• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تبری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



منبع: تبری
مقالات مرتبط: اصل برائت (اصول).


تبری اصطلاحی کلامی به معنای دوری جستن و بیزاری از دشمنان خدا و اولیای اوست که ریشه آن در قرآن و احادیث آمده و در کنار تولی از آموزه‌های شیعه به شمار می‌رود.
شیعیان تبری از دشمنان اهل بیت (علیهم‌السلام) را واجب می‌دانند و در طول تاریخ، تبری‌ جویی‌ها گاه ریشه کلامی (مانند امامت) و گاه سیاسی داشته است.
فرقه‌های اسلامی در مفهوم کلی تبری اختلافی ندارند، اما در تعیین مصادیق دشمنان خدا و معیار خروج از دین اختلاف نظر دارند.
سیره غالب علمای شیعه در اظهار تبری، رعایت وحدت اسلامی و پرهیز از تحریک عواطف بوده، هرچند نمونه‌هایی از تبری‌ جویی در دوره‌های آل‌ بویه، فاطمیان و صفویان گزارش شده است.



تبری، اصطلاحی کلامی و از آموزه های اعتقادی و رفتاریِ دینی، بویژه نزد شیعیان و برخی فرقه های اسلامی به معنای دوری جستن از دشمنان خدا می‌باشد.
تبرّی مصدر عربی، بر وزن تفعّل و از ریشه بَرَءَ و اصل آن تَبَرُّؤ است، در زبان فارسی بیش‌تر به صورت تبرّا به کار می‌رود.
• معنای لغوی تبری
تبرّی در لغت به معنای دوری کردن از چیزی که مجاورت با آن ناپسند است، بیزاری جستن، و مانند اینها آمده است.
• معنای اصطلاحی تبری
در فارسی نیز «تبرّی جستن» به معنای بیزاری و دوری جستن است.
[۳] عبد الرحیم بن عبد الکریم صفی پوری، منتهی الارب فی لغة العرب، ذیل «برء»، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست ۱۳۷۷.
[۴] علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل «تبرّا»، تهران ۱۳۵۵ ش.
[۵] محمد علی داعی الاسلام، فرهنگ نظام، ذیل «تبرّا»، چاپ سنگی حیدرآباد دکن ۱۳۰۵ـ ۱۳۱۸ ش، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ـ ۱۳۶۴ ش.


اصطلاح و آموزه تبرّی، ریشه در قرآن کریم دارد، در قرآن، علاوه بر این‌که یک سوره با برائتِ خدا و پیامبرش از مشرکان آغاز شده و ازین‌ رو « برائت » نام گرفته است، در بیست سوره (مجموعاً در ۲۷ آیه)، مادّه برائت و مشتقات آن، سی بار آمده است.
[۶] حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل «برء»، تهران ۱۳۶۰ـ۱۳۷۱ ش.
[۷] محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «برء»، قاهره ۱۳۶۴.

از آن جمله است:
۱. تبرّی جستنِ امامانِ ضلالت و گمراهی از پیروان خود در روز قیامت
۲. آرزوی پیروان ایشان برای بازگشت به دنیا برای تبرّی جستن از آن امامان
۳. تبرّی جستن ابراهیم (علیه‌السلام) از آزر و قومش که دشمن خدا بودند و از معبود هایشان
۴. تبرّی از شرک
۵. همچنین اظهار برائت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) از مخالفان خود و بری بودن مخالفان ایشان از آن حضرت.
• قرآن برائت و تبرّی را تقریباً به معنای لغوی به کار برده است و اصل مشترک در آن، مفارقت کردن از دشمنان خدا و خروج از عهد و پیمان مشرکان و کفار و منقطع شدن و گسستن از پیروان باطل است.
[۱۹] محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «برء»، قاهره ۱۳۶۴.



در احادیثی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) نیز بر اهمیت تبرّی تأکید شده و ایشان برائت (البغض فی اللّهِ) را یکی از مهمترین و استوارترین رشته‌های ایمان (مِنْ اَوْثقِ عُریَ الایمانِ) ذکر کرده‌اند.
[۲۰] علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱، ص۲۵۷، حیدرآباد دکن ۱۳۶۴ـ۱۳۸۴/ ۱۹۴۵ـ ۱۹۷۵.

امام صادق (علیه‌السلام) نیز به وجوب برائت از مخالفان دین خدا و دوستانِ دشمنان خدا و دشمنانِ دوستان خدا تصریح کرده‌اند.
[۲۲] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۸۶، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.



