بحار الانوار (دانشنامه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بحار الانوار یا
بحار الانوار الجامعة لدُرر اخبار الأئمة الأطهار، تألیف
محمدباقر مجلسی (
۱۰۳۷‑
۱۱۱۰ یا
۱۱۱۱ قمری)، بزرگترین و نامورترین دائرةالمعارف حدیثی
شیعه به
زبان عربی است.
این کتاب که در طرح اولیه در ۲۶ مجلد تدوین شده، با گردآوری از منابع کهن از
قرن اول تا
یازدهم هجری، بخش عظیمی از میراث حدیثی، کلامی، تاریخی، تفسیری، فقهی و اخلاقی
امامیه را در ساختاری موضوعی حفظ کرده است. دوره چاپ جدید کتاب در ۱۱۰ جلد به چاپ رسیده است.
مؤلف با گسیل داشتن همکاران به بلاد اسلامی، اصول و کتب مهجور را یافته و با تبویب مناسب، هر باب را با
آیات قرآن و
تفسیر آغاز و سپس احادیث مسند را آورده است.
این کتاب افزون بر نقل
روایات، شامل شرحهای ارزشمند مجلسی بر احادیث، تحقیقات کلامی و فلسفی، و نیز نقد آرای مخالفان است.
بر این کتاب تلخیصها، ترجمهها، مستدرکات و فهرستهای متعددی نوشته شده و از اواخر
قرن سیزدهم بارها به چاپ رسیده است. با همه اینها، ارائه تصحیحی منقّح و انتقادی از این دائرة المعارف بزرگ، همچنان از ضرورتهای پژوهشی حوزه حدیث شیعه به شمار میرود.
بحار الانوار، یا
بحار الانوار الجامعه لدُرر اخبار الائمه الاطهار از بزرگترین و نامورترین جوامع حدیثی شیعه به
زبان عربی، تألیف
محمّدباقر مجلسی، دانشمند نامی
قرن یازدهم (
۱۰۳۷-
۱۱۱۰ یا
۱۱۱۱) است.
این کتاب دایره المعارف مانند، به سبب ذکر مستند بیشتر روایتهای منقول از
ائمه شیعه (علیهمالسّلام)، تبویب نسبتاً کامل موضوعات، شرح و بیان بسیاری از روایات، تحقیقات گوناگون کلامی، تاریخی، فقهی، تفسیری، اخلاقی، حدیثی و لغویِ مؤلّف، و نیز اعتبار علمی وی، همواره مقامی والا داشته است؛ چنانکه برغم حجم زیادش، از همان روزگار تألیف، نسخههای خطّی بسیاری از آن نوشته شده و از اواخر
قرن سیزدهم، با رواج صنعت چاپ، همه یا بخشهایی از آن بارها به چاپ رسیده است.
همچنین دانشمندانی چند به ترجمه یا تلخیص برخی از مجلّدات آن همت گماشته یا مستدرک و فهرست برای آن پرداختهاند یا در نقد و ایضاح آرای مؤلّف، حواشی نگاشتهاند، همچنانکه درباره خود کتاب نیز نکاتی را مطرح کردهاند.
نکات زیر بیانگر سبب و چگونگی تألیف بحار الانوار است.
مؤلّف در مقدمه کتاب
مینویسد که بعد از سپری کردن بخشی از
عمر در آموختن دانشهای گوناگون و اندیشیدن به ثمرات و غایات این دانشها دریافته است که زلال
علم فقط از چشمه روشن
وحی و
الهام حاصل میشود و در
آخرت تنها این علم سودمند است، هرچند در ظاهر رونقی نداشته باشد. ازینرو پژوهش در اخبار و روایات مأثور از ائمه اطهار (علیهمالسّلام) را برگزیده است.
بدین منظور، نخست کتابهای حدیثی متداول و مشهور شیعی را بدقّت خوانده، سپس به جستجوی اصول معتبر حدیثی پرداخته که به عللی ـ از جمله موانع سیاسی، و عدم اهتمام به استنساخ و نگاهداری آنها به علّت شمول و شهرت جوامع حدیثیِ متأخر ـ مهجور مانده و چه بسا بیشتر نسخههای آنها از بین رفته است.
او با گسیل کردن کسانی به بلاد اسلامی، به جدّیت تمام، به گردآوری منابع حدیثی اولیّه کوشیده و در این راه، با مشکلاتی روبرو بوده است؛ از جمله
بخلورزی برخی از صاحبان نُسخ که به آن اشاره کرده است. با اینهمه، با پشتکار مجلسی و همکاری گروهی از فضلا، چون مولی
عبداللّه افندی و مولی
ذوالفقار اصفهانی و مولی
عبداللّه بحرانی،
بسیاری از اصول و مآخذ معتبر، که در روزگاران پیشین محلّ مراجعه دانشمندان بوده، فراهم آمده است.
مجلسی، به چند سبب، برآن شده است که همه اخبار و احادیث و موضوعات منابع نویافته را در مجموعهای موضوعی گردآوری و تدوین کند:
• یکی اشتمال این منابع بر فوایدی که در کتابهای رایج آن زمان یافت نمیشده است و فقط برخی از آنها در بابهای مختلف پراکنده بوده و این پراکندگی احاطه بر همه اخبار ناظر بر یک موضوع را غالباً ناممکن میساخته است.
• دیگر اینکه مجلسی نگران بوده است که مبادا نسخههای موجود بار دیگر از میان برود یا پراکنده و فراموش شود. او پیش از تألیف بحار، برای ده کتاب حدیثی شیعه ـ که نظم موضوعی ندارد (مانند
الخصال و
معانی الاخبار صدوق و
قرب الاسناد حمیَری) ـ فهرست موضوعی تهیّه کرده بود (در
۱۰۷۰) تا طالبان
علوم دینی به آسانی از اخبار دایر بر هر موضوع و مآخذ آنها و نیز مستند بسیاری از اقوال و فتاوی عالمان گذشته آگاه شوند تا گمان نرود که آنان به قیاس روی آورده بودهاند.
مؤلّف در برخی از اجازات خود به این فهرست اشاره کرده و
آقا بزرگ طهرانی نیز نسخهای از آن را دیده است.
(نسخهای دیگر نیز به خطّ مؤلّف در دست است که چاپ عکسی آن در چاپ جدید بحار، ج ۱۰۳ یا ۱۰۶، آمده است در این مقاله همهجا به همین چاپ ارجاع میشود.)
