بخاری - وسیله گرمایشی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بخاری، وسیلهای گرمازا برای فضاهای سربسته است که با سوزاندن سوختهایی چون
هیزم،
نفت،
زغال و
گاز،
گرما تولید کرده و دود آن از طریق لوله یا دودکش به بیرون هدایت میشود.
پیشینهٔ استفاده از بخاری و اجاقهای ابتدایی به دوران پیش از تاریخ و
عصر حجر بازمیگردد و نمونههای آن در محوطههای باستانی
ایران از جمله گنجدره، تپه زاغه،
شوش و شهر سوخته کشف شده است؛ این وسیله در دورههای اسلامی با تنوع بیشتر و با کاربرد هنرهایی چون گچبری،
حجاری و فلزکاری، به عنصری کاربردی و تزئینی در معماری ایرانی تبدیل شد.
بخاری، وسیلهای گرمازا برای فضاهای سربسته است.
بخاری یا به صورت اجاقی است تعبیه شده در جوف دیوار، همراه با هواکشِ درون دیواری و یا ابزاری است مستقل از
آهن،
چدن یا جز آن که
هیزم،
نفت یا سوخت دیگر در آن میسوزانند؛ و دود آن، از راه لوله بخاری، به مجرایی در دیوار هدایت و به بیرون منتقل میشود.
بخاری واژهای عربی ـ فارسی است
که نخستین بار در شعر
اثیرالدین اومانی، شاعر
قرن هفتم، ذکر و وصف شده است.
برای وسایل گرمازا واژههای دیگری نیز به کار میرفته است
که از آن میان میتوان به آتشدان، کانون،
کرسی، کَلَکْ،
منقل، مُنقُله؛
تفکده، دودگاه، دودگند، ساداک؛
و مَغرِب
اشاره کرد.
• با مطالعه ابزارهای ساخته دست
انسان پیش از تاریخ به روشهای استفاده او از
آتش پی بردهاند. او علاوه بر استفاده گرمایشی، آن را در پختن
غذا و مراسم مختلف
و غیر آن نیز به کار میبرده، و اغلب برای هر دو منظور، از آن استفاده میکرده است.
در ابتدا، با سادهترین نوع
اجاق ـ یعنی کندن گودالی در
زمین و روشن کردن آتش در آن یا چیدن
سنگ در اطراف آتش ـ ایجاد
گرما میکردند. در کاوشهای باستان شناسی، قدیمترین نمونههای وسایل گرمازا از گنج درّه کرمانشاهان
بهدست آمده است که طرز کاربرد دقیق آنها روشن نیست.
• در حوزه
دریای خزر، در غارهایی نزدیک به شهر، بقایای اولین اجتماعات انسانی کشف شده است که به عقیده کاشف آنها، کارلتون کون،
به دوره میانسنگی، و به نظر اسمیت
به دوره دیرینه سنگی تعلق دارد.
• اسمیت، با آزمایش کربن ۱۴، قدمت غارها را بین ۷۲۰۰ تا ۶۶۰۰ پیش از میلاد ذکر میکند.
کون، در کاوشهای خود، از جمله در غار کمربند، آثار چند اجاق را نیز پیدا کرده است.
در لایههای مختلف تپه زاغه
قزوین، نمونهای به دست آمده است که قدمت آن به حدود هزاره ششم پیش از میلاد میرسد.
• اجاقهای به اشکال مختلف نیز در تپه جعفرآباد
خوزستان پیدا شده که به هزاره ششم تا چهارم پیش از میلاد تعلق دارد و آثار خاکستر در آنها دیده شده است.
همچنین میتوان به تپه سنگ چخماق از هزاره پنجم پیش از میلاد در
شاهرود و اجاقهای کشف شده چغامیش خوزستان، اشاره کرد.
• در محلهای مسکونی سیلک
کاشان نیز اجاقهایی از هزاره چهارم پیش از میلاد به جا مانده است.
از نمونههای همان دوره، اجاقهای تلّ باکون
و تلّ نخودی
درخور ذکر است. اجاقی هم از گودین تپه کنگاور، متعلق به اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد، به دست آمده که کاوشگر این محوطه باستانی آن را نوعی بخاری پنداشته است.
• در منطقهای از محوطه عظیم شهر سوخته
سیستان نیز آثاری از اجاقی در کف یک اتاق، از هزاره سوم ـ دوم پیش از میلاد، به دست آمده که برای ایجاد گرما به کار میرفته است.
