گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
اخلاقية ، عقائدية ، سياسية
وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ) از خطبههاى آن حضرت است
وَ فِيها يُنْهى عَنِ الغَدْرِ وَ يُحَذِّرُ مِنْهُ
و در آن (خطبه) از خیانت نهی میشود و از آن برحذر میدارد.
«اِنَّ الْوَفاءَ تَوْاَمُ الصِّدْقِ»۱وفا همزاد درستى است
«وَ لَا اَعْلَمُ جُنَّةً اَوْقی مِنْهُ»۲من سپرى بازدارنده تر از وفاى به عهد سراغ ندارم
«وَ لَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ»۳کسى که بداند بازگشتش به قیامت چگونه است مکر نمى کند.
«وَ لَقَدْ اَصْبَحْنا فى زَمانٍ قَدِ اتَّخَذَ اَکْثَرُ اَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً»۴ما در زمانى قرار گرفته ایم که اکثر مردمِ آن مکر را زیرکى پندارند
«وَ نَسَبَهُمْ اَهْلُ الْجَهْلِ فيهِ اِلى حُسْنِ الْحیلَةِ»۵و نادانان چنین کسانى را به مهارت در چاره جویى نسبت دهند.
«ما لَهُمْ؟ »۶آنان را چه شود؟
«قاتَلَهُمُ اللّهُ!»۷خدا نابودشان کند!
«قَدْ یَرَی الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحیلَةِ»۸انسانِ واقف به تحولاتْ راه حیله را مى بیند،
«وَ دُونَهُ مانِعٌ مِنْ اَمْرِ اللّهِ وَ نَهْیِهِ»۹ولى امر و نهى حق مانع از حیله گرى اوست
«فَیَدَعُها رَأْیَ عَیْن بَعْدَ الْقُدْرَةِ عَلَيْها»۱۰پس با چشم باز حیله را وامى گذارد با اینکه قدرت در به کارگیرى آن دارد
«وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَها مَنْ لَا حَریجَةَ لَهُ فِى الدِّینِ.»۱۱و آن که باکى در دیـن ندارد، فرصت حیله گرى را از دست نمى دهـد.