• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اشتباه (علم حقوق)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: اشتباه (مقالات مرتبط).


اشتباه، از مباحث علم حقوق به معنای تصور نادرست شخص درباره‌ یکی از ارکان و عناصر عقد یا ایقاع است.
در صورتی که تصوری نادرست مبنای شکل‌گیری اراده‌ شخص در انجام عمل حقوقی (عقد و ایقاع) گردد، به صحت عمل حقوقی لطمه می‌زند.

فهرست مندرجات

۱ - تعریف اشتباه
۲ - اشتباه در عقد
       ۲.۱ - اشتباه موجب بطلان معامله
              ۲.۱.۱ - وجود علت تعهد
              ۲.۱.۲ - نوع عقد
              ۲.۱.۳ - موضوع عقد
              ۲.۱.۴ - صورت عرفی موضوع معامله
              ۲.۱.۵ - هویت جسمی یا اوصاف اساسی
                     ۲.۱.۵.۱ - ماده‌ ۷۶۲ قانون مدنی
                     ۲.۱.۵.۲ - علت عقد در قراردادهای غیرمعوض
       ۲.۲ - اشتباه موجب فسخ معامله
              ۲.۲.۱ - اشتباه در قیمت
                     ۲.۲.۱.۱ - ماده‌ ۴۱۶ قانون مدنی
                     ۲.۲.۱.۲ - ماده ۴۱۷ قانون مدنی
              ۲.۲.۲ - اوصاف غیر اساسی موضوع معامله
                     ۲.۲.۲.۱ - ماده ۲۳۵ قانون مدنی
                     ۲.۲.۲.۲ - ماده ۴۱۰ قانون مدنی
              ۲.۲.۳ - اوصاف غیر اساسی طرف معامله
              ۲.۲.۴ - تدلیس
                     ۲.۲.۴.۱ - ماده‌ ۴۳۹ قانون مدنی
       ۲.۳ - اشتباه بدون اثر
              ۲.۳.۱ - ارزش مورد معامله
              ۲.۳.۲ - اوصاف
              ۲.۳.۳ - شخص یا اوصاف شخصیت طرف معامله
              ۲.۳.۴ - جهت معامله
              ۲.۳.۵ - قانون
                     ۲.۳.۵.۱ - اشتباه در انگیزه‌ معامله‌
                     ۲.۳.۵.۲ - اشتباه‌ موثر در عقد
۳ - اشتباه در ایقاع
       ۳.۱ - رعایت احکام مربوط به اشتباه در قرارداد و ایقاع
       ۳.۲ - ماده‌ ۱۲۷۷ قانون مدنی
       ۳.۳ - ماده‌ ۲۵۵ قانون مدنی
       ۳.۴ - ماده‌ ۲۴۷ قانون مدنی
۴ - پانویس
۵ - منبع


اشتباه در لغت مصدر باب افتعال از ریشه‌ «شبه» به معنای مانند شدن، به غلط گرفتن و شبیه بودن است.
[۱] انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی، دانشنامه حقوق خصوصی، ج۱، ص۲۸۷، تهران، انتشارات محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول.

اشتباه به طور کلی تصور غلطی است که انسان از چیزی دارد.


تاثیر اشتباه در عقد همیشه یکسان نیست.
گاهی اشتباه به‌اندازه‌ای مهم است که اراده یا توافق اراده را از بین می‌برد و معامله را باطل می‌نماید.
گاهی اشتباه موجب ایجاد خیار فسخ می‌شود و در برخی موارد نیز اشتباه هیچ اثری بر عقد ندارد.
[۲] شهیدی، مهدی، حقوق مدنی۶، ص۱۶۳، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۰، چاپ دوم، ش۱۳۱ به بعد.


۲.۱ - اشتباه موجب بطلان معامله

در صورتی که اشتباه به ارکان عقد لطمه بزند و اراده یا توافق اراده را نابود کند، معامله باطل می‌شود.
موارد بطلان معامله به علت اشتباه در ارکان عقد در زیر می‌آید.