هرچند مؤلّف در مقدمه این فهرست یادآوری میکند که با تألیف بحار نیاز به آن منتفی شده، باز میتوان آن را طرح مقدّماتی بحار دانست. البتّه بین دو کتاب، پارهای اختلافهای موضوعی وجود دارد.
طرح اوّلیه بحار، آنگونه که مؤلّف در نظر داشته، در ۲۵ مجلّد بوده، ولی چون او مجلّد پانزدهم را با در نظرگرفتن حجم به دو مجلّد تقسیم کرده، این اثر ۲۶ مجلّد شده است که هر کدام به یک موضوع اصلی اختصاص دارد و شامل چندین باب است. بیشتر موضوعات تقسیمات فرعی نیز دارند.
در این کتاب، برخی عناوین هست که در کتب حدیثی پیش از بحار به صورت مستقل وجود نداشته و مؤلّف آنها را از امتیازات تألیف خود شمرده است؛ مانند «کتاب العدل و المعاد»، «کتاب السماء و العالم»، تاریخ انبیا و ائمه (علیهمالسّلام).
مؤلّف هر باب را با آیاتی از
قرآن کریم ـ که صریحاً یا به مدد قراین گوناگون تاریخی، حدیثی و تفسیری با موضوع تناسب دارد ـ آغاز کرده، سپس اقوال مفسّران (غالباً
امین الاسلام طبرسی و
امام فخر رازی) را در حدّ لزوم نقل کرده و آنگاه احادیثِ ناظر بر هر عنوان را با ذکر سند، به ترتیب شماره، آورده است. گاه فقط بخشی از یک حدیث را نقل کرده و کامل آن را در بابی مناسبتر آورده است.
در اینگونه نقلها، گاه به محل اصلی نقل حدیث در بحار اشاره کرده و همچنین، در صورت لزوم، برای تبیین معنای حدیث توضیحاتی داده است.
مؤلّف دو طرح دیگر نیز برای تکمیل کار خود در نظر داشته است که نتوانسته به انجام برساند (همانطور که نتوانست بحار را به اتمام نهایی برساند):
الف ) نوشتن شرحی کامل و ابتکاری بر کتاب؛
ب ) تهیه «
مستدرک البحار».
او در اینباره میگوید که به عللی، روایاتِ شماری از منابع به دست آمده را کامل نقل نکرده است؛ و نیز چون ممکن است در آینده شمار دیگری از کتب قدیم یافت شود و الحاق آنها به کتاب سبب آشفتگی و اختلاف نسخههای موجود میشود، تدوین مستدرک برای کتاب مرجح است.
با توجه به فهرست یاد شده، آغاز تألیف بحار بعد از ۱۰۷۰ بوده و، به ظنّ قوی، تدوین نهایی مجلّدات آن بعد از
۱۰۷۵، و نه به ترتیب صورت گرفته است؛ (مثلاً به تصریح خود مؤلّف در پایان مجلّدات) مجلّدهای دوم، پنجم، یازدهم و دوازدهم را در
۱۰۷۷، سیزدهم را در
۱۰۷۸، نهم و دهم را در
۱۰۷۹، سوم و چهارم را در
۱۰۸۰، هفتم را در
۱۰۸۶ و هشتم را در
۱۰۹۰ به پایان برده است.
کتاب «المزار» (مجلّد ۲۲) را در
۱۰۸۱ در سفر
حج تدوین کرده، کتاب «الصّلاه» (مجلّد ۱۸) در
۱۰۹۴ و
۱۰۹۷ نوشته، و کتاب «السماء والعالم» (مجلّد ۱۴) را در
۱۱۰۴ تألیف کرده است.
به نوشته نوری، از مجلّد پانزدهم (پانزدهم و شانزدهم بعدی) تا پایان کتاب، (جز مجلّدهای ۱۸ و ۲۲) در زمان مؤلّف از صورت مسوّده خارج نشده و مؤلّف فقط بر مقدار کمی از اخبار مجلّدت پانزدهم و شانزدهم شرح نوشته است.
با اینهمه خود او از
خوانساری و او از
میر محمّد صالح خاتون آبادی داماد مجلسی (در
حدائق المقرّبین) نقل کرده است که فقط هشت مجلّد بحار به صورت مسوّده و بدون بیان و توضیح باقی مانده و مؤلّف به اتمام آن
وصیّت کرده بود.
و از او نقل کرده که تعداد سطور مجلّدات پاکنویس شده نزدیک به ۷۰۰،۰۰۰ است که این رقم با احتساب شماره سطرهای دو مجلّد پانزدهم و شانزدهم («الایمان والکفر»، «العشره») درست است.
نسخهای از مجلّد شانزدهم («الاداب و السّنن»، بنابر تقسیم اولیه کتاب) بعد از چاپهای آغازین کتاب در اوایل
قرن چهاردهم به همّت میرزا محمّد طهرانی، پیدا شده که کتابت آن در زمان مؤلّف، یا با فاصله کمی از زمان او، انجام گرفته است.
(مصحّح چاپ جدید بحار این نسخه را نیز ناقص میداند
) چون مؤلّف، دو کتاب «المزار» و «الصلاه» را مطابق تقسیم اوّلیه خود شماره کرده بود، رقم شانزده تکرار، و شماره مجلّدات بعد از ۲۲ نیز، گاهی به ترتیب قدیم و گاهی به ترتیب واقعی، مشخص شده است. (مثلاً حرّ عاملی، در امل الامل،
ترتیب اوّلیه را ذکر کرده است)
مجلسی هرچند در تألیف بحار ـ در نیمه دوم عمر و بعد از تکمیل مدارج علمی و تألیف بیشتر کتابهایش ـ از همکاری بعضی فضلا و حمایت مالی حکومت صفوی و تسهیلات و امکانات در گردآوری منابع
برخوردار بود، به شهادت نسخههای موجود و قراین دیگر، کار اصلی را شخصاً انجام میداد.
یافتن آیات مناسب هر باب، نوشتن تفسیر آنها، انتخاب شایسته روایات و شرح آنها را به تنهایی انجام میداد و فقط چند نفر، که برخی از آنها ناشناختهاند در نقل احادیث بلند یا قطعاتی از ادعیه یا استنساخ چند رساله و قسمتهای برخی از کتب، به او کمک میکردند.
