گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
اخلاقية ، سياسية
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ)
از خطبههاى آن حضرت است
فَنَاءُ الدُّنْيَا و فِي ذَمِّ اَلْبِدْعَةِ
در فناى دنیا و نکوهش بدعت
۱. وصف الدنيا
«اَيُّهَا النّاسُ،»۱اى مردم،
«اِنَّما اَنْتُمْ فى هذِهِ الدُّنْیا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فيهِ الْمَنایا،»۲شما در این دنیا نشانه تیرهاى مرگ هستید که بر آن مى نشیند،
«مَعَ كُلِّ جَرْعَة شَرَقٌ»۳در گلو با هر جرعه آبى جَستنى است،
«وَ فى كُلِّ اَکْلَة غَصَصٌ»۴و با هر لقمه اى استخوانى گلوگیر
«لَا تَنالُونَ مِنْها نِعْمَةً»۵به نعمتى نمى رسید
«اِلَّا بِفِراقِ اُخْری،»۶مگر اینکه نعمتى را از دست مى دهید،
«وَ لَا یُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْكُمْ یَوْماً مِنْ عُمُرِهِ»۷و روزى از عمر به شما داده نمى شود
«اِلَّا بِهَدْمِ آخَرَ مِنْ اَجَلِهِ،»۸مگر اینکه روز دیگرى از عمر نابود مى گردد،
«وَ لَا تُجَدَّدُ لَهُ زِیادَةٌ فى اَکْلِهِ»۹و اضافه در روزى براى او تازه نمى شود
«اِلَّا بِنَفادِ ما قَبْلَها مِنْ رِزْقِهِ،»۱۰مگر به تمام شدن آنچه قبلاً روزى او بود،
«وَ لَا یَحْیی لَهُ اَثَرٌ»۱۱و اثرى برایش به وجود نمى آید
«اِلاّ ماتَ لَهُ اَثَرٌ»۱۲مگر آنکه اثرى دیگر از او بمیرد
«وَ لَا یَتَجَدَّدُ لَهُ جَدیدٌ»۱۳و چیزى براى او تازه نمى گردد
«اِلَّا بَعْدَ اَنْ یَخْلَقَ لَهُ جَدیدٌ،»۱۴مگر آنکه تازه اى از او کهنه شود،
«وَ لَا تَقُومُ لَهُ نابِتَةٌ»۱۵و خوشه و نهالى براى او برپا نمى گردد
«اِلَّا وَ تَسْقُطُ مِنْهُ مَحْصُودَةٌ.»۱۶مگر آنکه دروشده اى از او ساقط شود.
«وَ قَدْ مَضَتْ اُصُولٌ نَحْنُ فُرُوعُها»۱۷پدرانى که ما فرزندان آنهاییم از دنیا گذشتند،
«فَما بَقاءُ فَرْع بَعْدَ ذَهابِ اَصْلِهِ؟!»۱۸براى فرع چه بقایى است بعد از رفتـن ریشـه اش؟!
۲ . نقد البدع
مِنْـها ( فِي ذَمِّ اَلْبِدْعَةِ)
از این خطبه است (در نکوهش بئعت)
«وَ ما اُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ»۱۹بدعتى ایجاد نمى شود
«اِلَّا تُرِکَ بِها سُنَّةٌ»۲۰جز اینکه سنّتى ترک شود
«فَاتَّقُوا الْبِدَعَ،»۲۱از بدعتها بپرهیزید
«وَ الْزَمُوا الْمَهْیَعَ.»۲۲و ملازم راه هدایت شوید.
«اِنَّ عَوازِمَ الْأُمُورِ اَفْضَلُها»۲۳امور ریشه دار برترین امور
«وَ اِنَّ مُحْدَثاتِها شِرارُها.»۲۴و پدیده هاى تازه خلاف حق بدترین پدیده هاست.