گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
سياسی ، عقائدی
وَ مِنْ كَلام لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ) از سخنان آن حضرت (علیهالسلام) است
فى مَعنى طَلحةَ و الزُّبيرِ
درباره طلحه و زبیر
«وَ اللّهِ ما اَنْکَرُوا عَلَىَّ مُنْکَراً»۱به خدا قسم نتوانستند گناهى را به من نسبت دهند
«وَ لَا جَعَلُوا بَیْنی وَ بَیْنَهُمْ نِصْفاً،»۲و بین من و خودشان انصاف ندادند،
«وَ اِنَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَکُوهُ،»۳اینان حقّى را مى خواهد که خود ترک کردند،
«وَ دَماً هُمْ سَفَکُوهُ.»۴و خونى را مى طلبند که خود ریختند.
«فَاِنْ کُنْتُ شَریکَهُمْ فيهِ،»۵اگر در ریختن آن خون همدستشان بودم
«فَاِنَّ لَهُمْ نَصیبَهُمْ مِنْهُ،»۶آنان نیز نصیب داشتند
«وَ اِنْ کانُوا وَلُوهُ دُونی فَما الطَّلِبَةُ اِلَّا قِبَلَهُمْ،»۷و اگر من در کار نبودم و کار دست خودشان بود پس باید از خودشان خونخواهى کنند،
«وَ اِنَّ اَوَّلَ عَدْلِهِمْ لَلْحُکْمُ عَلى اَنْفُسِهِمْ.»۸و نخستین عدل آنان در حکم این است که علیه خود حکم کنند.
«وَ اِنَّ مَعى لَبَصیرَتی،»۹قطعاً مرا در کار خود بصیرت است،
«ما لَبَسْتُ وَ لا لُبِسَ عَلَىَّ.»۱۰مسأله اى را بر کسى مشتبه نکرده و هیچ امرى هم بر من مشتبه نیست.
«وَ اِنَّها لَلْفِئَةُ الْباغِیَةُ»۱۱اینان همان قوم ستمکارند
«فيهَا الْحَمَأُ وَ الْحُمَةُ، وَ الشُّبْهَةُ الْمُغْدِفَةُ.»۱۲که در میانشان لجن و زهر عقرب و شبهه تاریک است.
«وَ اِنَّ الْأَمْرَ لَواضِحٌ،»۱۳و قطعاً حق روشن است،
«وَ قَدْ زاحَ الْباطِلُ عَنْ نِصابِهِ»۱۴و باطل از ریشه برطرف شده
«وَ انْقَطَعَ لِسانُهُ عَنْ شَغَبِهِ.»۱۵و زبانش از تحریک بریده.
«وَ ایْمُ اللّهِ لْأَفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً اَنَا ماتِحُهُ،»۱۶به خدا قسم براى آنان حوضى را پر خواهم کرد که آب آن را خودم خواهم کشید،
«لَا یَصْدُرُونَ عَنْهُ بِرِیٍّ»۱۷آنان از آن حوض سیراب بیرون نشونـد
«وَ لَا یَعُبُّونَ بَعْدَهُ فى حَسْی.»۱۸و جاى دیگر هم آب نخواهند خـورد.
مِنْـهُ (فِي أَمْرِ الْبَيْعَةِ)
از این سخن است (در امر بیعت)
«فَاَقْبَلْتُمْ اِلَىَّ اِقْبالَ الْعُوذِ الْمَطَافیلِ عَلى اَوْلَادِها»۱۹براى بیعت با من مانند شترهاى ماده اى که به جانب بچه هاى خود روند روى آوردید،
«تَقُولُونَ: الْبَیْعَةَ الْبَیْعَةَ.»۲۰فریاد مى زدید:بیعت بیعت!
«قَبَضْتُ کَفّی فَبَسَطْتُمُوها،»۲۱دستم را بستم باز کردید،
«وَ نازَعْتُکُمْ یَدی فَجَذَبْتُمُوها.»۲۲دستم را عقب بردم کشیدید.
«اللّهُمَّ،»۲۳خدایا،
«اِنَّهُما قَطَعانی وَ ظَلَمانی،»۲۴طلحه و زبیر با من قطع رحم کردند و بر من ستم روا داشتند،
«وَ نَکَثا بَیْعَتی،»۲۵و بیعتم را شکستند،
«وَ اَلَبَّا النّاسَ عَلَىَّ.»۲۶و مردم را بر من شوراندند.
«فَاحْلُلْ ما عَقَدا»۲۷پس آنچه را ایشان بسته اند بگشا
«وَ لَا تُحْکِمْ لَهُما ما اَبْرَما،»۲۸و آنچه را تابیده اند محکم مکن،
«وَ اَرِهِمَا الْمَساءَةَ فيما اَمَّلا وَ عَمِلا»۲۹و براى آنان در آنچه آرزو کردند و به اجرا گذاشتند بدى ارائه کن
«وَ لَقَدِ اسْتَثَبْتُهُما قَبْلَ الْقِتالِ،»۳۰من پیش از جنگ توبه آنان را خواستم،
«وَ اسْتَأْنَیْتُ بِهِما اَمامَ الْوِقاعِ،»۳۱و پیش از حادثه انتظار بازگشتشان را کشیدم،
«فَغَمَطَا النِّعْمَةَ،»۳۲ولى آنان نعمت را خوار شمردند،
«وَ رَدَّا الْعافِیَةَ.»۳۳و عافیت را ردّ کردند.