(نامه مولی عبداللّه افندی ـ یا مولی ذوالفقار به نوشته حسینی،
ـ به مؤلّف،
)
نوری
در اشاره به همین امر و انتقاد از کسانی که بر مجلسی، به خاطر مددگیری از دیگران، خرده گرفته و چه بسا تألیف بحار الانوار را فقط کار او نمیدانستهاند، یادآوری میکند که اینگونه کمکها صرفاً جنبی بوده است؛ همچنانکه در تألیف یک اثر فقهی از کتابهای چهارگانه حدیث بهرهجویی میشود، اما مؤلّف آن اثر همان کسی است که کتاب را پدید میآورد. در عین حال بحار نمونه ارزندهای از کارگروهیِ نظارت و هدایت شده است که، با توجّه به تاریخ تألیف آن، اقدامی ابتکاری و مهم به شمار میرود.
عناوین موضوعات و شماره بابها به ترتیب مجلّدات:
• کتاب «العقل والعلم والجهل» ۴۰ باب؛ کتاب «التوحید» ۳۱ باب؛ کتاب «العدل و المعاد» ۹۵ باب؛ کتاب «الاحتجاجات و المناظرات» ۸۳ باب؛ (شامل احتجاجات
قرآن و
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمه (علیهمالسّلام) و اصحاب ایشان و برخی علمای امامیّه در
دوران غیبت، در برابر
کفّار و
مشرکان و مخالفان).
• کتاب «قصص الانبیاء» ۸۳ باب؛ کتاب «تاریخ نبیّنا و احواله» ۷۲ باب؛ کتاب «الامامه» ۱۵۰ باب؛ کتاب «الفتن و ماجری بعد النّبی صلّی اللّه علیه وآله» ۶۲ باب؛ کتاب «تاریخ ائمه» ۲۹۷ باب؛ (مجلّدات ۹ـ۱۳ که جلد اخیر را کتاب «الغیبه» نامیده است).
• کتاب «السماء والعالم»، ۲۱۰ باب؛ کتاب «الایمان و الکفر» ۱۰۸ باب؛ (در آغاز این کتاب گفته است که ابواب راجع به «العِشره» را در کتاب مستقل دیگری خواهد آورد که شامل ۱۸۰ باب است).
• کتاب «الاداب والسنن والاوامر والنواهی والکبائر والمعاصی» ۱۳۱ باب؛ کتاب «الروضه» ۷۳ باب؛ (شامل مواعظ و حکم و خُطب).
• کتاب «الطهاره والصلوه» ۲۲۱ باب؛ کتاب «القرآن والدعاء» ۲۶۱ باب؛ کتاب «الزکاه والصوم» ۱۲۲ باب؛ (ابواب راجع به
خمس و
اعتکاف و اعمال السنه را نیز در این کتاب آورده است).
• کتاب «الحجّ» ۸۴ باب شامل
حج و
جهاد و مرابطه و
امر به معروف و نهی از منکر؛ کتاب «المزار» ۶۴ باب؛ کتاب «العقود و الایقاعات» ۱۳۰ باب؛ کتاب «الاحکام»، ۴۸ باب؛ کتاب «الاجازات». (شامل اسانید و طرق مؤلّف و نیز اجازات علما به شاگردان و معاصرانشان).
مؤلّف، موضوعات را بر اساس عناوین و ترتیب موضوعات کتب اخبار و
کلام و
فقه و تاریخ تقسیمبندی کرده (قس الکافی در ابواب مشابه) و با توجه به موضوع اصلی کتاب، که حدیث است، افقهای جدیدی برای تحقیق گشوده است؛ برای مثال مباحث کلامیِ
اِحباط و تکفیر و
ارزاق و آجال یا آنچه در ابواب گوناگون «السماء والعالم» آمده و احادیث آنها نقل و بررسی شده، امکان دستیابی به دیدگاههای کلامی مبتنی بر منابع اوّلیه
دین، (قرآن و خصوصاً حدیث) و نیز بررسی انتقادی و مقایسه تطبیقی آرای کلامی با بیانات دینی را فراهم آورده است. همچنین گردآوری احادیثِ ناظر بر یک موضوع در یکجا در فهم مرادات آنها مؤثّر بوده، و به علاوه، تعارض احتمالی بین نقلهای مختلف نیز نشان داده شده است.
شرح و بیان مجلسی در این مقولات، یکی از نمونههای خوب همینگونه تحقیقات است. با اینهمه در برخی از کتابهای بحار عناوینی دیده میشود که بستگی مستقیم به موضوع ندارد و در آثار مشابه دیگر، ذیلِ موضوع دیگری مطرح شده است. از آن جمله است:
ابوابی از علوم حدیثی و
قواعد فقهی و اصولی مذکور در کتاب «العلم»، ابطال التناسخ مذکور در کتاب «التوحید»، مباحث کلامیِ آجال،
وعد و وعید و
حبط و
تکفیر، احکام راجع به
تکلیف، علل احکام و شرایع، علّت
آفرینش انسان، مذکور در «ابواب العدل»،
طاعون و فرار از آن مذکور در «ابواب الموت»، داستان برخی اشخاص و اقوام و سلاطین، مذکور در کتاب «النبوّه»، وقایع دوران حکومت
امیرمؤمنان علی (علیهالسّلام) و احکام فقهی بُغاه، مذکور در کتاب «الفتن»، (مجلّد هشتم طبق تقسیمبندی مؤلّف) ابوابی چون
علم نجوم و احکام فقهی آن،
سعد و نحس ایّام،
سِحر،
رؤیا، مداوا با اشیای حرام از نظر فقهی،
حقوق حیوانات، (حقّ الدّابّه علی صاحبها) احکام
صید و ذباحه، آداب الاکل و لواحقها، الاشربه و آداب الشّرب، مذکور در کتاب «السماء و العالم»، مباحث فقهی راجع به حدود در کتاب «الاداب والسنن».
هدف اصلی مؤلّف، چنانکه نقل شد، گردآوری و تدوین موضوعی اخبار
شیعه امامیّه بوده و به این منظور شمار زیادی از اصول و کتب و رسایل معتبر یا منسوب به ائمّه (علیهماالسّلام) و اصحاب ایشان و علمای امامیّه (و بندرت، برخی غیر امامیان یا افراد مورد شک) را مبنا قرار داده، (منابع متن) ولی در شرح و بررسی اخبار و آیات، منابع زیادی از قبیل کتب لغت، تاریخ، کلام،
فلسفه،
اخلاق، کتب حدیثی عامّه و شروح آنها (منابع شرح) را به کار گرفته است.
او فصل اول مقدمه (ج ۱) را به معرفی این دو نوع مأخذ اختصاص داده و در فصل دوم، میزان اعتماد خود را به منابع متن بیان کرده است.
