تدفین امام حسین و شهدای کربلا
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
تدفین امام حسین و شهدای کربلا، از مباحث مرتبط با حوادث پس از
شهادت امام حسین (علیهالسلام) است که به چگونگی، زمان و عاملان دفن پیکرهای شهدای کربلا میپردازد.
پس از شهادت امام حسین (علیهالسلام) و یارانش،
عمر بن سعد دستور داد کشتههای سپاه خود را دفن کنند، اما پیکرهای شهدا را بر زمین رها کرد.
بنابر گزارشهای تاریخی،
قبیله بنیاسد ساکن
غاضریه، پس از خروج سپاه کوفه از کربلا، بر پیکر شهدا نماز گزاردند و آنها را دفن کردند.
درباره زمان دفن، بیشتر مورخان
شیعه و
اهل سنت روز یازدهم محرم را ذکر کردهاند و برخی دیگر روز سیزدهم را گفتهاند.
بر پایه آموزه کلامی شیعه که امور تجهیز و تدفین امام را تنها امام بعدی عهدهدار میشود،
امام سجاد (علیهالسلام) بهگونهای اعجازآمیز از
کوفه به کربلا آمد و پیکر پدر را دفن کرد.
روایتی از
امام رضا (علیهالسلام) نیز بر این حضور اعجازآمیز تصریح دارد.
بر اساس گزارشهای تاریخی، بدن امام حسین (علیهالسلام) به دلیل شدت جراحات وارده، بر بوریا نهاده و بهتنهایی توسط امام سجاد (علیهالسلام) در قبر گذاشته شد.
عباس بن علی (علیهالسلام) نیز در قتلگاه خود در کنار
نهر علقمه دفن گردید و
علیاکبر (علیهالسلام) و
علیاصغر (علیهالسلام) پایین پای امام (علیهالسلام) به خاک سپرده شدند.
سایر
شهدای بنیهاشم و اصحاب نیز در گودالی جمعی در پایین پای حضرت دفن شدند.
حبیب بن مظاهر به خواست بنیاسد جداگانه در بالای سر امام دفن شد و پیکر
حر بن یزید ریاحی نیز توسط اقوامش به محل فعلی آرامگاهش منتقل گردید.
شیخ مفید تصریح کرده که محل دقیق قبور اصحاب معلوم نیست، جز آنکه همگی در محدوده حائر حسینی قرار دارند.
از نظر فقهای شیعه،
شهید، نه
غسل دارد و نه
کفن؛ بلکه باید با لباس خود دفن شود، مگر این که برهنه باشد که در این صورت، شماری از فقها تصریح کردهاند که کفن کردن وی،
واجب است.
بر پایه گزارشها دشمن بعد از شهادت امام حسین (علیهالسلام) لباسهای امام را ربوده و بر بدن ایشان، اسب تاخته بود.
بنابراین، کفن کردن امام حسین (علیهالسلام)، مفهوم خاصّ خود را خواهد داشت.
پس از آنکه
عمر سعد به همراه سپاهش کشتههای خود را
دفن کرده و
کربلا را به قصد
کوفه ترک کرد،
قبیلهٔ بنی اسد که ساکن قریهٔ غاضریه بودند، پس از یک روز از
شهادت امام و یاران باوفایش، به کربلا آمدند.
مورخان در مورد روزی که اجساد مطهر شهدا دفن شدهاند، اختلاف نظر دارند؛ عدهای روز یازدهم
و برخی دیگر هم روز سیزدهم
محرم را زمان دفن شهدای کربلا بیان کردهاند.
بلعمی، مورخ
قرن چهارم، تنها مورخی است که گفته است:
بدن مطهر امام (علیهالسّلام) به همراه دیگر شهدا، سه
روز، روی
خاک کربلا افتاده بود.
وی برای گفته خود، هیچ سندی ارائه نکرده است؛ اما به نظر میرسد تلقی ایرانیان در اینباره در قرن چهارم چنین بوده است که بلعمی آن را اختیار و گزارش کرده است.