بیشتر فرقه‌ها و مذاهب اسلامی، با توجه به تأکید قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم)، معتقد به تبرّی بوده و اختلافی در مفهوم کلی قرآنی و ضرورت و اهمیت آن نداشته‌اند، ولی در خصوص مصداق دشمنی خدا و نیز معیار خروج از دین اختلافاتی پیدا کرده‌اند؛ برخی از آن‌ها با تکیه بر حقانیت خویش در دینداری، خود را مصداق دوستان خدا دانسته و مخالفانشان را خارج از دین، اهل باطل و دشمن خدا به شمار آورده و تبرّی از آنان را واجب شمرده‌اند.
به گفته بغدادی ،
[۲۳] عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۱۶، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیه.
[۲۴] عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۲۷۸، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیه.
[۲۵] عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۲۸۱، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیه.
شمار بزرگی از مسلمانان درباره رافضیان (شامل زیدیّه ، امامیّه ، کیسانیّه و غُلات ) و چند فرقة دیگر، با وجود انتساب آنان به اسلام ، معتقد بودند که آنان گمراه و کافرند و از ایشان تبرّی می‌جستند.
این نظر بغدادی را همه متکلمان و علمای اسلام تأیید نکرده‌اند،
[۲۶] عبدالرحمان بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، ج۱، ص۳۹۴ـ ۳۹۵، بیروت: عالم الکتب.
هر چند برخی از علمای متأخر اهل سنّت، از جمله علی بن علی بن ابی العزّ حنفی (متوفی ۷۹۲) در شرح الطحاویة فی العقیدة السلفیّة
[۲۷] ابن ابی العز، شرح الطحاویة فی العقیدة السّلفیّة، ج۱، ص۳۹۸ـ۴۰۳، چاپ احمدمحمد شاکر، قاهره: دارالتراث.
نظر وی را تأیید کرده‌اند.
[۲۸] محسن امین، کشف الارتیاب، ج۱، ص۱۴۸، تهران ۱۳۴۷.
[۲۹] محمود شکری آلوسی، تاریخ نجد، ج۱، ص۸۰، چاپ محمد بهجة الاثری، (قاهره ۱۹۹۸).
[۳۰] عبدالرحمان بن حسن آل شیخ، فتح المجید: شرح کتاب التوحید، ج۱، ص۵۰۱ ـ ۵۰۵، چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باز، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.

خوارج پس از واقعه تحکیم ، تبرّی از علی (علیه‌السلام) و عثمان و برخی دیگر را واجب شمردند.
شیعیان نیز تبرّی را همراه با تولّی که مفهوم مخالف و متضاد آن است، جزء فروع دین و از واجبات دانسته و مراد از آن را دشمنی کردن با دشمنانِ اهل بیت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) و بیزاری جستن از این دشمنان بیان کرده‌اند.
[۳۱] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۸ـ۸۱، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
[۳۲] عبدالرزاق بن علی لاهیجی، سرمایه ایمان، ج۱، ص۱۵۴ـ ۱۵۵، تهران ۱۳۶۲ ش.



در طول تاریخ اسلام، تبرّی جویی‌ها یا ریشه در مسائل کلامی و اعتقادی، از جمله مسئله امامت و جانشینی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم)، داشته یا از اغراض و نزاع‌های سیاسی و گاه انگیزه‌های شخصی ناشی شده است.

۵.۱ - مسائل کلامی و اعتقادی

در این میان، اصل تبرّی در کنار تولّی ، جایگاه ویژه و بار معنایی خاصی در مذهب شیعه دارد و یکی از آموزه های اساسی پیروان این مذهب به شمار می‌آید، ازینرو این مقاله، عمدتاً به تبیین این آموزه اختصاص دارد.
شیعیان اعتقاد به امامت منصوص را از اصول دین می‌دانند و معتقدند که امامت، با این قید (منصوص بودن امام)، دنباله رسالت و ضامن حفظ و بقای اسلام است و دوازده امام پس از پیامبر، معصوم و منصوص از جانب خدایند، رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) آنان را شناسانده و هر امام نیز امام پس از خود را معرفی کرده است، امامان نگهدارنده دین از هر گونه تحریف و فرو کاستن و دگرگونی در عقاید و اعمال‌اند.

۵.۲ - وجوب تبری نزد شیعیان

بر پایه اعتقاد شیعیان ، دشمنان امامان یعنی کسانی که مانع تحقق امامت و مآلاً مانع تحقق صورت ناب و حقیقی اسلام بوده‌اند یا با اهل بیت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) کینه توزی داشته‌اند، دشمنان خدایند و تبرّی از آنان واجب است.
[۳۶] عبدالرزاق بن علی لاهیجی، سرمایه ایمان، ج۱، ص۱۵۴ـ ۱۵۵.، تهران ۱۳۶۲ ش.
[۳۷] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۸۱، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.

علاوه بر این، شماری از علما و مفسران شیعه، برخی آیات از جمله:
با استناد به برخی روایات معتبر در جوامع حدیثی اهل سنّت، در شان حضرت علی (علیه‌السلام) دانسته، دشمنان وی را دشمنان خدا و پیامبر قلمداد کرده و تبرّی از آنان را واجب شمرده‌اند.
[۴۱] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۷ـ ۷۸، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.



احادیث بسیاری نیز از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) و امامان شیعه روایت شده که متضمن معنای تبرّی است.
برای مثال:
۱. در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) خطاب به حضرت علی (علیه‌السلام) آمده است :
• «اَنـَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتَ و حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتَ»
(من با هرکس که تو با او در صلح باشی در صلحم و با هرکس که تو با او بجنگی در جنگم)
• یا «امامانِ پس از من دوازده نفرند و انکار هریک، انکار من است»
۲. نیز سخن ایشان درباره علی و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و حسن (علیه‌السلام) و حسین (علیه‌السلام) :
• «اَنـَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ و سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ»
[۴۳] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۸ـ ۸۱، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
[۴۴] ابن بابویه، فضائل الشیعة، ج۱، ص۱۲۵، صفات الشیعة، و مصادقة الاخوان، قم ۱۴۱۰.
[۴۶] حرّ عاملی، ج۱۶، ص۱۷۷ـ ۱۸۳.