درباره منابع متن مطالب زیر قابل ارائه است.
مجلسی ۳۶۵ کتاب و رساله، اعم از
حدیث و
تفسیر و کلام و
تاریخ و
فقه و
دعا و اجازات، را با ذکر مؤلّفان آنها نام برده است.
این کتابها از
قرن اول تا زمان مؤلّف (
قرن یازدهم) نوشته شدهاند؛ مانند
کتاب سلیم بن قیس هلالی، رساله
توحید مفضّل، کتب صدوق،
المقالات و الفرق سعد بن عبداللّه قمی، کتب کلامی
خواجه نصیرالدین طوسی و کتب فقهی
محقّق کرکی. همچنین در آخر فصل سوم مقدّمه
تصریح کرده که قصد نقل احادیث کتب متواتر خصوصاً
کتب اربعه شیعه را، مگر در بعضی جاها، ندارد؛ زیرا ممکن است به مهجور و منسوح شدن آن کتب بینجامد و این روا نیست. (درباره کتب مشهور و متداول رجال و فهرست نیز شبیه این نکته بیان شده است.
)
هرچند به گفته یکی از شاگردان و همکاران ـ که مجلسی او را «بعضُ ازکیاء تلامذتنا» نامیده ـ کسانی به وارد کردن احادیث کتب اربعه معتقد بودهاند. همو در نامهای به مؤلّف، ضمن اشاره به نکته اخیر، نام چند کتاب را که در بحار از آنها استفاده شده، ذکر کرده است. (درباره این نامه و نویسنده آن رجوع کنید به بحار
«خاتمه فیها مطالب عدیده»
) بنابراین، مآخذ نوع اول مجموعاً بالغ بر چهارصد است.
نوری چند کتاب را نام برده که نام آنها در مقدمه آمده ولی در متن به آنها استناد نشده است.
مجلسی در صحّت انتساب این کتابها به مؤلّفانِ آنها بحث کرده، بعلاوه میزان اعتماد خود را بر نسخههای فراهم شده از آن کتب و چگونگی نقل مطلب از آنها را بیان کرده است، و در فصل سوم،
علایم اختصاری (الرموز) کتابهایی را که چندین بار از آنها نقل مطلب کرده، ارائه نموده است.
بحثهای او پیرامون مؤلّفان برخی کتابها، مانند قرب الاسناد،
روضه الواعظین،
عیون المعجزات،
فقه الرضا،
دعائم الاسلام،
طبّ الائمه،
جامع الاخبار و
مصباح الشریعه، مقدار مطابقت محتوایی برخی از آنها با عقاید شیعی مانند
مشارق الانوار و الالفین حافظ برسی،
تنبیه الخاطر ورّام بن عیسی و
عوالی اللئالی (یا غوالی اللئالی)
ابن ابی جمهور احسایی، روش نقل اخبار از نظر اسناد و ارسال و ضعف یا قوّت طرق در برخی دیگر مانند
تحف العقول،
وقعة صفّین و
تفسیر فرات، بی نیازی از برخی به دلیل اخذ مطلب از منابع مقدّم و معتبر مانند
ربیع الشیعه و کتب
قاضی نوراللّه شوشتری، یادآوری روش خود در نقل روایات از کتابهایی چون مشارق الانوار و عوالی اللئالی، و نیز تحقیق در مذهب برخی مؤلفان کتب مثل
قاضی نعمان مصری و
ابواسحاق ثقفی، صاحب
الغارات، اطلاعات سودمند رجالی و کتابشناختی به دست میدهد؛ مثلاً مینویسد که مؤلّف دعائم الاسلام قاضی نعمان مصری است نه
شیخ صدوق، بعلاوه به استناد محتوای کتاب و قراین دیگر ادّعا میکند که او شیعه امامی بوده و نه
اسماعیلی؛
یا درباره مصباح الشریعه که منسوب به
امام صادق (علیهالسّلام) است و دانشمندانی چون
سیّد علی بن طاووس نسبت به آن با دیده احترام و تقدیر مینگریستهاند،
تردید خود را مطرح میکند و عدم مشابهت مطالب و روش آن با سایر کلمات امامان را قرینهای بر سلب این نسبت میگیرد و اشاره میکند که
شیخ طوسی نیز به همه روایات کتاب وثوق کامل نداشته است؛
یا درباره قرب الاَسناد با آنکه به ابوجعفر محمّد بن عبداللّه حمیری منسوب بوده، گمان قوی دارد که این کتاب تألیف پدر اوست؛
(نیز رجوع کنید به
الذریعه که شواهدی بر درستی این نظر آورده است.) یا مشارق الانوار بُرْسی را حاوی مطالب غُلوآمیز و آمیختهای از درست و نادرست میداند و فقط مطالبی از آن را که با روایات موجود و اصول معتبر شیعه سازگار است، نقل میکند.
درباره تحف العقول اشاره میکند که این کتاب، چون شامل مواعظ و مسلّمات اخلاقی است، مرویّات آن به سند نیاز ندارد.
این نظر را درباره طبّ الائمه، که آن را بر خلاف شهرتش همرتبه منابع معتبر نمیداند، نیز مطرح میکند و توضیح میدهد که اصولاً در دعاها و روایات طبّی به سند قوی نیاز نیست.
در شمار این منابع به چند کتاب غیر شیعی از جمله
شهاب الاخبار نیز اشاره شده و مجلسی علل نقل مطلب از آنها را بازگو کرده است. همچنین در این فصل،
نسبت به موثق بودن نسخههای کتب، با توجّه به وِجادهای بودن بسیاری از آنها، قراینی را - مثلاً قدمت نسخهها و نشانههای دالّ بر خوانده شدن آنها بر مشایخ و وجود اجازاتی از مؤلّف یا دیگران در آنها و کتابت نسخه به خطّ خود مؤلّف یا علمای مشهور ـ ارائه کرده است که از این شمار است:
اکمال الدین صدوق و قرب الاسناد حمیَری، امالی شیخ طوسی، تحف العقول
ابن شعبه حرّانی، المستدرک
ابن بطریق، اصل زید الزّراد.
این نکته نیز شایان دقّت است که تعدادی از کتب مأخذ بحار، تنها به یاری این تألیف حفظ شدهاند و برخی دیگر نیز، اگرچه نسخههای متعددی از آنها موجود بوده، مجلسی غالباً نسخههای معتبر و متقدم را در اختیار داشته است.