۲.۱.۱ - وجود علت تعهد

علت یا جهت تعهد امری است که منظور مستقیم متعهد بوده و او را به تعهد واداشته است.
علت تعهد یک امر نوعی است که در همه‌ قراردادهایی که از یک نوع هستند یکسان است و تعهد یک طرف علت تعهد طرف مقابل است، مثلا در عقد بیع علت تعهد خریدار، تعهد فروشنده و علت تعهد فروشنده تعهد خریدار است.
هرگاه در قراردادها در وجود علت تعهد اشتباهی رخ دهد، یعنی به غلط تصور شود که جهتی برای تعهد وجود داشته، در حالی که در واقع وجود نداشته است، عقد باطل می‌باشد، چراکه این اشتباه، اراده را از بین می‌برد.
مثلا کسی به تصور این که مسئول جبران خسارت وارده به شخص دیگری است پرداخت مبلغی را به او تعهد می‌نماید اما در واقع اصلا مسئول جبران خسارت نبوده است لذا تعهد به پرداخت مبلغ باطل می‌باشد.

۲.۱.۲ - نوع عقد

هرگاه طرفین در نوع عقد (ماهیت عقد) اشتباه کنند معامله باطل است.
مثل این که یکی از طرفین قصد عقد بیع داشته باشد و طرف دیگر قصد عقد اجاره داشته باشد.
ماده‌ ۱۹۴ قانون مدنی این نوع عقد را صراحتا باطل تلقی نموده است.
این ماده بیانمی‌دارد: «الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین به وسیله آن انشاء معامله می‌نماید باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء او را داشته است والا معامله باطل خواهد بود.»

۲.۱.۳ - موضوع عقد

اگر طرفین در موضوع عقد اشتباه کنند و هر یک موضوع متفاوتی را در نظر داشته باشند و در نتیجه توافق اراده از نظر موضوع صورت نگیرد، معامله باطل است.
مثلا مقصود هر دو طرف عقد بیع است اما منظور یک طرف فروش کتاب و منظور طرف دیگر خرید لباس باشد.
یعنی در هر قرارداد طرف معامله باید همان چیزی را قبول کند که طرف دیگر پیشنهاد (ایجاب) داده است و اگر هر یک از طرفین موضوعی متفاوت از موضوع مورد نظر دیگری داشته باشند، به علت عدم توافق اراده قرارداد واقع نخواهد شد.

۲.۱.۴ - صورت عرفی موضوع معامله

منظور از اشتباه در صورت عرفی موضوع معامله، اشتباه در خصوصیاتی است که عرفا موجب تمییز مورد معامله از اشیای دیگر می‌گردد.
مثل خرید طلا و نقره‌ بدلی به جای طلا و نقره‌ اصلی که مصداق اشتباه در صورت عرفی موضوع معامله است.
به عبارت دیگر اشتباه در صورت عرفی هنگامی صدق می‌کند که آن‌چه مقصود طرفین معامله بوده با آن‌چه مورد معامله واقع شده عرفا متمایز و متباین باشد.
یعنی عرف آن‌ها را دو چیز متفاوت بداند اعم از این که آن‌ها از دو جنس متفاوت باشند یا نه.

۲.۱.۵ - هویت جسمی یا اوصاف اساسی

ماده‌ ۲۰۱ قانون مدنی درباره اشتباه در هویت جسمی یا اوصاف اساسی شخص طرف معامله مقرر می‌دارد: «اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمی‌آورد مگر در مواردی که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد.»
منظور از واژه‌ «خلل» در این ماده، بطلان می‌باشد.
[۳] صفایی، حسین، قواعد عمومی قراردادها، ص۹۸، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، چاپ سوم.


۲.۱.۵.۱ - ماده‌ ۷۶۲ قانون مدنی

ماده‌ ۷۶۲ قانون مدنی نیز این سخن را تایید می‌نماید: «اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است.»

۲.۱.۵.۲ - علت عقد در قراردادهای غیرمعوض

در قراردادهای غیرمعوض به طور معمول شخصیت طرف علت عمده‌ عقد است مثلا انسان مال خود را به هرکس هبه نمی‌کند بلکه به شخصی که برایش مهم است آن مال را می‌بخشد.
بنابراین در صورت اشتباه در هویت شخص طرف معامله در این‌گونه عقود، موجب بطلان عقد می‌شود.
بر عکس در قراردادهای معوض معمولا شخصیت طرف معامله مهم نیست و آن‌چه برای طرفین اهمیت دارد عوضین و ارزش آن‌ها می‌باشد نه شخص طرف معامله، لذا اشتباه در هویت شخص طرف معامله تاثیری در عقد ندارد.

۲.۲ - اشتباه موجب فسخ معامله

اشتباه در موارد زیر موجب اختیار فسخ معامله می‌باشد:

۲.۲.۱ - اشتباه در قیمت

در صورتی که اشتباه در قیمت موجب غبن فاحش گردد، موجب ایجاد خیار فسخ خواهد شد.

