• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

دین یهودیت (فرهنگ شیعه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: یهود (مقالات مرتبط).


دین یهودیت آیین حضرت موسی (علیه‌السّلام) و پیامبران بنی‌ اسرائیل است که پس از نجات این قوم از ستم فرعون مصر و دریافت ده فرمان در کوه طور پایه‌گذاری شد.
متون مقدس این آیین شامل عهد عتیق و تلمود است و تاریخ آن با فرازونشیب‌هایی چون حکومت داوود (علیه‌السّلام) و سلیمان (علیه‌السّلام)، دوران اسارت بابل و آزادی به دست کورش، و در نهایت آوارگی و شکل‌گیری جریان صهیونیسم و تشکیل دولت اسرائیل گره خورده است.
در عین حال، قرآن کریم با یادآوری نعمت‌های الهی به بنی‌ اسرائیل و پذیرش صالحان آنان، ادعای یهودی بودن حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) را رد کرده و ویژگی‌هایی چون پیمان‌شکنی، تحریف کتاب آسمانی، نژادپرستی و انحرافات اخلاقی در میان آنان را نقد کرده است.




یهودیت نام آیین حضرت موسی (علیه‌السّلام) از پیامبران بزرگ آسمانی است.


موسی (علیه‌السّلام) در خانواده‌ای از سبط لاوی به دنیا آمد. مادرش از بیم فرعون او را در سبدی نهاد و به نیل انداخت.
همسر فرعون سبد را یافت و به موسی علاقه مند گشت و پرورش او را بر عهده گرفت.
مادر موسی به خواست خداوند، در پی ماجرایی، دایه فرزند خویش شد.
«موسی» را در زبان عربی «موشه» تلفظ می‌کنند به معنای «از آب گرفته شده» است.
موسی در دربار فرعون پرورش یافت و اندک اندک به اصل خویش پی برد.


روزی مردی قبطی را دید که مردی سبطی از بنی اسرائیل را می‌زند و چیزی نمانده است که او را بکشد. به یاری مرد سبطی برآمد و مرد قبطی را کشت. آن گاه از بیم انتقام فرعونیان گریخت و به مدین رفت. موسی سال‌ها در مدین ماند و با دختر حضرت شعیب (علیه‌السّلام) ازدواج کرد.


سرانجام به مقام پیامبری رسید و ماموریت یافت تا به مصر بازگردد و فرعون و پیروان او را به دین الهی بخواند. فرعون دعوت او را نپذیرفت و سرانجام موسی بنا به فرمان خداوند، بنی اسرائیل را از شهر بیرون برد. فرعون و لشکریان او به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند؛ اما به معجزه الهی در رود نیل غرق گشتند.
[۱] آريا، غلامعلى، آشنايى با تاريخ اديان، ص۱۳۰- ۱۳۱.



سه ماه از خروج بنی اسرائیل از مصر گذشته بود که موسی (علیه‌السّلام) ماموریت یافت برای سخن گفتن با خدا به کوه طور رود.
در آن‌جا دو لوح بدو دادند که فرمان‌های خداوند بر آن بود. این فرمان‌های مهم را «ده فرمان» گویند که عبارت‌اند از:
۱. برای خود، خدایی جز من نگیرید.
۲. بر بتان سجده مکنید.
۳. نام مرا به باطل بر زبان میاورید.
۴. شنبه را گرامی بدارید.
۵. پدر و مادر خویش را احترام بگزارید.
۶. کسی را به ناحق مکشید.
۷. زنا مکنید.
۸. دزدی مکنید.
۹. بر همسایه شهادت به دروغ مدهید.
۱۰. به مال و ناموس همسایه خویش طمع مکنید.
[۲] محمد جواد مشکور، خلاصة الادیان، ص۱۲۳.
[۳] حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۸۰.

تورات و ديگر متون مقدس پيامبران بنى‌ اسرائيل را عهد عتيق‌ گويند.
عهد عتيق نزد یهودیان و مسیحیان مقدس است. اساس اين متون، اسفار پنج‌گانه‌اند كه يهوديان معتقدند همه آن‌ها به موسى نازل گشته است. تورات در زبان عبرى به معناى قانون و شریعت است.
اسفار پنج‌گانه عبارت‌اند از: سفر پيدايش، سفر خروج، سفر لاويان، سفر اعداد (شمارش)، سفر تثنيه.
[۴] محمد جواد مشکور، خلاصة الادیان، ص۱۴۰.



