُ الشَّیْطانُ ذِکْرَ رَبِّهِ‌)

      
(ولى شیطان ياد او را نزد آقايش از خاطر وى برد.)
ظاهرا مراد از رَبّ در این آیات ملک و رئیس است؛ چنان‌که از مجمع البیان نقل شد.


۲.۳ - أَرْباب

أَرْباب جمع رَبّ است و مراد از آن معبودهای دروغین، ملائکه و بزرگان قوم‌اند که قرآن از اتخاذ ارباب در مقابل خداوند نهی فرموده است و چهار محل فوق به قرار ذیل است:

۲.۳.۱ - اَرْبابٌ‌ (آیه ۳۹ سوره یوسف)

(اَ اَرْبابٌ‌ مُتَفَرِّقونَ خَیْرٌ اَمِ اللَّهُ)

      
(آيا خدايان متعدد و پراكنده بهترند، يا خداوند يگانه‌.)


۲.۳.۲ - أَرْبابًا (آیه ۶۴ سوره آل عمرن)

(قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَواء بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَيْئًا وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضًا أَرْبابًا مِّن دونِ اللّهِ فإِن تَوَلَّوْاْ فَقولواْ اشْهَدواْ بِأَنّا مُسْلِمونَ)

      
(بگو: «اى اهل کتاب! بياييد به سوى سخنى كه‌ ميان ما و شما يكسان است؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما، بعض ديگر را -غير از خداى يگانه- به ربوبيت نپذيرد.» هر گاه از اين دعوت، سرباز زنند، بگوييد: «گواه باشيد كه ما مسلمانيم.»)


۲.۳.۳ - أَرْبابًا (آیه ۸۰ سوره آل عمرن)

(وَ لا يأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذواْ الْمَلائِكَةَ وَ النّبيّيْنَ أَرْبابًا أَ يأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمونَ)

      
(و به شما دستور نمى‌دهد كه فرشتگان و پیامبران را، به عنوان پروردگار انتخاب كنيد. آيا شما را، پس از آن‌كه مسلمان شديد، به کفر فرمان مى‌دهد؟!)


۲.۳.۴ - أَرْبابًا (آیه ۳۱ سوره توبه)

(اتَّخَذواْ أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْبابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرواْ إِلاّ لِيَعْبُدواْ إِلَهًا واحِدًا لاّ إِلَهَ إِلاّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمّا يُشْرِكونَ)

      
(آن‌ها دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و همچنين مسیح فرزند مریم را؛ در حالى كه دستور داشتند فقط خداوند يكتايى را كه هيچ معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاک و منزّه است از آنچه همتايش قرار مى‌دهند!)
راغب می‌گوید: بنابر آنکه ربّ فقط به خدا اطلاق می‌شود لازم بود که جمع بسته نشود ولی بنا بر اعتقاد کفّار جمع بسته شده است نه راجع به نفس امر و حقیقت، بهتر است گفته شود برای نقل قول آن‌ها و برای تفهیم جریان جمع آمده است.
در دعای ۴۶ صحیفه آمده: «اَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ ... رَبَّ الْاَرْبابِ»


۲.۴ - رِبّیون

رِبّی به كسر اول مثل ربّانى كسى است كه مخصوص به خدا باشد و به غير خدا مشغول نشود.
به قولى: رِبّيون به معنى‌ هزاران و رِبّى به معنى هزار است.

۲.۴.۱ - رِبّيّونَ‌ (آیه ۱۴۶ سوره آل عمران)

(وَ كأَيِّنْ مِنْ نَبيٍّ قاتَلَ مَعَهُ‌ رِبّيّونَ‌ كَثيرٌ)

      
يعنى: «چه بسا پيغمبر كه بسيارى از مخصوصان خدا همراه وى كارزار كردند.»

(كَأَيِّنْ)

كلمه تكثير می‌باشد.


