• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اصول انقلاب (فرمایش‌های رهبر شهید در سال ۱۳۹۰)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





اصول انقلاب، مبانی معرفتی شکل‌دهندهٔ هویت انقلاب اسلامی و تعیین‌کنندهٔ جهت‌گیری نظام جمهوری اسلامی در حرکت به سوی اهداف و مواجهه با دشمن است که رهبر شهید در برخی مقاطع سال ۱۳۹۰ هجری شمسی به آن پرداخته‌اند. این پژوهش، صرفاً به جمع‌آوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری بدون هرگونه تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف مبادرت نموده است.
بر اساس فرمایش‌های رهبر شهید در این مقطع، ایستادگی و «تصریح به شعارها و مبانی انقلاب»، عزت جمهوری اسلامی را در جهان فزونی بخشیده و همواره کوتاه‌آمدن و برخورد سست‌، دشمن را گستاخ‌تر کرده است.
اهداف انقلاب در بیان ایشان شامل «اسلام‌خواهی»، «استکبارستیزی»، «حفظ استقلال کشور»، «کرامت‌بخشی به انسان»، «دفاع از مظلوم» و پیشرفت همه‌جانبه است و مردمی بودن و اتکا به ایمان، عقاید و انگیزه‌های مردم، از پایه‌های اصلی انقلاب به شمار می‌رود.
رهبر شهید چالش اساسی فراروی نظام را تقابل میان «وفاداری به اصول و مبانی» از یک سو و «دستیابی به پیشرفت‌های مادی و معنوی» از سوی دیگر می‌دانند، اما تصریح می‌نمایند که این دو با یکدیگر سازگارند و بدون پایبندی به اصول نمی‌توان به آن اهداف دست یافت. به گفته ایشان، دست‌برداشتن از اصول نه‌تنها هویت نظام را نابود می‌کند، بلکه رسیدن به اهداف را نیز منتفی می‌سازد؛ ازاین‌رو، «عقلانیت» نباید بهانه‌ای برای عدول از مبانی اصلی شود و چنانچه کوتاهی‌ای در این زمینه رخ داده باشد، «توبه» از آن ضروری است. «نصرت الهی» نیز مشروط به حفظ همین مبانی و اصول است.
رهبر شهید بازخوانی دائمی اصول، مکتوب‌ساختن آنها و پاسداری از اصالت‌ها با حساسیت بالا را توصیه می‌نمایند و هشدار می‌دهند که نباید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر «قربانی» گردد و به قدرت‌های استکباری و لبخند آنان اعتماد کرد. در نهایت، ملت‌ها با «همت»، «بصیرت» و ورود به میدان عمل می‌توانند همه مشکلات را از پیش رو بردارند.



بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۰/۰۵/۱۶:
یک روزی در خطابه‌های مسئولین‌مان مناقب آمریکا ذکر می‌شد؛ همان روزها رئیس‌جمهور وقت آمریکا با سبک‌سری تمام، ایران را به عنوان محور شرارت معرفی کرد!
هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌ای سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند.
ایستادگی جمهوری اسلامی، تصریح به شعارهای انقلاب، تصریح به مبانی انقلاب، عزت ما را در دنیا بیشتر کرده است.
بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، ۱۳۹۰/۰۵/۱۹:
انقلاب اسلامی حرکتی بود که با اهداف مشخصی ... اسلام‌خواهی، استکبارستیزی، حفظ استقلال کشور، ...دفاع از مظلوم و ...
مردمی بودن، متکی به ایمان مردم، عقاید مردم و انگیزه‌های مردمی و عواطف مردمی، جزو پایه‌های اصلی انقلاب است.
بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۹۰/۰۶/۱۷:
چالش بین وفاداری و حفظ خطوط اصلی - یعنی اصول و مبانی نظام - از یک طرف، و دستاوردهای پیشرفت مادی و معنوی برای نظام از طرف دیگر؛
حفظ اصول و مبانی نظام و در واقع حفظ هویت نظام از یک طرف ... از طرف دیگر، دست یافتن به آن اهدافی که نظام تعریف کرده است... باید بدانیم این‌ها سازگار است؛
ما نمی‌توانیم به آن اهداف برسیم، مگر اینکه به این اصول پابند باشیم؛
اگر ما از اصول دست برداشتیم، حتّی هویت نظام که از بین خواهد رفت، به آن هدف‌ها هم نمی‌رسیم؛
عقلانیت را به عنوان یک وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانی و پایه‌های اصلی صرف نظر کنند؛ این نباید انجام بگیرد؛
گاهی در موارد گوناگون، برای نخبگان و زبدگان تردیدهایی پیش می‌آید؛
اگر جایی از اصول کوتاه گذاشته باشیم، باید از آن توبه کنیم. از اصول نبایستی کم گذاشت؛
نصرت الهی هم بسته‌ی به همین است که ما این مبانی و اصول را حفظ کنیم.
بیانات در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی، ۱۳۹۰/۰۶/۲۶:
توصیه‌ی دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است؛
اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالت‌های خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده‌ی شما را دشمنان شما بنویسند؛
نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود؛
هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیم‌های جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا...اعتماد نکنید؛ به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید.
بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت ۹ دی، ۱۳۹۰/۰۹/۲۱:
در قضیه‌ی ۹ دی سال ۸۸ یک نکته اساسی است و آن نکته برمی‌گردد به هویت انقلاب و ماهیت انقلاب؛
مردم در هر کشوری، در هر جامعه‌ای، اگر چنانچه همت کنند، بصیرت به خرج بدهند، عمل کنند و وارد میدان بشوند، می‌توانند همه‌ی مشکلات را حل کنند.

بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۹۰/۰۵/۱۶:
بعضی خیال می‌کنند اگر امروز فلان دولت مستکبر، چه در اروپا، چه در غیر اروپا، نسبت به جمهوری اسلامی یک حرفی می‌زند، یک چیزی می‌گوید، یک اظهارنظری می‌کند که اهانت‌آمیز به جمهوری اسلامی است، این معنایش تنزل رتبه‌ی جمهوری اسلامی است؛ نه، این‌ها هر وقت توانستند، کردند.
آن زمانی هم که ما متأسفانه یک مقداری در مقابل دشمن کوتاه می‌آمدیم، از این کارها می‌کردند. این‌جور نیست که ما حالا چون ایستادگی کردیم، چون استقامت به خرج دادیم، بگوییم این‌ها را سر لج آوردیم؛ نه.
یک روزی در خطابه‌های مسئولین‌مان مناقب آمریکا ذکر می‌شد؛ همان روزها رئیس‌جمهور وقت آمریکا با سبک‌سری تمام، ایران را به عنوان «محور شرارت» معرفی کرد!
یک روزی یکی از دولت‌های اروپائی نسبت به جمهوری اسلامی اظهار علاقه و ارتباط و این‌ها می‌کرد؛ همان دولت سر قضیه‌ی قهوه‌خانه‌ی میکونوس دادگاه تشکیل داد، مسئولین درجه‌ی یک کشور را در آن دادگاه متهم کرد!
دولت‌های اروپائی با آنها همدست شدند، همه‌شان سفرای خود را از تهران فراخوانی کردند؛ این‌ها که یادمان نرفته.
خواستند سیلی بزنند، البته سیلی سخت‌تری خوردند. از همین حسینیه آنچنان سیلی‌ای خوردند که بعد تا مدتها دنبال علاجش بودند!
هر وقت توانستند، آنها درصدد سیلی زدن برآمدند.
هر وقت ما کوتاه آمدیم، یک خرده‌ای سست برخورد کردیم، آنها پرروتر شدند.
نخیر؛ ایستادگی جمهوری اسلامی، تصریح به شعارهای انقلاب، تصریح به مبانی انقلاب، «عزت» ما را در دنیا بیشتر کرده است.

بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، ۱۳۹۰/۰۵/۱۹:
انقلاب اسلامی حرکتی بود که با اهداف مشخصی ...
هدف «اسلام‌خواهی»، هدف «استکبارستیزی»، هدف «حفظ استقلال کشور»، هدف «کرامت‌بخشی به انسان»، هدف «دفاع از مظلوم»، هدف «پیشرفت» و اعتلای علمی و فنی و اقتصادی کشور؛ این‌ها اهداف انقلاب بوده.
انسان وقتی در فرمایشات امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) و در اسناد اصلی انقلاب این‌ها را نگاه می‌کند، می‌بیند که همه‌ی این‌ها در متون اسلامی هم ریشه دارد.
مردمی بودن، متکی به ایمان مردم، عقاید مردم و انگیزه‌های مردمی و عواطف مردمی، جزو پایه‌های اصلی انقلاب است.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۹۰/۰۶/۱۷:
یک مطلب این است که یک چالش بزرگی همواره بر سر راه حفظ هویت این نظام وجود داشته است؛ الان هم وجود دارد، بعد از این هم خواهد بود.
آن چالش عبارت است از چالش بین وفاداری و حفظ خطوط اصلی
- یعنی اصول و مبانی نظام - از یک طرف، و دستاوردهای پیشرفت مادی و معنوی برای نظام از طرف دیگر.

این فکر گاهی اوقات پیش می‌آید؛ البته دلیل هم دارد که این فکر پیش می‌آید؛
چون آن هدف‌های مترتب بر آن مبانی، این‌جور نیست که هدف‌های زودرسی باشد،
که حالا در ظرف ده سال و بیست سال حتماً این هدف‌ها تأمین شود؛
گاهی اوقات باید نسل‌ها بگذرد تا این اهدافی که بر مبنای آن اصول ترسیم شده است، تحقق پیدا کند.
وقتی که این اهداف در میان‌مدت یا در کوتاه‌مدت تحقق پیدا نکرد،
این وسوسه به سراغ نخبگان و زبدگان و مسئولان می‌آید که
نکند پایبندی ما به این اصول است که مانع می‌شود ما به این اهداف دست پیدا کنیم. این یک چالش بسیار مهمی است.
یکی از مظاهر عظمت امام بزرگوار عبارت بود از صبر در این قضیه.
یکی از کارهای امام این بود که به خاطر مشکلاتی که احیاناً پیش می‌آمد ... ایشان از مبانی و اصول کوتاه نیامد؛ یعنی صبر کرد. من تعبیر کردم به صبر امام.
صبر ایشان به این معنا بود که تحمل کرد. در برابر فشارهایی که می‌آمد، که آقا اگر چنانچه این حکم را نکنید،
اگر قضیه‌ی سلمان رشدی را مطرح نکنید، اگر چه نشود، اگر چه نشود، ممکن است ما به این موفقیت‌ها دست پیدا کنیم،
ایشان تسلیم نشد؛ ایشان پافشاری کرد. این چالش تا امروز هم وجود دارد.
خب، عده‌ای ممکن است به این فکر بیفتند که پایبندی ما به اصول موجب شده است که ما به این اهداف دست پیدا نکنیم؛
ناکامی‌هایی در سطح اداره‌ی داخلی یا در سطح مسائل بین‌المللی، ما را دچار مشکل کند.
این چالش مهمی است؛ با این چالش باید هوشیارانه برخورد کرد.
نه، درست، عبارت است از اینکه ما هر دو هدف را به موازات یکدیگر دنبال کنیم و بدانیم که این دو هدف با یکدیگر سازگار است؛
یعنی حفظ اصول و مبانی نظام و در واقع حفظ هویت نظام از یک طرف،
و از طرف دیگر، دست یافتن به آن اهدافی که نظام تعریف کرده است؛
چه اهداف مادی و پیشرفت‌های مادی و علمی و معیشتی و تمدنی و امثال این‌ها، و چه اهداف معنوی مثل استقرار عدالت و از این قبیل چیزها.
باید بدانیم این‌ها سازگار است.
و ما نمی‌توانیم به آن اهداف برسیم، مگر اینکه به این اصول پابند باشیم.
یعنی به خاطر اینکه مشکلاتی در رسیدن به آن هدف‌ها پیش می‌آید، از اصول دست برنداریم، حالت قناعتِ حداقلی پیدا نکنیم؛
و بدانیم که اگر ما از اصول دست برداشتیم، حتّی «هویت نظام» که از بین خواهد رفت، به آن هدف‌ها هم نمی‌رسیم.
ما در همین انقلاب‌های گوناگون، نظائرش را دیدیم.
البته اصول آنها، اصول باطلی بود؛ اما تنازل‌های آنها به هیچ وجه به آنها کمک نکرد.
اینکه ما بیاییم مسئله‌ی عقلانیت را مطرح کنیم و بگوییم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، این ما را به نتیجه نمی‌رساند.
من یادم هست آن سال‌های اول انقلاب، از جمله‌ی حرف‌هایی که زده می‌شد، این بود که بایستی ما انقلاب را سر عقل بیاوریم!
یعنی عقلانیت را به عنوان یک وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانی و پایه‌های اصلی صرف نظر کنند؛ این نباید انجام بگیرد.

