اصل کرامت انسانی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
اصل کرامت انسانی، از جمله مباحث حقوقی میباشد.
کرامت انسان،
ارزش فطری (Innate Value) (ذاتی) یا شایستگی هر
انسان است که با وجود
هویت و
ماهیت انسانی هر فرد انسانی وجود مییابد و به عنوان مبنای فلسفی تمامی
حقوق بشر شناخته میشود.
اصل کرامت انسانی مهمترین اصل مبنایی و پایهگذار نظام بینالمللی حقوق بشر است که براساس آن حقهای بشری که در نظام بینالمللی حقوق بشر شناسایی شدهاند، توجیه پذیر میباشد.
این اصل، که گاه از آن با تعابیری چون «اصل حیثیت و منزلت انسانی» یا «اصل شرافت یا عزت انسانی» نیز یاد میشود، در
اسناد حقوق بشری بینالمللی و
منطقهای متعددی مورد شناسایی قرار گرفته و حتی در اسناد مربوطبه حقوق بشر دوستانه نیز بر رعایت این اصل و لزوم احترام به کرامت انسانی تاکید شده است.
اصطلاح کرامت انسانی که در برخی
اسناد از آن با تعبیر «کرامت ذاتی بشر» (Inherent Human Dignity) یاد میشود، با وجود آنکه در بسیاری از اسناد حقوق بشری و... مورد تصریح قرار گرفته، اما با این حال تاکنون در هیچیک از اسناد مورد تعریف قرار نگرفته است.
با ملاحظه ی معانی مفردات این اصطلاح و تعریف آن در سایر منابع و مصادیق آن میتوان به مفهومی نسبتا شفاف از این اصطلاح دست یافت.
واژه «
کرامت» که معادل صحیح واژه انگلیسی Dignity است، واژهای قرآنی بوده که در
قرآن کریم، خداوند از اعطای کرامت به ابناء بشر سخن گفته است: «و لقد کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا».
تکریم به معنی بزرگداشت و کرامت هم به معنی عزت، منزلت والا و شرف است.
اصطلاح «ذاتی» نیز که معنای واژه انگلیسی Inherent است، مترادف با واژه «ماهوی» (Substantive) و بهمعنای امر سلب نشدنی و تفکیکناپذیر و غیرقابل تجزیه میباشد.
در
ترمینولوژی حقوق بشری، اصطلاح کرامت انسانی به این شرح تعریف شده است: «کرامت انسان، ارزش فطری (Innate Value) (ذاتی) یا شایستگی هر انسان است که با وجود هویت و ماهیت انسانی هر فرد انسانی وجود مییابد و بهعنوان مبنای فلسفی تمامی حقوق بشر شناخته میشود.»
از دیدگاه
امام خمینی انسان با کرامت خلق شده است و
کرامت انسان فضیلت و شرافتی است که او را از دیگر موجودات ممتاز میکند.
به اعتقاد ایشان افرادی که برای کرامت انسان حرمتی قائل نیستند و ضد
بشریت اقدام میکنند، خود حرمتی ندارند و باید با آن مبارزه کرد؛ از این جهت است که
انبیای الهی بر
کافران سخت میگرفتند و با آنان مبارزه میکردند.
امام خمینی با تقسیم کرامت به ذاتی و اکتسابی:
• کرامت ذاتی را مربوط به کمالات وجودی میداند که در افراد به تناسب استعدادهای آنها مختلف است؛
این کرامت ذاتی خود دو قسم است:
- کرامت جسمانی، مربوطبه خلقت طبیعی بدن است که
خداوند انسان را از نوع حیوان در طبیعت جسمانی متمایز کرده است، چنانکه
ستر عورت و لباس از کرامتهای خداوند است که اختصاص به انسان دارد و به دیگر موجودات عطا نکرده است.
-
کرامت روحانی این کرامت به اصل ذات و هویت انسان مربوط است.
• امام خمینی معیار
کرامت اکتسابی انسان را در
تقوای الهی معرفی میکند و معتقد است هر کس تقوایش بیشتر باشد، کرامتش نزد خداوند بیشتر است و مرد یا زن، اختلاف لهجه و زبان و رنگ هیچیک موجب کرامت نیست.
و
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و
امامان معصوم (علیهمالسّلام) به سبب اینکه با تقواترین مردم بودند، با کرامتترین آنان هستند.
از سوی دیگر به باور امام خداوند بندگان خود را به
عبادت و مناجات با خود تکریم کرده است و آنان که اهل معرفت و فضیلت هستند، چیزی را با مناجات با حق تعالی عوض نمیکنند و همه
عزت، شرف و فضیلت خود را در مناجات با حق تعالی میدانند.