۲.۵ - رَبّانيّون

به عقيده طبرسى رَبّان وصف است مثل عطشان و سكران به معنى تربيت كننده و آن مختار اقرب الموارد و قاموس است.

۲.۵.۱ - رَبّانيّينَ‌ (آیه ۷۹ سوره آل عمران)

(وَ لكِنْ كونوا رَبّانيّينَ‌ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسونَ)

      
معنى آيه چنين می‌شود: «و ليكن تربيت‌كنندگان باشيد كه كتاب را تعلیم می‌كنيد و درس می‌خوانيد.»


۲.۵.۲ - الرَّبّانيّونَ (آیه ۴۴ سوره مائده)

(إِنّا أَنزَلْنا التَّوْراةَ فيها هُدًى وَ نورٌ يَحْكُمُ بِها النَّبيّونَ الَّذينَ أَسْلَمواْ لِلَّذينَ هادواْ وَ الرَّبّانيّونَ وَ الأَحْبارُ بِما اسْتُحْفِظواْ مِن كِتابِ اللّهِ وَ كانواْ عَلَيْهِ شُهَداء فَلا تَخْشَوُاْ النّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرواْ بِآياتی ثَمَنًا قَليلًا وَ مَن لَّمْ يَحْكُم بِما أَنزَلَ اللّهُ فَأوْلَئِکَ هُمُ الْكافِرونَ)

      
(ما تورات را نازل كرديم در حالى كه در آن، هدایت و نورى بود و پيامبران بنی اسرائیل، كه در برابر فرمان خدا تسليم بودند، طبق آن براى یهود حكم مى‌كردند و همچنين علما و دانشمندان الهى بر اساس كتاب خداوند كه به آن‌ها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داورى مى‌نمودند. بنابراين، به خاطر داورى بر طبق آیات الهی، از مردم نترسيد و از نافرمانى من بترسيد و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد و آن‌ها كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نمى‌كنند، كافرند.)


۲.۵.۳ - الرَّبّانيّونَ (آیه ۶۳ سوره مائده)

(لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبّانيّونَ وَ الأَحْبارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانواْ يَصْنَعونَ)

      
(چرا دانشمندان و علماى يهود و نصارا، آن‌ها را از سخنان گناه‌آميز و خوردن مال حرام، نهى نمى‌كنند؟! چه بد و ناپسند است عملى كه انجام مى‌دادند!)
به عقيده بعضى‌ها ربّانى منسوب به رب، الف و نون براى تفخیم و تكثير است نه براى وصف مثل لحيانى كه به معنى كثير اللحيه است و ربّانى كسى است كه مخصوص به خدا باشد و به غير او مشغول نشود؛ اين سخن را المیزان اختيار كرده، در اقرب الموارد و مفردات در ضمن چند وجه نقل شده است؛ ولى قول مجمع به نظر نگارنده اصح است و با آيات قرآن بهتر می‌سازد.


۲.۶ - رَبائِب

رَبائِب جمع رَبيبِه و آن نادخترى است.
در مجمع گويد علت اين تسميه آن است كه شوهر دوّمى زن، او را تربيت می‌كند و ربيبه به معنى مربوبه است مثل قتيله به معنى مقتوله.

۲.۶.۱ - رَبائِبُكُمُ‌ (آیه ۲۳ سوره نساء)

(وَ رَبائِبُكُمُ‌ اللَّاتی فی حُجورِكُمْ)

      
«ربيبه‌هاى شما كه در كنار شمايند برايتان حرام می‌باشند.»
در فقه اسلامی روشن است كه‌ ربيبه خواه در منزل و تحت حفاظت شخص باشد يا نه حرام است و قيد «فی حُجورِكُمْ» براى غالب است زيرا كه در غالب زن دختر خويش را نيز به خانه شوهر دوم می‌آورد.