محدّث متتبع، حاج
میرزا حسین نوری (متوّفی
۱۳۲۰) در تدوین
مستدرک الوسائل با آنکه بر بسیاری از منابع حدیثی دست یافته بود، در معرّفی مآخذ خود، از چند کتاب نام برده که مطالب آنها را، به دلیل عدم دستیابی به خود آنها، از بحار نقل کرده است؛
همچنانکه محدّث معاصرِ مجلسی،
حرّ عاملی (متوفّی
۱۱۰۴) ـ که هر دو به یکدیگر اجازه روایت دادهاند
ـ در
وسائل الشیعه و
اثبات الهداه به منقولات او اعتماد کرده و در صورت دسترسی نداشتن به برخی از کتب، از بحار نقل کرده است.
دیگر آنکه، در نامه یاد شده تصریح میشود که مجلسی علاوه بر کتب و رسایل، احادیث زیادی را از خط بزرگانی چون
ابن العلقمی و
شیخ بهایی و
شهید اول نقل کرده (الاحادیث الوجادیّات) و احادیثی را نیز به طریق اجازه (الاحادیث الاجازیّات) و سماع (الاحادیث المسموعه) از پدر خود و دیگران آورده است.
مؤلّف بعد از اتمام برخی مجلّدات بر آن شده است که تفسیر آیات هر باب را بنویسد و این کار را جز برای دو مجلّد اول، به انجام رسانیده و به همین سبب، شماری از مجلّدات به دو صورت با تفسیر و بی تفسیر منتشر شده است.
این قسمت را در هر باب با عنوان «التفسیر» مشخص کرده است که عمدتاً از
مجمع البیان طبرسی و
مفاتیح الغیب رازی آورده و به تفاسیر دیگری از جمله
انوار التنزیل بیضاوی،
الدّر المنثور سیوطی،
معالم التنزیل بغوی و
الکشاف زمخشری نیز رجوع کرده است.
در شرح احادیث که شامل توضیح لغات و اصطلاحات، تفسیر عبارات پیچیده یا مبهم، معرّفی مذاهب و فرق، نقل وقایع تاریخی، شرح دیدگاههای کلامی و فلسفی، تبیین مباحث اخلاقی، بررسی آرای فقهی، نقل اخبار از منابع حدیثی عامّه در تأیید یا توضیح حدیث و غیره میشود، و در فصول یا فقراتی با عنوان ایضاح، تنویر، تذنیب، تذییل، تکمله، فذلکه، غریبه، أقولُ، و بیش از همه «بیان» مشخص شده، از مآخذ اصلی هر موضوع استفاده کرده است.
مؤلّف شمار زیادی از این منابع را در فصل اول مقدّمه
نام برده و نام برخی نیز با مراجعه به متن معلوم میشود. از آن جمله است:
•
صحاح اللّغه جوهری،
قاموس اللغه فیروزآبادی،
معجم مقاییس اللغه ابن فارس،
تهذیب اللغه ازهری،
مجمع الامثال میدانی و کتاب
العین خلیل بن احمد در ادبیّات.
•
صحاح ستّه اهل سنّت،
جامع الاصول ابن اثیر،
المسند احمد بن حنبل،
مطالب السّؤول و
فتح الباری ابن حجر،
شرح قسطلانی و شرح کرمانی بر بخاری، شرح نَوَوی و شرح آبی بر مسلم، الشفای
قاضی عیاض و شرح آن در اخبار و شرح آنها،
الکامل ابن اثیر،
تاریخ طبری،
مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی،
المنتظم ابن جوزی،
عرائس المجالس ثعالبی (معروف به قصص الانبیاء) و
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید در مسائل تاریخی.
•
وفیات الاعیان ابن خلّکان،
الاغانی ابوالفرج اصفهانی و
الاستیعاب در تراجم اشخاص.
• شفا و
مبدأ و معاد ابن سینا، التحصیل
بهمنیار،
القبسات میرداماد،
المعتبر ابوالبرکات (به نقل از
شرح المقاصد) در
فلسفه.
•
شرح المواقف جرجانی، شرح المقاصد
تفتازانی،
المحصّل رازی،
نقد المحصّل طوسی،
شرح العقاید محقّق دوانی در کلام.
•
احیاء العلوم غزالی در مباحث اخلاقی (مجلسی در توضیح موضوعات اخلاقی به بیانات غزالی توجه بسیار داشته و گاه چند صفحه از نوشتههای او را عیناً یا با اندکی تغییر آورده است؛ هرچند غالباً نام او را ذکر نکرده و از او به «بعض المحققین» یاد کرده است
)
•
قانون ابن سینا،
قانون مسعودی ابوریحان بیرونی، شرح تذکره بیرجندی،
الجامع ابن بیطار، (معروف به مفردات)
علل الاشیاء بلیناس،
حیاه الحیوان دَمیری،
عجایب المخلوقات قزوینی،
کتاب النبات ابوحنیفه دینوری در بابهای مختلف مجلّد «السّماء والعالَم»، ترجمه عربی
تورات و
انجیل و نیز فقراتی از تورات عبری
در تاریخ انبیا و تاریخ پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم).
مؤلّف بعد از ذکر نام کتابها، افزوده است که در پایان بحار درباره این کتابها و مؤلّفان آنها و احوالشان بتفصیل سخن خواهد گفت، ولی چنین کاری نکرده است. البته گاهی، بمناسبت، به برخی نکات اشاره کرده؛
همچنانکه درباره اجازات خود از شماری از این کتب، خصوصاً کتب حدیث، اطّلاعاتی داده است. مثلاً در اجازهای که برای یکی از شاگردان خود نوشته، تصریح کرده که طرق اجازهاش به مؤلّفان کتابها بسیار است و سپس قویترین طریق را نقل کرده است.
همچنین صورت اجازه بزرگانی از علمای معاصر خود را که برای او نوشتهاند آورده؛ مانند مولی
محمّد طاهر قمی که اجازه نقل تمام مرویّات خود را، اعمّ از قرائت و سماع و اجازه، به وی داده است. در این اجازه، که به بزرگان علمای شیعه میپیوندد، نام کسانی چون
ابن قولویه،
علامه حلّی،
فخر المحققین،
شهید ثانی و
صاحب معالم حسن بن زینالدین دیده میشود.
اجازه
شیخ حرّ عاملی،
مولی
محسن فیض کاشانی و
میرزا محمّد استرآبادی نیز در شمار این اجازات آمده است. او همچنین سلسله اسانید خود را به برخی از آثار مهم نقل کرده یا مشخصات نسخه مستند خود را آورده است؛ از آن جمله است
صحیفه سجّادیه.
