گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
عسكري
وَ مِنْ خُطْبَة لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ)
از خطبه های آن حضرت است
فى حَثِّ اَصْحابِهِ عَلَى الْقِتال
در ترغیب یارانش به جهاد
۱. التوجيه العسكري
«فَقَدِّمُوا الدَّارِعَ،»۱زره پوش را پیش اندازید،
«وَ أَخِّرُوا الْحَاسِرَ،»۲و بی زره را پشت سر قرار دهید،
«وَ عَضُّوا عَلَى الْأَضْرَاسِ،»۳دندانها را به هم بفشارید
«فَإِنَّهُ أَنْبَی لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهَامِ;»۴که در برابر فرود آمدن شمشیرها بر فرق سر پایدارتر است،
«وَ الْتَوُوا فِي أَطْرَافِ الرِّمَاحِ،»۵در برابر نوک نیزه ها خود را به پچید
«فَإِنَّهُ أَمْوَرُ لِلْأَسِنَّةِ;»۶که در ردّ نیزه دشمن اثرش بیشتر است،
«وَ غُضُّوا الْأَبْصَارَ»۷به دشمن خیره نشوید
«فَإِنَّهُ أَرْبَطُ لِلْجَأْشِ،»۸که موجب افزایش قوّت قلب
«وَ أَسْکَنُ لِلْقُلُوبِ;»۹و آرامش دلهاست،
«وَ أَمِیتُوا الْأَصْوَاتَ،»۱۰فریادها را خاموش کنید
«فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ.»۱۱زیرا سستی و ترس را بهتر برطرف می سازد،
«وَ رَایَتَکُمْ فَلَا تُمِیلُوهَا وَ لَا تُخِلُّوهَا،»۱۲پرچم را به این طرف و آن طرف متمایل و دور آن را خالی ننمایید،
«وَ لَا تَجْعَلُوهَا إِلَّا بِأَیْدِی شُجْعَانِکُمْ، وَ الْمَانِعِینَ الذِّمَارَ مِنْكُمْ،»۱۳و آن را جز به دست دلاوران و آنان که از مال و جان شما دفاع می کنند ندهید،
«فَإِنَّ الصَّابِرِینَ عَلَى نُزُولِ الْحَقَائِقِ»۱۴قطعاً آنان که در برابر حوادث ایستادگی می کنند
«هُمُ الَّذِينَ یَحُفُّونَ بِرَایَاتِهِمْ،»۱۵همانانند که گِرد پرچم خود دور زده،
«وَ یَکْتَنِفُونَهَا: حَفَافَیْهَا، وَ وَرَاءَهَا، وَ أَمَامَهَا;»۱۶آن را از هر طرف و از پس و پیش مواظب هستند،
«لَا يَتَأَخَّرُونَ عَنْهَا فَیُسْلِمُوهَا،»۱۷نه از آن عقب می افتند تا تسلیم دشمن کنند،
«وَ لَا یَتَقَدَّمُونَ عَلَيْهَا فَیُفْرِدُوهَا.»۱۸نه از آن پیشی می گیرند تا تنهایش گذارند.
«أَجْزَأَ امْرُؤٌ قِرْنَهُ،»۱۹هر کس در برابر هماوردش بایستد،
«وَ آسَی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ،»۲۰و برادرش را با جان خود یاری دهد،
«وَ لَمْ یَکِلْ قِرْنَهُ إِلَى أَخِیهِ فَیَجْتَمِعَ عَلَيْهِ قِرْنُهُ وَ قِرْنُ أَخِیهِ.»۲۱و حریفش را به او وامگذارد که او برابر دو حریف قرار بگیرد، یکی حریف خودش و دیگر حریف برادرش.
۲. التوجيه المعنوي للجنود
«وَ ایْمُ اللهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَیْفِ الْعَاجِلَةِ،»۲۲به خدا قسم اگر از شمشیر دنیا فرار کنید
«لَا تَسْلَمُوا مِنْ سَیْفِ الْآخِرَةِ،»۲۳از شمشیر آخرت سالم نخواهید ماند،
«وَ أَنْتُمْ لَهَامِیمُ الْعَرَبِ،»۲۴شما اشراف عرب هستید
«وَ السَّنَامُ الْأَعْظَمُ.»۲۵و از بزرگترین برجستگان،
«إِنَّ فِي الْفِرَارِ مَوْجِدَةَ اللهِ،»۲۶در فرار از جهاد خشم خدا نهفته است.
