۲. حرف استثناء و به معناى «إلاّ» است: لَيْسَ الْإِحْسَانُ جُوداً حَتَّى تُحْسِنَ بِكُلِّ مَا تَمْلِکُ (نیکی کردن، بخشش نیست تا آنکه به هر آنچه مالک هستی، نیکی کنی). پس از آن، فعل مضارع به «أنْ» مقدّر، منصوب است.
۳. حرف تعلیل و به معناى «لام» تعلیل است: اِعْمَلِ الخَيْرَ حَتّى تَدْخُلَ الجَنَّةَ. (کارِ نیک انجام ده تا واردِ بهشت شوی) فعل مضارع به «أنْ» مقدّر، منصوب مىگردد.
۴. حرف عطف و به منزلۀ «واو» است، و معطوف، ظاهر و بخشى از معطوف علیه و مفرد است، نه جمله: أَكَلْتُ السَّمَكَةَ حَتّى رَأْسَها (ماهی را به همراه سرش خوردم).؛ معطوف، مأكول است.
۵. حرف غایت است: أَكَلْتُ السَّمَكَةَ حَتّى رَأْسَها؛ مجرور، غير مأكول است. همچنين «حتّى»، جملۀ مضارع را به سبب «أنْ» مقدّر، منصوب مىسازد: دَرَسَت حَتَّى أنجَح. (درس خواندم تا موفق شوم).