به مواردی که در نهج البلاغه به‌کار رفته است، اشاره می‌شود:

۳.۱ - رَبّانیً - حکمت ۱۳۹ (تقسیم مردم)

در نهج البلاغه حکمت ۱۳۹ فرموده‌ :
«النّاسُ ثَلاثَةٌ فَعالِمٌ‌ رَبّانیً وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ أَتْباعُ كُلِّ ناعِق.»
«مردم سه گروه‌اند عالم تربيت كننده و متعلّم بر راه نجات و احمقانى كه از هر داعى باطل اطاعت كنند.»
از مقابله متعلم به دست می‌آيد كه ربّانى وصف و به معنى مربى است.


۳.۲ - رَبّانيِّكُمْ‌ - خطبه ۱۰۷ (درباره خودش)

همچنين در خطبه ۱۰۷ آمده‌:
«فاسْتَمِعوهُ مِنْ‌ رَبّانيِّكُمْ‌ وَ أَحْضِروهُ قُلوبَكُمْ.»
(به سخن مرد خدا و ربّانى خويش گوش فرادهيد! دل‌هاى خود را در پيشگاه او حاضر سازيد.)
از اين نيز به دست می‌آيد كه ربّانى وصف است.



ربّ، بنا بر نقل المعجم المفهرس بیش‌تر از نهصد و شصت فقره در قرآن کریم است.
[۱۸۶] عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، ج۱، ص۱۰.

(رَبِ‌ الْعالَمینَ)

مجموعا چهل و دو بار در قرآن آمده است.                            
أَرْباب چهار بار در قرآن مجید آمده است.                            
رَبّیون فقط يک بار در قرآن آمده است.       
رَبّانيّون سه بار در قرآن آمده است.                     
رَبائِب در قرآن فقط يک بار آمده است.       