علما و مورخان
اهل سنت، بالاتفاق بر این باورند که مراسم تدفین امام حسین (علیهالسّلام) و یارانش در روز یازدهم محرم سال شصت و یک هجری صورت گرفته است.
سرشناسترین مورخان شیعه نیز با اهل سنت، در این که روز یازدهم محرم زمان دفن شهدای کربلا توسط طایفه بنیاسد است، موافقند.
شیخ مفید در
ارشاد و
سید بن طاوس در
لهوف و
ابن شهر آشوب در
المناقب از جمله بزرگانی هستند که این نظر را تایید کردهاند. از جمع
روایات نقل شده در این کتب، چنین برمیآید که دفن شهدا در همان روزی انجام گرفته که عمر بن سعد از
کربلا خارج شد؛ یعنی روز یازدهم. در این صورت دفن شهدا در عصر آن روز صورت پذیرفته است؛ چرا که بنابر نقل تاریخ عمر بن سعد بعد از ظهر روز یازدهم راهی کوفه شده بود.
دفن سیّد الشهدا و یارانش به دو صورت، گزارش شده است:
اوّل:
این که ایشان به صورت خارق العاده توسط
امام سجاد (علیهالسّلام) دفن شده است. این گزارش با روایاتی هماهنگ است که دلالت دارند امور مربوط به تجهیز و دفن امامان (علیهمالسلام)، فقط توسّط امام بعدی انجام میشود.
دوم:
این که اهل غاضریه از طایفه بنیاسد، اجساد مطهّر شهدا را دفن کردهاند. جمع میان این دو گزارش نیز بدین سان امکانپذیر است که با عنایت به خارق العاده بودن حضور امام سجاد (علیهالسّلام)، بنی اسد، امام را دیدهاند؛ اما نشناختهاند.
بنا بر برخی اقوال، پس از رفتن ابنسعد و یارانش، جماعتی از بنیاسد که در نزدیکی کربلا منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند و چون آن بدنهای پاک و مقدس را به آن وضع دیدند، دانستند که این بدنها، اجساد مطهر حسین (علیهالسّلام) و یاران اوست.
پس صدا به شیون و زاری بلند کردند و در شب موقعی که ایمن از دشمن بودند بر امام حسین (علیهالسّلام) و یارانش نماز گزاردند
ـ البته بعضی از منابع، مسئله نماز بر آنها را متذکر نشدهاند
ـ و آنها را دفن نمودند.
عمادالدین طبری میگوید: «بنی اسد بر قبایل عرب افتخار میکردند که ما بر حسین نماز خواندیم و او و یارانش را به خاک سپردیم.»
این واقعه در منابع کهن اسلامی با عبارات گوناگون گزارش شده است:
طبری در تاریخ خود به نقل از
حمید بن مسلم آورده است:
«حسین (علیهالسّلام) و یارانش را اهالی غاضریه از بنیاسد، یک روز پس از کشتهشدنشان دفن کردند.»
بلاذری نیز در
أنساب الأشراف همین مضمون را تأیید کرده و مینویسد:
«اهل غاضریه از بنیاسد، پیکر حسین (علیهالسّلام) و پیکرهای یارانش را ـ رحمت خدا بر آنان باد ـ یک روز پس از کشتهشدنشان دفن کردند.»
ابنشهرآشوب در
المناقب علاوه بر اشاره به دفن شهدا توسط بنیاسد در طف، نکتهای افزوده و گزارش میکند:
«آنان برای بیشتر شهدا قبرهایی مییافتند و پرندگانی سفید میدیدند.»
همچنین
سید بن طاووس در
الملهوف چنین روایت کرده است:
«چون ابنسعد از کربلا جدا شد، گروهی از بنیاسد بیرون آمدند و بر آن پیکرهای پاک و آغشته به خون نماز گزاردند و آنها را بر همان وضعی که اکنون است، دفن کردند.»
بدینسان، گزارش دفن شهدا توسط بنیاسد در منابع متقدم با اختلافهایی در ذکر جزئیات، اما با اجماع بر اصل ماجرا نقل شده است.