بهویژه
نماز که در آن حق تعالی توجه و اقبال بهسوی
عبد دارد و در آن کرامتی است که عقول بشر از درک آن عاجزند.
به اعتقاد امام خمینی تکبر کردن،
غرور، خمودی، ارتکاب معاصی، پیروی از هواهای نفس و هر آنچه که انسان را از عبور از منزل
حیوانیت به منزل
انسانیت باز میدارد، از موانع کرامت انسانی شمرده میشود.
بر این اساس، هر انسانی از آن حیث که انسان است دارای این کرامت، عزت، شرافت و ارجمندی بوده و چنین کرامتی، ذاتی و غیرقابل سلب است.
حرمت و کرامت انسانی حقی مطلق (Absolute Right) و خدشهناپذیر است که تجاوز به آن به هیچ بهانهای جایز نبوده و این حق، حتی از
حق حیات نیز برتر است، چراکه حق حیات استثنا بردار بوده، اما حق حرمت و کرامت انسان استثنا نمیپذیرد و تجاوز به آن در هیچ حالتی روا نیست.
آدم کشی در
جنگ مجاز شناخته میشود، درحالی که
شکنجه انسان، نه در زمان
صلح و نه در خلال جنگ، مشروع به شمار نیامده، چراکه تعرض و اهانت به کرامت انسان محسوب میشود.
به این ترتیب، اصل کرامت مقرر میکند، همه موجودات بشری بهصرف انسان بودن و فارغ از هرگونه تمایز و حتی نوع عملکردشان از حیثیت ذاتی برخوردارند.
پس تمامی آنان در پیشگاه قانون و مجریان آن برابرند و واجد کرامت هستند و باید به حیثیت و کرامت آنها احترام گذاشته شود و کرامت ذاتی آنها را مورد حمایت قرار داد.
این اصل مقتضی آن است که فرد انسانی از هر طبقه، گروه، فرقه، نژاد یا زبانی که باشد، حتی اگر جنایتکار جنگی باشد، مخالف و معاند سیاسی باشد،
جاسوس،
خائن و منفور، محکوم به
اعدام، بیگانه، تبعه دشمن درحال جنگ یا در هر حال دیگری که باشد، باید بهعنوان یک انسان به او نگریسته شود و حق دارد برای احقاق حقوق خود به مرجع قضایی مستقل، بیطرف و آزاد از مداخله دولت مراجعه نماید، آنچنان که محاکمه وی نیز باید در چنین مرجعی با رعایت تشریفات قانونی و اصول
عدالت کیفری صورت پذیرد.
چنانچه مجرم شناخته شود، باید بهصورتی انسانی با او رفتار شود و کرامت انسانی وی مورد احترام قرار گیرد، حتی اگر خود او به ظاهر فاقد عزت نفس باشد، او حق دارد ارزش ذاتی و حیثیت بشری او مورد احترام و حمایت قرار گیرد و از حقوق انسانی محروم نگردد و به کرامت او اهانت نشود، گرچه به تحمل مجازات محکوم شده باشد یا محبوس گردد.
آنچنان که در حکم مورخ ۱۰ دسامبر دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق (ICTY) آمده است: «اصل کرامت انسانی درصدد است تا موجودات بشری را از هتک حرمت نسبت به عزت نفس، شرافت، منزلت و روانشان مصون بدارد.»
حقوق بشر از کرامت ذاتی شخص انسان ناشی میشود و انکار کرامت انسان به نفی انسانیت میانجامد.
اگر هر انسانی را محترم و دارای کرامت بدانیم فارغ از
نژاد، رنگ، جنس، زبان،
مذهب،
عقیده، مرام سیاسی یا سایر عقاید یا منشا اجتماعی، ملی یا... در اینصورت ایده نسبیت گرایی فرهنگی که بهگونهای افراطی وجود باورهای فرا فرهنگی را انکار میکند، مردود شده و وفاق بین فرهنگی برمبنای چنین باوری شکل میگیرد.
تفکیک انسانها به انسانهای واجد و فاقد کرامت و حرمت یا عدم برابری آنها در کرامت، توجیهگر نقض بنیادیترین حقوق انسانها است، اما اگر انسان را محترم بهشمار آوریم، خیر تمامی آنان را طلب مینماییم.
هرچند کرامت و حیثیت، ذاتی انسان بوده و در وجود هر انسانی قرار دارد، اما ممکن است پرسیده شود، چه منشا و مبدای این کرامت را در ذات انسان قرار داده است.