تبرّی از دشمنان اهل بیت، اگر چه مصداق تبرّی از دشمنان خدا و یکی از ارکان عقیده شیعی محسوب می‌شود، در عین حال، شیعیان نسبت به مصادیق دشمنی همیشه اتفاق نظر نداشته‌اند؛ ابوالحسن اشعری
[۴۷] علی بن اسماعیل اشعری، ج۱، ص۶۵، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[۴۸] علی بن اسماعیل اشعری، ج۱، ص۶۸-۶۹، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
به وجود دیدگاه‌های مختلف شیعیان زید بن علی در این باره اشاره کرده است.


امامان شیعه نیز به مناسبت‌های مختلف، تبرّی را از لوازم اسلام و ایمان خوانده و آن را واجب دانسته‌اند و مصادیق مشمول این حکم واجب را برشمرده‌اند:
۱. کسانی که به عترت پیامبر ظلم کردند و حرمت ایشان را شکستند
۲. سنّت رسول خدا را تغییر دادند، برگزیدگان اصحاب پیامبر را تبعید نمودند
۳. اموال فقرا را بین ثروتمندان تقسیم کردند
۴. ناکثین (پیمان شکنان جمل)
۵. قاسطین ( معاویه و طرفدارانش)
۶. مارقین ( خوارج )، تمام پیشوایان گمراهی و رهبران ستمکار
۷. قاتل حضرت علی و همه قاتلان ائمه و اهل بیت (علیهم‌السلام).
توجه به این نکته لازم است که از نظر شیعیان، چنان نیست که هر مسلمان غیرشیعی مصداق وجوب تبرّی باشد، بلکه صرفاً افرادی مشمول این حکم‌اند که به تعبیر روایات و منابع فقهی، نسبت به عترت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) با علم به حقانیت آنان، «نَصْب عداوت» کرده‌اند (عَلَم دشمنی برافراشته‌اند) یا همچون غُلات معتقد به الوهیت حضرت علی یا انسانی دیگر بوده و یا مانند مفوضه ، قایل بوده‌اند که امر آفرینش و روزی دادن و زندگی بخشیدن و میراندن به پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسلّم) و حضرت علی واگذار شده است.
[۵۲] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۱ـ۷۶، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.



از نظر تاریخی:
۱. خوارج نخستین فرقه‌ای بودند که تبرّی از عثمان و علی (علیه‌السلام) را مقدّم بر هر طاعتی اعلام کردند و شرط صحت عقد ازدواج را بیزاری از آن دو دانستند.
[۵۵] علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۸۶، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[۵۶] علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۸۸، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[۵۷] محمدبن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل و النحل، چاپ محمدبن فتح اللّه بدران، قاهره (۱۳۷۵/ ۱۹۵۶)، ج ۱، ۱۰۶، چاپ افست قم ۱۳۶۷ ش.
[۵۸] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۷۲.

۲. خوارج همچنین از حَکَمَیْن و معاویه و یاران و دوستداران آن‌ها تبرّی می‌جستند.
[۵۹] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۱۵۳.

علاوه بر آن، تبرّی جستن از یکدیگر میان شاخه های مختلف خوارج بسیار رایج بود.
[۶۱] علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۸۶ ـ۱۳۱، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[۶۲] محمدبن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل و النحل، ج۱، ص۱۰۵ـ ۱۲۴، چاپ محمدبن فتح اللّه بدران، قاهره (۱۳۷۵/ ۱۹۵۶)، چاپ افست قم ۱۳۶۷ ش.

۳. معاویه نیز با تمهیدات بسیار کوشید تا سَبّ علی (علیه‌السلام) و برائت از آن حضرت را در شهرهای تحت فرمانش رواج دهد، در مواقعی، شرط مأموران معاویه برای گذشتن از خون مردم یک ناحیه این بود که آنان از حضرت علی (علیه‌السلام) برائت جویند و او را لعن کنند.
[۶۳] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۱۶۸.
[۶۴] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۲۵۳.
[۶۵] طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۲۷۵.

۴. مروان بن حکم در زمان حکومت بر مدینه ، به رغم مُفاد صلح‌ نامه امام حسن (علیه‌السلام) و معاویه، حتی در حضور امام حسن (علیه‌السلام)، حضرت علی (علیه‌السلام) را سبّ می کرد و از وی تبرّی می‌جست و نیز در ترویج سبّ و دشنام و تبرّی از ایشان می‌کوشید، وی در زمان حکومت بر مصر نیز این شیوه را ادامه داد، تا زمان حکومت عمر بن عبدالعزیز (۹۹ـ ۱۰۱) در بیش‌تر بلاد اسلامی، وضع به همین منوال بود و او با صدور بخشنامه برائت جستن از امیرمؤمنان (علیه‌السلام) و سبّ آن حضرت را منع کرد.
[۶۷] مسعودی، مروج (بیروت)، ج۴، ص۱۷.

با اینهمه تا زمان قدرت یافتن عباسیان همان سنّت اموی ادامه یافت.
[۶۹] ابن سعد، ترجمة الحسین و مقتله علیه‌السلام، ج۱، ص۱۴۳ـ۱۴۴، من القسم غیرالمطبوع من کتاب الطبقات الکبیر لابن سعد، چاپ عبدالعزیز طباطبائی، تراثنا، سال ۳، ش ۱ (محرم ـ ربیع الاول ۱۴۰۸).
[۷۰] احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والا´ثار، ج۲، ص۳۳۸، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست قاهره.