۲.۲.۱.۱ - ماده‌ ۴۱۶ قانون مدنی

برابر ماده‌ ۴۱۶ قانون مدنی: «هریک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن می‌تواند معامله را فسخ کند.»

۲.۲.۱.۲ - ماده ۴۱۷ قانون مدنی

ماده ۴۱۷ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «غبن در صورتی فاحش است که عرفا قابل مسامحه نباشد.»
بنابراین اگر شخصی بر اثر اشتباه در قیمت، مالی را که شش میلیون تومان قیمت دارد به مبلغ ده میلیون تومان بخرد، چون به میزانی مغبون شده است که عرفا قابل مسامحه نیست، طبق قانون می‌تواند قرارداد را فسخ نماید.

۲.۲.۲ - اوصاف غیر اساسی موضوع معامله

در صورتی که این اشتباه به طور صریح یا ضمنی وارد قلمرو قرارداد شده باشد، موجب خیار فسخ خواهد بود.
هرگاه اوصافی برای مورد معامله ذکر شود یا حتی بدون ذکر در عقد، مورد توافق ضمنی طرفین باشد و جنبه‌ی فرعی داشته باشد، سپس معلوم شود که مورد معامله دارای اوصاف مورد نظر نبوده، معامله قابل فسخ است.

۲.۲.۲.۱ - ماده ۲۳۵ قانون مدنی

ماده ۲۳۵ قانون مدنی بیان می‌کند: «هرگاه شرطی که در ضمن عقد شده است شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است خیار فسخ خواهد داشت.»

۲.۲.۲.۲ - ماده ۴۱۰ قانون مدنی

ماده ۴۱۰ قانون مدنی بیان می‌کند: «هرگاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافی که ذکر شده است نباشد مختار می‌شود که بیع را فسخ کند یا به همان نحو که هست قبول نماید.»
مثلا اگر شخصی هزار متر پارچه بخرد، به تصور این که ساخت اصفهان است اما پس از معامله معلوم می‌شود که پارچه بافت تبریز بوده است.
در این مثال در صورتی که بافت اصفهان بودن پارچه صریحا یا ضمنا شرط شده باشد، معامله از جانب خریدار قابل فسخ است.

۲.۲.۳ - اوصاف غیر اساسی طرف معامله

هرگاه اوصافی برای شخص طرف معامله ذکر شود یا به طور ضمنی مورد توافق قرار گرفته باشد، اما پس از عقد معلوم شود که شخص مذکور فاقد این اوصاف بوده است، قرارداد قابل فسخ خواهد بود.
مثلا اگر شخصی به دیگری مقداری وجه نقد به عنوان قرض بدهد به این شرط که او تاجر باشد.
در صورتی که پس از قرض دادن معلوم شود که طرف قرارداد تاجر نبوده است، عقد قابل فسخ می‌باشد.

۲.۲.۴ - تدلیس

مطابق ماده ۴۳۸ قانون مدنی: «تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.»
در صورتی که اشتباه در اوصاف مورد معامله یا شخص طرف معامله ناشی از تدلیس باشد، یعنی گفتار یا رفتار متقلبانه یکی از طرفین موجب اشتباه طرف دیگر شود، برای طرف مقابل خیار فسخ وجود دارد.
مثلا اگر فروشنده از مال خود تعریف غیرواقعی نماید و مشتری را به اشتباه بیاندازد تا او را به خرید وادار کند، مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت.

۲.۲.۴.۱ - ماده‌ ۴۳۹ قانون مدنی

ماده‌ ۴۳۹ قانون مدنی: «اگر بایع تدلیس نموده باشد مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس مشتری
در صورتی تدلیس موجب اختیار فسخ معامله خواهد شد که موجب اشتباه در وصف غیراساسی یا فرعی بشود.
اما هرگاه تدلیس موجب اشتباه در وصف اساسی باشد منجر به بطلان معامله خواهد شد.

۲.۳ - اشتباه بدون اثر

در صورتی که اشتباه، موجب بطلان یا ایجاد حق فسخ نباشد، بر معامله اثری نمی‌گذارد.
اشتباه‌های غیرموثر عبارتند از:

۲.۳.۱ - ارزش مورد معامله

این اشتباه در صورتی در معامله تاثیری ندارد که منجر به غبن فاحش نباشد.
[۴] کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، ج۱، ش۲۳۰، ص۴۴۳، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۴، چاپ سوم.