در پاسخ به چنین پرسشی، پاسخ خداگرایان و مؤمنان با ماده گرایان متفاوت است.
درحالی که گروه نخست منشا و مبدا چنین کرامتی را خداوند میدانند، مادهگرایان، مدعیاند این کرامت از جایی نیامده و آن را برآیند استعدادهای مالی انسانی میدانند که بهطور طبیعی همراه اوست.
وضع و موضعگیری اسناد حقوق بشری درقبال منشا کرامت انسانی نیز بهگونهای معنی دار است.
درحالی که اسنادی چون
اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸)،
در مقدمه و ماده یک آن بهگونهای این اصل را مورد شناسایی قرار داده که هیچ اشارهای به منشا و مبدا آن نداشته باشد، در مقدمه
اعلامیه اسلامی حقوق بشر (۱۹۹۰)،
منشا و مبدا اعطای این کرامت خداوند دانسته شده است.
از آنجایی که مبنا قرار دادن کرامت ذاتی انسان، با نفی ملاکهایی چون رنگ، نژاد، موجب سلب و نفی امتیازهای غیرواقعی شده و زمینه وحدت و اتحاد انسانها یا وحدت جهانی را فراهم میآورد
و ذکر منشا این اصل، احتمال دامن زدن به اختلافات میان خداگرایان و مادیگرایان و در نتیجه استقبال کم تر از تصویب سندی جهانی درباره حقوق بشر را بهدنبال داشت، تعمدا از اشاره به منشا این کرامت در اعلامیه جهانی حقوق بشر خودداری شده است و حتی پیشنهاد نماینده هلند، در درج استناد کرامت ذاتی انسان به خداوند در اعلامیه پذیرفته نشد.
برخی کاربرد اصطلاح کرامت انسان را در تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، بیشتر تحت تاثیر اندیشههای فلسفی
کانت (Kant) میدانند، زیرا او با تاکید بر ارزش ذاتی انسان بر این باور بوده که اصل «غایت بودن انسان» (Principle of End)، او را از چنان ارزش و احترامی برخوردار میسازد که هر موجود دیگری ملزم به احترام او است.
اما کاربرد و اعتراف به بنیادی بودن حیثیت و کرامت انسانی دارای سابقه طولانی بوده و ادیان و مذاهب نسبت به آن داد سخن دادهاند.
اصل کرامت انسانی از ویژگیهای بسیار مهمی برخوردار است.
کانت برای کرامت انسانی دو ویژگی برشمرده است:
کرامت بهمنزله ارزش مطلق (Absolute Worth) و غیرمشروط (Unconditional)؛ براین اساس، کرامت انسان ارزش مطلق، واقعی و عینی است.
لذا موجودی که دارای کرامت باشد، فارغ از ارزشهای مادی، مزایا و قیود و صرفنظر از کمبودها و نقایصی که بر او عارض گردیده، موجودی ذاتا ارزشمند و دارای شرافت و مستحق احترام و تکریم است.
تفاوتی ندارد که مردم برای او ارزش قایل باشند یا نباشند.
برهمین مبنا است که اسناد متعدد حقوق بشری و حقوق بشر دوستانه بر کرامت ذاتی تمامی افراد بشری و غیرقابل تعرض بودن آنان، فارغ از هرگونه عوارض و تمایز، تاکید میکنند.
بهعنوان نمونه، ماده یک از فصل اول «
منشور حقوق بنیادین» اتحادیه اروپایی بهعنوان یکی از مهمترین مواد این منشور چنین مقرر نموده است: «کرامت انسانی غیرقابل تعرض است و باید مورد احترام و حمایت قرار گیرد.»
ویژگی تعرض ناپذیری حکایت از امری مطلق دارد.
کرامت بهمثابه ارزش بینظیر و یگانه (Unique Worth)؛ بر پایه این ویژگی، کرامت انسان به مثابه ارزش بینظیر و یگانه است که فراتر از تمامی ارزشهای مادی بوده و قابل مقایسه با دیگر ارزشهای مادی نبوده و دیگر ارزشهای مادی را نمیتوان جایگزین آن نمود و این ارزش در قله سلسله مراتب ارزشها قرار دارد.
براین اساس، به عقیده کانت، در وضعیت انتخاب میان یک موجود صاحب کرامت و موجودی دارای ارزش مادی، هیچ میزان از ارزشهای مادی یا ارزشهای وابسته به نیازها، تمنیات یا تمایلات مادی توان توجیه یا جبران قربانی کردن یک موجود واجد کرامت را ندارد.
