زیرا همچنان که در مهمله کمیت افرادِ موضوع بیان نشده، در مطلقه نیز کیفیت حکم بیان نشده است و همچنان که در محصوره، کمیت افراد موضوع ذکر شده در موجهه نیز کیفیت حکم بیان شده است. لفظ اهمال و اطلاق هر دو یک معنا را میرسانند، زیرا معنای اطلاق بیان نکردن خصوصیات چیزی است و اهمال نیز به معنای مجملگذاشتن و تصریح نکردن به جزئیات و خصوصیات مورد است؛ بنابراین همچنان که اهمال، ترک بیان کمیت است، اطلاق در اصطلاحمنطق نیز ترک بیان کیفیت است، در صورتی که قضیه در واقع نه بدون کمیت و نه بدون کیفیت است. قضیه مطلقه، جزء موجهات نیست و در مقابل موجهات است، زیرا چنانکه معلوم شد اطلاق قضیه، ترک ذکر جهت است و در عین حال به طور مجاز، آن را یکی از موجهات دانستهاند.
«اطلاق عام» آن است که در بردارنده همه قضایای فعلی است و شامل ضروری ذاتی میشود، چنانکه ثامسطیوس قائل است و اطلاق خاص آن است که شامل ضروری ذاتی نمیشود، چنانکه اسکندر افرودیسی قائل است.