مثلا اگر قیمت مورد معامله شش میلیون تومان باشد و شخص آن‌را شش میلیون و صد هزار تومان بخرد، میزان غبن عرفا قابل مسامحه است و نمی‌توان معامله را بهم زد.

۲.۳.۲ - اوصاف

اشتباه درخصوص اوصاف مورد معامله در صورتی در عقد اثر نمی‌گذارد که این اوصاف صریحا یا ضمنا در قرارداد نیامده باشد.
مثلا اگر کسی فرشی بخرد به تصور این که بافت مشهد است، بدون این‌که این وصف در معامله شرط شده یا بنای طرفین بر آن باشد، سپس معلوم شود که فرش بافت چین است، این اشتباه اثری بر معامله نخواهد گذاشت.

۲.۳.۳ - شخص یا اوصاف شخصیت طرف معامله

در صورتی که شخص یا برخی اوصاف شخصیت طرف معامله علت عمده‌ عقد نباشد، اشتباه در این امور در عقد بی اثر است.
مثلا اگر فروشنده کالایی را به قیمت روز به شخصی بفروشد اما در هویت او اشتباه نماید و او را با شخص دیگری اشتباه بگیرد، این اشتباه اثری بر معامله ندارد زیرا مهم به دست آوردن عوض مالی است که به طرف معامله می‌دهد.
[۵] شهیدی، مهدی، حقوق مدنی۶، ص۱۷۱، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۰، چاپ دوم، ش۱۴۰.


۲.۳.۴ - جهت معامله

جهت معامله عبارت است از امری شخصی و خصوصی که هریک از طرفین قرارداد را به انجام معامله متمایل می‌سازد.
مثلا شخصی خانه‌ای می‌خرد تا در آن سکونت نماید.
جهت معامله در این مثال سکونت در آن خانه است.
بنابراین اگر شخصی خانه‌ای بخرد به تصور این که به او ارثی رسیده و بعد معلوم شود که تصور او نادرست بوده اشتباه در جهت معامله لطمه‌ای به قرارداد نمی‌زند.

۲.۳.۵ - قانون

اشتباه در قانون در صورتی که به یکی از اشتباه‌های موثر منجر نشود، در عقد تاثیری ندارد.
[۶] صفایی، حسین، قواعد عمومی قراردادها، ص۱۰۳، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، چاپ سوم.


۲.۳.۵.۱ - اشتباه در انگیزه‌ معامله‌

ممکن است اشتباه در قانون انگیزه‌ انجام معامله‌ای باشد، مثلا اگر تاجری مقدار زیادی زعفران به صورت فله‌ای بخرد به تصور این که می‌تواند آن‌را به خارج صادر کند و بعدا معلوم شود که صادرات زعفران به این نحو ممنوع شده است، این اشتباه تاثیری در معامله‌ی تاجر ندارد.
زیرا اشتباه در قانون و یا به عبارتی جهل نسبت به قانون در معامله موثر نیست.

۲.۳.۵.۲ - اشتباه‌ موثر در عقد

البته اگر اشتباه در قانون منجر به یکی از اشتباه‌های موثر در عقد شود، موجب بطلان یا فسخ معامله خواهد شد اما نه از لحاظ اشتباه در قانون بلکه از جهت این که اشتباهی روی داده که به حکم قانون موثر در عقد است.
مثلا اگر کسی به تصور این که قانونا مسئول جبران خسارت وارده به شخص دیگری است و بعدا معلوم شود که طبق قانون مسئول نبوده است، می‌توان گفت این قرارداد به سبب اشتباه در وجود علت تعهد باطل است.
هرچند که این اشتباه ناشی از اشتباه در قانون بوده است.
اما اگر مثلا شخصی کارخانه‌ای را که در داخل شهر واقع شده است خریداری نماید با این تصور که قانونا می‌تواند از آن بهره برداری کند و بعد معلوم شود که به موجب قانون ادامه کار این‌گونه کارخانه‌ها در شهر ممنوع بوده است، نمی‌تواند بطلان یا قابل فسخ بودن معامله را به علت اشتباه در قانون ادعا کند چراکه این اشتباه در جهت معامله است که نمی‌تواند در معامله موثر باشد.


ایقاع ایجاد اثر حقوقی است که با یک اراده انجام می‌شود.

