• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بغای صغیر (مقاله‌دوم)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: بغای صغیر.


بُغای صغیر، سردار ترک عباسی، در دوره واثق ظهور کرد و در سال ۲۳۴ ق شورش آذربایجان را سرکوب نمود. او در سال ۲۴۷ ق متوکل را کشت و منتصر را خلیفه کرد، سپس با وصیف قدرت را در دست گرفت و مستعین را به خلافت نشاند. در سال ۲۵۱ ق با شورش ترکان روبرو شد و معتز به خلافت رسید، اما بغا همچنان نفوذ خود را حفظ کرد. سرانجام در سال ۲۵۴ ق به جرم توطئه علیه معتز دستگیر و در سامرا، اعدام شد و خلیفه از او در امان ماند.



بُغای صغیر، از سرداران با نفوذ ترک در دربار خلفای عباسی.
بلاذری او را از وابستگان خاص خلیفه با عنوان «مولی امیرالمؤمنین» و طبری او را بغا الشرابی معرفی کرده‌اند.
از تاریخ تولد و چگونگی پیوستن او به دربار عباسیان آگاهی در دست نیست. طبری نخستین بار در دورۀ واثق (۲۲۷ ۲۳۲) و در رویدادهای سال ۲۳۱ ق، در ماجرای کشتن احمد بن نصر خُزاعی، از او نام برده است.


پس از مرگ واثق و به خلافت رسیدن متوکل(حکومت: ۲۳۲ ۲۴۷) بغا در سال ۲۳۴ ق، به فرمان خلیفه، مأمور سرکوب یاغیان آذربایجان شد.
[۶] احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، ج۲، ص۵۱۵، تهران ۱۳۶۲ش.
[۸] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۸۳-۲۸۴، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.

به نوشتۀ طبری در سال ۲۳۷ ق، متوکل بغای صغیر را مأمور سرکوبی مردم ارمنستان کرد.
یعقوبی
[۱۰] احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، ج۲، ص۵۱۹، تهران ۱۳۶۲ش.
و ابن‌اثیر
[۱۱] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۵، ص ۲۸۸-۲۸۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
بغای کبیر را فرماندۀ این جنگ معرفی کرده‌اند. از این پس تا سال ۲۴۷ ق، نام بغای صغیر در منابع تاریخی موجود کمتر آورده شده است.
در این سال، متوکل تصمیم گرفت که قدرت سرداران ترک را محدود کند
[۱۲] علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص۳۶۱، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
[۱۴] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۰۲-۳۰۳، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
، اما بغا با برانگیختن باغر ترک
[۱۵] علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۳۴-۳۶، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.
به همراهی وصیف، سردار قدرتمند ترک، خلیفه را به قتل رساند
[۱۷] علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص۳۶۲، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
و پسرش منتصر را به خلافت برگزید.


پس از قتل متوکل، بغا که در ۲۴۷ از سوی منتصر به حکومت فلسطین نیز رسیده بود
[۱۸] ابن‌کثیر، البدایة والنهایة، ج ۱۱، ص ۴، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰.
، به همراه وصیف، قدرت را در دست گرفت. آن دو منتصر را به عزل برادرانش، معتز و مؤید، که بیم انتقام‌جویی ایشان می‌رفت، وادار کردند.
[۲۰] ابن‌کثیر، البدایة والنهایة، ابن‌اثیر، ج ۵، ص ۳۰۹، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰.
منتصر بیش از شش ماه خلافت نکرد.
مسعودی
[۲۱] علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۳۵-۳۶، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.
[۲۲] علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۴۹، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.
مرگ منتصر را نیز نتیجۀ توطئۀ سرداران ترک، از جمله بغا، می‌داند. پس از منتصر، باردیگر به رأی بغای صغیر، بغای کبیر و وصیف، مستعین(حکومت: ۲۴۸ ۲۵۲) به خلافت رسید. او نیز از خود اراده‌ای نداشت و به فرمان بغا و وصیف عمل می‌کرد.


شورش ترکان در سال ۲۵۱ ق، در سامرا، به سبب قتل باغر ترک که به دستور بغا و وصیف کشته شده بود، خلیفه را ناچار ساخت تا همراه بغا و وصیف به بغداد برود. در این میان، ترکان با معتز بیعت کردند و مستعین ناگزیر کناره گرفت و خلافت را به معتز سپرد.
با میانجی‌گری ابواحمد، برادر معتز، خلیفه به بغا امان داد، و وی به سامرا بازگشت.
[۲۶] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۵، ص۳۳۱، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
او همچنان مناصب خود را داشت و حتی پس از مرگ وصیف، ادارۀ امور املاک او به امر خلیفه به بغا واگذار شد.
[۲۷] علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص ۳۳۵، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.