۵. در میان خلفای عباسی، متوکل (حک: ۲۳۲ـ۲۴۷) به دشمنی با علی (علیه‌السلام) و خاندان او مشهور است، وی در ۲۳۶ دستور داد تا شیعیانِ علی (علیه‌السلام) را آزار و اذیت و از مصر اخراج کنند.
[۷۲] احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والاثار، ج۲، ص۳۳۹، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست قاهره.

موارد دیگری نیز از اینگونه تضییقات و تبرّی جویی‌های برخی پیروان مذاهب نسبت به شیعیان علی (علیه‌السلام) گزارش شده که گاه به مداخله خلفا و حاکمان برای پایان دادن به آن آزارها می‌انجامیده است.
[۷۵] مسکویه، تهذیب‌الاخلاق و تطهیرالاعراق، ج۱، ص۳۲۲.
[۷۷] یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۱۸، ص۵۷ ـ ۵۸، مصر ۱۳۵۵ـ۱۳۵۷/ ۱۹۳۶ـ ۱۹۳۸، چاپ افست بیروت.


در باره نحوه ابراز تبرّی نیز شیعیان و سنّیان طیف گسترده‌ای را تشکیل می‌دهند و بویژه حکومت‌های شیعی و سنّی در تشدید یا کاهش اظهار تبرّی تأثیر جدّی داشته‌اند.

۹.۱ - روش شیعیان

این نکته نیز درخور توجه و دقت است که سیره غالبِ علمای شیعه، دست کم در اظهار تبرّی از دشمنان، در تأسی به حضرت علی (علیه‌السلام)، رعایت اصل تقویت وحدت و تحکیم روابط مسلمانان با یکدیگر و تلاش برای تقریب مذاهب اسلامی بوده است.
در سرگذشت عالمان سلَف، چون شیخ مفید و سیدمرتضی و شیخ طوسی ، و عالمان دوره اخیر و معاصران، چون میرزاحسن شیرازی و میرزامحمدحسین نائینی و آیت اللّه حاج آقاحسین بروجردی و امام خمینی ، شواهد فراوانی برای این امر وجود دارد.
وجود روایاتی که احتراز از هرگونه تحریک عاطفی و برانگیختن فضای بدبینی را توصیه کرده است، در اتخاذ این سیره بی تردید مؤثر بوده است.
[۷۸] ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۸۲، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.

با اینهمه، نمونه‌هایی از تبرّی جستن در دوره استقرار برخی حکومت‌های شیعی مانند آل بویه و فاطمیان و صفویان و عادل‌ شاهیان و نظام شاهیان و قطب شاهیان گزارش شده است.
[۷۹] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۸۳، ج۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
[۸۰] محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۸۷، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
[۸۱] ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۱۴، ص۱۵۰ـ ۱۵۱، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
[۸۴] محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۳۵۱ـ۳۸۰ ه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۸۵] احمدبن علی مقریزی، اتعاظ الحنفا، ج۱، ص۱۴۲، چاپ جمال الدین شیال، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
[۸۹] محمدقاسم بن غلامعلی فرشته، ج۲، ص۱۱، تاریخ فرشته، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
[۹۰] عباس عزّاوی، تاریخ العراق بین احتلالین، ج۳، ص۳۴۱ـ ۳۴۳، بغداد ۱۳۵۳ـ۱۳۷۱/ ۱۹۳۵ـ۱۹۵۶، چاپ افست قم ۱۳۶۹ ش.
[۹۱] نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۸۸۹، تهران ۱۳۶۴ ش.
[۹۲] فلسفی، ج۳، ص۸۹۴، نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، تهران ۱۳۶۴ ش
[۹۳] نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۸۹۵، تهران ۱۳۶۴ ش.


۹.۲ - روش وهابیت

از سوی دیگر، پیروان مذهب سلفی وهابیت ، اقداماتی مبتنی بر تبرّی صورت دادند، از جمله حمله به شهرهای نجف و کربلا و مزار امامان شیعه و تخریب قبور صحابیان و بزرگان مذاهب اسلامی و زادگاه رسول اکرم در مکّه .
[۹۴] جعفربن باقر آل محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۳۲۴ـ۳۲۶، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
[۹۵] محسن امین، کشف الارتیاب، ج۱، ص۱۳ـ ۱۴، تهران ۱۳۴۷.
[۹۶] محسن امین، کشف الارتیاب، ج۱، ص۲۲ـ۲۳، تهران ۱۳۴۷.
[۹۷] رسول کرکوکلی، دوحة الوزراء فی تاریخ وقائع بغداد الزوراء، ج۱، ص۲۱۲، نقله عن الترکیة موسی کاظم نورس، قم ۱۳۷۲ ش.