همچنین در نتیجه کاوشهای
شوش دوره عیلامی، از هزاره دوم پیش از میلاد، اتاقهایی کشف شده که در هر کدام از آنها یک تا چهار بخاری دیواری وجود دارد.
• در تپه حسنلو، در جنوب غربی دریاچه ارومیه (متعلق به ۱۰۰۰ـ ۸۰۰ قم)، نیز آثاری از اجاق به دست آمده است
و در کاوشهای باستان شناسی در گودین تپه کنگاور، موضعی با مقداری خاکستر و تکههایی از سه پایه جلو یک بخاری کشف شده است. همچنین در قسمت میانی واقع بر امتداد سه نیمکت خِشتی، که با ملاط ساخته شده و شاید محل نشستن شخص اول برای اعمالِ تشریفاتی بوده، برجستگی کوچکی به چشم میخورد که احتمالاً در حکم آتشدان بوده
و همانند بخاری عمل میکرده است.
• از لحاظ زمانی، این دوره نماینده سکونت
قوم ماد در گودین تپه است. در
تخت جمشید، جایگاهی برای افروختن
آتش پیدا شده که از
دوره هخامنشی است و به طرز نیکویی در حرمسرای
خشایارشا ساخته شده است.
از وجود بخاری در
دوره اشکانی اطلاع چندانی موجود نیست، اما شرایط خاص اقلیمی
ایران، وجود بخاری را در بناهای این کشور ناگزیر میکند. تداوم کاربردِ گونههای مختلف بخاری در دوره ساسانی مشهود است. در میمند
کرمان، آثاری از طاقچه و رف و لوله بخاری مشاهده میشود که متعلق به این زمان است.
بر اثر کاوشهای باستان شناسی دوره اسلامی، در تپه سبزپوشان
نیشابور، نمونهای از بخاری به صورت آتشدان، متعلق به
قرن سوم ـ
چهارم به دست آمده است.
در قرن چهارم، در زمان
آل بویه، برای رفع سرما از منقلهای بزرگ
یا آتشدانهایی در کنار اتاق استفاده میشده است.
در برخی منابع آمده است که در این قرن، «در
قم کرسیهای نیکو میساختند که صادر میشد».
در تپه سبزپوشان نیشابور، از سدههای سوم ـ چهارم هجری، و همچنین در
دوران سلجوقی، در زمستان از کرسی ایرانی برای گرم کردن استفاده میشده است.
در همین دوره، در بسیاری از کاروانسراهای دوره اسلامی، بویژه کاروانسراهای کوهستانی، اجاق یا بخاری دیواری متداول بوده است.
مغولان در زمان حکومت
چنگیزخان در بخش میانی چادرهای خود روزنهای برای عبور دود و مکانی در کف چادر برای افروختن آتش در نظر میگرفتهاند.
رشیدالدین فضلالله، در
قرن هشتم هجری، نقل میکند که برای گرم شدن، آتش باید قدری «فخیم» باشد تا دود نکند؛
و همو از
تنور به عنوان وسیله گرمازا نام برده و آورده است که «
[آنها
] تنوری کوچک بسازند تا
[در
] آنجا گرم شوند».
در همین زمان، از آتشدان به عنوان وسیله گرمایشی استفاده میشد.
تاورنیه در سفرنامه خود
درباره بخاریهای
دوره صفویه مینویسد که بزرگان در اتاق خود بخاری دارند و هیزم را در میان آن عمودی میچینند. از اطلاعات برخی منابع دیگر
میتوان احتمال داد که بخاری آهنی در ایران از همین زمان متداول شده است. در دوره افشاریه برای ایجاد گرما از کرسی هم استفاده میشده است.
در
دوره زندیه نیز میتوان به وسایل گرم کننده عمارت دیوانخانه کریمخانی در
شیراز، اشاره کرد.
همچنین در بسیاری از بناهای
دوره قاجار، بخاری دیواری مشاهده میشود. ازجمله، بخاریهای دیواری باغ نارنجستان قوام
و مجموعه کاخ موزه گلستان را میتوان نام برد.
گفتنی است که در زمان صدارت
امیر کبیر اعلام شده بود که اگر کسی در صنعت ابداعی کند، پاداش خواهد گرفت. در پی آن، جورج استیونس، اروپایی ساکن
تبریز، نوعی بخاری پیچ را که بعضی اجزای آن ریخته یا قالبی و برخی چکش کاری شده بود، طراحی کرد که هوای اتاق را در زمستان گرم و معتدل نگاه میداشت و قابلیت پختن غذا و
نان را نیز داشت. این بخاری به دولت ارائه شد تا به رواج آن همت گمارد و دستور تهیه تعدادی از آن را برای قشون بدهد.