اما بر پایه نقلی دیگر، «دفن شهدا برای بنیاسد امکانپذیر نبود، زیرا آنان اهل روستاهایی بودند که در میدان
نبرد شرکت نداشتند و بدون
راهنمایی کسی که از همه آن شهیدان شناخت کامل داشته باشد قادر به شناسایی و دفن آنان نبودند بهویژه آن که سرهای شهدا را بریده بودند از اینرو دفن دقیق و همراه با شناخت شهدا بدون وجود راهنمایی آگاه، امکانپذیر نبود و از سوی دیگر با توجه به این باور که کار دفن
امام(علیهالسّلام) را کسی جز امام (علیهالسّلام) نمیتواند بر عهده بگیرد ناگزیر ما را به این مطلب میرساند که این راهنما باید امام سجاد (علیهالسّلام) بوده باشد. اما این حضور باید به صورت خارقالعاده بوده باشد، چرا که ایشان در آن زمان در بند
اسارت دشمنان به سر میبرد.
بر پایه آموزههای کلامی شیعه، رسیدگی به امور تجهیز و تدفین هر امام منحصراً بر عهده امام بعدی است. این اصل در روایات متعددی بازتاب یافته است.
شیخ طوسی در
اختیار معرفة الرجال،
شیخ صدوق در
عیون اخبار الرضا،
طبری در
دلائل الامامه و
علامه مجلسی در
بحارالانوار روایاتی را نقل کردهاند که تصریح دارند امور غسل، کفن و دفن امام (علیهالسّلام) را تنها امام (علیهالسّلام) متکفل میشود.
از جمله این روایات، حدیث مشهوری است که در
الکافی،
الغیبة طوسی و بحار الأنوار آمده است:
«لا يَلِى الوَصِىَّ إلَا الوَصِىُّ»؛ «کفن و دفن نمیکند وصی را مگر وصی.»
و نیز روایت دیگری که میگوید:
«إنَّ الإمامَ لا يَلِى أمرَهُ إلَا إمامٌ مِثلُهُ»؛ «کارهای (دفن) امام را تنها امامی همانند او به عهده میگیرد.»
در توجیه این روایات، مرحوم شیخ صدوق یادآور میشود که از سوی ائمه (علیهالسّلام) نهی شده است که امام را جز امام غسل دهد؛
اما اگر کسی این کار را کرد، امامت امام بعدی باطل نمیشود و هرگز ائمه نفرمودهاند که حتماً هر کس امام قبلی را غسل داد، او امام است.
بر اساس همین قاعده کلامی، امام سجاد (علیهالسّلام) مأمور دفن پدر بزرگوار خود بوده است.
علامه مجلسی پس از نقل گزارش شیخ مفید در اینباره تصریح میکند که به حسب ظاهر، بنیاسد متولی دفن شدند، اما در واقع، امام را به غیر از امام دفن نمیکند.
حضرت امام زینالعابدین (علیهالسّلام) به اعجاز امامت آمد و جسد مطهر آن حضرت و بلکه سایر شهدا را دفن کرد.
این شیوه در تاریخ ائمه (علیهالسّلام) بیسابقه نیست؛ چنانکه در جریان شهادت امام رضا (علیهالسّلام) که در طوس به شهادت رسید،
امام جواد (علیهالسّلام) به قدرت الهی از
مدینه به
طوس آمد و امور غسل و کفن امام را خود عهدهدار شد.
البته دربارهٔ دفن سایر شهدا توسط امام سجاد (علیهالسّلام)، سندی وجود ندارد، و چنانکه گذشت بنابر برخی روایات، تنها دفن بدن امام حسین (علیهالسّلام) توسط امام سجاد (علیهالسّلام)، صورت پذیرفته است.
اعتقاد به حضور اعجازآمیز امام سجاد (علیهالسّلام) در کربلا برای دفن پیکر پدر، پشتوانهای روایی نیز دارد.
این باور بهویژه با روایتی که از امام رضا (علیهالسّلام) نقل شده، تأیید میشود.
