گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
عقائدية ، اخلاقية
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ)
از خطبه های آن حضرت است
يَصِفُ جَوْهَرَ الرَّسُولِ، وَ يَصِفُ الْعُلَمَاءَ، وَ يَعِظُ بِالتَّقْوَى
ذات پیامبر را توصیف میکند، علما را توصیف میکند و به تقوا موعظه میکند.
۱. معرفة الرّسول الاعظم (صلىاللهعليهوآلهوسلم)
«وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ عَدْلٌ عَدَلَ،»۱شهادت می دهم که خداوند عدل محض است که به عدالت رفتارنموده،
«وَ حَکَمٌ فَصَلَ،»۲وحاکمی که حق و باطل را از هم جدا می کند.
«وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ سَیِّدُ عِبَادِهِ،»۳و شهادت می دهم که محمّد بنده و رسول او و آقای عِباد اوست،
«كُلَّمَا نَسَخَ اللهُ الْخَلْقَ فِرْقَتَیْنِ جَعَلَهُ فِي خَیْرِ هِمَا،»۴خداوند هرگاه بندگان را دو گروه کرد پیامبرش را در بهترین گروه قرار داد،
«لَمْ یُسْهِمْ فِيهِ عَاهِرٌ، وَ لَا ضَرَبَ فِيهِ فَاجِرٌ.»۵آلوده دامن و بدکاره را در تبارش سـهمی نبـود .
«أَلَا وَ إِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ قَدْ جَعَلَ لِلْخَیْرِ أَهْلاً، وَ لِلْحَقِّ دَعَائِمَ، وَ لِلطَّاعَةِ عِصَماً.»۶بدانید خداوند سبحان برای خیر اهلی، و برای حق ارکانی، و برای طاعت محافظانی قرار داده،
«وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدَ كُلِّ طَاعَةٍ عَوْناً مِنَ اللهِ،»۷و برای شما نزد هر طاعت مددکاری از جانب خداست،
«یَقُولُ عَلَى الْأَلْسِنَةِ،» ۸که بر زبانها القاء نموده،
«وَ یُثَبِّتُ الْأَفْئِدَةَ.»۹و دلها را ثابت و برقرار می کند،
«فِيهِ کِفَاءٌ لِمُکْتَفٍ،»۱۰در آن مددکاری کفایت است برای کفایت خواه،
«وَ شِفَاءٌ لِمُشْتَفٍ.»۱۱و شفاست برای جوینده درمان.
۲. منزلة العلماء «وَ اعْلَمُوا أَنَّ عِبَادَ اللهِ الْمُسْتَحْفَظِینَ عِلْمَهُ،»۱۲بدانید آن بندگان خدا که حفظ علم حق به آنان سپرده شده،
«یَصُونُونَ مَصُونَهُ،»۱۳آنچه را که باید حفظ کنند حفظ می کنند،
«وَ یُفَجِّرُونَ عُیُونَهُ.»۱۴و چشمه های آن علم را می گشایند،
«یَتَوَاصَلُونَ بِالْوِلاَیَةِ،»۱۵با هم پیوند ولایت دارند،
«وَ یَتَلاَقَوْنَ بِاَلْمحَبَّةِ،»۱۶و یکدیگر را عاشقانه ملاقات می نمایند،
«وَ یَتَسَاقَوْنَ بِکَأْس رَوِیَّةٍ،»۱۷از جام سیراب کننده حکمت به هم می نوشانند،
«وَ یَصْدُرُونَ بِرِیَّةٍ،»۱۸و سیراب شده بازمی گردند،
«لَا تَشُوبُهُمُ الرِّیْبَةُ،»۱۹در آنها تهمت و بدگمانی راه نمی یابد،
«وَ لَا تُسْرِعُ فِيهِمُ الْغِیبَةُ.»۲۰و غیبت و بدگویی نزد اینان نمی شتابد.
«عَلَى ذلِكَ عَقَدَخَلْقَهُمْ وَ أَخْلَاقَهُمْ،»۲۱خداوند خلقتشان و اخلاقشان را بر این اوصاف بسته است،
«فَعَلَيْهِ یَتَحَابُّونَ،»۲۲بر این حال با یکدیگر دوستی نموده،
«وَ بِهِ یَتَوَاصَلُونَ،»۲۳و به هم پیوند دارند.
«فَکَانُوا کَتَفَاضُلِ الْبَذْرِ یُنْتَقَی،»۲۴اینان نسبت به سایر مردم همچون دانه های برگزیده بذر اند که آن را تمیز کنند،
«فَیُؤْخَذُ مِنْهُ وَ یُلْقَی،»۲۵و خالص و پاکش را گرفته در زمین می پاشند،
«قَدْ مَیَّزَهُ التَّخْلِیصُ،»۲۶پاکسازی خداوند آنان را متمایز،
«وَ هَذَّبَهُ الَّتمْحِیصُ.»۲۷و آزمایش و امتحان آنان را پاک نموده است.
۳. نصائح خالدة
«فَلْیَقْبَلِ امْرُؤٌ کَرَامَةً بِقَبُولِهَا،»۲۸مرد باید کرامت و شرافت را با پذیرش این اوصاف بپذیرد،
«وَ لْیَحْذَرْ قَارِعَةً قَبْلَ حُلُولِهَا،»۲۹و از کوبندگی و سختی مرگ و قیامت پیش از رسیدنش در بیم و هراس باشد،
«وَ لْیَنْظُرِ امْرُؤٌ فِي قَصِیرِ أَیَّامِهِ، وَ قَلِیلِ مُقَامِهِ،»۳۰و باید انسان در کوتاهی مدت عمر و درنگ اندکش در دنیا اندیشه کند
«فِي مَنْزِل حَتَّى یَسْتَبْدِلَ بِهِ مَنْزِلاً،»۳۱تا آن را به منزل دیگر تغییر دهد،
«فَلْیَصْنَعْ لِمُتَحَوَّلِهِ، وَ مَعَارِفِ مُنْتَقَلِهِ.»۳۲و برای قیامت و جایی که می داند به آنجا منتقل خواهد شد فعالیت کند.
«فَطُوبَی لِذِي قَلْبٍ سَلِیمٍ،»۳۳خوشا به حال دارنده قلب سلیم،
«أَطَاعَ مَنْ یَهْدِیهِ،»۳۴که از هدایت کننده پیروی نمود،
«وَ تَجَنَّبَ مَنْ یُرْدِیهِ،»۳۵و از گمراه کننده کناره گرفت،
«وَ أَصَابَ سَبِیلَ السَّلَامَةِ بِبَصَرِ مَنْ بَصَّرَهُ ، وَ طَاعَةِ هَاد أَمَرَهُ،»۳۶و به بینایی کسی که او را بینایی داد، و پیروی هدایتگری، که او را فرمان داد به راه سلامت رسید،
«وَ بَادَرَ الْهُدَی قَبْلَ أَنْ تُغْلَقَ أَبْوَابُهُ،»۳۷و به راه هدایت شتافت پیش از آنکه درهای آن بسته،
«وَ تُقْطَعَ أَسْبَابُهُ،»۳۸و وسیله های آن قطع گردد،
«وَ اسْتَفْتَحَ التَّوْبَةَ،»۳۹و باب توبه را گشود،
«وَ أَمَاطَ الْحَوْبَةَ ،»۴۰و گناه را از خود راند،
«فَقَدْ أُقِیمَ عَلَى الطَّرِیقِ،»۴۱چنین کسی به راه خدا ایستاده،
«وَ هُدِیَ نَهْجَ السَّبِیلِ.»۴۲و به راه راست هدایت شده است.