خلاقیت (مدیریت)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
خلاقیت، از جمله مباحث
فرهنگ سازمانی در
علم مدیریت است.
افراد هنگامی که
اندیشه یا فکری نو به وجود میآورند در حقیقت اقدام به خلاقیت میکنند که البته این خلق به صورت یکباره، ساده و خطی نبوده و نیازمند تلاشهای بیوقفه و آگاهی نسبی زیاد میباشد.
از واژههای نزدیک به خلاقیت
پیشرفت و
آفرینش است که حتی در بعضی از کتب مدیریت از آفرینش به جای خلاقیت استفاده میشود.
خلاقیت و سازمان به این شرح است:
ویژگی مثبت خلاقیت، ایجاد محیطی متغیر و دور از
رکود برای سازمان است.
از جنبههای منفی خلاقیت، عمر این فعالیت است، که در هیچ
انسانی این استعداد همیشگی نبوده و افراد بعد از مدتی مجبور به حل مکانیکی مسائل میشوند.
• سازمانهای امروزی خود به وجود آورنده و همچنین به کارگیرنده خلاقیت میباشند؛
• در سازمانها، برخی از گروههای رسمی مانعی جدی برای ایجاد خلاقیت هستند؛
• افراد خلاق در سازمانها موجب سرخوردگی افرادی میشوند که به محیط آرام سازمان عادت دارند؛
• برخی از اعضای سازمان به علت عدم
اعتماد به نفس، همرنگی با جماعت، ترس از شکست، ترس از
انتقاد و نداشتن
تمرکز، از خلاقیت دوری میکنند.
برای خلاقیت فرایند چهار مرحلهای در نظر گرفته شده است که با یکدیگر تعامل و تداخل داشته و منجر به ایجاد اندیشهای نو میشوند.
این چهار مرحله عبارتند از:
مرور و مطالعه ناخودآگاه در پس ذهن انسان انجام میشود.
این مرحله را میتوان به عنوان آمادگی افراد در نظر گرفت که خود را برای انجام یک خلاقیت آماده میکنند.
مرحله کشف، زمانی است که
ذهن ناخودآگاه به
ذهن خودآگاه پیوند داده میشود.
در مرحله کشف پدیدههایی که زمانی با یکدیگر در تضاد و تعارض بودند دارای رابطه میشوند.
زمانی که افراد، بین ارتباط میان پدیدهها و خود مسئله، همبستگی مشاهده کنند، آنگاه دچار یک هیجانی میشوند، که نشان از به وجود آمدن بینش جدیدی در فرد میباشد.
برخی مواقع این
بینشها زمان بسیار کمی دوام دارند و در کوتاه مدت از بین میروند لذا لازم است ابزارهایی برای ثبت و نگهداری آنها نزد افراد وجود داشته باشد.
لازمه دستیابی به یک اندیشه جدید آزمایش و آزمون بینشهای جدید میباشد.
البته از چالشهای موجود همانا نقصان در شیوههای
ارزیابی میباشد.
در تمامی مراحل ذکر شده وجود یکسری اطلاعات علمی مربوط به بخشی از موضوع مسئله برای افراد الزامی است، تا بتوانند با استفاده از ترکیب نمودن این اطلاعات، فرایند ایجاد خلاقیت را سپری کنند.
به این ترتیب بخشی از اطلاعات در مورد واقعیات مسئله را
تفکر خلاق مینامند.
لذا سازمانهای امروزی نیازمند مدیرانی با تفکر خلاق هستند که بهترین روش حل مسائل را در پیش بگیرند.
بهترین کاربرد خلاقیت میتواند در زمینه
برنامهریزیهای افرادی صورت بگیرد که منجر به
سود کلان میشوند.
گونههای مختلفی از خلاقیت وجود دارد که توضیح مختصری درباره هرکدام ارائه میشود:
خلاقیت عملی منجر به اختراعاتی میشود که افراد پس از برخورد با آن، بسیار ساده قلمدادش میکنند و از اینکه چرا به فکر ایشان نرسیده دچار تعجب میشوند.
این خلاقیت از گونهگونی مسائل ذهنی سرچشمه میگیرد.
آنچه ما به عنوان هنر از هنرمندان انتظار داریم، خلاقیت ذهنی ایشان میباشد.
این نوع از خلاقیت در سازمانها به ندرت اتفاق میافتد و از نظر اعضای سازمان غیرعادی و غیرمنطقی به نظر میرسد.
در این نوع خلاقیت افراد فقط از تخیلات خود استفاده میکنند.
برای به کارگیری خلاقیت در سازمان یکسری بایدها وجود دارد که به آنها اشارهای مختصر میکنیم:
در محیط خشک و آرام نمیتوان بستر لازم برای خلاقیت ایجاد کرد، زیرا در چنین محیطهایی شرط
بقاء، ثبات در سازمان است.
اما همانطور که ذکر کردیم خلاقیت موجب تغییر میشود.
افراد یا گروههایی که برای ایجاد خلاقیت تلاش میکنند باید در دسترسی به منابع آزاد و مختار باشند.
واحدهای سازمانی باید دارای ارتباطات باز با یکدیگر باشند تا در حل مسائل آزادانه عمل کنند.
مدیران باید در سازمانهایی که تمایل به خلاقیت دارند فعالیت داشته باشند که بتوانند خطرات ناشی از تفکرات خلاق افراد را به پدیدهای سودمند در سازمان تبدیل کنند.
مدیران باید شانس مساوی به همه افراد برای ارائه تفکرات خلاق بدهند.
سازمانهای خلاق دارای فرهنگی مشابه میباشند.
•
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «خلاقیت»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۴/۱۰/۰۳.