حجاب (فرمایشهای رهبر شهید ۱۳۹۵-۱۳۹۴)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عنوان قبل | عنوان بعد «
حجاب»، حکم شرعی و مسئلهای قانونی است که رهبر شهید انقلاب اسلامی در مقاطع مختلف سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ درباره آن سخن گفتهاند.
این پژوهش صرفاً به گردآوری و ساماندهی بیانات منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری بدون هیچ تحلیل، تفسیر یا تصرفی در الفاظ پرداخته است.
چکیده فرمایشهای رهبر شهید انقلاب (آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای) در این مقطع عبارت است از:
۱. در وصیّتنامههای شهدا چقدر دربارهی «حجاب» توصیه شده است.
۲. «حجاب» یک حکم دینی است؛ این «آرمان شهیدان» فراموش نشود.
۳. در همهی دنیا «مراقبت از محصولات فرهنگی» و کتاب و مانند اینها وجود دارد؛ مسئلهی حجاب همینجور است.
۴. هر کشوری یک «اصولی» دارد که این «اصول» باید مراقبت بشود و دستگاههای حاکمیّتی باید این «اصول» را رعایت کنند.
۵. «خوراک فرهنگی سالم» و جلوگیری از «خوراک فرهنگی ناسالم و مضر»، اساس کار است.
۶. بعضیها «کار فرهنگی» را در داخل دانشگاه با «کنسرت و اردوهای مختلط» اشتباه گرفتهاند؛ خیال میکنند کار (فرهنگی این است).
۷. «اسلام انسان را شناخته» است که حکم «حجاب» را داده، حکم «عدم اختلاط زن و مرد» را داده است.
۸. «افتخار» فقط این نیست که «سرود ملّیمان» را بخوانند؛ یک خانمی با چادر یا با یک حجاب کامل اسلامی میرود روی آن سکّو میایستد، این از آن پرچم که میرود بالا مهمتر است.
تفصیل بیانات معظم له به شرح زیر است:
![]()
بیانات در دیدار اعضای ستادهای برگزاری کنگره شهدای استانهای کهگیلویه و بویراحمد و خراسان شمالی، ۱۳۹۵/۰۷/۰۵:
(«حجاب»؛ «آرمان شهیدان»)
«جنگیدن با دشمن» هم از دور یک چیز آسانی به نظر میآید.
تا کسی نرود آنجا، صدای توپ و تفنگ و انفجار و مانند اینها را نبیند و نشنود، درست درک نمیکند که چه خبر است.
این جوان پا میشود میرود آنجا، جانش را کف دستش میگیرد، از خطرات عبور میکند، برای چه؟
این در وصیّتنامهها منعکس است.
برای خدا، برای امام، برای حجاب.
دیدید در وصیّتنامههای شهدا چقدر دربارهی «حجاب» توصیه شده.
خب، «حجاب» یک حکم دینی است.
این «آرمان شهیدان» فراموش نشود.
اینجور نباشد که تصوّر بشود فقط یک جنگی بود مثل جنگهایی که بقیّه دارند در دنیا میکنند؛
بالاخره هر کشوری دشمنی دارد، گاهی جنگی اتّفاق میافتد، جوانهایی میروند در جبهه و میجنگند؛
کشته میشوند یا زنده بر میگردند یا مجروح برمیگردند؛ اینها هم مثل آنها، این نبود قضیّه.
قضیّه قضیّهی دین بود، قضیّهی آرمان الهی بود، قضیّهی حاکمیّت اسلام بود، قضیّهی انقلاب بود، اسلام انقلابی بود که اینها را میکشاند.
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت، ۱۳۹۴/۰۶/۰۴:
(«مراقبت از محصولات فرهنگی» در همهی دنیا)
در همهی دنیا «مراقبت از محصولات فرهنگی» و کتاب و مانند اینها وجود دارد.
کجای دنیا است که وجود نداشته باشد؟
یکجا را به من نشان بدهید.
این خانم ابتکار اینجا حاضر است.
خود ایشان به من گفت کتابی که ایشان نوشته بود، در آمریکا امکان چاپ پیدا نکرد.
هیچ ناشری حاضر نشد -نه اینکه آن ناشر آنقدر تعصّب داشته باشد؛
نه، اگر کتاب پرفروشی باشد، هر ناشری میآید این کار را انجام بدهد؛
(بلکه) از ترس و از مراقبت- تا بالاخره در کانادا مثلاً فرض کنید یک ناشری را پیدا میکند و آن ناشر، آن هم به نظرم با ترسولرز (چاپ کرد یا نکرد).
چون تفاصیلش را چند سال پیش ایشان میگفت، شاید جزئیّاتش یادم نمانده.
اینها را بگویید تا این آقایان بدانند و بفهمند که اینجور نیست که اگر ما جلوی کتاب را گرفتیم، فقط آقای جنّتی است که این کار را میکند.
نخیر، در آمریکا هم همین کار میشود، در اروپا هم همین کار میشود.
(«هولوکاست» و «آزادی بیان») راجع به «هولوکاست» کسی جرأت ندارد حرف بزند.
خب «هولوکاست» که یک مسئلهی اعتقادی نیست.