۱. محمد فؤاد عبدالباقی‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ القرآن‌ الکریم‌، قاهره‌ ۱۳۶۴؛
۲. ابن‌ منظور؛
۳. ابن‌ سعد، ترجمه الحسین‌ و مقتله‌ علیه‌السلام‌، من‌ القسم‌ غیرالمطبوع‌ من‌ کتاب‌ الطبقات‌ الکبیر لابن‌سعد، چاپ‌ عبدالعزیز طباطبائی‌، تراثنا، سال‌ ۳، ش‌ ۱ (محرم‌ ـ ربیع‌الاول‌ ۱۴۰۸)؛
۴. ابن‌ خلّکان‌؛
۵. ابن‌ جوزی‌، المنتظم‌ فی‌ تاریخ‌ الملوک‌ و الامم‌، چاپ‌ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی‌ عبدالقادر عطا، بیروت‌ ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲؛
۶. ابن‌ بابویه‌، کتاب‌ الخصال‌، چاپ‌ علی‌اکبر غفاری‌، قم‌ ۱۳۶۲ ش‌؛
۷. ابن‌ بابویه‌، فضائل‌ الشیعة‌، صفات‌الشیعة‌، و مصادقة‌ الاخوان‌، قم‌ ۱۴۱۰؛
۸. ابن‌ بابویه‌، الاعتقادات‌ فی‌دین‌ الامامیة‌، چاپ‌ غلام‌ رضا مازندرانی‌، قم‌ ۱۴۱۲؛
۹. ابن‌اثیر؛
۱۰. ابن‌ ابی‌ العز، شرح‌ الطحاویة‌ فی‌ العقیدة‌ السّلفیّة‌، چاپ‌ احمدمحمد شاکر، قاهره‌: دارالتراث‌؛
۱۱. ابن‌ ابی‌ الحدید، شرح‌ نهج‌البلاغة‌، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، قاهره‌ ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ بی‌تا. ؛
۱۲. علاوه‌ بر قرآن‌؛
۱۳. عبدالرحمان‌ بن‌ حسن‌ آل‌شیخ‌، فتح‌المجید: شرح‌ کتاب‌ التوحید، چاپ‌ عبدالعزیزبن‌ عبداللّه‌بن‌ باز، بیروت‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛
۱۴. جعفر بن‌ باقر آل‌ محبوبه‌، ماضی‌النجف‌ و حاضرها، بیروت‌ ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶؛
۱۵. محمود شکری‌ آلوسی‌، تاریخ‌ نجد، چاپ‌ محمد بهجة‌الاثری‌، قاهره‌? ۱۹۹۸ ؛
۱۶. موفق‌ بن‌ احمد اخطب‌ خوارزم‌، المناقب‌، قم‌ ۱۴۱۷؛
۱۷. علی‌ بن‌ اسماعیل‌ اشعری‌، کتاب‌ مقالات‌ الاسلامیّین‌ و اختلاف‌ المصلّین‌، چاپ‌ هلموت‌ ریتر، ویسبادن‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰؛
۱۸. محسن‌ امین‌، کشف‌ الارتیاب‌، تهران‌ ۱۳۴۷؛
۱۹. عبد القاهربن‌ طاهر بغدادی‌، الفرق‌ بین‌ الفرق‌، چاپ‌ محمد محیی‌الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌: دارالکتب‌ العلمیه‌، بی‌تا. ؛
۲۰. محسن‌ بن‌ تنوخی‌، نشوار المحاضرة‌ و اخبار المذاکرة‌، چاپ‌ عبود شالجی‌، بیروت‌ ۱۳۹۱ـ۱۳۹۳/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۳؛
۲۱. حرّ عاملی‌؛
۲۲. عبیداللّه‌ بن‌ عبداللّه‌ حسکانی‌، شواهد التنزیل‌ لقواعد التفضیل‌، چاپ‌ محمدباقر محمودی‌، تهران‌ ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛
۲۳. محمد علی‌ داعی‌ الاسلام‌، فرهنگ‌ نظام‌، چاپ‌ سنگی‌ حیدرآباد دکن‌ ۱۳۰۵ـ ۱۳۱۸ ش‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۳۶۲ـ ۱۳۶۴ ش‌؛
۲۴. احمد بن‌ داود دینوری‌، الاخبار الطوال‌، چاپ‌ عبدالمنعم‌ عامر، قاهره‌ ۱۹۶۰، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۸ ش‌؛