پس از ويرانى اورشلیم به دست لشكريان تيئوس رومى، گروهى از احبار یهود گريختند و در اطراف فلسطین، محافلى دينى بنيان نهادند كه آن‌ها را به زبان عبرى «مدارش» گويند. اين كسان، اخبار و روايات و احاديث شفاهى را كه از هنگام نزول تورات به صورت پراكنده نزد خويش داشتند، گرد آوردند و كتاب‌ ميشناه‌ (Mishnah) را تأليف كردند كه المثناى تورات بود. گويند كه صد و پنجاه عالم يهودى در اين كار شركت داشتند.
اينان، ابواب مختلف فقهى را در نماز، روزه، ازدواج، طلاق و ... در شش جلد نگاشتند. گروهى ديگر، حاصل مطالعات خويش را درباره تورات و ميشناه به زبان آرامی گرد آوردند و آن را گمارا (Gomara) نام نهادند كه به معناى «تكمله» است. آن گاه از مجموعه ميشنا و گمارا، تلمود- به معناى تعليم- پديد آمد.
[۵] آريا، غلامعلى، آشنايى با تاريخ اديان، ص۱۴۲.



پس از موسى، یوشع بن نون (علیه‌السلام) رهبرى بنى‌اسرائيل را به دست گرفت. او از رود اردن گذشت و بر فلسطين دست يافت و سرانجام داوود (علیه‌السلام) و پس از او سليمان (علیه‌السلام) حكومتى قدرتمند بر پا كردند. تورات كنونى نسبت‌هايى ناروا به اين دو پيامبر آسمانى مى‌دهد؛ ولى قرآن كريم، آنان را پيامبرانى بزرگ شمرده و به نیکی ستوده است.


در قرن ۶ ق. م. بُختَنَّصر پادشاه بابل، به اورشليم پايتخت دولت يهودا يورش برد و شهر را به تسخير خويش درآورد و شمارى را كشت و معبد سلیمان را ويران كرد و ديگران را نيز به اسارت برد و بدين سان، روزگار اسارت و آوارگى آغاز گشت.
يهوديان در اين روزگار، عقايد و آداب و رسوم بسيارى را از ديگر ملل پذيرفتند تا سرانجام كورش پادشاه ایران (۵۵۹- ۵۲۹ ق. م) بابل را فتح كرد و قوم بنى اسرائيل را آزاد ساخت.
از اين زمان بود كه بنى اسرائيل به قوم يهود مشهور گشتند و با فرهنگ ایرانی نيز تماس يافتند.
[۸] حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۹۱.



«صهیون» تپه‌اى بوده است در اورشليم. گويند داوود قلعه‌اى را كه بر اين تپه ساخته بودند، فتح كرد و كاخى بر آن ساخت.
پس از ويرانى اورشليم به سال ۷۰ م. و انقراض دولت يهود، يهوديان همواره در آرزوى فتح دوباره اورشليم بودند و بدين روى نام صهيون را شعار خويش ساختند و از آن پس در كشورهاى گوناگون زندگى كردند.
نفوذ يهوديان به كشورهاى اروپاى غربى و رفتار نژادپرستانه آنان، نفرت و کینه مردم و برخى دولت‌ها را عليه آنان برانگيخت.
در سال ۱۸۹۷ نخستين كنگره جهانى صهيونيست در شهر بال سوئیس برگزار شد. در اين كنگره مقرر گشت كه در كشورهايى كه شمار يهوديان در آن‌ها بسيار است، سازمان‌هاى صهيونيستى تشكيل شود.
در سال ۱۹۰۵ بيش‌تر نمايندگان صهيونيسم ضرورت تشكيل دولت يهود را در سرزمين فلسطين تصويب كردند و به سال ۱۹۱۷ در جنگ بریتانیا و عثمانی، صهيونيست‌ها زمينه صدور اعلامیه بالفورد را فراهم ساختند. اين اعلاميه تأسيس يک كشور را در سرزمين فلسطين براى يهوديان پذيرفت. با شكست دولت عثمانی در سال ۱۹۲۳ فلسطين تحت قيوميت انگلستان درآمد. جنگ‌ جهانی دوم و كشتار يهود به دست هیتلر راه تأسيس دولت مستقل يهودى را هموار ساخت.
سرانجام سازمان ملل در سال ۱۹۴۸ به تجزيه خاک فلسطين رأی داد و اين سرزمين را به دو بخش اسلامى غربى به نام اردن هاشمى و يهودى به نام اسرائيل تقسيم كرد.
[۹] محمد جواد مشکور، خلاصة الادیان، ص۱۴۶-۱۴۷.