کشّی در رجال خود و علامه مجلسی در بحارالانوار
این روایت را چنین آوردهاند:
راوی میگوید: «من نزد
امام رضا (علیهالسّلام) بودم که
علی بن ابیحمزه،
ابن سراج و ابنمکاری بر حضرت (علیهالسّلام) وارد شدند.
علی پس از گفتگو با حضرت (علیهالسّلام) درباره امامت ایشان، گفت:
"از پدران شما برای ما روایت کردهاند که کار امام (علیهالسّلام) را کسی جز امامی مانند خودش بر عهده نمیگیرد.
(پس چگونه است که پس از شهادت پدر بزرگوارتان امام موسی کاظم (علیهالسّلام) شما حضور نداشتید و متقبّل امر کفن و دفن ایشان نشدید؟)"
امام (علیهالسّلام) فرمود:
"بگو ببینیم حسین بن علی (علیهالسّلام) امام بود یا غیر امام؟"
گفت: "امام (علیهالسّلام) بود." فرمود: "چه کسی عهدهدار کارش بود؟"
گفت: "علی بن الحسین (علیهالسّلام)." فرمود: "علی بن الحسین (علیهالسّلام) کجا بود؟" گفت: "در کوفه، در زندان ابنزیاد."
امام (علیهالسّلام) فرمود: "چگونه در حالی که زندانی بود عهدهدار کار پدرش گردید؟" گفت: "دور از چشم آنان رفت و پدرش را کفن و دفن نمود و بازگشت."
امام (علیهالسّلام) فرمود: "آن کسی که به علی بن الحسین (علیهالسّلام) امکان داد به کربلا برود و کار پدرش را بر عهده بگیرد، به صاحب این امر نیز امکان میدهد که به بغداد برود و کار پدرش را عهدهدار گردد."»
آنچه در این روایت بهصراحت بدان اشاره شده، خارقالعاده بودن حضور امام سجاد (علیهالسّلام) در کربلا و همراهی ایشان با بنیاسد در تدفین شهدای کربلا است.
گزارش مبسوط این ماجرا را تنها در کتاب
الدمعة الساکبة میتوان یافت که ضمن آن آمده است:
بنیاسد، هنگامی که برای دفن امام (علیهالسّلام) و یارانش آمدند، عربی بادیهنشین را دیدند.
او آنها را برای دفن شهدا راهنمایی کرد، تا این که به بدن سیّدالشهدا رسید.
در آن هنگام، به شدّت گریست و نگذاشت آنها پیکر امام حسین (علیهالسّلام) را دفن کنند و فرمود:
«مَعى مَن يُعينُنى»؛ «با من کسی هست که یاریام کند.»
آنگاه دستانش را زیر کمر شریف امام حسین (علیهالسّلام) قرار داد و فرمود:
«بِسمِ اللّهِ و بِاللّهِ و فى سَبيلِ اللّهِ و عَلى مِلّةِ رَسولِ اللّهِ، هذا ما وَعَدَنا اللّهُ تعالى ورَسُولُهُ و صَدَقَ اللّه ُ و رَسُولُهُ، ما شاءَ اللّهُ لا حَولَ و لا قُوَّةَ إلّا باللّهِ العَلىِّ العَظيمِ»؛
«به نام خدا و به خدا و در راه خدا و به آیین پیامبر خدا. این همان چیزی است که خداوند والا و پیامبرش به ما وعده داده بودند و خداوند و پیامبرش راست گفتهاند. هر چه خدا بخواهد! هیچ نیرو و توانی جز از جانب خدای والا نیست.»
آنگاه جنازه را بهتنهایی داخل قبر گذاشت و هیچیک از آنها با وی همکاری نکردند.