۲۵. محمد بن‌ احمد ذهبی‌، تاریخ‌ الاسلام‌ و وفیات‌ المشاهیر و الاعلام‌، چاپ‌ عمر عبدالسلام‌ تدمری‌، حوادث‌ و وفیات‌ ۳۵۱ـ۳۸۰ ه، بیروت‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹؛
۲۶. حسین‌ بن‌ محمد راغب‌ اصفهانی‌، المفردات‌ فی‌ غریب‌ القرآن‌، چاپ‌ محمد سیدکیلانی‌، تهران‌? ۱۳۳۲ ش‌ ؛
۲۷. محمد بن‌ عبدالکریم‌ شهرستانی‌، کتاب‌ الملل‌ و النحل‌، چاپ‌ محمدبن‌ فتح‌اللّه‌ بدران‌، قاهره‌? ۱۳۷۵/ ۱۹۵۶ ، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۷ ش‌؛
۲۸. عبد الرحیم‌ بن‌ عبدالکریم‌ صفی‌پوری‌، منتهی‌الارب‌ فی‌ لغة‌ العرب‌، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌ ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ‌ افست‌ ۱۳۷۷؛
۲۹. محمد بن‌ یحیی‌ صولی‌، اخبار الراضی‌ بالله‌ و المتقی‌ بالله‌، چاپ‌ هیورث‌ دن‌، بیروت‌ ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹؛
۳۰. محمد کاظم‌ بن‌ عبدالعظیم‌ طباطبائی‌ یزدی‌، العروة‌الوثقی‌، بیروت‌ ۱۴۰۴/۱۹۸۴؛
۳۱. طبرسی‌؛
۳۲. طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)؛
۳۳. عباس‌ عزّاوی‌، تاریخ‌ العراق‌ بین‌ احتلالین‌، بغداد ۱۳۵۳ـ۱۳۷۱/ ۱۹۳۵ـ۱۹۵۶، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۹ ش‌؛
۳۴. عبد الرحمان‌ بن‌ احمد عضد الدین‌ ایجی‌، المواقف‌ فی‌ علم‌ الکلام‌، بیروت‌: عالم‌ الکتب‌، بی‌تا. ؛
۳۵. محمد قاسم‌ بن‌ غلامعلی‌ فرشته‌، تاریخ‌ فرشته‌، یا، گلشن‌ ابراهیمی‌، لکهنو ۱۲۸۱؛
۳۶. نصراللّه‌ فلسفی‌، زندگانی‌ شاه‌ عباس‌اول‌، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌؛
۳۷. رسول‌ کرکوکلی‌، دوحة‌ الوزراء فی‌ تاریخ‌ وقائع‌ بغداد الزوراء، نقله‌ عن‌الترکیة‌ موسی‌کاظم‌ نورس‌، قم‌ ۱۳۷۲ ش‌؛
۳۸. کلینی‌؛
۳۹. عبد الرزاق‌ بن‌ علی‌ لاهیجی‌، سرمایة‌ ایمان‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌؛
۴۰. علی‌بن‌ حسام‌ الدین‌ متقی‌، کنزالعمال‌ فی‌سنن‌ الاقوال‌ و الافعال‌، حیدرآباد دکن‌ ۱۳۶۴ـ۱۳۸۴/ ۱۹۴۵ـ ۱۹۷۵؛
۴۱. مجلسی‌؛
۴۲. مسعودی‌، مروج‌ (بیروت‌)؛
۴۳. مسکویه‌؛
۴۴. حسن‌ مصطفوی‌، التحقیق‌ فی‌کلمات‌ القرآن‌ الکریم‌، تهران‌ ۱۳۶۰ـ۱۳۷۱ ش‌؛
۴۵. احمد بن‌ علی‌ مقریزی‌، اتعاظ‌ الحنفا، ج‌ ۱، چاپ‌ جمال‌الدین‌ شیال‌، قاهره‌ ۱۳۸۷/۱۹۶۷؛
۴۶. احمد بن‌ علی‌ مقریزی‌، کتاب‌ المواعظ‌ و الاعتبار بذکر الخطط‌ والا´ثار، المعروف‌ بالخطط‌ المقریزیة‌، بولاق‌ ۱۲۷۰، چاپ‌ افست‌ قاهره‌ بی‌تا. ؛
۴۷. احمد بن‌ محمد مهدی‌ نراقی‌، مستند الشیعة‌ فی‌ احکام‌ الشریعة‌، ج‌ ۱، مشهد ۱۴۱۵؛
۴۸. علی‌ اکبر نفیسی‌، فرهنگ‌ نفیسی‌، تهران‌ ۱۳۵۵ ش‌؛
۴۹. محمد بن‌ عبدالملک‌ همدانی‌، تکملة‌ تاریخ‌ الطبری‌، ج‌ ۱، چاپ‌ البرت‌ یوسف‌ کنعان‌، بیروت‌ ۱۹۶۱؛
۵۰. یاقوت‌ حموی‌، معجم‌ الادباء، مصر ۱۳۵۵ـ۱۳۵۷/ ۱۹۳۶ـ ۱۹۳۸، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ بی‌تا. ؛
۵۱. EI ۲ , s.v. "'Tabarru ف " (by J. Calmard).;
۵۲. Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bara ¦ Ýa" (by E. Kohlberg);