از دوره قاجار به بعد، برای تولید گرما در بخاریها از وسایلی نظیر
چوب، بوتههای خار،
زغال سنگ و نفت سیاه استفاده میشده است.
امروزه، بخاریهایی به شکلهای مختلف و متناسب با نوع سوخت (از جمله
گاز و
برق) از جنس فلزی با دودکش یا بدونِ آن، ساخته میشود. در چند دهه اخیر، نیروی بخار و انرژی خورشیدی نیز برای تولید گرما بهکار گرفته شده است.
صنعت بخاریسازی با نحوه زندگی
بشر وابستگی مستقیم دارد.
چیدن چند
سنگ در کنار هم، برای افروختن آتش در آن، از اولین مدارکی است که بر استفاده انسان در
عصر حجر از آتش، دلالت میکند
بر اثر کاوشهای باستانشناسان، چالههای آتش که به صورت فرورفتگیهای بیضی شکل یا مدور در خاک بکر حفر شده بود، به دست آمده است که بعضی از آنها با بقایایی از کلوخههای سنگ آهک و خاکستر از نیمه دوم هزاره هشتم پیش ازمیلاد به جا مانده است.
در دورههای بعد، این وسیله به شکل حفرههای تشت مانند زاویهدار و چهارگوش و جز آن به دست آمده است.
اجاقها را کنار دیوار
یا کف زمین
یا بر سکو
تعبیه میکردند؛ و اغلب به صورت ثابت جاسازی میشده است
آثار به دست آمده از کاوشهای باستانشناسی دوره اسلامی، نشان دهنده تنوع صنعت ساخت وسایل گرمایشی است. در این دوره، آتشدانها در گوشهای از داخل دیوار یا بر قسمت میانی کف اتاق تعبیه میشده است.
در سدههای آغازین این دوره از کرسی، که شبیه نوع متداول امروزی است،
و همچنین آتشدانهای متحرک که از وسایل گرمازا به شمار میآمد؛
و در قرن هشتم، از ابزارهای گرم کننده ثابت، نظیر تنور،
یا متحرک
مانند مجمر،
استفاده میشده است.
در بعضی از کاروانسراهای دوره صفویه، بخاری به صورت فرورفتگیهایی در داخل دیوار و با مصالحی نظیر
آجر ساخته میشد
و دودکش برخی از بخاریها بسیار باریک و مخزن سوخت آن به گونهای بود که برای سوخت، از بوته استفاده میشد؛
و به گفته تاورنیه،
دهنه بخاریها به شکل نیمدایره بوده است.
در دوره افشاریه، کرسی یکی از وسایل گرمازا بود.
در بناهای بازمانده از دوران زندیه و قاجاریه، آثاری از بخاری دیواری بهچشم میخورد؛
و به موازات استفاده از وسایل گوناگون گرمازا، از بخاری نیز استفاده میشده است.
بخاریهای دوره قاجار، فلزی و به شکل بشکههایی از آهن سیاه با دریچهای آهنی بود و بر سه پایه قرار داشت. در این وسیله علاوه بر نفت، از سوختهای دیگری نظیر چوب، فضولات حیوانی، بوته، خاک اره، زغال چوب و زغال سنگ و جز آن استفاده میشد.
در ایران سده اخیر، از حلبی نیز برای ساختن بخاری استفاده میشود.
همچنین گفتنی است که در ایران، کارخانه ساخت بخاری با سوخت نفت احتمالاً از حدود ۱۳۳۵ ش دایر شده است.
از آغاز دوران تاریخی، علاوه بر توجه به خاصیت گرمایشی بخاریها، به جنبههای زینتی آن نیز توجه میشده است.
از بخاریهای بازمانده از گذشته دور تا قرن اخیر، با اندازههای گوناگون و شکلهای مختلف ثابت و متحرک، میتوان دریافت که آنها را در جاهای مناسبی از خانه قرار میدادند
و در ساخت آنها، ظرافتهایی به کار میرفت که زینت بخش محل سکونت نیز میشد. از این نوع، میتوان به بخاریهای دیوار شمالی تالارهای دیوانخانه کریمخانی اشاره کرد که تزیینات اطراف آن با گذشت زمان و تأثیر عوامل طبیعی از بین رفته است.