۱. قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۳، ص۴۲-۴۴.    
۲. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۳۳۶.    
۳. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین ت الحسینی، ج۲، ص۶۳.    
۴. شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۳۳۴.    
۵. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۳۳۶.    
۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۹۴.    
۷. عبدالباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، ج۱، ص۱۰.
۸. فاتحه/سوره۱، آیه۲.    
۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱.    
۱۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۳۳.    
۱۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۲۱.    
۱۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱، ص۵۲.    
۱۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۷۲.    
۱۴. بقره/سوره۲، آیه۱۳۱.    
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۰.    
۱۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱، ص۴۵۳.    
۱۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۳۰۰.    
۱۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲، ص۶۶.    
۱۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۳۹۸.    
۲۰. مائده/سوره۵، آیه۲۸.    
۲۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۱۲.    
۲۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۴۹۱.    
۲۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۰۱.    
۲۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۵.    
۲۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۲۸۴.    
۲۶. اعراف/سوره۷، آیه۵۴.    
۲۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۵۷.    
۲۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۱۸۸.    
۲۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۸، ص۱۵۰.    
۳۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۱۳۱.    
۳۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۶۶۰.    
۳۲. انعام/سوره۶، آیه۱۶۴.    
۳۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۵۰.    
۳۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۷، ص۵۴۵.    
۳۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۷، ص۳۹۵.    
۳۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۹، ص۳۸.    
۳۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۴، ص۶۰۵.    
۳۸. رعد/سوره۱۳، آیه۱۶.    
۳۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۵۱.    
۴۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۴۴۳.    
۴۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۳۲۴.    
۴۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۳، ص۳۹.    
۴۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۴۳۷.    
۴۴. نمل/سوره۲۷، آیه۲۶.    
۴۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۷۹.    
۴۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۵۰۸.    
۴۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۳۵۷.    
۴۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۸، ص۱۰۰.    
۴۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۳۴۲.    
۵۰. رحمن/سوره۵۵، آیه۱۷.    
۵۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۳۲.    
۵۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۹، ص۱۶۶.    
۵۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۹، ص۹۹.    
۵۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۴، ص۷۶.    
۵۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۹، ص۳۰۴.    
۵۶. معارج/سوره۷۰، آیه۴۰.    
۵۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۷۰.    
۵۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۳۲.    
۵۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۲۲.    
۶۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۵، ص۳۲۳.    
۶۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۳۸.    
۶۲. مومنون/سوره۲۳، آیه۸۶.    
۶۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۳۴۷.    
۶۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۵، ص۸۰.    
۶۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۵، ص۵۷.    
۶۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۷، ص۷۲.    
۶۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۷، ص۱۸۳.    
۶۸. ناس/سوره۱۱۴، آیه۱.    
۶۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۶۰۴.    
۷۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۶۸۷.    
۷۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۹۵.    
۷۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۷، ص۳۹۰.    
۷۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۶۸.    
۷۴. فلق/سوره۱۱۳، آیه۱.    
۷۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۶۰۴.    
۷۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۲۰، ص۶۸۰.    
۷۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲۰، ص۳۹۲.    
۷۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۲۷، ص۳۸۲.    
۷۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱۰، ص۸۶۵.    
۸۰. یوسف/سوره۱۲، آیه۴۲.    
۸۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۴۰.    
۸۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۲۴۵.    
۸۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۸۰.    
۸۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۲۲۳.    
۸۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۰۴.    
۸۶. یوسف/سوره۱۲، آیه۴۱.    
۸۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۴۰.    
۸۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۲۴۵.    
۸۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۸۰.    
۹۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۲۲۲-۲۲۳.    
۹۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۰۳-۴۰۴.    
۹۲. یوسف/سوره۱۲، آیه۵۰.    
۹۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۴۱.    
۹۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۲۶۴-۲۶۵.    
۹۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۹۴.    
۹۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۲۳۴-۲۳۵.    
۹۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۱۲-۴۱۳.    
۹۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۴۲.    
۹۹. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۴۰.    
۱۰۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۲۴۶.    
۱۰۱. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۸۱.    
۱۰۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۲۲۳.    
۱۰۳. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۰۴.    