۱. ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۴۵، چاپ محمد سیدکیلانی، تهران (۱۳۳۲ ش).    
۲. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۳۲.    
۳. ↑ عبد الرحیم بن عبد الکریم صفی پوری، منتهی الارب فی لغة العرب، ذیل «برء»، چاپ سنگی تهران ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸، چاپ افست ۱۳۷۷.
۴. ↑ علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، ذیل «تبرّا»، تهران ۱۳۵۵ ش.
۵. ↑ محمد علی داعی الاسلام، فرهنگ نظام، ذیل «تبرّا»، چاپ سنگی حیدرآباد دکن ۱۳۰۵ـ ۱۳۱۸ ش، چاپ افست تهران ۱۳۶۲ـ ۱۳۶۴ ش.
۶. ↑ حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ذیل «برء»، تهران ۱۳۶۰ـ۱۳۷۱ ش.
۷. ↑ محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «برء»، قاهره ۱۳۶۴.
۸. ↑ قصص/سوره۲۸، آیه۴۱۴۲.    
۹. ↑ قصص /سوره۲۸، آیه۶۳.    
۱۰. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۶.    
۱۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۶۷.    
۱۲. ↑ توبه/سوره۹، آیه۱۱۴.    
۱۳. ↑ ممتحنه/سوره۶۰، آیه۴.    
۱۴. ↑ انعام/سوره۶، آیه۱۹.    
۱۵. ↑ انعام /سوره۶، آیه۷۸.    
۱۶. ↑ یونس/سوره۱۰، آیه۴۱.    
۱۷. ↑ شعرا/سوره۲۶، آیه۲۱۶.    
۱۸. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج۵، ص۳۴.    
۱۹. ↑ محمد فؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «برء»، قاهره ۱۳۶۴.
۲۰. ↑ علی بن حسام الدین متقی، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج۱، ص۲۵۷، حیدرآباد دکن ۱۳۶۴ـ۱۳۸۴/ ۱۹۴۵ـ ۱۹۷۵.
۲۱. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۶، ص۲۴۲.    
۲۲. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۸۶، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۲۳. ↑ عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۱۶، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیه.
۲۴. ↑ عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۲۷۸، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیه.
۲۵. ↑ عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۲۸۱، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت: دارالکتب العلمیه.
۲۶. ↑ عبدالرحمان بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، ج۱، ص۳۹۴ـ ۳۹۵، بیروت: عالم الکتب.
۲۷. ↑ ابن ابی العز، شرح الطحاویة فی العقیدة السّلفیّة، ج۱، ص۳۹۸ـ۴۰۳، چاپ احمدمحمد شاکر، قاهره: دارالتراث.
۲۸. ↑ محسن امین، کشف الارتیاب، ج۱، ص۱۴۸، تهران ۱۳۴۷.
۲۹. ↑ محمود شکری آلوسی، تاریخ نجد، ج۱، ص۸۰، چاپ محمد بهجة الاثری، (قاهره ۱۹۹۸).
۳۰. ↑ عبدالرحمان بن حسن آل شیخ، فتح المجید: شرح کتاب التوحید، ج۱، ص۵۰۱ ـ ۵۰۵، چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باز، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۳۱. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۸ـ۸۱، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۳۲. ↑ عبدالرزاق بن علی لاهیجی، سرمایه ایمان، ج۱، ص۱۵۴ـ ۱۵۵، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۳. ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۵۴، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵۱۳۸۷/ ۱۹۶۵۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.    
۳۴. ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۵۶ ۵۸، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵۱۳۸۷/ ۱۹۶۵۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.    
۳۵. ↑ کلینی، کافی، ج۱، ص۱۹۸۲۰۳.    
۳۶. ↑ عبدالرزاق بن علی لاهیجی، سرمایه ایمان، ج۱، ص۱۵۴ـ ۱۵۵.، تهران ۱۳۶۲ ش.
۳۷. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۸۱، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۳۸. ↑ هود/سوره۱۱، آیه۱۸، ۱۹.    
۳۹. ↑ انفال/سوره۸، آیه۲۵.    
۴۰. ↑ مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۴۱. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۷ـ ۷۸، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۴۲. ↑ عبیداللّه بن عبداللّه حسکانی، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج۲، ص۳۲۹، چاپ محمدباقر محمودی، تهران ۱۴۱۱/۱۹۹۰.    
۴۳. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۸ـ ۸۱، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۴۴. ↑ ابن بابویه، فضائل الشیعة، ج۱، ص۱۲۵، صفات الشیعة، و مصادقة الاخوان، قم ۱۴۱۰.
۴۵. ↑ موفق بن احمد اخطب خوارزم، المناقب، ج۱، ص۶۱، قم ۱۴۱۷.    
۴۶. ↑ حرّ عاملی، ج۱۶، ص۱۷۷ـ ۱۸۳.
۴۷. ↑ علی بن اسماعیل اشعری، ج۱، ص۶۵، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۴۸. ↑ علی بن اسماعیل اشعری، ج۱، ص۶۸-۶۹، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۴۹. ↑ ابن بابویه، کتاب الخصال، ج۲، ص۶۰۷ ۶۰۸، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ ش.    
۵۰. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰، ص۳۵۸.    
۵۱. ↑ مجلسی، بحارالانوار، ج۶۵، ص۲۶۳.    
۵۲. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۷۱ـ۷۶، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۵۳. ↑ محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی، العروة الوثقی، ج۱، ص۶۷ ۶۸، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.    
۵۴. ↑ احمدبن محمدمهدی نراقی، مستند الشیعة فی احکام الشریعة، ج۱، ص۲۰۴، ج۱، مشهد ۱۴۱۵.    