به این ترتیب ویژگیهای تعرض ناپذیری، یگانگی، استثنا ناپذیری و عدم جواز تحدید کرامت انسان، حتی به بهانه نظم عمومی، ازمنظر جامعه بینالمللی مبتنیبر حقوق بشر، امری پذیرفته شده و گریزناپذیر است.
اصل کرامت انسانی مهمترین اصل مبنایی و پایهگذار نظام بینالمللی حقوق بشر است که براساس آن حقهای بشری که در نظام بینالمللی حقوق بشر شناسایی شدهاند، توجیه پذیر میباشد.
مفهوم، معنی، منشا، مبدا و ویژگیهای این اصل به اجمال در قسمت اول تبیین شدهاند.
واژه کرامت انسانی در اسناد حقوق بشری متعددی که در سطوح مختلف بینالمللی و منطقهای بهتصویب رسیدهاند، مورد تصریح قرار گرفته است.
همچنین لزوم احترام به کرامت انسانی و پایبندی به این اصل در برخی از اسناد حقوق بشر دوستانه و رویه قضایی بینالمللی نیز مورد تاکید قرار گرفته، که بهطور اجمالی به بیان آنها پرداخته میشود.
واژه «کرامت انسانی» در تعدادی از مهمترین
اسناد بینالمللی حقوق بشری نیز صریحا مورد تایید و تاکید قرار گرفته است که به برخی از نمونهها، اشاره میشود:
منشور ملل متحد دولتهای عضو منشور سازمان ملل متحد،
ایمان خود به حقوق اساسی انسان، کرامت انسان و ارزش شخص انسانی را در مقدمه این سند اعلام نموده و در بند ۳ ماده ۱ نیز تشویق احترام به حقوق بشر و
آزادیهای اساسی برای همگان، بدون هرگونه تمایزی را از اهداف ملل متحد بر شمردهاند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر ضمن شناسایی کرامت ذاتی (Inherent Dignity) تمامی اعضای خانواده بشری و
حقوق برابر و انتقالناپذیر آنان بهعنوان اساس
آزادی، عدالت و صلح در جهان، به ایمان دولتهای عضو
سازمان ملل متحد براساس منشور، به کرامت انسان و ارزش شخص انسانی، اشاره شده است.
همچنین در ماده یک اعلامیه نیز آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا میآیند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابرند.»
به این ترتیب اعلامیه بهنحو مؤکدی، کرامت انسانی را مورد توجه قرار داده و ضمن افزودن قید «ذاتی» (Inherent) به کرامت، آن را متعلق به تمامی اعضای خانواده انسانی دانسته و همچنین کرامت ذاتی را بهعنوان مبنای
عدالت، آزادی و صلح جهانی محسوب نموده است.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶)
و
میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی (۱۹۶۶)
که بی تردید، دو سند بینالمللی مهم در حوزه حقوق بشر بهشمار میآیند که درواقع بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر تدوین یافته و استانداردهای آن را توسعه دادهاند و بهجهت برخورداری از خصیصه الزامآور از اهمیت بیشتری برخوردارند، نیز در مقدمه هر دو با ادبیاتی یکسان، برطبق اصول منشور ملل متحد، شناسایی کرامت ذاتی و حقوق برابر و غیرقابل اسقاط تمامی اعضای خانواده بشری، اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان شناخته شده و بر این امر اذعان شده است که حقوق برابر و غیرقابل اسقاط انسانها، از حیثیت و کرامت ذاتی شخص انسان ناشی میشود.
علاوهبر این، در ماده ۱۰ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی آمده: «با تمامی افرادی که از آزادی خود محروم شدهاند، باید با انسانیت و احترام به حیثیت و کرامت انسان رفتار نمود.»
همچنین در ماده ۱۷ سند مزبور، بر ممنوعیت مداخله خودسرانه به حریم خصوصی و تعرض به شرافت و حیثیت انسان تاکید شده است.
میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز در ماده ۱۳، ضمن شناسایی حق هرکس به آموزش و پرورش، رشد و شکوفایی شخصیت و کرامت انسانی و تقویت حقوق بشر و آزادیهای سیاسی را هدف آموزش و پرورش مورد قبول دولتهای عضو قلمداد نموده است.
کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان درمقدمه کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان و همچنین مقدمه اعلامیه کنفرانس جهانی زن در پکن، بر مقام و منزلت و حقوق برابر انسانها و لزوم احترام به شخصیت
بشر تاکید شده است.