قرآن بارها از حضرت ابراهيم (علیه‌السلام) ياد كرده و اين ادعاى يهوديان را كه او را يهودى مى‌دانند نادرست شمرده و فرموده است:
«ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى، بلكه موحدی خالص و مسلمان بود و از مشرکان نبود.»
آيات قرآن درباره حضرت موسى (علیه‌السلام) بيش از ديگر پيامبران سخن گفته و مراحل گوناگون زندگى او را وصف كرده‌اند؛ دوران كودكى موسى، افكندن او به نيل، پرورش يافتن در خانه فرعون، سخن گفتن خداوند با او، سرگردانى يهود به دليل نافرمانى از او، ورود به ارض موعود و مأموريت يافتنش براى دعوت فرعون.
بخشى ديگر از آيات قرآنى، از نعمت‌هاى خداوند به يهود ياد كرده است؛ همانند بهره‌مندى از پيامبران فراوان، نجات يافتن از دست ستم فرعون، جوشش دوازده چشمه آب، مبعوث گشتن دوازده نقيب، پذيرفته شدن توبه آنان و شكافته شدن رود نيل و غرق شدن فرعون.
همچنين صفت‌هاى زشت بنى‌اسرائيل را نكوهش مى‌كند؛ همانند پیمان‌شکنی، اسراف، رباخواری، طمع به دارايى‌هاى ديگران، حرص به زندگی، رشوه‌خواری، ستمکاری، بت‌پرستی و تکذیب پيامبران.
قرآن كريم، دروغگویی‌ها و ادعاهاى نارواى يهوديان را نقل مى‌كند و مى‌نكوهد.
يهوديان به ناروا مدعى بودند كه هدایت تنها از آن آنان است و آنان در دوزخ نمى‌مانند و دست خدا بسته است و تنها كتاب خويش را مى‌پذيرند و به همان عمل مى‌كنند. به بخشى از تورات كه به سود خود مى‌پندارندش ایمان دارند و بخش ديگر را وامى‌نهند.
كتاب خداى را تحريف كرده‌اند.
تورات را پنهان ساخته و تورات ديگرى برنوشته‌اند و در آن به اختلاف افتاده‌اند.


قرآن كريم از فرجام يهود پرده برداشته و آينده آنان را بازنموده و فرموده است كه آنان تا قیامت به کینه و دشمنی گرفتار خواهند گشت به خوارى ابدى درخواهند لغزيد و تا ابد به لعنت خدا و پيامبرانش دچار خواهند بود.
عذاب دنیا و آخرت بر آنان فرود مى‌آيد و سرگذشت اين قوم، پيوسته، عبرتی است براى پرهیزگاران.
با اين همه، ميان يهوديان، مؤمنان و صالحانى را نيز مى‌توان يافت كه قرآن از آنان گاه با عنوان «صالحان قوم يهود» ياد كرده است.


۱. ↑ آريا، غلامعلى، آشنايى با تاريخ اديان، ص۱۳۰- ۱۳۱.
۲. ↑ محمد جواد مشکور، خلاصة الادیان، ص۱۲۳.
۳. ↑ حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۸۰.
۴. ↑ محمد جواد مشکور، خلاصة الادیان، ص۱۴۰.
۵. ↑ آريا، غلامعلى، آشنايى با تاريخ اديان، ص۱۴۲.
۶. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۱۷-۲۶.    
۷. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۳۰-۴۰.    
۸. ↑ حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۹۱.
۹. ↑ محمد جواد مشکور، خلاصة الادیان، ص۱۴۶-۱۴۷.
۱۰. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۶۸.    
۱۱. ↑ طه/سوره۲۰، آیه۹-۴۰.    
۱۲. ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۷-۱۴.    
۱۳. ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۲۰-۲۶.    
۱۴. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۰۳-۱۳۶.    
۱۵. ↑ بقره/سوره۲، آیه۴۹.    
۱۶. ↑ بقره/سوره۲، آیه۵۶.    
۱۷. ↑ بقره/سوره۲، آیه۶۰.    
۱۸. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۰.    
۱۹. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۵۳.    
۲۰. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۵۵.    
۲۱. ↑ نساء/سوره۴، آیه۱۶۱.    
۲۲. ↑ مائده/سوره۵، آیه۱۳.    
۲۳. ↑ مائده/سوره۵، آیه۳۲.    
۲۴. ↑ بقره/سوره۲، آیه۵۷.    
۲۵. ↑ بقره/سوره۲، آیه۹۶.    
۲۶. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.    
۲۷. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۳.    
۲۸. ↑ بقره/سوره۲، آیه۵۸.    
۲۹. ↑ بقره/سوره۲، آیه۵۸-۵۹.    
۳۰. ↑ بقره/سوره۲، آیه۷۹.    
۳۱. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۱۰.    
۳۲. ↑ مائده/سوره۵، آیه۶۴.    
۳۳. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۲.    
۳۴. ↑ بقره/سوره۲، آیه۸۸.    
۳۵. ↑ نساء/سوره۴، آیه۵۲.    
۳۶. ↑ مائده/سوره۵، آیه۷۸.    
۳۷. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۵۶.    
۳۸. ↑ بقره/سوره۲، آیه۶۶.    
۳۹. ↑ بقره/سوره۲، آیه۶۲.    
۴۰. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۲.    
۴۱. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۵۹.    
۴۲. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۶۸.    
۴۳. ↑ اعراف/سوره۷، آیه۱۷۰.    
۴۴. ↑ صافات/سوره۳۷، آیه۱۱۳.    



کتاب فرهنگ شیعه، تالیف شده توسط جمعی از نویسندگان، ص۲۶۰-۲۶۳.    






جعبه ابزار