۵۵. ↑ علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۸۶، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۵۶. ↑ علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۸۸، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۵۷. ↑ محمدبن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل و النحل، چاپ محمدبن فتح اللّه بدران، قاهره (۱۳۷۵/ ۱۹۵۶)، ج ۱، ۱۰۶، چاپ افست قم ۱۳۶۷ ش.
۵۸. ↑ طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۷۲.
۵۹. ↑ مسعودی، مروج (بیروت)، ج۳، ص۱۵۳.
۶۰. ↑ احمدبن داود دینوری، الاخبار الطوال، ج۱، ص۲۰۶، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰، چاپ افست قم ۱۳۶۸ ش.    
۶۱. ↑ علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۸۶ ـ۱۳۱، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۶۲. ↑ محمدبن عبدالکریم شهرستانی، کتاب الملل و النحل، ج۱، ص۱۰۵ـ ۱۲۴، چاپ محمدبن فتح اللّه بدران، قاهره (۱۳۷۵/ ۱۹۵۶)، چاپ افست قم ۱۳۶۷ ش.
۶۳. ↑ طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۱۶۸.
۶۴. ↑ طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۲۵۳.
۶۵. ↑ طبری، تاریخ (بیروت)، ج۵، ص۲۷۵.
۶۶. ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۵۸، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵۱۳۸۷/ ۱۹۶۵۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.    
۶۷. ↑ مسعودی، مروج (بیروت)، ج۴، ص۱۷.
۶۸. ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۵۸ ۵۹، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵۱۳۸۷/ ۱۹۶۵۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.    
۶۹. ↑ ابن سعد، ترجمة الحسین و مقتله علیه‌السلام، ج۱، ص۱۴۳ـ۱۴۴، من القسم غیرالمطبوع من کتاب الطبقات الکبیر لابن سعد، چاپ عبدالعزیز طباطبائی، تراثنا، سال ۳، ش ۱ (محرم ـ ربیع الاول ۱۴۰۸).
۷۰. ↑ احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والا´ثار، ج۲، ص۳۳۸، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست قاهره.
۷۱. ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۵۵ ۵۶.    
۷۲. ↑ احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والاثار، ج۲، ص۳۳۹، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست قاهره.
۷۳. ↑ ۲۳۳، محسن بن تنوخی، ج۲، ص۴۴، نشوار المحاضرة و اخبار المذاکرة، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱۱۳۹۳/ ۱۹۷۱۱۹۷۳.    
۷۴. ↑ محمد بن یحیی صولی، اخبار الراضی بالله و المتقی بالله، ج۱، ص۱۳۵ ۱۳۶، چاپ هیورث دن، بیروت ۱۳۹۹/ ۱۹۷۹.    
۷۵. ↑ مسکویه، تهذیب‌الاخلاق و تطهیرالاعراق، ج۱، ص۳۲۲.
۷۶. ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۳۰۷ ۳۰۸.    
۷۷. ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۱۸، ص۵۷ ـ ۵۸، مصر ۱۳۵۵ـ۱۳۵۷/ ۱۹۳۶ـ ۱۹۳۸، چاپ افست بیروت.
۷۸. ↑ ابن بابویه، الاعتقادات فی دین الامامیة، ج۱، ص۸۲، چاپ غلام رضا مازندرانی، قم ۱۴۱۲.
۷۹. ↑ محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۸۳، ج۱، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۸۰. ↑ محمدبن عبدالملک همدانی، تکملة تاریخ الطبری، ج۱، ص۱۸۷، چاپ البرت یوسف کنعان، بیروت ۱۹۶۱.
۸۱. ↑ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، ج۱۴، ص۱۵۰ـ ۱۵۱، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۱۲/ ۱۹۹۲.
۸۲. ↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۴۲ ۵۴۳.    
۸۳. ↑ ابن خلّکان، وفیات الاعیان، ج۱، ص۴۰۷.    
۸۴. ↑ محمد بن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ۳۵۱ـ۳۸۰ ه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۸۵. ↑ احمدبن علی مقریزی، اتعاظ الحنفا، ج۱، ص۱۴۲، چاپ جمال الدین شیال، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۸۶. ↑ احمدبن علی مقریزی، اتعاظ الحنفا، ج۱، ص۱۴۵۱۴۶، چاپ جمال الدین شیال، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷.    
۸۷. ↑ احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والاثار، ج۲، ص۲۸۶ ۲۸۷، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست قاهره.    
۸۸. ↑ احمدبن علی مقریزی، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط والاثار، ج۲، ص۳۴۱۳۴۲، المعروف بالخطط المقریزیة، بولاق ۱۲۷۰، چاپ افست قاهره.    
۸۹. ↑ محمدقاسم بن غلامعلی فرشته، ج۲، ص۱۱، تاریخ فرشته، یا، گلشن ابراهیمی، لکهنو ۱۲۸۱.
۹۰. ↑ عباس عزّاوی، تاریخ العراق بین احتلالین، ج۳، ص۳۴۱ـ ۳۴۳، بغداد ۱۳۵۳ـ۱۳۷۱/ ۱۹۳۵ـ۱۹۵۶، چاپ افست قم ۱۳۶۹ ش.
۹۱. ↑ نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۸۸۹، تهران ۱۳۶۴ ش.
۹۲. ↑ فلسفی، ج۳، ص۸۹۴، نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، تهران ۱۳۶۴ ش
۹۳. ↑ نصراللّه فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج۳، ص۸۹۵، تهران ۱۳۶۴ ش.
۹۴. ↑ جعفربن باقر آل محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، ج۱، ص۳۲۴ـ۳۲۶، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۶.
۹۵. ↑ محسن امین، کشف الارتیاب، ج۱، ص۱۳ـ ۱۴، تهران ۱۳۴۷.
۹۶. ↑ محسن امین، کشف الارتیاب، ج۱، ص۲۲ـ۲۳، تهران ۱۳۴۷.
۹۷. ↑ رسول کرکوکلی، دوحة الوزراء فی تاریخ وقائع بغداد الزوراء، ج۱، ص۲۱۲، نقله عن الترکیة موسی کاظم نورس، قم ۱۳۷۲ ش.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تبری ».    


رده‌های این صفحه : برائت | تبری | فروع دین




جعبه ابزار