کنوانسیون بین المللی رفع هر نوع تبعیض نژادی تبعیض نژادی، بیتردید اقدامی ضد بشری و نقض آشکار کرامت انسانی محسوب میشود و در اسناد متعددی ازجمله سند حاضر بر ممنوعیت آن تصریح شده است.
در آغاز مقدمه این سند، بر اصل حیثیت و کرامت ذاتی انسان بهعنوان یکی از اصولی که منشور ملل متحد بر آن مبتنی است، تاکید شده و در ادامه نیز ضرورت احترام به شخص انسان مورد توجه قرار داده شده است.
کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز (۱۹۸۴)
بهعنوان یکی از مهمترین اسناد بینالمللی در ممنوعیت
شکنجه و رفتارهای غیرانسانی، نیز در مقدمه خود، کرامت ذاتی شخص انسان را بهعنوان مبنای حقوق بشر بهرسمیت شناخته است.
اعلامیه کنفرانس جهانی حقوق بشر وین این سند بینالمللی حقوق بشر، ضمن اینکه در مقدمه، شان و منزلت ذاتی انسانها را مورد تاکید قرار داده است و تمامی حقوق بشر را ناشی از کرامت ذاتی انسان میداند و عزم راسخ خود را به تجدید میثاق با شان و کرامت شخص انسان اظهار مینماید و در بند ۲۰ کرامت ذاتی اقوام بومی (Indigenous peoples) را مورد تایید قرار داده و در بند ۵۵ نیز شکنجه را بهعنوان یکی از زشتترین جلوههای تعرض به کرامت انسانی دانسته، که کرامت و حیثیت انسانی را تباه میسازد.
اعلامیه جهانی ژنوم انسانی و حقوق بشر این سند بینالمللی که در یازده نوامبر ۱۹۹۷ بهتصویب کنفرانس عمومی یونسکو رسیده، ژنوم انسانی را مبنای وحدت بنیادین تمامی اعضای خانواده بشری و اساس شناسایی کرامت ذاتی و تنوع آنها بهشمار آورده و در ماده یک بر این امر تصریح کرده است: هرکس حق دارد، کرامت و حقوق انسانی او، بدون توجه به ویژگیهای وراثتی وی مورد احترام قرار گیرد و تنزل مرتبه افراد را بهجهت خصایص وراثتی آنها ممنوع دانسته است.
اعلامیه بین المللی دادههای ژنتیک انسانی این سند بینالمللی که در شانزده اکتبر ۲۰۰۳ به تصویب سیودومین کنفرانس عمومی یونسکو رسیده است، نیز توجه ویژهای به کرامت انسانی نموده است.
درمقدمه این سند، یکی از مهمترین دغدغههای اعلامیه، مواجهه با خطرات بالقوه جمعآوری، پردازش، استفاده و ذخیرهسازی دادههای ژنتیک انسانی نسبت به احترام شان و کرامت انسانی، عنوان شده است.
واژه «کرامت انسانی» در تعدادی از مهمترین اسناد منطقهای حقوق بشری نیز صریحا مورد تایید و تاکید قرار گرفته است که به برخی از نمونهها، اشاره میشود:
منشور آفریقایی حقوق بشر و ملتها این سند که یکی از مهمترین اسناد حقوق بشری الزامآور در نظام آفریقایی حقوق بشر محسوب میشود در پاراگراف دوم مقدمه آن با ارجاع به منشور سازمان وحدت آفریقا آزادی، برابری، عدالت و احترام به کرامت انسان را از اهداف اساسی نیل به آمال مشروع ملتهای آفریقا اعلام کرده است.
همچنین در ماده ۵ منشور آفریقایی آمده است: «هر فرد حق دارد از احترام ذاتی و شناسایی وضعیت حقوقی خود برخوردار شود.»
کنوانسیون آمریکایی حقوق بشر این معاهده الزامآور که ازجمله مهمترین اسناد مصوب در نظام آمریکایی حقوق بشر است نیز در بند ۱ ماده ۱۱، اصل کرامت انسان را به این شرح مورد شناسایی قرار داده است: «هرکس حق دارد حیثیتش (شرافتش) محترم باشد و کرامتش بهرسمیت شناخته شود.»
درمقدمه این سند نیز در پاراگراف دوم این امر را مورد شناسایی قرار داده که حقوق اساسی انسان از رابطه بشری است، که این امر نیز متضمن شناسایی کرامت انسانی است.
