• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تدلیس اسناد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: تدلیس (مقالات مرتبط).


تدلیس اسناد به معنای این است که راوی، حدیث را طوری نقل می‌کند که شنونده گمان کند بی‌واسطه شنیده است. تدلیس در لغت به معنای پوشاندن و کتمان عیب است و در حدیث به پنهان‌کاری در سند یا شیوه نقل گفته می‌شود.
تفاوت تدلیس با ارسال خفی در ملاقات راوی و مروی‌ عنه است؛ بسیاری از محدثان از جمله راویان صحیحین به تدلیس متهم شده‌اند. محدثان تدلیس را نادرست و مایه تباهی حدیث دانسته‌اند.



تدلیس، اصطلاحی در فقه و حقوق و حدیث است.
تدلیس، از ریشه دَلَس و دُلْسَه به معنای ظلمت و تاریکی، در لغت به معنای کتمان کردن و پوشاندن است. نخستین لغویان، تدلیس در بیع یا هر امر دیگری را «کتمان عیب آن» دانسته‌اند.
ازهری تأکید می‌کند که تدلیس در اسناد حدیث از همین‌جا ریشه گرفته است و این سخن منطقی می‌نماید، زیرا با توجه به ریشه این واژه کسی که در معامله یا نقل حدیث تدلیس می‌کند، گویی امر را برای فرد مقابل خود تار و مشتبه می‌کند و حقیقت را از او پوشیده می‌دارد.
سخن شهید ثانی نیز بر چنین رابطه‌ای اِشعار دارد (درباره ارتباط دَلَسَ و dolus در یونانی و لاتینی رجوع کنید به آدرس‌های ذیل:
[۷] Ignaz Goldziher, Muslim studies, Vol. ۲, p. ۵۵, vol. ۲, ed. S. M. Stern, translated from the German by C. R. Barber and S. M. Stern, London ۱۹۷۱.۲).
[۸] EI ۲, s.v. " Tadlis ۲ "، چاپ دوم، ذیل واژه، (by G. H. A. Juynboll)
[۹] پرویز اوصیا، تدلیس: مطالع، تطبیقی در حقوق فرانسه، ص۲۹۷، پانویس ۱، انگلیس، اسلام و ایران، در تحولات حقوق خصوصی، زیرنظر ناصر کاتوزیان، تهران ۱۳۷۵ ش.
)


تدلیس اساساًًً دو گونه است:
تدلیس اِسناد
و تدلیس شیوخ
برخی چون ابن‌ حَجَر عَسقَلانی و حبیب احمد کیرانوی
[۱۱] حبیب احمد کیرانوی، قواعد فی علم الحدیث، ص۷۶ـ۷۸، بیروت ۱۹۹۰.
تنها به تدلیس اسناد اشاره کرده‌اند و بعضی همچون هدایت حسین
[۱۲] EI۱, Suppl., Leiden: E. J. Brill, ۱۹۸۷, s.v. "Tadlīs" (M. Hidayet Hosain)., تکمله, ذیل واژه.
تدلیس در متن حدیث را نیز از موارد تدلیس شمرده‌اند که صحیح به‌نظر نمی‌آید، زیرا تدلیس در متن، همان حدیث مُدْرَج را ایجاد می‌کند. به همین دلیل، هیچکس پوشاندن عیوب متن حدیث را در ضمن تدلیسِ حدیث نیاورده است.
[۱۴] محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۴۰۰، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.

در مقابل، برخی دیگر تدلیس‌هایی موسوم به قطع، عطف، سکوت، بلاد، تسویه، تجوید و مانند آن را به عنوان قسیم این دو نوع تدلیس ذکر کرده‌اند
[۱۶] محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۸۴ـ۳۸، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
که می‌توان همچون ابن‌ حجر عسقلانی پاره‌ای از آنها را از اقسام تدلیس اسناد یا تدلیس شیوخ دانست.


