تدلیس شیوخ
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
تدلیس شیوخ آن است که
راوی برای پوشاندن ضعف یا ناشناسی شیخ خود، او را با نام،
کنیه،
لقب،
قبیله،
شهر یا صفتی غیرمعروف و بیسابقه معرفی کند.
انگیزههایی چون ترویج یا تحسین حدیث، علوّ اسناد، پرهیز از روایت از کسی که از راوی روایت کرده، کمسنی شیخ و ترس از عدم قبول روایت در آن مؤثر است.
تدلیس شیوخ را غالباً کمضررتر از
تدلیس اسناد دانستهاند، اما به سبب تضییع مرویعنه و دشواری دستیابی به احوال او
مذمت شده و تنها
خطیب بغدادی احتجاج به آن را جایز نمیداند.
تدلیس، اصطلاحی در فقه و حقوق و حدیث است.
تدلیس، از ریشه دَلَس و دُلْسَه به معنای
ظلمت و تاریکی، در لغت به معنای کتمان کردن و پوشاندن است.
نخستین لغویان، تدلیس در
بیع یا هر امر دیگری را «کتمان عیب آن» دانستهاند.
ازهری تأکید میکند که تدلیس در
اسناد حدیث از همینجا ریشه گرفته است و این سخن منطقی مینماید، زیرا با توجه به ریشه این واژه کسی که در معامله یا
نقل حدیث تدلیس میکند، گویی امر را برای فرد مقابل خود تار و مشتبه میکند و حقیقت را از او پوشیده میدارد.
سخن
شهید ثانی نیز بر چنین رابطهای اِشعار دارد (درباره ارتباط دَلَسَ و dolus در یونانی و لاتینی رجوع کنید به آدرسهای ذیل:
)
نخستین گزاشهای عالمان علوم حدیث، حاوی تقسیمات چندگانهای برای تدلیس است، فیالمثل
حاکم نیشابوری مدلِّسان را به شش دسته و
خطیب بغدادی و
ابن صلاح آنان را به دو دسته تقسیم کردهاند که این تقسیمبندی با اندکی تفاوت، در کتابهای بعدی مقبول افتاده و متداول گردیده است.
برخی از محدّثان و مؤلفان متأخر همچون
سیوطی و
محمدرضا مامقانی تقسیمبندی حاکم نیشابوری را نیز به همین تقسیم دوگانه بازگرداندهاند.
تدلیس اساساًًً دو گونه است:
برخی چون
ابن حَجَر عَسقَلانی و حبیب احمد کیرانوی
تنها به تدلیس اسناد اشاره کردهاند و بعضی همچون هدایت حسین
تدلیس در
متن حدیث را نیز از موارد تدلیس شمردهاند که صحیح بهنظر نمیآید، زیرا تدلیس در متن، همان
حدیث مُدْرَج را ایجاد میکند. به همین دلیل، هیچکس پوشاندن عیوب متن حدیث را در ضمن تدلیسِ حدیث نیاورده است.
در مقابل، برخی دیگر تدلیسهایی موسوم به قطع، عطف، سکوت، بلاد، تسویه، تجوید و مانند آن را به عنوان قسیم این دو نوع تدلیس ذکر کردهاند
که میتوان همچون ابن حجر عسقلانی
پارهای از آنها را از اقسام تدلیس اسناد یا تدلیس شیوخ دانست.
گونه دوم تدلیس، تدلیس شیوخ است؛ بدین معنا که راوی برای پوشاندن ضعف شیخ خود و شناخته نشدن او، نام،
کنیه، ل [[]] قب، قبیله، شهر یا صفتی را درباره وی به کار میبرد که کسی نمیشناسد و پیش از آن سابقه نداشته باشد.
انگیزههای مختلفی ممکن است سبب تدلیس شیوخ شود، از جمله ترویج حدیث، تحسین حدیث، علوّ اسناد، پرهیز از روایت کردن از کسی که از خودِ راوی روایت کرده است، کمی سنّ مرویٌّ عنه و ترس از عدم قبول و انتشارِ روایت با وجود احتیاج به آن
(برای نمونههایی از تعابیر و روایات مربوط به تدلیس شیوخ رجوع کنید به آدرسهای ذیل:
)
افراد بسیاری به تدلیس شیوخ مشهورند،
خطیب بغدادی و
ابن حجر عسقلانی به برخی از آنان اشاره کردهاند، اما عجیب آن است که
ابن صلاح و نووی
درباره خطیب بغدادی گفتهاند که وی در تصانیفش این شیوه را به کار گرفته است.
صبحی صالح به نقل از دیگران، برخی از این موارد را بر شمرده است.
محدّثان و دانشمندان علم الحدیث اتفاقنظر دارند که تدلیس عملی نادرست و موجب تباهی حدیث است. بسیاری، این کلام
شافعی را به نقل از
شُعْبَة بن حَجّاج آوردهاند که تدلیس، برادرِ
دروغ است.
شعبة بن حجاج، جملات دیگری در مذمت تدلیس گفته است که ابن صلاح
آنها را
افراط و مبالغه برای ایجاد
تنفر و منع از تدلیس میداند. (برای موارد دیگری از اَخبارِ کراهت و مذمت تدلیس از امامان فقه و حدیث رجوع کنید به آدرس ذیل:
)
تدلیس شیوخ را غالباًًً کم ضررتر از تدلیسِ اسناد دانستهاند، اما در مذمت آن نقیصههایی را برشمردهاند، از جمله تضییع مرویٌ عنه و دشوار کردن راه دستیابی به احوال او
با وجود این، تنها
خطیب بغدادی قایل است که به چنین حدیثی نمیتوان احتجاج کرد.
۱. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، کتاب معرفة علوم الحدیث، چاپ سیدمعظم حسین، حیدرآباد دکن ۱۹۳۷، چاپ افست مدینه ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛
۲. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، چاپ مصطفی دیبالبغا، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
۳. ابن دقیق عید، الاقتراح فی بیان الاصطلاح و مااُضیف الی ذلک من الاحادیث المعدودة من الصّحاح، چاپ قحطان عبدالرحمان الدّوری، بغداد ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛
۴. ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر: شرح نخبةالفکر، چاپ صلاحمحمد محمدعویضه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛
۵. ابن حجر عسقلانی، تعریف اهل التقدیس بمراتب الموصوفین بالتدلیس، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و محمداحمد عبدالعزیز، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴؛
۶. هاشم معروف حسنی، الموضوعات فی الاثار و الاخبار، بیروت ۱۹۷۳؛
۷. احمد بن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة، چاپ احمدعمرهاشم، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
۸. محمد بن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث، چاپ صلاح محمد محمد عویضه، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛
۹. عبدالرحمان بن ابیبکر سیوطی، تدریب الرّاوی فی شرح تقریب النواوی، چاپ احمدعمر هاشم، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛
۱۰. زینالدین بن علی شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقّال، قم ۱۴۰۸؛
۱۱. صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه عرض و دراسة، دمشق ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹؛
۱۲. محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره ۱۳۶۶، چاپ افست بیروت؟ (۱۹۷۰)؛
۱۳. حبیب احمد کیرانوی، قواعد فی علم الحدیث، بیروت ۱۹۹۰؛
۱۴. عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴؛
۱۵. محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۱، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴؛
۱۶. یحیی بن شرف نووی، التقریب و التّیسیر لمعرفة سنن البشیر النذیر، چاپ صلاحمحمد محمدعویضه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
۱۷. EI۱, Suppl., Leiden: E. J. Brill, ۱۹۸۷, s.v. "Tadlīs" (M. Hidayet Hosain).
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تدلیس».