این سند که ازجمله اسناد مهم نظام اروپایی حقوق بشر محسوب میشود در سال ۲۰۰۰ بهتصویب رسیده و به نام «
میثاق نیس» معروف است، پنجاه حق اساسی را مشخص نموده که دولتهای عضو
اتحادیه اروپا التزام خود را به رعایت آنها اعلام کردهاند درمقدمه منشور بر شناسایی ارزشهای جهانی کرامت بشر، آزادی، برابری و همبستگی تاکید شده است.
فصل اول این منشور نیز بسیار حایز اهمیت بوده که عهدهدار بیان پنج حق مربوطبه حرمت و کرامت انسانی است که با غیرقابل انکار دانستن آن، احترام و حمایت از آن را لازم میشمارد.
اعلامیه آمریکایی حقوق و تکالیف بشر اعلامیه آمریکایی حقوق و تکالیف بشر که از جمله نخستین اسناد الزامآور منطقهای محسوب میشود و در نظام آمریکایی حقوق بشر بهتصویب رسیده است.
در پاراگراف اول مقدمه آن بر این امر تاکید شده که تمامی انسانها آزاد متولد میشوند و در کرامت و حقوق برابرند.
اعلامیه اسلامی حقوق بشر این اعلامیه که در سال ۱۹۹۰ در اجلاس وزاری امور خارجه
سازمان کنفرانس اسلامی در
قاهره به امضا رسیده و سندی غیرالزامی است، در موارد متعددی به کرامت، حیثیت وشخصیت انسان توجه داده است.
در مقدمه اعلامیه بر این امر تاکید شده که کرامت و حیثیت انسان موهبتی الهی است، خداوند انسان را به بهترین وجه آفریده به او کرامت بخشیده، او را
خلیفه خود در زمین قرار داده، امانت خویش را به وی سپرده و آنچه در آسمان و زمین است، همه را مسخر و تحت تصرف وی قرار داده است.
در ماده یک اعلامیه نیز، تمامی انسانها در اصل شرافت انسانی برابر دانسته شدهاند و در ماده ۴ آن نیز بر حرمت هر انسانی تاکید شده و زن و مرد در حیثیت انسانی برابر شدهاند.
در ماده ۱۱ نیز آزادگی انسان را مورد توجه قرار داده است و اعلام نموده، هیچکس حق به
بردگی کشیدن، ذلیل، خوار یا مقهور کردن،
استثمار یا به بندگی کشیدن انسان را ندارد.
علاوهبر این، در بند د ماده ۲ بر صیانت از حرمت
جنازه انسان و عدم جواز بیاحترامی به آن تاکید کرده است.
در بند ب ماده ۱۸ نیز مخدوش کردن حیثیت هر انسانی را مجاز ندانسته وهمچنین در ماده ۲۰ مقرر نموده: «دستگیری یا محدود ساختن آزادی یا
تبعید یا مجازات هر انسانی جایز نیست، مگربه مقتضای
شرع و نباید او را شکنجه بدنی یا روحی کرد یا با وی بهگونهای حقارتآمیز یا خشن یا منافی حیثیت انسانی رفتار کرد....»
هرچند در اسناد و کنوانسیونهایی که برای بیان قواعد بشر دوستانه بهتصویب رسیدهاند، نظیر اسناد حقوق بشری بر حیثیت و کرامت انسانی تاکید مکرر شده است، اما در خلال این اسناد نیز مواردی را میتوان یافت که در آنها بر کرامت انسانی و لزوم احترام به آن، تاکید گردیده که ذیلا به برخی موارد اشاره میشود و اهمیت بیشتر، متوجه به کرامت انسانی لزوم احترام به آن در این اسناد هنگامی آشکار میشود که بدانید این اسناد حاوی مکرراتی هستند که در خلال جنگها رعایت آنها بر دولتها الزامی دانسته شده است.
کنوانسیونهای چهارگانه ژنو ماده سه مشترک در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو که بسیار با اهمیت و لازمالاجرا میباشند بر ممنوعیت آسیب رساندن به حیثیت و کرامت اشخاص ازجمله رفتار تحقیرآمیز و خوارکننده تصریح نمودهاند.
این ماده، لطمه به منزلت اشخاص انسانی را در هر زمان و هر مکانی ممنوع دانسته است.
پروتکل اول الحاقی (۱۹۷۷) به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو،
در ماده ۷۵ و ماده ۴ پروتکل دوم الحاقی(۱۹۷۷) به کنوانسیونهای چهارگانه ژنو
نیز، اهانت به کرامت و حیثیت انسانی، بهویژه رفتار تحقیرآمیز و خوارکننده،
زنای به عنف، فحشای اجباری و هرگونه تعرض بیشرمانه توسط هرکس و در هر زمان و مکانی را ممنوع شمردهاند.