بله، وقتی نوبت به کاریکاتورهای اهانتآمیز به مقدّسات دینی اسلام میرسد، آنجا آقایان میشوند آزادیخواه و طرفدار «آزادی بیان»!
امّا راجع به «هولوکاست» که پیش میآید، نه؛ «آزادی بیان» وجود ندارد.
(مراقبت و رعایت «اصول» بدون «رودربایستی») مسئلهی حجاب همینجور است، مسائل دیگر همینجور است.
بله، هر کشوری یک «اصولی» دارد که این «اصول» باید مراقبت بشود و دستگاههای حاکمیّتی باید این «اصول» را رعایت کنند.
«رودربایستی» ندارد.
اگرچنانچه میبینید فلان تئاتر، فلان فیلم، فلان کتاب، فلان نشریّه با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف است، جلویش را بگیرید و با آن برخورد بکنید.
حالا چگونه برخورد بکنید، آن یک بحث دیگر است، آن مربوط به دستگاهها است و نگاه کنید ببینید مقرّراتتان چه میگوید.
لکن «رودربایستی» نکنید و این را صریح بگویید.
پس بنابراین «خوراک فرهنگی سالم» و جلوگیری از «خوراک فرهنگی ناسالم و مضر»، اساس کار است.
![]()
بیانات در دیدار رؤسای دانشگاهها، پژوهشگاهها، مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری، ۱۳۹۴/۰۸/۲۰:
(«کار فرهنگی» با «کنسرت و اردوهای مختلط» اشتباه نشود)
بعضیها «کار فرهنگی» را در داخل دانشگاه با «کنسرت و اردوهای مختلط» اشتباه گرفتهاند.
خیال میکنند کار (فرهنگی این است).
میگویند باید دانشجو شاد باشد!
شاد بودن برای هر محیطی چیز خوبی است امّا چهجوری؟
به چه قیمتی؟
(«اختلاط دختر و پسر» و بهرهبرداری غربیها) غربیها چقدر بهره بردهاند از این «اختلاط دختر و پسر» که ما بهره ببریم؟
یک روزی به ما میگفتند که در اروپا -آن روز اروپا را مطرح میکردند، حجاب نیست و زن و مرد با هم قاطیاند،
هوس و شوق جنسی هم در آنجا طبعاً کنترلشده است.
خب، حالا شما نگاه کنید ببینید همینجور است؟
آیا هوسها کنترلشده است یا هوسها تحریکشده است؟
اینهمه جنایت جنسی امروز دارد در آمریکا و در اروپا اتّفاق میافتد.
به جنس مخالف هم دیگر حالا اکتفا نمیکنند!
و از این بدتر هم خواهد شد.
(حکم «حجاب» و «عدم اختلاط زن و مرد» بر اساس شناخت انسان) «اسلام انسان را شناخته» است که حکم «حجاب» را داده، حکم «عدم اختلاط زن و مرد» را داده.
اسلام من و شما را شناخته.
(انسان) مال خدا است و (او) آفرینندهی ما است.
(معنای «کار فرهنگی»، «اردوی مختلط» نیست) «اردوی مختلط» یعنی چه؟
کوهنوردی مختلط، «اردوی مختلط»، گاهی حتّی خارج از کشور!
نه، «کار فرهنگی» ماهیّت دیگری دارد، مفهوم دیگری دارد.
مسئولین فرهنگی دانشگاهها بفهمند چهکار میکنند.
بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره شهدای ورزش کشور، ۱۳۹۴/۱۰/۲۱:
(«افتخار» فقط خواندن «سرود ملّی» نیست)
خب، خوشبختانه، در طول این سالها ورزشکارهای ما در محیط ورزشی کارهای خوب و برجستهای هم انجام دادهاند.
نمیخواهم بگویم همهی ورزشکارها اینجوری بودهاند امّا بودهاند در بین ورزشکارها کسانی که مایهی «افتخار» شدهاند.
خب، «افتخار» فقط این نیست که «سرود ملّیمان» را بخوانند.
البتّه این «افتخار» است، خوب است و چیز برجستهای است؛
امّا بالاتر از این «افتخار»، این است که مثلاً فرض کنید کشتیگیر ما با آن حریف صهیونیست کشتی نگیرد.
این خیلی کار بزرگی است.
یا آن قهرمان خانم بیاید روی سکّوی قهرمانی با چادر بِایستد، این خیلی مهم است.
(«سکّوی قهرمانی» با چادر در برابر «چشمهای ملامتگر» دنیای مادّی) ببینید چهکسی طاقت میآورد در مقابل «چشمهای ملامتگر» و پرسشگر دنیای مادّی که افتخار زن به این است که حتماً لخت بیاید (این کار را بکند)؟
مردها سرتاپایشان پوشیده است، زن حتماً بایستی لخت بیاید.
یعنی حتماً بایستی یک قسمتی از بدنش برهنه باشد و دیده بشود.
یعنی کار غلط، کار عوضی، کارِ کاملاً موذیانه و سیاستبازیشده.
در یک چنین دنیایی یک خانمی با چادر یا با یک حجاب کامل اسلامی میرود روی آن سکّو میایستد و جایزهی قهرمانیاش را میگیرد.
این خیلی مهم است.
این از آن پرچم که میرود بالا مهمتر است.
گروه پژوهشی ویکی فقه.