پایبندی مؤلّف به ذکر مآخذ مطالب متن و شرح، در سراسر کتاب مشهود است و حتّی در نقل مسموعات از معاصران و استادان نیز این شیوه را ترک نکرده است. برای مثال، در شرح عبارتی از یک حدیث میگوید: «
و قد أجاب بعضُ من عاصَرْناه». به طور کلّی میتوان گفت که مجلسی بندرت از معاصران خود نام برده
و به آنها به صورت «
بعض المعاصرین»، «
بعض الازکیاء»، «
بعض المحققین من المعاصرین»، «
بعض الافاضل المدققین ممّن کان فی عصرنا» و «
بعض من عاصرناه» اشاره کرده؛ همچنانکه نام برخی دیگر از قدما را نیز به عللی، مگر بندرت، نیاورده است.
(از غزالی، فیض کاشانی و مولی رفیعا با عناوین بعض المحققین و بعض الافاضل یاد میکند.
) اما درباره احادیث متن، گذشته از ذکر مأخذ، سند حدیث را برای اجتناب از ارسال (رجوع کنید به انتقاد او از ناسخ
تفسیر عیّاشی) آورده و اختلافات سند و متن را در مآخذ مختلف نشان داده
و گاهی نظر ترجیحی یا اصلاحی خود را اظهار کرده است.
با اینهمه، به منظور احتراز از تطویل، برای راویان و گاهی برای یک سند نام اختصاری تعیین کرده و آنها را در فصل چهارم مقدّمه
کاملاً توضیح داده است. البتّه در مباحث فقهی، به دلیل
احتیاط زیاد، نام مآخذ و نیز سند را به همان صورت اصلی ذکر کرده است. همچنین شماری از احادیث را از نظر سند و متن بررسی کرده و غریب بودن مضمون یا ضعف طریق یا ناسازگاری آنها با مقبولات و مسلّمات دینی و غیره را یادآوری کرده است.
«بیان»های مجلسی درباره برخی احادیث و دلیلی که بر لزوم ذکر سند آورده و قراین دیگر، نشان میدهد که او تمام مرویّات موجود در متون حدیثی را قطعی یا ظنّی الصدور نمیدانسته، و هرچند از نفی شتابزده یا مبتنی بر آرای غیر قطعی احتراز داشته، برای قبول حدیث نیز ملاکهایی را به کار میگرفته است.
کوشش او در دستیابی به نسخههای معتبر و قدیم به همین دلیل بوده و تصریح او به وقوع اضافات، تحریف، تصحیف یا افتادگی در عبارات، از همین دیدگاه ناشی شده است. برای نمونه، سخن مجلسی
را در توضیح
دعای عرفه، با مناجاتهای
ابن عطاءاللّه اسکندرانی مقایسه کنید.
ذکر مآخذ در بحار سبب سهولت دستیابی به منابع اصلی، و احیاناً مقایسه اصل با فرع، است، چنانکه مصححان چاپ جدید به تعداد زیادی از آنها مراجعه کردهاند.
مجلسی در بحار الانوار،
قرآن و
عترت را یگانه منبع
علم میداند و ضمن دفاع از آرای امامیه، به نقد
فلسفه و
تصوف پرداخته و از تأویل بیدلیل و
غلو درباره ائمه پرهیز کرده است.
مجلسی چنانکه خود تصریح کرده، یگانه خاستگاه علم را قرآن و اخبار
اهل بیت (علیهمالسّلام) میدانسته و معتقد بوده است که استنباط یقینی حقایق قرآن جز برای ائمه دین ممکن نیست، و همین اعتقاد زمینه تدوین بحار را فراهم کرده است.
این دیدگاه در سراسر کتاب بروشنی دیده میشود و تا حدودی سبب هماهنگی جهتگیریها و یکسانی تعبیرات و استقلال رأی مؤلّف شده است.
دفاع او از آرای امامیّه و تبیین آنها در صورت لزوم و پاسخگویی به اعتراضات، و نیز انتقاد از دانشمندانی که مطالب نادرستی درباره
شیعه مطرح کردهاند، در ابواب مختلف کتاب دیده میشود.
مؤلّف کوشیده است دیدگاههای شیعه امامیّه را، در مسایل اعتقادی و فقهی و حدیثی و...، با مضامین احادیث تطبیق دهد، امّا اگر لازمه این کار تأویل بدون دلیل حدیث یا مخالفت با شماری از احادیث باشد، از آن احتراز کرده و چه بسا آرای دانشمندان اهل سنّت را ترجیح داده است. (رجوع کنید به مجلّدات «توحید»، «عدل و معاد»، «ایمان و کفر» از جمله
) با اینهمه، اصرار او بر تطبیق روایات ناظر بر
اراده خدا بر آنچه متکلّمان امامیّه گفتهاند شایان دقت است.
همچنین شماری از
قواعد اصولی و فقهی قابل استنباط از روایات را در یک باب
گردآورده و در برخی از بابها نیز به مبانی اصولی، و احیاناً نظر مخالف خود با رأی مقبول و
مشهور اشاراتی کرده است.
در بررسی احادیث، همان شیوههای معمول را به کار گرفته و نسبت به احادیث وِجادهای و مکاتبهای، در صورت وجود قراینی بر صحّت انتساب، عمل به آنها را روا شمرده
و درباره لزوم اجازه روایت، خصوصاً برای کتب معتبر و متداول، تردیدهایی را نقل کرده است.
اخبار راویان غیرشیعه را غالباً در مقام تأیید یا احتجاج آورده و از برخی مؤلّفان شیعی ـ که در مباحث اخلاقی و آداب و سنن به این اخبار مراجعه کرده یا آنها را، بدون تفکیک از احادیث امامیّه، در کتب خود ذکر کردهاند ـ انتقاد نموده است.
البتّه او، گذشته از بررسی سندی روایات، در بازشناسی محتوایی آنها نیز اهتمام بسیار داشته و آن را در قبول یا ردّ روایات به کار گرفته است، همچنانکه در فهم مراد روایات نیز به همین اصل توجه داشته است.
مجلسی در این کتاب به فلاسفه، خصوصاً فلاسفه مسلمان به دلیل اعتماد بیش از اندازه به
عقل و استناد به مبانی ظنّی و نیز عدم توجّه کامل به ارشادات دینی یا تکلّف در تطبیق یافتههای فلسفی بر تعبیرات دینی، بیمهر بوده است.
