• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تاثیرات سیاسی مجالس عزاداری در عصر قاجار

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





تاثیرات سیاسی مجالس عزاداری در عصر قاجار، از مباحث مرتبط با تاریخچه عزاداری برای امام حسین (علیه‌السّلام) است. در دوره قاجار مراسم عزاداری و سوگواری امام حسین (علیه‌السّلام) نقش چشمگیری در تحولات و جنبش‌های سیاسی داشته است. تاثیر بر جنگ‌های ایران و روس، ایجاد تشکلات و حرکات مردمی بزرگ و تاثیر بر نهضت مشروطه از جمله این تاثیرات هستند.



یاد و نام امام حسین (علیه‌السّلام) و سوگواری برای آن حضرت در تمام تاریخ اسلام و در قلمروهای مختلف جغرافیایی، نقش چشمگیری در تحولات و جنبش‌های سیاسی داشته است. دوره قاجار نیز از این قاعده مستثنا نبود؛ چنانکه در دوره فتحعلی شاه با شروع جنگ‌های ایران و روس و صدور حکـم جهاد و سرازیر شـدن علمـا و مـردم متدین به جبهه‌ها، فرهنگ مذهبی نیز در جبهه‌ها رونق خاصی یافت؛ بـه طـوری کـه جهانگیر میرزا می‌نویسد: «چون ماه محرم هزار و دویست و چهل و دو داخل شد برای تعزیه جناب سیدالشهدا (علیه‌السّلام) تکایا بسته برپا کرده‌اند علمای اعلام و مجتهدین ذوی الاحترام مثـل جنـاب آخوند حاجی ملامحمد نراقی و جناب آخوند ملامحمد مامقانی بعـد از ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا، لشکریان منصور را به جهـاد ترغیـب فـرمـوده، شوری در میان لشکر منصور می‌انداختند و دسته دسته و فـوج فـوج لشکریان اسلام از مجلس وعظ برخاسته به خدمت نایب السلطنه عباس میرزا آمـده اظهار شوق و تعهد یورش و بی‌باکی را از کشته شدن و کشتن می‌کردند».
[۱] میرزا، جهانگیر، تاریخ نو، ص۲۹-۳۰.

چنان که از عبارت فوق برمی‌آید، مجالس عزاداری تاثیری دوگانه در تقویت جبهـه‌هـا داشته است: از طرفی با برانگیختن شور دینی در میان لشکریان قدرت مضاعفی به می‌بخشید، و از طرف دیگر افراد بیشتری را برای رفتن به جبهه برمی‌انگیخت.


در دوره ناصرالدین شاه مجالس عزاداری کارکرد تازه‌ای در تقویت نیروهای مردمی یافت. اجتماع عظیم مردم در دسته‌های عزاداری به آنان اثبات می‌کرد که می‌توانند در مقابل یکه تازیهای ناصرالدین شاه اعلام وجود کنند؛ چنان که ترک‌ها در تهران چنـان دسته باشکوهی تشکیل دادند که شاه به نایب السلطنه دستور داد دسته‌بندی را موقوف کنند. به گفته اعتمادالسلطنه، شاه از ترس شورش و طغیان چنین دستوری صادر کرد؛ زیرا دسته آنها به دوهزار نفر می‌رسید و چند بار اسباب شورش شده بود.
[۲] اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص٥١٨.



در سال‌های نزدیک به نهضت مشروطه، مباحث سیاسی روز بـه مجـالس روضه کشیده شد و تا پایان این نهضت روزبه‌روز بیشتر شـد. اصـولاً حرکت مشروطه در مجالس عزاداری جان می‌گرفت و با سخنرانی سخنرانان مـاهـر نیـرو کسب می‌کرد. مجالس روضه در تهییج مردم برای مهاجرت‌های صغری و کبری بسیار مؤثر بود.

۳.۱ - تحصن علما

در ماه محرم ١٣٢٤ قمری فعالیت‌های سیاسی افزایش یافت. تحصن صغری (تحصن علما در حرم حضرت عبدالعظیم) برای برپایی عدالت‌خانه و حکومت قـانون در همین ماه اتفاق افتاد و سرانجام توانست نظر مساعد مظفرالدین شاه را کسب کند.
[۳] فقیه حقانی،، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصـر‌ایـران، ش ۲۱-۲۲، ص۵۱۶.
تحصن علمای گیلان نیز در پنجم محرم همین سال، با تسلیم شـدن حـاکم گیلان در برابر خواسته‌های آنان خاتمه یافت.
[۴] فقیه حقانی،، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصـر‌ایـران، ش ۲۱-۲۲، ص۵۱۶.

با پیروزی مشروطه، طرح مسائل سیاسی و مباحث روز در مجالس روضـه شـدت بیشتری یافت، و به اسم آزادی بیان و قلم، گاهی به افراط کشیده شـد.
[۵] ر. ک: نجفی، موسی،‌ اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی، ص١١٤.