سپس صورتش را به گلوی شریف امام (علیهالسّلام) گذاشت و در حالی که میگریست، میفرمود:
«طُوبى لِأرضٍ تَضَمَّنت جَسَدَكَ الشَّريفَ، أمَّا الدُّنيا فَبَعدَكَ مُظلِمَةٌ و الآخِرَةُ فَبِنُورِكَ مُشرِقَةٌ. أمّا الحُزنُ سَرمَدٌ و اللَّيلُ فَمُسَهَّدٌ حَتّى يَختارَ اللّه ُ لى دارَكَ الَّتى أنتَ مُقيمٌ بِها، فَعَليكَ مِنّى السَّلامُ يا بنَ رَسولِ اللّه ِ و رَحمَةُ اللّه ِ و بَرَكاتُهُ»؛
«خوشا زمینی که جسد شریف تو را در خود خواهد داشت! دنیا پس از تو تاریک و آخرت با نور تو روشن است. اندوهم همیشگی است و شبهایم به بیداری خواهد گذشت تا خداوند خانهای را که تو در آن مقیم شدهای نصیبم کند. از من بر تو سلام ـ ای پسر پیامبر خدا ـ و رحمت و برکاتش بر تو باد!»
آنگاه بر قبر خشت چید و خاک ریخت و سپس دستش را روی قبر گذاشت و با انگشتانش بر آن نگاشت و نوشت:
«هذا قَبرُ حُسَينِ بنِ عَلىّ بنِ أبى طالِبٍ الَّذى قَتَلُوهُ عَطشانا غَريبا»؛
«این قبر حسین بن علی بن ابیطالب است که او را غریبانه و تشنه کشتند.»
پس از آن، با راهنمایی او،
عباس (علیهالسّلام) را دفن کردند.
در پایان، بنیاسد به مرد عرب گفتند: «ای برادر عرب! به حقّ این جنازهای که بهتنهایی به خاک سپردی و کسی از ما را شریک خود نساختی، بگو تو که هستی.» وی گریه شدیدی کرد و فرمود:
«أنا إمامُكم عَلِىُّ بنُ الحُسَينِ»؛ «من امام شما علی بن الحسین هستم.»
آنان به ایشان گفتند: «تو علی (بن الحسین) هستی؟» فرمود: «آری» و سپس از دیدهگانشان ناپدید شد.
لیکن باید توجّه داشت که کتاب الدمعة الساکبة و سایر منابعی که این گزارش را نقل کردهاند، قابل اعتماد نیستند.
از برخی گزارشها چنین برمیآید که بدن مطهر امام (علیهالسّلام) به دلیل شدت جراحات وارده، به شیوهای ویژه دفن شده است.
بلعمی، مورخ قرن چهارم، مدعی است که بدن مطهر امام بدون پا نیز بوده است، که به نظر میرسد با توجه به اسبتاختن دشمن بر بدن مطهر امام (علیهالسّلام)، بعضی از اعضای بدن حضرت از هم جدا شده باشد؛
چنانکه حضرت زینب (سلاماللهعلیها) نیز بر سر جنازه برادر، وی را
«مُقَطَّعُ الاَعضاءِ» وصف کرده است.
بر پایه روایتی که
شیخ طوسی در
الامالی نقل کرده، هنگامی که
ابراهیم دیزج در عصر
متوکل عباسی مأمور ویران کردن قبر مطهر امام حسین (علیهالسّلام) شد، به هنگام نبش قبر، بوریای تازهای مشاهده کرد که بدن مطهر امام (علیهالسّلام) بر روی آن قرار گرفته بود.
این گزارش نشان میدهد که گویا بدن مطهر امام (علیهالسّلام) پس از تحمل آن همه تیر، نیزه و ضربه شمشیر و در نهایت، لگدمال شدن توسط اسبان لشکر عمر سعد، دیگر به صورت عادی قابل حمل و دفن نبوده و به ناچار بر بوریا نهاده شده است.
افزون بر این،
سبط بن جوزی در
تذکرة الخواص به نکته دیگری اشاره کرده و مینویسد:
«(هنگام دفن امام) مشاهده کردند که آثار سیاهی بر پشت امام (علیهالسّلام) هست؛ از علت آن پرسیدند، گفته شد: (علت این سیاهی آن است که) حضرت، شبها بر پشتش طعام برای فقرای مدینه حمل میکرد.»