در دوره قاجاریه نیز میتوان از بخاری مرمری که در شاهنشین تالار باغ آیینه باغ نارنجستان قوام وجود دارد، نام برد که از نمونههای منحصر به فرد دوره قاجاریه است.
برای تزیین بخاریها از تُنگبری،
حجاری،
خطاطی، رنگآمیزی، قالب زنی، کُشتهبری، گچبری، لچک و
نقاشی استفاده میشد، که اینگونه کارهای تزیینی در بخاریهای بناهای تاریخی استانهای
اصفهان و
فارس، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
۱. اثیرالدین اومانی، دیوان اثیرالدین اومانی، نسخه خطی دانشگاه تهران، ش ۲/۱۸۸۳؛
۲. محمدتقی احسانی، یادی از کاروانسراها، رباطها و کاروانها در ایران،
[بیجا
] ۱۹۸۹؛
۳. محمد مهدی بن محمدنصیر استرآبادی، درّه نادره: تاریخ عصر نادرشاه، چاپ جعفر شهیدی، تهران ۱۳۴۱ ش؛
۴. اللّه قلی اسلامی، گزارشهای باستانشناسی: دیوانخانه کریمخانی شیراز، ش ۸۷؛
۵. اللّه قلی اسلامی، گزارشهای باستانشناسی: نارنجستان قوام، دیوانخانه قوامالملکی شیراز، ش ۶۵؛
۶. برتولد اشپولر، تاریخ مغول در ایران، ترجمه محمود میرآفتاب، تهران ۱۳۶۵ ش؛
۷. محمد بن عبدالملک امیرمعزی، دیوان امیرمعزی نیشابوری، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ۱۳۱۸ ش؛
۸. پیرامیه، «شهرنشینی ایلامی در شوش»، ترجمه افسانه خلعتبری، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، چاپ محمد یوسف کیانی، تهران ۱۳۶۵ ش؛
۹. علی بن محمد انوری، دیوان انوری، چاپ سعید نفیسی، تهران ۱۳۳۷ ش؛
۱۰. ایرانشهر، تهران ۱۳۴۲-۱۳۴۳ ش؛
۱۱. ژان باتیست تاورنیه، سفرنامه تاورنیه، ترجمه ابوتراب نوری، چاپ حمید شیرانی، تهران ۱۳۶۳ ش؛
۱۲. بدیل بن علی خاقانی، دیوان، چاپ ضیاءالدین سجادی، تهران
[تاریخ مقدمه ۱۳۳۸ ش
]؛
۱۳. ژانپل راشل دیولافوا، ایران، کلده و شوش، ترجمه علیمحمد فرهوشی، چاپ بهرام فرهوشی، تهران ۱۳۶۴ ش؛
۱۴. رشیدالدین فضلالله، وقفنامه ربع رشیدی، چاپ ایرج افشار، تهران ۱۳۵۰ ش؛
۱۵. منصور سجادی، دومین گزارش از کاوش در تپه حسنلو، تابستان ۱۳۵۳، ش ۸۱؛
۱۶. منصور سجادی، «شهر سوخته»، در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، چاپ محمد یوسف کیانی، تهران، ۱۳۶۵ ش؛
۱۷. علیاکبر سرفراز، «میمند شهر ساسانی» در یادنامه پنجمین کنگره بینالمللی باستان شناسی و هنر ایران، ج۱، چاپ محمدیوسف کیانی و اکبر تجویدی، تهران ۱۳۴۷ ش؛
۱۸. سلمان بن محمد سلمان ساوجی، دیوان کلیات سلمان ساوجی، چاپ مهرداد اوستا، تهران
[بیتا.