تدلیس اسناد آن است که راوی از فرد معاصر خود کلامی را به‌گونه‌ای نقل کند که شنونده یا خواننده گمان کند وی آن کلام را بدون واسطه از خود مرویٌّ عنه شنیده، در حالی که سماعی در میان نبوده است.


برخی برای تدلیس اسناد شروطی ذکر کرده‌اند، از جمله آنکه راوی مرویٌّ عنه را ملاقات کرده یا دست‌کم معاصر او باشد، اما از او روایتی نشنیده باشد. دیگر اینکه الفاظی به کار ببرد که نشانخ سماع مستقیم نباشد، الفاظی مانند «قال فلانٌ» یا «عَنْ فلانٍ». اما اگر راوی با الفاظی چون «سَمِعْتُ»، «حَدَّثَنا» و «اَخْبَرَنا» (که صراحت در سماع دارند) حدیث نقل کند، آن را حدیث کذب می‌خوانند.
[۲۳] عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۷۷ـ۳۷۹، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.



عالمان حدیث بدان سبب بر شرط ملاقات راوی و مرویٌّ عنه تأکید کرده‌اند که خواسته‌اند میان تدلیس و ارسال خفی تفاوت بنهند. به‌نظر ایشان، چنانچه راوی از فرد معاصر خود که او را ندیده است، بدون ذکر واسطه روایتی نقل کند، آن روایت مُرسَل خفی است، اما اگر ملاقاتی میان آن دو صورت گرفته باشد، روایتْ مدَلَّس است..
ابن‌ حجر این شرط را از شافعی و ابوبکر بزّاز نقل، و بر ضرورت آن بسیار تأکید کرده است. (برای انتقاد از سخن او رجوع کنید به آدرس ذیل:
[۲۶] عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۹۱ـ۳۹۲، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
) با این‌همه، برخی چون نووی و ابن صلاح شرط لقا یا ملاقات را ضروری ندانسته‌اند و حتی ابن‌ صلاح در بخشی از تعریف خود، قید عدم ملاقات را ذکر کرده است.


اشخاص بسیاری متهم یا متصف به تدلیس اسنادند، مانند ابن‌ عباس و ابو هُرَیْرَه، که احادیث اندکی را به طور مستقیم از پیامبر اکرم (صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم) شنیده بودند، اما در مواضع بسیاری می‌گفتند: «قال رسول‌اللّه».
[۳۱] حبیب احمد کیرانوی، قواعد فی علم الحدیث، ص۷۰، بیروت ۱۹۹۰.

بجز آنان، شمار بسیاری از محدّثان (از جمله راویان صحیح مسلم و صحیح بخاری همچون سلیمان اَعْمَش، هُشَیم بن بَشیر، سفیان ثوری، قَتادة بن دِعامه، حسن بصری، سفیان بن عُیینه (ابن‌ عُیَیْنه) و عبدالرزاق بن همام صنعانی) از جمله مدلّسان نام برده شده‌اند.
وجود احادیث مدلّس در صحیحین و انواع توجیهات و اعتذارهایی که متأخران برای آن آورده‌اند، همواره از مسائل جدّی و پر دامنه تدلیس بوده است.
[۳۷] هاشم معروف حسنی، الموضوعات فی الاثار و الاخبار، ص۶۲، بیروت ۱۹۷۳.
[۳۸] محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۹۷، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.



محدّثان و دانشمندان علم‌ الحدیث اتفاق‌نظر دارند که تدلیس عملی نادرست و موجب تباهی حدیث است. بسیاری، این کلام شافعی را به نقل از شُعْبَة‌ بن حَجّاج آورده‌اند که تدلیس، برادرِ دروغ است.
شعبة‌ بن حجاج، جملات دیگری در مذمت تدلیس گفته است که ابن‌ صلاح آنها را افراط و مبالغه برای ایجاد تنفر و منع از تدلیس می‌داند. (برای موارد دیگری از اَخبارِ کراهت و مذمت تدلیس از امامان فقه و حدیث رجوع کنید به آدرس ذیل:)


تدلیس شیوخ را غالباًًً کم ضررتر از تدلیسِ اسناد دانسته‌اند، اما در مذمت آن نقیصه‌هایی را برشمرده‌اند، از جمله تضییع مرویٌ عنه و دشوار کردن راه دستیابی به احوال او
[۴۵] هاشم معروف حسنی، الموضوعات فی الاثار و الاخبار، ص۶۱، بیروت ۱۹۷۳.
با وجود این، تنها خطیب بغدادی قایل است که به چنین حدیثی نمی‌توان احتجاج کرد.