این ایده حقوق بشری که حقهای مندرج در قواعد بشر دوستانه بینالمللی را بر فرض بنیادین کرامت ذاتی، زوالناپذیر و مطلق موجود بشری استوار دانسته، هرگز در سطح اسناد باقی نمانده، بلکه مورد استناد قضات بینالمللی قرار گرفته و به این ترتیب مقام و منزلت والای خود را بهدست آورده است.
دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق (ICTY) علاوهبر این که متهمان را به اتهام نقض کنوانسیونهای چهارگانه ۱۹۴۹ ژنو، نقض حقوق بینالملل عرفی، ارتکاب جنایات جنگی،
نسلکشی و ارتکاب جرایم علیه بشریت محاکمه نموده است که بسیاری از موارد نقض کنوانسیونهای ژنو، جنایات جنگی، جرایم علیه بشریت و نسلکشی از مصادیق بارز اهانت به کرامت انسانی محسوب میشوند، بهطور مشخص نیز به اهانت به کرامت انسانی بهعنوان جرمی مستقل توجه نموده است.
بهعنوان نمونه، شعبه رسیدگی کننده دیوان در حکم مورخ ۱۰ دسامبر ۱۹۹۸ خود مقرر نموده: «ذات (Essence) نظام بشر دوستانه بینالمللی و نیز نظام حقوق بشر، حمایت از کرامت انسانی است.
اصل عام احترام به کرامت انسانی (General Principle of Respect for Human Dignity)، اساس و فلسفه وجودی نظام بشر دوستانه بینالمللی و نظام حقوق بشر است.»
همچنین شعبه رسیدگی کننده دیوان در حکم مورخ ۲۲ فوریه ۲۰۰۱ درباره
جرم اهانت به کرامت شخص، این جرم را چارچوب ماده سه مشترک کنوانسیونهای چهارگانه ژنو، جزئی از حقوق بینالملل عرفی دانسته و آن را در زمره جرایم شدید بهشمار آورده است.
به این ترتیب دیوان بر این نکته تاکید نموده که اهانت به کرامت انسانی، در نظام حقوق بینالملل قراردادی و عرفی جرمانگاری شده است.
دیوان در ادامه بر این نکته مهم تاکید مینماید که هدف و غایت ماده ۳ مشترک کنوانسیونهای چهارگانه ژنو، حمایت از کرامت ذاتی انسان است و آنچه در این ماده منع شده، عبارت از رفتار غیرانسانی و هتک حرمت بر ضد کرامت و رفتار غیرانسانی است.
شعبههای دیوان با اندکی اختلاف، بر این باورند که جرم اهانت به کرامت انسان از مصادیق بارز رفتار غیرانسانی بوده که ناقض ماده سه اساسنامه دیوان و قواعد و عرفهای جنگ، بهویژه ماده ۳ مشترک کنوانسیونهای چهارگانه ژنو بهشمار میآید و از این جهت در زمره جرایم شدیدی قرار دارد که ارتکاب آن مسئولیت کیفری مرتکب را به دنبال دارد، هر چند شعب دیوان تعریف جامعی از این جرم ارائه ننمودهاند، اما از عنصر مادی و معنوی آن و نیز معیار نوعی و شخصی آن برای احراز اوصاف جرم سخن گفتهاند.
با وجود این که اصل کرامت انسانی بهطور مسلم در جامعه بینالمللی و نظام حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه مورد شناسایی قرار گرفته و کرامت انسانی بهوسیله وضع استانداردها و قواعد حقوق بشر بینالمللی که، اشکال اقدامات دولتها را به شیوههایی که منجربه نقض کرامت انسانی محسوب میشود، محدود یا ممنوع شدهاند، حفظ و حمایت شده است، اما با این حال مصادیق متعددی مغایر با کرامت انسانی را که در جوامع مختلف موجودند، میتوان بر شمرد.
ازجمله این موارد میتوان به وضعیت برخی از سالمندان، معلولان، بیماران روانی،
فقر شدید و گسترده، تولید و توزیع تصاویر مستهجن از زنان و کودکان به عنوان موضوعاتی صرفا برای لذت جنسی که مصداق بارز استفاده ابزاری از انسان و
استثمار جنسی (Sexual Exploitation) و تنزل و تخفیف شخصیت انسانی این افراد محسوب میشود، اشاره کرد.