(وَ إِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ ۚ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ)

؛
«و اگر از بیشتر کسانى که در روى زمین هستند اطاعت کنى، تو را از راه خدا گمراه مى‌کنند (زیرا) آنها تنها از گمان پیروى مى‌نمایند، و تخمین و حدس (واهى) مى‌زنند.»
نبایستی اصول را پامال کرد. البته این کار مهمی است؛ پیچیدگی‌هایی دارد، سختی‌هایی دارد،
و گاهی در موارد گوناگون، برای نخبگان و زبدگان تردیدهایی پیش می‌آید.
به عنوان یک اصل قطعىِ موضوعی، باید این را مسلّم گرفت که پایبندی به اصول و حفظ خطوط اصلی نظام اسلامی، اصل است.
بر اساس این، باید دنبال پیشرفت‌ها گشت. ما امتحان کردیم، دیدیم که می‌شود اصول را حفظ کرد، به پیشرفت‌ها هم رسید.
اگر جایی از اصول کوتاه گذاشته باشیم، باید از آن «توبه» کنیم. از اصول نبایستی کم گذاشت.
همچنین باید بدانیم نصرت الهی هم بسته‌ی به همین است که ما این مبانی و اصول را حفظ کنیم.

بیانات در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی، ۱۳۹۰/۰۶/۲۶:
توصیه‌ی دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است.
شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و «محکمات اسلام» تطبیق داده شوند.
«استقلال»، «آزادی»، «عدالت‌خواهی»، «تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار»، «نفی تبعیض‌های قومی و نژادی و مذهبی»، «نفی صریح صهیونیزم»؛ این‌ها ارکان نهضت‌های امروز کشورهای اسلامی است و همه برگرفته از اسلام و قرآن است.
اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالت‌های خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده‌ی شما را دشمنان شما بنویسند؛
نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود.
انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدف‌ها آغاز می‌شود.
هرگز به آمریکا و ناتو و به رژیم‌های جنایتکاری چون انگلیس و فرانسه و ایتالیا که زمانی دراز سرزمین شما را میان خود تقسیم و غارت کردند، اعتماد نکنید؛
به آنها سوء ظن داشته باشید و لبخند آنها را باور نکنید؛ پشت این لبخندها و وعده‌ها، توطئه و خیانت نهفته است.
راه حل خود را خود با بهره‌گیری از سرچشمه‌ی فیاض اسلام به دست آورید و نسخه‌های بیگانه را به خودشان پس دهید.

بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت ۹ دی، ۱۳۹۰/۰۹/۲۱:
در قضیه‌ی ۹ دی سال ۸۸ یک نکته اساسی است،
و آن نکته برمی‌گردد به هویت انقلاب و ماهیت انقلاب.
یعنی همان روحی که حاکم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظیمِ بی‌نظیرِ تاریخی در سال ۵۷،
همان روح در ماجرای ۹ دی نشان داده شد؛ کمااینکه در قضایای گوناگونِ دیگر هم نشان داده شده،
لیکن در ۹ دی به شکل بارزی نشان داده شد؛ به طوری که جای انکار و تردید و تأمل برای هیچ‌کس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و دیگران باقی نگذارد.
آن روح چه بود؟ روح دیانتِ حاکم بر دل‌های مردم بود. ...
یک عنصر، عنصر مردم است؛ که مردم در هر کشوری، در هر جامعه‌ای، اگر چنانچه «همت» کنند، «بصیرت» به خرج بدهند، عمل کنند و وارد «میدان» بشوند، می‌توانند همه‌ی مشکلات را حل کنند.
یعنی بزرگترین کوه‌ها در مقابل حضور مردم از بین می‌رود؛ می‌توانند کوه‌های بزرگ را جابه‌جا کنند.




گروه پژوهشی ویکی فقه.






جعبه ابزار