۱. محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، کتاب معرفة علوم الحدیث، چاپ سیدمعظم حسین، حیدرآباد دکن ۱۹۳۷، چاپ افست مدینه ۱۳۹۷/۱۹۷۷؛
۲. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، چاپ مصطفی دیب‌البغا، دمشق ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
۳. ابن دقیق عید، الاقتراح فی بیان الاصطلاح و مااُضیف الی ذلک من الاحادیث المعدودة من الصّحاح، چاپ قحطان عبدالرحمان الدّوری، بغداد ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛
۴. ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر: شرح نخبة‌الفکر، چاپ صلاح‌محمد محمدعویضه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛
۵. ابن حجر عسقلانی، تعریف اهل التقدیس بمراتب الموصوفین بالتدلیس، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و محمداحمد عبدالعزیز، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۴؛
۶. هاشم معروف حسنی، الموضوعات فی الاثار و الاخبار، بیروت ۱۹۷۳؛
۷. احمد بن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة، چاپ احمدعمرهاشم، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶؛
۸. محمد بن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث، چاپ صلاح محمد محمد عویضه، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶؛
۹. عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، تدریب الرّاوی فی شرح تقریب النواوی، چاپ احمدعمر هاشم، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹؛
۱۰. زین‌الدین بن علی شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقّال، قم ۱۴۰۸؛
۱۱. صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه عرض و دراسة، دمشق ۱۳۷۹/ ۱۹۵۹؛
۱۲. محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قاهره ۱۳۶۶، چاپ افست بیروت؟ (۱۹۷۰)؛
۱۳. حبیب احمد کیرانوی، قواعد فی علم الحدیث، بیروت ۱۹۹۰؛
۱۴. عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴؛
۱۵. محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۱، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴؛
۱۶. یحیی بن شرف نووی، التقریب و التّیسیر لمعرفة سنن البشیر النذیر، چاپ صلاح‌محمد محمدعویضه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷؛
۱۷. EI۱, Suppl., Leiden: E. J. Brill, ۱۹۸۷, s.v. "Tadlīs" (M. Hidayet Hosain).