۱۰۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۰۴.    
۱۰۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹.    
۱۰۶. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۲۴۰.    
۱۰۷. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۱، ص۲۳۸-۲۴۱.    
۱۰۸. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱۱، ص۱۷۴-۱۷۷.    
۱۰۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۲، ص۲۲۱.    
۱۱۰. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۰۳.    
۱۱۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۱۱۲. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۸.    
۱۱۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۳۹۰-۳۹۵.    
۱۱۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۴۷-۲۵۱.    
۱۱۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۰۸-۱۰۹.    
۱۱۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۱۴-۳۱۵.    
۱۱۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۸۰.    
۱۱۸. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۶۰.    
۱۱۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۳، ص۴۳۸-۴۴۰.    
۱۲۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۷۷-۲۷۹.    
۱۲۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۴۲.    
۱۲۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۳۲.    
۱۲۳. توبه/سوره۹، آیه۳۱.    
۱۲۴. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۹۱.    
۱۲۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۹، ص۳۲۶.    
۱۲۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۹، ص۲۴۵.    
۱۲۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۱۱، ص۷۱-۷۲.    
۱۲۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۵، ص۴۳-۴۴.    
۱۲۹. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۱۸۴.    
۱۳۰. صحیفه سجادیه، دعای ۴۶.    
۱۳۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۴۶.    
۱۳۲. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۴، ص۶۲.    
۱۳۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۴، ص۴۱.    
۱۳۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۲۸۶.    
۱۳۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۸۵۴.    
۱۳۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۴، ص۴۱.    
۱۳۷. شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۳۳۶.    
۱۳۸. فیروزآبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، ص۸۸.    
۱۳۹. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۷۸۱.    
۱۴۰. شرتونی، سعید، اقرب الموارد فی فصح العربیه و الشوارد، ج۲، ص۳۳۵.    
۱۴۱. فیروزآبادی، مجدالدین، القاموس المحیط، ص۸۷.    
۱۴۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۹.    
۱۴۳. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج، ص.    
۱۴۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۷۶.    
۱۴۵. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۴، ص۱۴۰.    
۱۴۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۳۳۱.    
۱۴۷. مائده/سوره۵، آیه۴۴.    
۱۴۸. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۱۵.    
۱۴۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۵، ص۵۶۱.    
۱۵۰. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۵، ص۳۴۳.    
۱۵۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۴۸-۴۹.    
۱۵۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۴۱.    
۱۵۳. مائده/سوره۵، آیه۶۳.    
۱۵۴. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۱۸.    
۱۵۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۶، ص۴۳-۴۴.    
۱۵۶. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۶، ص۳۱.    
۱۵۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۷، ص۱۰۴.    
۱۵۸. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۳۷۳.    
۱۵۹. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۷۶.    
۱۶۰. راغب اصفهانی، حسین، المفردات، ط دارالقلم، ص۳۳۶.    
۱۶۱. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۷۸۱.    
۱۶۲. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۴۵.    
۱۶۳. نساء/سوره۴، آیه۲۳.    
۱۶۴. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۴، ص۴۲۰.    
۱۶۵. طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۴، ص۲۶۴.    
۱۶۶. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ترجمه محمد بیستونی، ج۵، ص۹۴.    
۱۶۷. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۳، ص۵۵.    
۱۶۸. سید رضی، محمد، نهج البلاغه، ت الحسون، ص۸۰۸، حکمت ۱۳۹.    
۱۶۹. عبده، محمد، نهج البلاغه، ط مطبعه الاستقامه، ج۳، ص۱۸۶، حکمت ۱۴۷.    
۱۷۰. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۴۹۶، حکمت ۱۴۷.    
۱۷۱. مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۷۷۱، حکمت ۱۴۷.    
۱۷۲. بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۵۴۴.    
۱۷۳. بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۵، ص۵۴۶-۵۴۵.    
۱۷۴. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین، ج۱۳، ص۱۹۱-۱۹۰.    
۱۷۵. هاشمی خویی، حبیب‌الله‌، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۲۱، ص۲۲۱.    
۱۷۶. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۱۸، ص۳۴۸-۳۴۷.    
۱۷۷. سید رضی، محمد، نهج‌البلاغه، ت الحسون، ص۲۴۲، خطبه ۱۰۷.    
۱۷۸. عبده، محمد، نهج البلاغه، ط مطبعه الاستقامه، ج۱، ص۲۰۸، خطبه۱۰۶.    
۱۷۹. صالح، صبحی، نهج البلاغه، ص۱۵۷، خطبه۱۰۷.    
۱۸۰. مکارم شیرازی، ناصر، نهج البلاغه با ترجمه فارسی روان، ص۲۳۱، خطبه۱۰۷.    
۱۸۱. بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۷۴.    
۱۸۲. بحرانی، ابن میثم، ترجمه شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۸۱.    
۱۸۳. مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیرالمومنین، ج۴، ص۵۳۹.    
۱۸۴. هاشمی خویی، حبیب‌الله‌، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۳۰۱.    
۱۸۵. ابن ابی‌الحدید، عبدالحمید، شرح نهج البلاغه، ج۷، ص۱۹۰.    
۱۸۶. عبدالباقی، محمد فؤاد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن، ج۱، ص۱۰.
۱۸۷. فاتحه/سوره۱، آیه۲.    
۱۸۸. بقره/سوره۲، آیه۱۳۱.    
۱۸۹. مائده/سوره۵، آیه۲۸.    
۱۹۰. اعراف/سوره۷، آیه۵۴.    
۱۹۱. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۹.    
۱۹۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۱۹۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۸۰.    
۱۹۴. توبه/سوره۹، آیه۳۱.    
۱۹۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۴۶.    
۱۹۶. مائده/سوره۵، آیه۴۴.    
۱۹۷. مائده/سوره۵، آیه۶۳.    
۱۹۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۹.    
۱۹۹. نساء/سوره۴، آیه۲۳.    



قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «رب»، ج۳، ص۴۲-۴۶.    






جعبه ابزار