همچنین شبیه سازی موجودات بشری نیز در تضاد با کرامت انسانی بوده که این امر در مقدمه پروتکل الحاقی به کنوانسیون شورای اروپا درخصوص حمایت از حقوق بشر و کرامت انسان تصریح شده و در ماده یک این سند، هرگونه مداخله ژنتیکی که هدف آن ایجاد انسانی باشد که از لحاظ ژنتیکی با انسان دیگر اعم از زنده یا مرده همسان باشد، ممنوع شمرده شده است.
ماده شش پروتکل مزبور نیز ابزار شدن انسانها از طریق خلق انسانهایی که از لحاظ ژنتیک همگون هستند را مغایر با شان و کرامت بشر دانسته است.
آنچنان که ماده یازده اعلامیه جهانی ژنوم انسانی و حقوق بشر (۱۹۷۷) نیز چنین امری را مقرر نموده است.
علاوهبر این که بهکارگیری بدن انسان و اجزای آن بهعنوان منبع کسب درآمد و نقض بسیاری از حقوق بشر ازجمله شکنجه و رفتارهای غیرانسانی بیتردید مغایر با کرامت انسانی محسوب میشوند.
نگاهی اجمالی به آموزههای ادیان ابراهیمی، بیانگر توجه و تاکید این ادیان بهنوعی انسانگرایی و تکریم انسان است و میتوان گفت برداشت مدرن از انسان و تاکید بر انسان گرایی ریشه در برداشتهای دینی دارد، آنچنان که برخی اساس ایده حقوق بشر را بهجهت عقیده کرامت بشر که ایدهای ضرورتا دینی است، ضرورتا دینی شمردهاند.
در قرآن کریم بر این امر تصریح شده که خداوند به انسان کرامت داده و تمامی فرزندان
آدم دارای کرامت هستند
و انسان بهعنوان جانشین خداوند در زمین
و بهترین خلایق
معرفی شده است.
روح خداوند در انسان دمیده شده و او مسجود
ملائکه است.
بنابراین هر فرد انسانی، رمزی از عظمت الهی و صاحب ودیعهای ربانی است.
او چنان آفریده شده شده که خلیفه حق نامیده میشود.
اسلام ملاحظات انسانی را نسبت به تمامی آدمیان، حتی بزهکارن روا داشته و این عمق نگاه آیین اسلام نسبت به انسان میزان حرمت و کرامت وی را نشان میدهد.
روایات زیادی از
معصومان (علیهمالسّلام) بر لزوم حفظ حیثیت، آبرو و کرامت انسانی تمامی انسانها دلالت دارد.
در روایات بر مصونیت جان، آبرو، مال و شغل تمامی شهروندان، حتی مخالفان سیاسی دولت اسلامی تاکید شده است.
یکی از مهمترین و زیباترین نمونهها را میتوان در کلام
امام علی (علیهالسّلام) خطاب به
مالک اشتر نخعی یافت که در آن فرموده: «پیوسته قلبت را از مهر به شهروندان مالامال کن، زنهار نسبت به مردم همچون جانوران درندهای که برای خوردنشان دنبال فرصت میگردند، مباش، چه آنان بر دو دستهاند: یا برادر دینی ات به شمار میروند و یا این که در آفرینش مانند تواند...».
به تبع این رویکرد اسلامی،
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در بند ۶ از اصل دوم، نظام جمهوری اسلامی ایران را نظامی بر پایه ایمان به اصل «کرامت و ارزش والای انسانی و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا»، درکنار اصول اعتقادی دین اسلام و
مذهب شیعه قرار داده است.
علاوهبر این در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با وضع اصول دیگری ازجمله:
• اصول منع شکنجه (اصل ۳۸)؛
• اصل منع هتک حرمت و حیثیت دستگیر شدگان و زندانیان قانونی (اصل ۳۹)؛
• حقوق برابر اقوام و قبایل (اصل ۱۹)؛
• رفع تبعیض ناروا (بند ۹ اصل ۳)؛
• منع هتک حیثیت (اصل ۲۲)؛
• منع تبعید یا تغییر یا تغییر اقامت اجباری (اصل ۳۳)؛
• منع دستگیری غیرقانونی (اصل ۳۲).
و تصویب قوانین عادی دیگر و وضع مجازات برای افرادی که اصول مذکور را نقض نمایند، احترام به حیثیت انسانی را مورد توجه قرار داده است.
•
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اصل کرامت انسانی (۱)»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۴/۰۶/۰۴. •
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اصل کرامت انسانی (۲)»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۴/۰۶/۰۴.