وی با اینهمه در تبیین عبارات احادیث، خصوصاً در مجلّد «السماء و العالَم» از تعبیرات و دیدگاههای فلسفی و مفاهیم علمی مدد گرفته
و اگر در برخی احادیث، عباراتی صریح یا تلویحی در تأیید آرای فلسفی یا سازگار با آنها دیده از ذکر آن ابا نداشته، اگرچه خود نظر مخالف را ترجیح داده است؛
همچنانکه از برخی از فلاسفه، خصوصاً
میرداماد و
خواجه نصیرالدین طوسی، با احترام نام برده و نسبت دادن
کفر را به فلاسفه مسلمان، به خاطر داشتنِ آرای مخالف با ظواهر روایی،
نهی کرده است. (
فَما یَحکُمُ به بَعْضُهُم مِنْ تکفیرِ القائلِ بالتجرّدِ افراط وَ تهکّم)
در اشاراتی که بمناسبت به
صوفیه کرده، روش آنان را در دریافت حقایق تعبیرات علمی نپسندیده و از مراسم عبادی آنان انتقاد کرده است؛
همچنانکه با تصریح به مقامات علمی و الهی ائمه شیعه، غلو درباره آنان یا نسبت دادن مقاماتی بدون مستند نقلی به ایشان را بر نتافته است.
این نکته را نیز بارها یادآوری کرده که فهم کامل همه آیات و احادیث برای ما ممکن نیست،
ایمان اجمالی به آنچه از اولیای دین رسیده کافی است و نباید بدون دلیل دست به تأویل آنها زد (
اوّلُ الاءلحادِ سلوکُ التأویلِ من غیر دلیلٍ) یا آنها را کنار گذاشت.
و مواضع دیگر به برخی از دانشمندان امامیّه نیز به خاطر رعایت نکردن این نکته اعتراض کرده است.
علاوه بر تأثیر بحار در بیشتر آثار بعدی امامیّه، (
الذریعه) از جمله در تألیفات متأخّر مؤلّف،
بر برخی مجلّدات آن شرح و حاشیه نوشته شده، برخی دیگر تلخیص شده، چند مجلّد به
فارسی و اُردو ترجمه شده، و برای چند مجلّد ملحقات و مستدرک و چند فهرست تهیّه شده است.
کتابهای دیگری نیز وابسته به بحار (مثلاً
الشافی فی الجمع بین البحار والوافی) تألیف شده است.
نوری و آقا بزرگ طهرانی و
مصلح الدین مهدوی شماری از این آثار را، که با حذف مکرّرات بر پنجاه بالغ میشود، فهرست کردهاند.
اگر بر این رقم، ترجمههای اخیرِ مجلّدات تاریخ ائمه (مثلاً مهدی موعود ترجمه مجلّد سیزدهم با اضافات) و چند فهرست (مانند
المستدرک علی سفینه البحار،
التطبیق،
معجم ابواب البحار،
میزان الحکمه که کتاب اخیر بر اساس بحار و چند کتاب دیگر تدوین شده،
المختار من مقتل بحارالانوار) را بیفزاییم و حواشی منتقدانه طباطبایی بر برخی مجلّدات بحار
را نیز در نظر بگیریم، عدد آنها به حدود شصت میرسد که در این میان از همه مشهورتر و کارآمدتر
سفینه البحار حاج
شیخ عباس قمی است.
در حال حاضر نیز، با استفاده از رایانه، چند معجم موضوعی و لفظی برای احادیث بحار تهیّه شده است، که منبع اطّلاعات کاملی درباره شماره احادیث، مکرّرات و چگونگی توزیع موضوعی آنها است.
چنانچه اشاره شد، بحار الانوار از همان زمان تألیف مورد توجّه و غالباً مقبول بوده است.
تعبیرات و تصریحات بسیاری از مؤلّفان نشانه تقدیر از این کتاب عظیم است که لااقل از نظر اشتمال بر بیشتر یا تمام مرویّات شیعه امامیّه نظیر ندارد و در میان شیعه، جامع حدیثی دیگری همردیف آن نوشته نشده
و در حقیقت، دائره المعارف شیعه است.
بعلاوه، به نظر حرّ عاملی،
موضوعبندی نیکو و نیز شرح مشکلات اخبار، از خصوصیات بارز این کتاب است.
نوری
و آقا بزرگ طهرانی
نیز بر این نکته که مجلسی در بحار به شرح و بیان احادیث، و چه بسا تهذیب و تحقیق درباره آنها، پرداخته توجّه داده و گفتهاند که بسیاری از نکات آن در کتابهای دیگر یافت نمیشود.
گویا همین ویژگیها، و نیز احاطه مؤلّف بر
حدیث و توانایی او در شناخت صحیح از سقیم، سبب شد که کتاب منزلت برتری داشته باشد و حتّی برخی اخباریان از اعتبار تمام مرویّات آن سخن بگویند؛
تا آنجا که
عبدالعزیز دهلوی در سخن اغراق آمیزی گفته: از روایات سابقه، آنچه او بر محکّ امتحان زده و کامل العیار خوانده نزد ایشان (علمای امامیّه) حکم
وحی دارد. با اینهمه برخی از علما از جهاتی نسبت به آن انتقاد داشتهاند که یکی وجود روایات ضعیف و چه بسا نادرست در این جامع حدیثی، و دیگری وجود برخی شرحهای حدیثی در آن است. از جمله
سیّدمحسن امین عاملی معتقد بوده که این کتاب با توجّه به فراهم آمدن از روایات غثّ و سمین به تهذیب نیاز دارد و «بیان»های مجلسی بر احادیث بر سبیل استعجال نوشته شده و ازینرو کم فایده شده است.
طباطبایی نیز معتقد بوده که مجلسی بر مباحث فلسفی احاطه کافی نداشته و در شرح برخی اخبار غامض دچار خطا شده است.
برخی نویسندگان
در بیان جایگاه واقعی بحار و انتقاد از دو نظر افراطی (تأیید کامل) و تفریطی (بیارزش خواندن آن) بر این نکته که هدف اصلی مجلسی در تألیف بحار، حفظ آثار شیعه و گردآوری آنها در یک مجموعه موضوعی بوده است، تأکید کرده و بحار را کتابخانهای جامع خواندهاند که بالطّبع باید همه گونه اثر در آن یافت شود و، البتّه قضاوت درباره محتوای آن و نیز استفاده از آن، مانند هر کتابخانه دیگر، شرایط خاصّی دارد.