پس از دفن امام حسین (علیهالسّلام)، امام سجاد (علیهالسّلام) به همراه
بنیاسد به سوی
نهر علقمه رفتند. در آنجا با مشاهده پیکر مطهر عمویش عباس (علیهالسّلام)، خود را بر روی بدن
ابوالفضل (علیهالسّلام) افکند و گلوی مبارکش را بوسید و در حالی که به شدت میگریست، فرمود:
«عَلَى الدُّنْيا بَعْدَكَ الْعَفا يا قَمَرَ بَني هاشِمٍ وَعَلَيْكَ مِنّي السَّلامُ مِنْ شَهيدٍ مُحْتَسَبٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ»؛
«اى قمر بنىهاشم! بعد از تو خاك بر سر دنيا، بر تو درود مىفرستم و رحمت و بركات خداوند را براى تو طلب مىكنم.»
آنگاه برایش قبری حفر کرد و همانند پدر شهیدش بهتنهایی او را درون قبر گذاشت و به بنیاسد فرمود:
«کسی با من هست که کمکم میکند» و سپس بدن شریف عباس (علیهالسّلام) را دفن کردند.
در گزارشهای تاریخی دیگر نیز بر محل دقیق دفن حضرت عباس (علیهالسّلام) تأکید شده است.
شیخ مفید در
الارشاد و
طبرسی در
اعلام الوریتصریح کردهاند که بدن مبارک عباس (علیهالسّلام) در همان قبری که اکنون شناخته میشود و در همان جایی که به شهادت رسیده بود، دفن گردید.
پس از دفن امام حسین (علیهالسّلام) و حضرت عباس (علیهالسّلام)، دیگر شهدا نیز به ترتیب به خاک سپرده شدند.
بر اساس گزارشها، علی اکبر (علیهالسّلام) را در پایین پای امام (علیهالسّلام) دفن کردند و بقیه هاشمیین و اصحاب را در قبری دیگر در زیر پای امام حسین (علیهالسّلام) به خاک سپردند.
در گزارش تفصیلی
شیخ مفید در
الإرشاد چنین آمده است:
«چون عمر سعد (از کربلا) رفت، قومی از بنیاسد که در غاضریه ساکن بودند، به سوی امام حسین (علیهالسّلام) و یارانش آمدند و بر آنان نماز خواندند و پیکر پاک امام حسین (علیهالسّلام) را همان جایی که اکنون قبرش است، دفن کردند.
امام (علیهالسّلام) را در موضع فعلی آن و
علی اصغر را پایین پای آن حضرت (علیهالسّلام) دفن کردند.
پسرش علی بن الحسین (
حضرت علی اکبر) را نیز پایین پای او به خاک سپردند.»
ابنقولویه قمی نیز در
کامل الزیارات به این نکته اشاره کرده که قبر علی بن الحسین (علیهالسّلام) نزد پای امام حسین (علیهالسّلام) قرار دارد.
شیخ مفید در ادامه گزارش خود میافزاید:
قبری هم برای اهلبیت امام (علیهالسّلام) حفر نمودند و قبری نیز برای یاران امام (علیهالسّلام) در پایین پای حضرت (علیهالسّلام) در نظر گرفتند.
برای شهدای اهلبیت و اصحاب امام (علیهالسّلام) که در اطراف او افتاده بودند، گودالی کندند و همه را جمع کردند و با هم در آن دفن کردند و بر آنان خاک ریختند.
وی در جای دیگری از الإرشاد، پس از ذکر اسامی هفده تن از شهدای بنیهاشم، چنین توضیح میدهد:
«اینان هفده تن از بنیهاشم بودند ـ رضوان خدا بر همگیشان باد ـ برادران حسین (علیهالسّلام) و پسران برادرش و پسران دو عمویش جعفر و عقیل.
همگی آنان در پایین پای حسین (علیهالسّلام) در مرقدش دفن هستند.
برایشان گودالی کنده شد و همگی را در آن نهادند و بر آن خاک ریختند،
جز عباس بن علی (علیهالسّلام) که در همان جایگاه شهادتش، بر بلندی، بر سر راه غاضریه دفن شد و قبرش آشکار است.
