گزارش خطا
برای مشاهده معنا و شرح هر کلمه، بر روی آن کلیک کنید.
عقائدي ، سياسي
وَ مِنْ كَلام لَهُ (عَلَيْهِالسَّلامُ)
از سخنان آن حضرت است
قالَهُ لِلْخَوارِجِ وَ قَدْ خَرَجَ اِلى مُعَسْكَرِهِمْ وَ هُمْ مُقيمُونَ عَلى اِنْكارِ الْحُكُومَةِ،
در خطاب به خوارج، وقتى به لشگرگاه آنان رفت در حالى که بر انکار داورى حَکَمین اصرار داشتند،
فَقالَ (عَلَيْهِالسَّلامُ):
فــرمــود :
«اَكُلُّكُمْ شَهِدَ مَعَنا صِفّینَ؟»۱آیا همه شما در صفّین حاضر بودید؟
فَقالُوا: مِنّا مَنْ شَهِدَ، وَ مِنّا مَنْ لَمْ يَشْهَدْ.
گفتند: گروهى حاضر بودیم و عده اى حضور نداشتیم.
قالَ:
فرمود:
«فَامْتازُوا فِرْقَتَیْنِ،»۲پس دو گروه شوید،
«فَلْيَكُنْ مَنْ شَهِدَ صِفّینَ فِرْقَةً،»۳آنان که در صفّین بودند گروهى،
«وَ مَنْ لَمْ یَشْهَدْها فِرْقَةً»۴و آنان که نبودند گروه دیگر،
«حَتّى اُکَلِّمَ كُلاًّ مِنْكُمْ بِکَلامِهِ.»۵تا با هر گروه سخن مناسب با آن را بگویم.
وَ نادَى النّاسَ فَقالَ:
سپس مردم را صدا زد و فرمود:
«اَمْسِکُوا عَنِ الْکَلامِ»۶ساکت باشید
«وَ اَنْصِتُوا لِقَوْلی»۷و به سخنان من توجه کنید،
«وَ اَقْبِلُوا بِاَفْئِدَتِکُمْ اِلَىَّ»۸روى دلتان با من باشد،
«فَمَنْ یَشْهَدْها یَشْهَدْها فَلْیَقُلْ بِعِلْمِهِ فيها.»۹هر که را براى شهادت دادن خواستم برابر آگاهى خود سخن گوید.
ثُمَّ كَلَّمَهُمْ (عَلَيْهِالسَّلامُ) بِكَلام طَويل; مِنْ جُمْلَتِهِ اَنْ قالَ:
سپس خطبه اى طولانى ایراد کرد که قسمتى از آن این قطعه است:
۱. سياسية رفع المصاحف الماكرة
«أَ لَمْ تَقُولُوا عِنْدَ رَفْعِهِمُ الْمَصاحِفَ حیلَةً وَ غیلَةً، وَ مَکْراً وَ خَدیعَةً:»۱۰آیا زمانى که از باب حیله و فریبکارى و مکر و خدعه قرآنها را بر نیزه کردند فریاد نزدید:
«اِخْوانُنا وَ اَهْلُ دَعْوَتِنا»۱۱اینان برادران ما و اهل دعوت اسلامى ما هستند،
«اسْتَقالُونا وَ اسْتَراحُوا اِلى کِتابِ اللّهِ سُبْحانَهُ،»۱۲و اینان رو به قرآن کرده خواهان آرامشاند،
«فَالرَّأْیُ الْقَبُولُ مِنْهُمْ وَ التَّنْفیسُ عَنْهُمْ؟»۱۳رأى ما این است که خواسته آنان را قبول کنیم و از این مضیقه نجاتشان دهیم؟
«فَقُلْتُ لَكُمْ: هذا اَمْرٌ ظاهِرُهُ ایمانٌ وَ باطِنُهُ عُدْوانٌ»۱۴من به شما گفتم: ظاهر این برنامه ایمان، و باطنش دشمنى با خداست،
«وَ اَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ آخِرُهُ نَدامَةٌ،»۱۵ابتدایش رحمت و نهایتش ندامت است.