۳.۲ - نقش سیدجمال واعظ

در سـال‌هـای نخست مشروطه در پایتخت جریده‌ای به نام الجمال با چاپ مناسب منتشر می‌شد که کار اصلی اش انتشار مطالب منبرها و سخنرانی‌های سیدجمال واعظ اصفهانی در مساجد و محافل تهران بود.
[۶] نجفی، موسی،‌ اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی، ص١١٤.
بیشتر مطالب سخنرانی‌های سیدجمال در مجالس محرم و صفر، مباحث سیاسی بود.
[۷] ر. ک:نجفی، موسی،‌ اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی، ص١٣٦-١٤١.
محرم ١٣٢٥ قمری نیز با محوریت مشروطه و مسائل سیاسی آغاز شد. از ابتدای محرم، که مجلس تعطیل بود و مردم مشغول عزاداری بودند، واعظـانی چون سیدجمال الدین اصفهانی، ملک المتکلمین، شیخ علی زرندی و بهاءالواعظین در مجالس روضه درباره ترغیب مردم به عدالت و حفظ قانون سخن می‌گفتند.
[۸] کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص٨٧-٨٦.

البته همه سخنرانی‌های سیاسی هم به نفع مشروطه نبود؛ بلکه بعضی واعظان نیز در مذمت مشروطه و فرنگی بودن آن سخن می‌راندند، که از آن جملـه مـی‌تـوان بـه سیداکبرشاه روضه‌خوان، شیخ زین‌الدین زنجانی و سیدمحمد تفرشی اشاره کرد.
[۹] کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص۹۲.

ناظم الاسلام کرمانی از فعالیتهای مذهبی این گروه بـر ضـد مجلس چنین گزارش می‌دهد: «امروز (ششم محرم الحرام ١٣٢٥) باز سیداکبرشاه اشرف در خانه آقا سیدمحمد تفرشی رفت منبر و نسبت به علمای اعلام و وکلای ملت هتاکی و فحاشی نمود. چون از حد گذرانید جناب آقاسیدرفیع که جوانی بود باحرارت و هواخـواه عدالت، او را جواب داد و منع نمود... .
[۱۰] کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص۹۳.
سپس درگیری شد و مجلس روضه به هم خورد».
[۱۱] کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص۹۳.



بعد از پیروزی انقلاب مشروطه، به ویژه از سال ١٣٢٥ قمری به بعد، شدت یافتن جناح‌بندی بین طرف داران مشروطه و مشروطه مشروعه، در کنار تبلیغات سوء برخی از روزنامه‌ها، بر مجالس عزاداری تاثیر منفی نهـاد. بـا‌ایـن حـال، حرکت دسـته‌هـای عزاداری در عاشورای ١٣٢٦ قمـری درخور توجه بود. به گزارش عـیـن الـسلطنه: «پنجشنبه ۱۰ محرم ١٣٢٦؛ مسجد شیخ جـا نبـود. تمـام بـازار پر از زن و مرد بود. دسته‌های سینه‌زن متصل می‌گذشت».
[۱۲] عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۳، ص۱۹۵۰.


۴.۱ - برگزاری عزاداری در مجلس

در مشروطه دوم، از سال ۱۳۲۷ قمری، با آنکه مشروطه‌خواهان چندان با برنامـه‌هـای عزاداری موافق نبودند، به علت طرفداری افکار عمومی از عزاداری‌ها، تا دو سال خودشان هم در مجلس شورای ملی، مراسم روضه برگزار می‌کردند. عزیز السلطان در وقایع روز شنبه ۱۰ محرم ۱۳۲۸ می‌نویسد: «مجلس هم دو روز است روضه می‌خواننـد که یکی دو روز دیگر هم می‌خوانند. تمام دسته‌جات می‌آمدند مجلـس و می‌رفتند. قمه‌زن و سینه‌زن زیادی می‌آمدند می‌رفتند».
[۱۳] ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان ملیجک ثانی، ج۳، ص١٧٤٠-١٧٤١.