«وَ الذُّلَّ اللَّازِمَ،»۲۷و ذلّت قطعی
«وَ الْعَارَ الْبَاقِیَ.»۲۸و ننگ ابدی.
«وَ إِنَّ الْفَارَّ لَغَیْرُ مَزِید فِي عُمُرِهِ،»۲۹فراری بر عمر خود نیفزاید،
«وَ لَا مَحْجُوز بَیْنَهُ وَ بَیْنَ یَوْمِهِ.»۳۰و بین فراری و روز مرگش مانعی ایجاد نشود.
«مَنْ رائِحٌ إِلَى اللهِ کَالظَّمْآنِ یَرِدُ الْمَاءَ ،»۳۱آن که با جهاد به جانب خدا روی کند چون تشنه ای است که به چشمه آب وارد می شود.
«الْجَنَّةُ تَحْتَ أَطْرافِ الْعَوَالِی!»۳۲بهشت در سایه نیزه هاست!
«الْیَوْمَ تُبْلَی الْأَخْبَارُ!»۳۳امروز خبرهای پنهان (از باطن بددلان و روحیه شجاعان) آشکار می شود!
«وَاللهُ لَأَنَا أَشْوَقُ إِلَى لِقَائِهِمْ مِنْهُمْ إِلَى دِیَارِهِمْ.»۳۴به خدا قسم من به رویارویی با دشمن از اشتیاق آنان به وطنهایشان مشتاق ترم.
«اللَّهُمَّ»۳۵خداوندا،
«فَإِنْ رَدُّوا الْحَقَّ فَافْضُضْ جَمَاعَتَهُمْ،»۳۶اگر دشمنان ما حق را ردّ کردند جمعیّتشان را پریشان ساز،
«وَ شَتِّتْ کَلِمَتَهُمْ،»۳۷و اتّحادشان را قرین تفرقه گردان،
«وَ أَبْسِلْهُمْ بِخَطَایَاهُمْ.»۳۸و آنان را به خاطر خطاهایشان به هلاکت انداز.
۳. ضرورة مواصلة القتال
«إِنَّهُمْ لَنْ یَزُولُوا عَنْ مَوَاقِفِهِمْ دُونَ طَعْن دِرَاک یَخْرُجُ مِنْهُمُ النَّسِیمُ;»۳۹بدانید دشمن جای خود را از دست ندهد جز با نیزه های پی درپی شما که زخم کاری به آنان بزند،
«وَ ضَرْب یَفْلِقُ الْهامَ،»۴۰و ضربه ای که فرقشان را بشکافد،
«وَ یُطِیحُ الْعِظامَ»۴۱و استخوانها را بشکند،
«وَ یُنْدِرُ السَّوَاعِدَ وَ الْأَقْدَامَ.»۴۲و بازوها و قدمها را جدا سازد،
«وَ حَتَّى یُرْمَوْا بِالْمَنَاسِرِ تَتْبَعُهَا الْمَنَاسِرُ;»۴۳و تا وقتی که گروهها پی درپی به آنان حمله برند،
«وَ یُرْجَمُوا بِالْکَتَائِبِ»۴۴و سواران بر آنان هجوم کنند
«تَقْفُوهَا الْحَلاَئِبُ;»۴۵و صفهایشان را درهم شکنند،
«وَ حَتَّى یُجَرَّ بِبِلاَدِهِمُ الْخَمِیسُ یَتْلُوهُ الْخَمِیسُ;»۴۶و لشکریان از پس لشکریان به شهرهایشان درآیند،
«وَ حَتَّى تَدْعَقَ الْخُیُولُ فِي نَوَاحِرِ أَرْضِهِمْ،»۴۷و سم اسبانتان سرزمین های متصل و روبروی هم آنها را درهم بکوبد،
«وَ بِأَعْنَانِ مَسَارِبِهِمْ وَ مَسَارِحِهِمْ.»۴۸و اطراف کشتزارها و مراتعشان را زیر لگد قرار دهد.
اَقُولُ: الدَّعْقُ: الدَّقُّ، اَىْ تَدُقُّ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها اَرْضَهُمْ.
می گویم: «دعق» به معنای کوبیدن است، یعنی اسبان زمین های ایشان را به سم خود بکوبد.
وَ نَواحِرُ اَرْضِهِمْ: مُتَقابِلاتُها، يُقالُ: مَنازِلُ بَنى فُلان تَتَناحَرُ، اَىْ تَتَقابَلُ.
«نواحر الأرض» زمین های روبروی هم است گفته می شود: «منازل بنی فلان تتناحر»: یعنی منزلهای فلان طایفه برابر یکدیگر است.