] ؛
۱۹. محمد پادشاه بن غلام محییالدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ ش؛
۲۰. جان شاردن، سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، تهران ۱۳۵۰ ش؛
۲۱. جعفر شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران ۱۳۶۸ ش؛
۲۲. ذبیحالله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، ج۳، بخش ۱، تهران ۱۳۵۱ ش؛
۲۳. علیاصغر فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان با نموداری از زندگی مردم در آن عصر، تهران ۱۳۵۷ ش؛
۲۴. محمد یوسف کیانی و ولفرام کلایس، فهرست کاروانسراهای ایران، تهران ۱۳۶۲-۱۳۶۸ ش؛
۲۵. آدام متز، تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری، ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران ۱۳۶۴ ش؛
۲۶. محمدتقی مصطفوی، «آتشدانها در ابنیه متبرک اسلامی» در پنجمین کنگره بینالمللی باستان شناسی و هنر ایران، ج۱، چاپ محمد یوسف کیانی و اکبر تجویدی، تهران ۱۳۴۷ ش؛
۲۷. خسرو معتضد، حاج امینالضرب و تاریخ تجارت و سرمایهگذاری صنعتی در ایران، تهران ۱۳۶۶ ش؛
۲۸. غلامرضا معصومی، اولین گزارشهای مقدماتی از کاوشهای علمی ۱۹۷۰ در تپه حسنلو، ش ۷۲؛
۲۹. محمد معین، فرهنگ فارسی، تهران ۱۳۶۲ ش؛
۳۰. صادق ملک شهمیرزادی، «تپه زاغه: تحلیلی اجمالی از عملکرد منازل مسکونی»، مجله باستان شناسی و تاریخ، سال ۶، ش ۱و۲ (۱۳۷۱ ش)؛
۳۱. علیاکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی، تهران ۱۳۵۵ ش؛
۳۲. عزتالله نگهبان، «شهرنشینی و شهرسازی از هزاره چهارم تا هزاره سوم قم» در نظری اجمالی به شهرنشینی و شهرسازی در ایران، چاپ محمد یوسف کیانی، تهران ۱۳۶۵ ش؛
۳۳. کایلریانگ، گزارشهای باستان شناسی:کنگاور، ش ۱۷؛
۳۴. C. Coon, Cave explorations in Iran ۱۹۴۹ , Philadelphia ۱۹۵۱;
۳۵. P.P. Delougaz, H.J.Kantor, "The ۱۹۷۳-۷۴ excavation at C oqa ¦ Miی", in Proceedings of the IIIrd. Annual Symposium on Archaeological Research in Iran , ed. F.Bagherzadeh, Tehran ۱۹۷۵;
۳۶. G. Dolefus, "La ۶ e campagne de fouilles ب J'afara ¦ ba ¦ d, Xuzesta ¦ n", in Proceedings of the IIIrd Annual Symposium on Archaeological Research in Iran , ed.F. Bagherzadeh, Tehran ۱۹۷۵;
۳۷. Encyclopaedia Iranica , s.v. "A ¦ taیda ¦ n" (by M.Boyce);
۳۸. R.J. Forbes, Studies, in ancient technology , vol. VI , Heat and heating, refrigeration, light , Leiden ۱۹۶۶;
۳۹. H. Gasche, "Architecture d'intإrieur susiإnne: les cheminإes", in Fragmenta Historicae, rإunis par L.De Meyer, H. Gasche, et F.Vallat, Paris ۱۹۸۶;
۴۰. R.Ghirshman, Fouilles de Sialk I, prةs de Kashan, ۱۹۳۳, ۱۹۳۴, ۱۹۳۷, Paris ۱۹۳۸;
۴۱. C.Goff, Excavation at Tall- i ¦ - Nakhodi,Iran , vol.I, London ۱۹۶۳;
۴۲. B.Gray, Treasures of Asia, Persian Painting, text, from Keeper of oriental antiquities at the British Museum, London ۱۹۷۷;
۴۳. A. Langsdorff, D. McCown, Tall- i ¦ -Bakun A, Season of ۱۹۳۲ , Chicago,Ill. ۱۹۴۲;
۴۴. S. Masuda, "Excavation at Tappeh Sang- c § axma ¦ q" in Proceedings of the IInd. Annual Symposium on Archaeological Research in Iran ,ed. F. Bagherzadeh, Tehran ۱۹۷۴;
۴۵. E.F.Schmidt, Perspolis I, structures, reliefs, Chicago, Ill.۱۹۵۳;
۴۶. Philip E.L.Smith, "reflections onfour seasons of excavations at Tappeh Ganj Dareh",in Proceedings of the IV th. Annual Symposium on Archaeological Research in Iran , ed. F.Bagherzadeh, Tehran ۱۹۷۶;
۴۷. C.K. Wilkinson, "Heating and cooking in Nishapur", in The Metropolitan Museum of Art, Bulletin June ۱۹۴۴);
۴۸. C.K. Wilkinson, Nishapur: some early Islamic buildings and their decoration, New York ۱۹۸۶.
•
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بخاری».