عبدالوّهاب فرید نیز شبیه همین نظر را مطرح کرده و گفته است که هدف مجلسی جمع و تدوین همه احادیث و آثار ائمه بوده و در این کار قصد انتخاب نداشته است. با اینهمه باید گفت این نظر که با رأی بیشتر عالمان امامیّه هماهنگ است، برای کسی که بحار را میشناسد، معرّف تمام غرض مجلسی از تألیف بحار نیست.
مجلّدات اوّلیه بحار، همزمان با تدوین نهایی، استنساخ و منتشر شده است و مجلسی همین امر را دلیل بر لزوم تدوین مستدرک و نیفزودن حدیث یا مطلبی به متن میدانست.
اما از مجلّد پانزدهم به بعد، چنانکه گفته شد، پس از وفات مؤلّف، مولی عبداللّه افندی آن را پاکنویس کرد و سالها بعد منتشر شد. لذا نسخههای آن مانند مجلّدات اول رواج نیافت و حتی برخی مجلّدات تا اوایل قرن چهاردهم در اختیار نبود.
• چاپ سنگی کامل و مشهور کتاب در
۱۳۰۳ ـ
۱۳۱۵ به همّت حاج میرزا محمّد حسن امین دارالضرب مشهور به کمپانی و پس از او فرزندش، حاج محمّد حسین، با اشراف سیّد محمّد خلیل اصفهانی و چند دستیار، در
تهران صورت گرفت. پیش از آن نیز مجلّدات پراکندهای به طبع رسیده بود، از جمله مجلّدهای اول و دوم در
۱۲۴۸ در
هند، مجّلد هشتم در
۱۲۷۵، مجلّد هفتم در
۱۲۹۴، مجلّد نهم در
۱۲۹۷، مجلّدهای اول و دوم و بیست ودوم در
۱۳۰۱ در
تبریز.
• چاپ دیگر کتاب بر اساس نسخههای خطی و چاپهای پیشین و مراجعه به منابع (البته نه کامل) در
۱۳۷۶ ـ
۱۳۹۴ به همت دو ناشر در ۱۱۰ جلد انجام گرفت که سه جلد آن (۵۴ ـ ۵۶) فهرست کتاب است و از جلد ۲۹ ـ ۳۴ نیز منتشر نشده است. همچنین
جنّة المأوی (مستدرک مجلّد سیزدهم) و
الفیض القدسی (شرح حال مؤلّف) هر دو تألیف نوری، همچنانکه در چاپ کمپانی، به آن افزوده شده است.
• چاپ اخیر با وجود زحمت و جدیّت مصححان، به خاطر در دسترس نبودن چاپهای انتقادی مآخذ بحار، کاملاً منقّح نیست، اما در عین حال، با استقبال روبرو و تجدید چاپ شده است.
• بعد از
۱۴۰۰، اُفست همین چاپ با اندکی تغییر (جدا کردن مقدمه مصححان به عنوان جلد «صفر» و انتقال سه جلد فهرست به آخر مجموعه) بارها منتشر شده است.
• قسمتهایی از جلدهای منتشر نشده (۲۹ ـ ۳۴) نیز اخیراً تصحیح و چاپ شده است. (سازمان چاپ و انتشارات
وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی) مؤسسه آل البیت در
قم نیز شماری از مآخذ بحار را که نسخههای آن به دست آمده با عنوان کلّی «سلسله مصادر بحارالانوار» منتشر کرده است. با اینهمه، ضروری است که بحار الانوار با چاپ مصحَّح و منقّحی عرضه شود. اقدامات اوّلیه آن نیز صورت گرفته، ولی تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده است.
۱. محمد محسن آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۲. محمد بن علی اردبیلی، جامع الرواة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۳. محسن امین، اعیان الشیعة، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۴. یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهرة، قم ۱۳۶۳ ـ ۱۳۶۷ ش؛
۵. محمدباقر بهبودی، کلمة موجزة حول الکتاب و مؤلفه، در مجلسی، بحارالانوار، ج صفر، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۶. عبدالله جزایری، الاجازة الکبیرة، قم ۱۴۰۹؛
۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، اثبات الهداة، چاپ ابوطالب تجلیل تبریزی، قم
[بی تا.
] ؛
۸. محمد بن حسن حرّ عاملی، امل الامل، چاپ احمد حسینی، ج ۲، قم ۱۳۶۲ ش؛
۹. محمد بن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۱۰. احمد حسینی، تلامذة العلامة المجلسی، قم ۱۴۱۰؛
۱۱. محمدحسین حسینی تهرانی، مهر تابان، تهران
[بی تا.
] ؛
۱۲. روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، کشف اسرار، قم
[بی تا.
] ؛
۱۳. محمدباقر بن زین العابدین خوانساری، روضات الجنات فی احوال العلماء والسادات، چاپ اسدالله اسماعیلیان، قم ۱۳۹۰ـ۱۳۹۲؛
۱۴. عبدالعزیز بن احمد دهلوی، تحفه اثناعشریه، پاکستان ۱۳۹۶؛
۱۵. احمد بن احمد زروق، حکم ابن عطاءالله، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، طرابلس غرب
[بی تا.
] ؛
۱۶. احمد زنجانی، الکلام یجرّالکلام، قم ۱۳۲۹ ش؛
۱۷. محمد بن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، قاهره
[بی تا.
] ؛
۱۸. عبدالوهاب فرید، اسلام و رجعت، تهران ۱۳۱۸ ش؛
۱۹. اعجاز حسین بن محمدقلی کنتوری، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب والاسفار، قم ۱۴۰۹؛
۲۰. محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳؛
۲۱. خانبابا مشار، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران ۱۳۴۴ ش، ستون ۱۱۳ ـ ۱۱۶؛
۲۲. مصلح الدین مهدوی، زندگینامة علامه مجلسی، اصفهان، ج ۲
[تاریخ مقدمه ۱۴۰۱
] ؛
۲۳. حسین بن محمدتقی نوری، دارالسلام فیما یتعلق بالرؤیا والمنام، قم
[بی تا.
] ؛
۲۴. حسین بن محمدتقی نوری، الفیض القدسی فی ترجمة العلامة المجلسی، در مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۲، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، ص ۲ ـ ۱۶۵؛
۲۵. حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج ۳، تهران ۱۳۲۱؛
۲۶. Encyclopaedia Iranica, s.v. "Behar Al-Anwa ¦ r (by Etan Kohlberg).
•
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بحار الانوار».