حرف جَرّ (صرف و نحو)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
حرف جرّ از اصطلاحات
ادبیات عرب حرف معناست که با
اسم بعد از خود
ترکیب میشود و آن را به متعلّق خویش
وصل کرده و در پایان اسم اثر
جرّ (
کسره یا جانشین آن) ایجاد میکند.
این حروف ۱۹ عدد و چند دستهاند: حروفی که هم
اسم ظاهر و هم
ضمیر را جر میدهند، حروفی که فقط اسم ظاهر را جر میدهند،
لَولا که ضمیر را جر میدهد و
کَیْ که به صورت محلی،
فعل را
مجرور میکند.
این حروف نقش مهمی در ایجاد ارتباط معنایی میان اسم و اجزای دیگر
جمله دارند.
حرف جرّ از اصطلاحات
ادبیات عرب حرف معناست و در اسمى كه بدون فاصله پس از آن مىآيد عمل مىكند و آن را به سوى متعلّق خود مىكشد و در آخر اسم،
اعراب كسره يا جانشين آن را ايجاد مىكند.
حروف جرّ، نوزده حرف و بر چهار نوع است:
• حروفى كه اسم ظاهر و ضمير را جرّ مىدهند:
•
«إلى»: دَرَسْتُ إِلَى الْمَساءِ. •
«باء»: أَمْسَكْتُ بِزَيْدٍ. •
«حاشا»: كَذَبَ القَوْمُ حاشا زَيْدٍ. •
«خلا»: جاءَ القَوْمُ خَلا زَيْدٍ. •
«عدا»: جاءَ القَوْمُ عَدا زَيْدٍ. •
«على»: الْكِتابُ عَلَى الطّاوِلَةِ. •
«عن»: عَرفْتُ عَنِ الْمُسافِرِ أَخْبارًا. •
«في»: (وَ لَكُمْ فِي اَلْقِصاصِ حَياةٌ.)
•
«لام»: يا لَزَيْدٍ لِخالِدٍ. •
«من»: خَرَجَ مِنَ الصَّفّ. • حروفى كه اسم ظاهر را جرّ مىدهند:
•
«حتّى»: أَكَلْتُ السَّمكَةَ حَتَّى رَأْسَها. •
«ربّ»: رُبَّ لَحْدٍ قَدْ صارَ لَحْدًا مِرارًا. •
«كاف»: زَيدٌ كَالأَسَد. •
«مُذ»، «مُنذ»: سِرْتُ مُنْذُ غُروبِ الشَّمْسِ. •
«واو»: وَ لَيْلِِ كَمَوْجِ الْبَحْرِ... • حرف «لولا»، كه ضمير را جرّ مىدهد:
لَولاه، لَولاک. • حرف «كَيْ»، كه فعل را محلاّ مجرور مىكند:
كَيْ ما تَفْعَلَ السّوءَ.
•
فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی، دحداح، انطوان، ص۱۶۸.