سرانجام بغا، پس از فاش شدن قصد وی بر جان معتز، به نواحی موصل گریخت، سپس مخفیانه بازگشت و در نزدیک پل سامرا دستگیر شد و به دستور معتز در آخر ذیقعده سال ۲۵۴ ق، به قتل رسید.
[۳۱] مجمل التواریخ و القصص، ص۳۶۳، چاپ محمدتقی بهار، تهران ۱۳۱۸ش.
. معتز در حیات او لحظه‌ای آرام نداشت و سلاح از خود دور نمی‌کرد
[۳۲] علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۸۸، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.



۱. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، تهران ۱۳۶۲ش.؛
۲. ابن‌کثیر، البدایة والنهایة، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰؛
۳. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵؛
۴. اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی‌الفداء، بیروت، بی‌تا؛
۵. احمد بن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، چاپ صلاح‌الدین مُنَجِّد، قاهره، ۱۹۵۷؛
۶. محمود بن عمر زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، چاپ سلیم نعیمی، قم ۱۴۱۰؛
۷. عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ش؛
۸. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷؛
۹. مجمل التواریخ و القصص، چاپ محمدتقی بهار، تهران ۱۳۱۸ش؛
۱۰. علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷؛
۱۱. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵ ۱۹۷۹؛


۱. احمد بن یحیی بلاذری، کتاب فتوح البلدان، ج۲، ص۴۰۵، چاپ صلاح‌الدین مُنَجِّد، قاهره، ۱۹۵۷.    
۲. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۳۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۳. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۶۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۴. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۸۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۵. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۳۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۶. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، ج۲، ص۵۱۵، تهران ۱۳۶۲ش.
۷. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۶۴-۱۶۶، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۸. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۲۸۳-۲۸۴، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۹. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۸۸، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۱۰. احمد بن اسحاق یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمۀ محمدابراهیم آیتی، ج۲، ص۵۱۹، تهران ۱۳۶۲ش.
۱۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج۵، ص ۲۸۸-۲۸۹، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۲. علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص۳۶۱، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۱۳. ر.ک: محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۲۲۲-۲۲۵، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۱۴. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۳۰۲-۳۰۳، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۱۵. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۳۴-۳۶، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.
۱۶. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۲۲۵-۲۲۷، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۱۷. علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص۳۶۲، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۱۸. ابن‌کثیر، البدایة والنهایة، ج ۱۱، ص ۴، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰.
۱۹. محمد بن جریر طبری، تاریخ الطبری:تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۲۴۴، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ۱۳۸۲ ۱۳۸۷/۱۹۶۲ ۱۹۶۷.    
۲۰. ابن‌کثیر، البدایة والنهایة، ابن‌اثیر، ج ۵، ص ۳۰۹، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۰.
۲۱. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۳۵-۳۶، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.
۲۲. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۴۹، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.
۲۳. محمود بن عمر زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ج۵، ص۴۵۵، چاپ سلیم نعیمی، قم ۱۴۱۰.    
۲۴. عبدالرحمان بن ابی‌بکر سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص ۳۵۸، چاپ محمد محیی‌الدین عبدالحمید، قم ۱۳۷۰ش.    
۲۵. علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص۳۱۶، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.    
۲۶. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۵، ص۳۳۱، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۲۷. علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص ۳۳۵، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.
۲۸. اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر:تاریخ ابی‌الفداء، ج۲، ص۴۴، بیروت، بی‌تا.    
۲۹. علی بن حسین مسعودی، کتاب التنبیه و الاشراف، ص۳۱۶، چاپ دخویه، لیدن ۱۹۶۷.    
۳۰. ر.ک:اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر:تاریخ ابی‌الفداء، ج۲، ص۴۴، بیروت، بی‌تا.    
۳۱. مجمل التواریخ و القصص، ص۳۶۳، چاپ محمدتقی بهار، تهران ۱۳۱۸ش.
۳۲. علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب و معادن الجوهر، ج۵، ص۸۸، چاپ شارل پلا، بیروت ۱۹۶۵/۱۹۷۹.



• دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بغای صغیر».    






جعبه ابزار