براق (دانشنامه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
براق مرکبی است که
پیامبر اسلام (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) در سفر شبانه از
مسجدالحرام به
مسجدالاقصی سوار شد و در روایات به عنوان چهارپایی بهشتی، بسیار تندرو، با جثهای میان درازگوش و استر، رنگی سفید و گاهی با چهرهای انسانگونه توصیف شده است.
این مرکب در بیشتر گزارشها فقط برای سفر زمینی اسراء به کار رفت و صعود آسمانی با
معراج یا بال
جبرئیل انجام شد.
نام براق از ریشه «برق» به دلیل سرعت یا درخشش فوقالعاده گرفته شده و کاربرد آن در ادب
عرب پیش از
اسلام دیده نمیشود. در ادب
فارسی، براق به صورت استعاری برای اسب تندرو، باد و سفرهای روحانی به کار رفته و تصاویر مینیاتوری از آن در نسخههای تاریخی باقی مانده است. مفسران و محدثان روایات براق را بدون تأویل نقل کردهاند، هرچند برخی رویکرد عرفانی آن را تمثیلی از مفاهیم غیرمادی دانستهاند.
بُراق،
مرکب پیامبر اسلام (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) در سفر شبانة آن حضرت از
مسجد الحرام به
مسجدالاقصی (دورترین
مسجد) که در
آیه:۱ سورة اسراء، به آن اشاره شده است. مفسّران مسجدالاقصی را در بیتالمقدس میدانند.
روایات زیادی که دربارة این سفر شبانه نقل شده و نیز عبارت
(الّذی بارَکنا حولَه)
( مکانی که پیرامون آن را برکت دادیم)، این قول را تأیید میکند. در چند
آیه دیگر نیز شبیه این عبارت آمده که بر بیتالمقدس تطبیق داده شده است.
بنابر آیة یاد شده، حضرت محمد (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم)، در یک شب، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برده شد تا آیات
خدا به او ارائه شود. جزئیات این سفر و عروج به آسمان در گزارشهایی که از آن حضرت نقل شده بتفصیل آمده است.
روایات مربوط به «
اسراء» را، که همة مسلمانان در وقوع آن اتفاق نظر دارند، بیش از سی صحابی پیامبر و شماری از راویان شیعی از امامان خود نقل کردهاند.
در بیشتر این روایات، براق را مرکب پیامبر (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) معرفی و اوصاف آن را نیز بیان کردهاند. به دلیل ناهماهنگی در برخی از اوصاف، نمیتوان تصویر روشنی از این مرکب ارائه کرد. بنابراین روایات، براق از چهار پایان
بهشت و بسیار تندرو است و در هر گام به اندازة میدان دید خود پیش میرود. در صعود از بلندیها دودستش کوتاهتر از دوپایش میشود و در موقع فرود، عکس آن روی میدهد تا سوار همواره در حالت افقی بماند.
در بیشتر روایات آمده که براق جثّهای کشیده و بزرگتر از
درازگوش و کوچکتر از
استر دارد، یال آن پرمو و رنگ پوستش سفید است و در میان حیوانات بهترین رنگ را دارد. این مرکب را اسب نیز خواندهاند.
از بعضی روایات نیز برمی آید که براق صورتی چون صورت
انسان داشته و مانند انسان آنچه را میشنیده میفهمیده است.
ظاهراً
ابن بلخی با توجه به همین روایات، مجسمههای سر ستونهای تخت جمشید را، با چهرة انسانی و تن و دمی مانند گاو، بُراق نامیده است. دوبال کوچک بر روی رانهای براق و همچنین خصوصیاتی از گوشها، چشمها، دُم، سُم، رکاب و لگام آن ذکر شده است.
.
محدثان و شارحان این روایات را بدون تأویل و توجیه نقل کردهاند، هرچند از نظر سند، بر پارهای از آنها ایراداتی وارد است.
براق را، علاوه بر سفر شبانة پیامبر، مرکب پیامبران دیگر نیز، خصوصاً
حضرت ابراهیم (علیهالسلام) در ماجرای انتقال
هاجر و
اسماعیل از
فلسطین به
مکه (و بنابر بعضی روایات، در همة سفرهای او به مکه) معرفی کردهاند.
عجّاج،
شاعر عهد اموی، نیز در یکی از رجزهای خود به براق لگام شدة ابراهیم اشاره کرده است. (ص ۲۹۵).
همچنین براساس چندین روایت از
پیامبر اکرم (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم)، براق در روز
قیامت مرکب آن حضرت خواهد بود.
در بیشتر روایات مربوط به سفر شبانة، حضرت رسول اکرم (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) براق را مرکب آن حضرت از مکه تا بیتالمقدس و برعکس و صعود به آسمان را از طریق «
معراج» ( تعبیر «سُلَم» نیز در روایات دیده میشود) یا بر بال
جبرئیل دانستهاند. در این روایات که غالباً از خود پیامبر (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده، آمده است که آن حضرت در بیتالمَقْدِس از براق فرود آمد، افسار آن را به حلقهای که پیامبران افسار مرکب خود را بدان میبستند بست، آنگاه داخل مسجد شد و، پس از گزاردن
نماز، گردش آسمانی را به مصاحبت جبرئیل آغاز کرد.