برای قبرهای برادران و خاندانش که نامشان را بردیم، هیچ نشانهای نیست و زائر، آنها را از نزد قبر حسین (علیهالسّلام) زیارت میکند و به زمینی که نزدیک پاهای امام (علیهالسّلام) است، با اشاره سلام میدهد.
علی بن الحسین (علیاکبر) نیز در شمار آنان است و گفته میشود که مدفن او از همه به امام حسین (علیهالسّلام) نزدیکتر است.
اما یاران حسین (علیهالسّلام) ـ که رحمت خدا بر ایشان باد ـ که با او شهید شدند، گرد آن حضرت دفن شدهاند و ما به تحقیق و تفصیل، قبری برای آنان سراغ نداریم؛ اما تردید نداریم که حائر حسینی، آنان را در بر دارد. خدا از ایشان خشنود باشد و خشنودشان کند و آنان را در بهشتهای پرنعمت خود جای دهد.»
شیخ مفید پس از اشاره به این تفصیل، تأکید میکند که همگی آنان در پایین پای امام حسین (علیهالسّلام) دفن هستند و برایشان گودالی کنده شد و همه را در آن دفن کردند و بر آنان خاک ریختند، جز عباس بن علی (علیهالسّلام) که او را در قتلگاهش بر روی بلندی، بر سر راه غاضریه دفن کردند و قبر او آشکار است. طبرسی نیز در اعلام الوری
و تاج المولید
به پیروی از شیخ مفید، همین مطلب را آورده است.
دراینکه محدوده حائر تا کجاست، اقوال گوناگون نقل شده است:
۱. آن مقداری که دیوار مشهد حسینی و مسجد، آن را احاطه کرده است؛
۲. تنها زیر قبه؛
۳. روضه مقدسه؛
۴. آنچه دیوارهای صحن آن را احاطه کرده است؛
طبعاً مقصود شیخ مفید از «حائر»، محدوده حائر در زمان اوست (قرن چهارم هجری).
اگر در منابع حدیثی شیعه روایتی نقل شده است که حاکی از وجود قبور متعدد برای شهداست، چنانکه طبق حدیثی از امام صادق (علیهالسّلام)،
امسلمه شبی
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را در
خواب میبیند در حالی که حضرت پژمرده و رنگپریده است؛ چون او سبب را از حضرت جویا میشود، میفرماید: «دیشب تا سحر برای حسین (علیهالسّلام) و یارانش قبرهایی را میکندم»،
به نظر میرسد مربوط به عالم معناست.
بدینسان، هرچند محل دقیق قبور اصحاب بهطور مشخص معلوم نیست، اما بنابر تصریح شیخ مفید و دیگر عالمان، همگی آنان در محدوده حائر حسینی مدفون هستند.
در میان شهدای کربلا، دو تن از یاران امام حسین (علیهالسّلام) به دلایلی جدا از دیگر شهدا دفن شدند و مدفن آنها امروزه بهطور مشخص شناخته میشود.
نخست:
حر بن یزید ریاحی است که بنابر نقلها، به هنگام دفن شهدا، اقوام و خویشاوندان ـ و به نقلی مادرش ـ جنازه او را به محلی که اکنون به آرامگاه حر بن یزید ریاحی معروف است، بردند و در آنجا دفن نمودند.
دیگری:
حبیب بن مظاهر است که طایفه بنیاسد راضی نشدند پسر عم خویش با دیگر یاران امام (علیهالسّلام) در یک گودال دفن شود. از اینرو، او را در جایی جدا از دیگران و در محلی در بالای سر امام (علیهالسّلام) که امروز به قبر حبیب شناخته میشود، دفن کردند.
بدینسان، مدفن این دو شهید برجسته کربلا، برخلاف سایر شهدا که قبورشان در محدوده حائر و بهصورت جمعی است، بهگونهای مشخص و متمایز در تاریخ ثبت شده است.
• پیشوایی، مهدی،
مقتل جامع سیدالشهداء، ج۱، ص۹۰۰.