همو در وقایع روز بعد می‌نویسد: «یکشنبه ۱۱ محرم ۱۳۲۸؛ عصری یک ساعت بـه غـروب مـانـده پیاده رفتم به «مجلس» به روضـه. هنگامـه غریبی بود. از در مجلس و جلـو خـان جمعیت بود تا توی عمارت. راه بنـد بـود. دسته سینه‌زن هـم مـی آمـد و می‌رفت. زن زیادی هـم تـوی مجلس بودند.... در حوض خانـه بـرای زنها روضه می‌خوانند و در بالاخانـه بـرای مردهـا. در اغلـب اطـاقهـا روضـه مـی‌خواننـد. آقاسیدعبدالله و سایر مجتهـدها و غیره از رجـال، وزرا، اعیان، اشراف، شاهزادگان، هرکس را می‌خواستند بود؛ ولـی پیـدا کردنش امکان نداشت».
[۱۴] ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیز السلطان ملیجک ثانی، ج۳، ص١٧٤١.
او در خاطراتش از محرم سال بعد نیز نوشته است: «پنجشنبه ۱۰ محرم ۱۳۲۹؛ ‌امـروز و فردا در مجلس روضه می‌خوانند».
[۱۵] ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیز السلطان ملیجک ثانی، ج۳، ص۱۹۶۶.


۴.۲ - متروک شدن تکیه دولت

مشروطه‌طلبان هیچ‌گاه عزاداری را تعطیل نکردند؛ ولی کوشیدند عزاداری‌ها را کنترل، و در جهت تامین اهداف خود هدایت کنند. از این رو مجـالس عزاداری را به
محافل تبلیغ برای سران مشروطه تبدیل کردند. عزیزالسلطان در خاطراتش از دوشنبه ۵ محرم ۱۳۲۸ در این باره نوشته است: «اغلب جاهـا کـه روضـه اسـت، عوض ذکر مصیبت، تعریف و تمجید سپهدار، حاجی علیقلی خان و صمصام اسـت. ذکـر مـصیبت بسیار کم است...» .
[۱۶] ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیز السلطان ملیجک ثانی، ج۲، ص۱۶۷۷.

در آن ایام تکیه دولت، که مرکز برگزاری تعزیه در تهران بود، بـه علـت انقلاب مشروطیت و پرداختن مردم به امور سیاسی و اجتماعی، برای مدتی متروک شد؛
[۱۷] نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص١٢٤.
اما مجالس عزاداری هرگز به تعطیلی کشیده نشد و تا ممنوعیت کامل آن در دوره رضاشاه پهلوی، سنت عزاداری و روضه‌خوانی در بین مردم رواج کامل داشت، و در شهرستان‌هـا همـواره مراسـم گرم‌تر از تهران بود.
عزیزالسلطان که در سال ۱۳۳۴ قمری در تبریز به سر می‌برد، در گزارش خود از عزاداری مردم تبریز می‌نویسد: «وضع عزاداری تبریز غیر از تهران است؛ اولا از روز یازدهم ذیحجه شـروع به دسته شاه حسینی می‌کنند. از اول محرم دسته‌های زیاد راه می‌افتند و مشغول سینه زدن می‌شوند و توی بازارهای تنگ تبریز از شدت دسته راه نیست که آدم عبور بکند. خیلی جمعیت زیاد می‌شود. همینطور رفته رفته روز به روز زیاد می‌شود تا روز عاشورا».
[۱۸] ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان ملیجک ثانی، ج ۴، ص ۳۰۱۱.



۱. میرزا، جهانگیر، تاریخ نو، ص۲۹-۳۰.
۲. اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، ص٥١٨.
۳. فقیه حقانی،، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصـر‌ایـران، ش ۲۱-۲۲، ص۵۱۶.
۴. فقیه حقانی،، موسی، «محرم از نگاه تاریخ و تصویر»، فصلنامه تخصصی تاریخ معاصـر‌ایـران، ش ۲۱-۲۲، ص۵۱۶.
۵. ر. ک: نجفی، موسی،‌ اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی، ص١١٤.
۶. نجفی، موسی،‌ اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی، ص١١٤.
۷. ر. ک:نجفی، موسی،‌ اندیشه دینی و سکولاریسم در حوزه معرفت سیاسی و غرب شناسی، ص١٣٦-١٤١.
۸. کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص٨٧-٨٦.
۹. کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص۹۲.
۱۰. کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص۹۳.
۱۱. کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، بخش دوم، ص۹۳.
۱۲. عین السلطنه، قهرمان میرزا، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۳، ص۱۹۵۰.
۱۳. ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان ملیجک ثانی، ج۳، ص١٧٤٠-١٧٤١.
۱۴. ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیز السلطان ملیجک ثانی، ج۳، ص١٧٤١.
۱۵. ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیز السلطان ملیجک ثانی، ج۳، ص۱۹۶۶.
۱۶. ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیز السلطان ملیجک ثانی، ج۲، ص۱۶۷۷.
۱۷. نجمی، ناصر، دارالخلافه تهران، ص١٢٤.
۱۸. ملیجک ثانی، عزیزالسلطان، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان ملیجک ثانی، ج ۴، ص ۳۰۱۱.



• پیشوایی، مهدی، مقتل جامع سیدالشهداء، ج۲، ص۴۳۲-۴۳۷.






جعبه ابزار