۱. ↑ محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ج۱۲، ص۲۵۲-۲۵۳.    
۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج۶، ص۸۶.    
۳. ↑ خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۷، ص۲۲۸، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.    
۴. ↑ محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ج۱۲، ص۲۵۲.    
۵. ↑ محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، ج۱۲، ص۲۵۳.    
۶. ↑ شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ص۱۴۳، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقّال، قم ۱۴۰۸.    
۷. ↑ Ignaz Goldziher, Muslim studies, Vol. ۲, p. ۵۵, vol. ۲, ed. S. M. Stern, translated from the German by C. R. Barber and S. M. Stern, London ۱۹۷۱.۲).
۸. ↑ EI ۲, s.v. " Tadlis ۲ "، چاپ دوم، ذیل واژه، (by G. H. A. Juynboll)
۹. ↑ پرویز اوصیا، تدلیس: مطالع، تطبیقی در حقوق فرانسه، ص۲۹۷، پانویس ۱، انگلیس، اسلام و ایران، در تحولات حقوق خصوصی، زیرنظر ناصر کاتوزیان، تهران ۱۳۷۵ ش.
۱۰. ↑ ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر:شرح نخبة‌الفکر، ص۲۲۱.    
۱۱. ↑ حبیب احمد کیرانوی، قواعد فی علم الحدیث، ص۷۶ـ۷۸، بیروت ۱۹۹۰.
۱۲. ↑ EI۱, Suppl., Leiden: E. J. Brill, ۱۹۸۷, s.v. "Tadlīs" (M. Hidayet Hosain)., تکمله, ذیل واژه.
۱۳. ↑ محمد بن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث، ج۱، ص۲۴۳.    
۱۴. ↑ محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۴۰۰، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
۱۵. ↑ محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، ج۱، ص۳۳۷.    
۱۶. ↑ محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۸۴ـ۳۸، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
۱۷. ↑ ابن حجر عسقلانی، تعریف اهل التقدیس بمراتب الموصوفین بالتدلیس، ص۱۶.    
۱۸. ↑ احمد بن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة، ص۳۹۵، چاپ احمدعمرهاشم، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۱۹. ↑ ابن دقیق عید، الاقتراح فی بیان الاصطلاح و مااُضیف الی ذلک من الاحادیث المعدودة من الصّحاح، ص۲۰.    
۲۰. ↑ ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر:شرح نخبة‌الفکر، ص۲۲۱.    
۲۱. ↑ زین‌الدین بن علی شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ص۱۴۳، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقّال، قم ۱۴۰۸.    
۲۲. ↑ محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، ج۱، ص۳۱۵.    
۲۳. ↑ عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۷۷ـ۳۷۹، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
۲۴. ↑ ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر:شرح نخبة‌الفکر، ص۱۰۴.    
۲۵. ↑ صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه عرض و دراسة، ص۱۷۹.    
۲۶. ↑ عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۹۱ـ۳۹۲، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
۲۷. ↑ یحیی بن شرف نووی، التقریب و التّیسیر لمعرفة سنن البشیر النذیر، ص۳۹، چاپ صلاح‌محمد محمدعویضه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.    
۲۸. ↑ ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، ص۷۳.    
۲۹. ↑ ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، ص۷۳.    
۳۰. ↑ محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، ج۱، ص۳۱۵.    
۳۱. ↑ حبیب احمد کیرانوی، قواعد فی علم الحدیث، ص۷۰، بیروت ۱۹۹۰.
۳۲. ↑ محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، ج۱، ص۳۲۱.    
۳۳. ↑ ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، ص۷۴.    
۳۴. ↑ محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، ج۱، ص۳۲۲ به بعد.    
۳۵. ↑ محمد بن اسماعیل صنعانی، توضیح الافکار لمعانی تنقیح الانظار، ج۱، ص۳۲۶.    
۳۶. ↑ عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، تدریب الرّاوی فی شرح تقریب النواوی، ج۱، ص۲۶۱.    
۳۷. ↑ هاشم معروف حسنی، الموضوعات فی الاثار و الاخبار، ص۶۲، بیروت ۱۹۷۳.
۳۸. ↑ محمدرضا مامقانی، مستدرکات مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج۱، ص۳۹۷، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدّرایة، ج ۵، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴.
۳۹. ↑ احمد بن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة، ص۳۹۳۳۹۴، چاپ احمدعمرهاشم، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    
۴۰. ↑ محمد بن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث، ج۱، ص۲۳۴.    
۴۱. ↑ ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، ص۷۴-۷۵.    
۴۲. ↑ محمد بن عبداللّه حاکم نیشابوری، کتاب معرفة علوم الحدیث، ص۱۰۳، چاپ سیدمعظم حسین، حیدرآباد دکن ۱۹۳۷، چاپ افست مدینه ۱۳۹۷/۱۹۷۷.    
۴۳. ↑ یحیی بن شرف نووی، التقریب و التّیسیر لمعرفة سنن البشیر النذیر، ص۳۹، چاپ صلاح‌محمد محمدعویضه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.    
۴۴. ↑ ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، ص۷۶.    
۴۵. ↑ هاشم معروف حسنی، الموضوعات فی الاثار و الاخبار، ص۶۱، بیروت ۱۹۷۳.
۴۶. ↑ الخطیب احمد بن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة، ص۴۰۹، چاپ احمدعمرهاشم، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.    



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تدلیس».    






جعبه ابزار