بنابر متون تاریخی و روایی و تفسیری
درمیان صحابه و راویان احادیث
معراج، فقط
حُذیفه فرود آمدن پیامبر (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) را در بیتالمقدس انکار کرده، و
ابنکثیر از انکار او، با وجود روایات فراوان، تعجب نموده است.
براق را جبرئیل (و بنابر برخی روایات، با مشارکت دو فرشتة دیگر) در شب اسراء برای حضرت محمد (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) آورد و مرکب پس از شناختن راکب خود (یا بعد از حصول اطمینان به آنکه در
قیامت نیز مرکب پیامبر (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) خواهد بود) سرکشی وانهاد و رام شد.
بیشتر لغت شناسان نام براق را ( که هم به صورت مذکر و هم به صورت مؤنث به کار رفته است) از ریشة «بَرَق» دانستهاند که به لحاظ سرعتِ فزون از حد یا سفیدی و درخشش فوقالعادة رنگ بر این حیوان نهاده شده است.
شاهدی بر کاربرد این کلمه در ادب
عرب پیش از
اسلام در دست نیست و، به
ظن قوی، نخستین بار از زبان حضرت محمد (صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم) شنیده شده و از آن پس در ادبیات عرب و
فارسی کاربرد وسیعی یافته است.
نظریة بلوشه، مبنی بر اشتقاق این کلمه از کلمة «بارَگ» (به معنای اسب در فارسیمیانه) پذیرفته نشده است.
و نشانههای معرب بودن نیز در آن وجود ندارد
براق در ادب فارسی، چه در معنای اصلی چه در معانی استعاری (اسب، مرکب تندرو، مرکبی برای سفرهای روحانی)، استعمال شایع دارد و ترکیبات کنایی براق جم، براق سلیمان (هردو به معنای باد)، براق چهارمْ فلک (آفتاب) و براق برقْ تاز (اسب جَلد دونده) نیز از آن ساخته شده است.
همچنین تصاویری تخیّلی (برمبنای ظواهر روایات و احیاناً با افزودن جنبههای اساطیری) از براق، خصوصاً به صورت نگاره (مینیاتور)، در متنهای ادبی و تاریخی برجای مانده است که کهن ترین آن را در نسخهای خطی از جامع التواریخ متعلق به سال ۷۱۴ (موجود در کتابخانة دانشگاه ادینبرو) میدانند.
گرایش به توجیه عرفانی واژة «براق» ( همچنانکه دربارة
معراج ) و تفسیر آن به عنوان تمثیلی از مفاهیم غیرمادی، در نوشتههای فلسفی و عرفانی دیده میشود.
هرچند ناقلان و شارحان احادیث (و حتی برخی از حکما) این روش را نپذیرفتهاند.
۱. علاوه بر قرآن؛
۲. ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث والاثر، چاپ طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، قاهره ۱۳۸۳ـ۱۳۸۵/ ۱۹۶۳ـ۱۹۶۵.
۳. ابن بلخی، فارس نامه، چاپ گی لسترنج و رینولد آلن نیکلسون، لندن ۱۹۲۱، چاپ افست تهران ۱۳۶۳ ش.
۴. ابن سینا، معراج نامة ابوعلی سینا، چاپ نجیب مایل هروی، مشهد ۱۳۶۴ ش.
۵. ابن کثیر، السیرة النبویة، چاپ مصطفی عبدالواحد، بیروت ( بیتا. ).
۶. ابن منظور، لسان العرب، بیروت ( تاریخ مقدمه ۱۳۰۰).
۷. علی بن ابراهیم حلبی، السیرة الحلبیّه، بیروت ( بیتا.).
۸. محمد بن موسی دمیری، حیاة الحیوان الکبری، چاپ افست قم ۱۳۶۴ ش.
۹. علی اکبر دهخدا، لغتنامه، زیر نظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ۱۳۶۱ ش.
۱۰. محمود بن عمر زمخشری، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت ( بیتا. ).
۱۱. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الخصائص الکبری، بیروت (بیتا.).
۱۲. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة وانواعها، چاپ محمد چادمولی، علی محمد بجاوی، و محمد ابوالفضل ابراهیم، ( قاهره بیتا. ).
۱۳. محمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
۱۴. محمد بن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت (بیتا. ).
۱۵. عبدالله بن روبه عجاج، دیوان العجاج، روایة عبدالملک بن قریب اصمعی و شرحُهُ، چاپ عزة حسن، بیروت ( ۱۹۷۱).
۱۶. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قاهره ۱۳۸۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۷. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۸. EI , s.v. "al-Bura ¦ k ¤ ", (by R. Paret).
۱۹. The New Encyclopaedia Britanica, Micropaedia, Chicago ۱۹۸۵, s.v. "Bura ¦ q al-Bura ¦ k".
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائره المعارف اسلامی، مقاله «براق».