۳.۱ - رعایت احکام مربوط به اشتباه در قرارداد و ایقاع

احکام مربوط به اشتباه در قراردادها (مواد ۱۹۹ تا ۲۰۱ قانون مدنی) در ایقاع نیز رعایت می‌شود.
زیرا اگر تصور نادرست یکی از طرفین عقد درباره‌ موضوع مورد معامله و شخص طرف معامله بتواند رابطه‌ حقوقی را برهم بزند، در ایقاع نیز موثر خواهد بود، زیرا ایقاع نیز عملی ارادی است و اشتباه روی اراده تاثیر می‌گذارد.
البته برخی اشتباه‌ها که در عقود ایجاد می‌شود در ایقاع وجود ندارد.
مثل اشتباه در نوع عقد، چراکه در ایقاع اصلا توافق اراده وجود ندارد بلکه فقط یک اراده که همان اراده‌ی شخص انجام دهنده‌ ایقاع است، موثر می‌باشد و اشتباه موجب بطلان ایقاع می‌شود.
[۷] کاتوزیان، ناصر، ایقاع، ص۱۵۳، تهران، نشر دادگستر، ۱۳۷۷، چاپ دوم، ش۸۳.


۳.۲ - ماده‌ ۱۲۷۷ قانون مدنی

قانون مدنی نیز این نظر را تایید می‌نماید، زیرا در مورد اقرار که به ایقاع شبیه است، البته اقرار، خبردادن از وجود حقی به نفع دیگری و به ضرر اقرار کننده است.
ماده‌ ۱۲۷۷ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «انکار بعد از اقرار مسموع نیست لیکن اگر مقر ادعا کند اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده می‌شود...»
در این ماده مقصود از «شنیده نمی‌شود» به معنای این است که موثر نیست و علت این امر نیز اخلال در اراده‌ مقر می‌باشد.
[۸] کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی، ص۴۸۸، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، چاپ دوازدهم، ش۴۶۲.


۳.۳ - ماده‌ ۲۵۵ قانون مدنی

علاوه بر این غیرموثر بودن ایقاع ناشی از اشتباه از مواد ۲۵۵ و ۲۴۷ قانون مدنی نیز استنباط می‌شود.
ماده‌ ۲۵۵ قانون مدنی می‌گوید: «هرگاه کسی نسبت به مالی معامله به عنوان فضولی نماید و بعد معلوم شود که آن مال ملک معامله‌ کننده بوده است یا ملک کسی بوده است که معامله‌ کننده می‌توانسته است از قبل او ولایتا یا وکالتا معامله نماید در این صورت نفوذ و صحت معامله موکول به اجازه معامل است والا معامله باطل خواهد بود.»

۳.۴ - ماده‌ ۲۴۷ قانون مدنی

طبق ماده‌ ۲۴۷ قانون مدنی: «معامله به مال غیر جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت نافذ نیست ولو این‌که صاحب مال باطنا راضی باشد ولی اگر مالک یا قائم‌مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه نمود در این صورت معامله صحیح و نافذ می‌شود.»
در ماده‌ ۲۵۵ قانون مدنی مالک یا نماینده با این تصور که معامله فضولی است و او فضول است معامله را انجام داده است و معلوم نیست پس از آگاه شدن از این‌که در واقع خودش مالک بوده است چنین اجازه‌ای بدهد.


۱. انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی، دانشنامه حقوق خصوصی، ج۱، ص۲۸۷، تهران، انتشارات محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول.
۲. شهیدی، مهدی، حقوق مدنی۶، ص۱۶۳، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۰، چاپ دوم، ش۱۳۱ به بعد.
۳. صفایی، حسین، قواعد عمومی قراردادها، ص۹۸، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، چاپ سوم.
۴. کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، ج۱، ش۲۳۰، ص۴۴۳، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۷۴، چاپ سوم.
۵. شهیدی، مهدی، حقوق مدنی۶، ص۱۷۱، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۰، چاپ دوم، ش۱۴۰.
۶. صفایی، حسین، قواعد عمومی قراردادها، ص۱۰۳، تهران، نشر میزان، ۱۳۸۴، چاپ سوم.
۷. کاتوزیان، ناصر، ایقاع، ص۱۵۳، تهران، نشر دادگستر، ۱۳۷۷، چاپ دوم، ش۸۳.
۸. کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی، ص۴۸۸، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، چاپ دوازدهم، ش۴۶۲.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «اشتباه (در امور حقوقی)»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۴/۱۲/۱۳.    






جعبه ابزار