«فَاَقیمُوا عَلى شَأْنِکُمْ»۱۶پس بر موقعیت خویش پابرجا باشید
«وَ الْزَمُوا طَریقَتَکُمْ»۱۷و راهتان را ادامه دهید
«وَ عَضُّوا عَلَى الْجِهادِ بِنَواجِذِکُمْ،»۱۸و براى جنگ دندان به هم بفشارید،
«وَ لا تَلْتَفِتُوا اِلى ناعِق نَعَقَ،»۱۹و توجهى به فریاد فریادکننده نکنید،
«اِنْ اُجیبَ اَضَلَّ،»۲۰که اگر جوابش دهند گمراه کند،
«وَ اِنْ تُرِکَ ذَلَّ.»۲۱و اگر رهایش سازند خوار و بى اعتبار شود.
«وَ قَدْ کانَتْ هذِهِ الْفَعْلَةُ،»۲۲ولى وضع چنان شد که شد،
«وَ قَدْ رَاَیْتُکُمْ اَعْطَیْتُمُوها،»۲۳و دیدم که به حکمیت تن دادید.
«وَاللّهِ لَئِنْ اَبَیْتُها ما وَجَبَتْ عَلَىَّ فَریضَتُها،»۲۴قسم به خدا اگر حکمیت را نمى پذیرفتم قانونى از آن بر من واجب نمى شد،
«وَ لا حَمَّلَنِی اللّهُ ذَنْبَها.»۲۵و خداوند گناهى از آن بر دوشم نمى گذاشت.
«وَ وَاللّهِ اِنْ جِئْتُها اِنّى لَلْمُحِقُّ الَّذى یُتَّبَعُ»۲۶و به خدا قسم اگر مى پذیرفتم باز حق با من بود و باید از من اطاعت مى شد
«وَ اِنَّ الْکِتابَ لَمَعى،»۲۷و کتاب خدا با من است،
«ما فارَقْتُهُ مُذْ صَحِبْتُهُ»۲۸از وقتى با آن مأنوس شدم هرگز از آن جدا نشده ام
۲. صفات المجاهدين من اصحاب النبىّ (صلىاللهعليهوآلهوسلم)
«فَلَقَدْ کُنّا مَعَ رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ»۲۹ما با پیامبر (صلىاللهعليهوآله) بودیم
«وَ اِنَّ الْقَتْلَ لَیَدُورُ عَلَى الاْباءِ وَ الاَبْناءِ وَ الاِخْوانِ وَ الْقَراباتِ،»۳۰و کشتار حول پدران و فرزندان و برادران و اقوام دور مى زد،
«فَما نَزْدادُ عَلى كُلِّ مُصیبَة وَ شِدَّة اِلاّ ایماناً»۳۱و هر مصیبت و بلایى چیزى جز افزایش ایمان،
«وَ مُضِیّاً عَلَى الْحَقِّ،»۳۲و حرکت در راه حق،
«وَ تَسْلیماً لِلاَمْرِ،»۳۳و تسلیم به امر رب،
«وَ صَبْراً عَلى مَضَضِ الْجِراحِ،»۳۴و صبر بر سوزش جراحتها براى ما نداشت،
۳. علل مقاتلة اهل الشام
«وَ لكِنّا اِنَّما اَصْبَحْنا نُقاتِلُ اِخْوانَنا فِى الاِسْلامِ عَلى ما دَخَلَ فيهِ مِنَ الزَّیْغِ وَ الاِعْوِجاجِ، وَ الشُّبْهَةِ وَ التَّأْویلِ.»۳۵اما امروز با برادران اسلامى خود به خاطر لغزش و کژى و شبهه و تأویلى که در دین راه یافته مى جنگیم.
«فَاِذا طَمِعْنا فى خَصْلَة یَلُمُّ اللّهُ بِها شَعَثَنا»۳۶هرگاه راهى بیابیم که خداوند به وسیله آن پراکندگى ما را جمع کند
«وَ نَتَدانی بِها اِلَى الْبَقِیَّةِ فيما بَیْنَنا»۳۷و به سبب آن روابط ما برقرار شده به هم نزدیک شویم
«رَغِبْنا فيها،»۳۸به آن رغبت مى کنیم،
«وَ اَمْسَکْنا عَمّا سِواها.»۳۹و از غیر آن خوددارى مى نماییم.