• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ابن هباریه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





محمد عباسی (حدود ۴۱۵-۵۰۹ه) معروف به ابن هبّاریه، شاعر، ادیب، نسب‌شناس و لغوی اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری بود.
گفته شده چون جد مادری‌اش هبار نام داشت، به ابن هباریّه شهرت یافت.
محمد نزد اساتیدی همچون ابوجعفر بن مسلمه و مالک بانیاسی به تحصیل علم پرداخت.
ابن هباریّه در ابتدا اشعار جدی می‌سرود، اما بعد به هجو و سخریه مردم و به ویژه بزرگان و دولتمردان پرداخت و به همین علت دچار مشکلات شد و از بغداد گریخت. او سپس به اصفهان رفت و مورد حمایت خواجه نظام الملک قرار گرفت، اما باز نیز به هجو روی آورد و پس از تنش‌های مختلف مجبور به ترک اصفهان و مهاجرت به کرمان شد که در آنجا تا پایان عمر زیست.
او پیرو سبک هجوی ابن حجاج بود و بسیاری از اشعارش هجو و ناپسند بود، ولی برخی اشعارش جلوه‌هایی از جوانمردی و خردمندی نیز داشت.
درباره مذهب او گزارشی دقیق نیست اما برخی منابع او را شیعه دانسته‌اند چون اشعاری در رثای امام حسین (علیه‌السّلام) و اهل بیت (علیهم‌السّلام) سروده است.
آثار او شامل دیوان اشعار، کتاب نتایج (تاریخی)، الفطنة فی نظم کلیله و دمنه، نزهة الاحباء، فلک المعانی و الصادح و الباغم می‌باشد که بارها به چاپ رسیده‌اند.
ابن هباریّه در سال ۵۰۴ یا ۵۰۹ هجری در کرمان از دنیا رفت.



ابویعلی محمد بن محمد بن صالح بن حمزه‌ هاشمی عباسی بغدادی معروف به ابن هباریّه، بیشتر منابع وی را بغدادی دانسته‌اند؛ اما ابن حجر در شرح حال او آورده است ابن هباریّه در آذربایجان به دنیا آمد؛ ولی دوران رشد و نمو او در بغداد بود. همو نوشته است او هنگام مرگ ۹۵ سال داشت که با توجه به این مطلب و سال درگذشت وی، باید ولادت او در سال حدود ۴۱۵ه بوده باشد.
گفته شده چون جد مادری‌اش هبار نام داشت، به ابن هباریّه شهرت یافت.


در منابع، سیر زندگی و تحصیلات وی به خوبی روشن نشده است؛ اما آنچه مسلم است آنکه وی تحصیلات خود را در بغداد فرا گرفته است.
به نوشته ابن حجر ابویعلی در آنجا از افرادی همچون ابوجعفر بن مسلمه و مالک بانیاسی مطالبی را آموخت و همواره با علما و بزرگان اهل علم نشست و برخاست می‌کرد و بیشتر اوقاتش را در فراگیری ادبیات عرب و نسب‌شناسی می‌گذرانید و به سرودن شعر اشتغال داشت.


در برخی منابع معاصر درباره ابویعلی آمده است در دوران جوانی فردی فاسدالاخلاق بود و بسیاری از اوقات خود را در میخانه‌های «قُطرَبلّ» در نواحی بغداد و در جمع میگساران و باده نوشان فاسد می‌گذرانید؛ اما در نهایت مواهب شعری و هوش سرشار وی و مهارتش در لغت، او را از سقوط حتمی نجات بخشید.
[۶] جمعی از دانشمندان، دایرة المعارف الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۱.



ابن هباریّه از شاعران برجسته روزگار خویش بود و زبان شعر وی به دور از هر گونه سختی و پیچیدگی بود.
در آغاز، اشعار جدی و خالی از هر گونه هزل می‌سرود و از آنجا که ذوق مردم را به گونه‌ای دیگر یافت، دیری نپایید اشعار خود را با هجو و سخریه و هرزه‌گویی درآمیخت و همه مردم را به مسخره گرفت و هیچ کس از زبان او در امان نبود تا بدانجا که پدر و مادر خویش را هجو کرد.
از آن گذشته پا فراتر نهاده بسیاری از بزرگان و دولتمردان را هجو می‌کرد که نتیجه آن جز مطرود شدن و تحت تعقیب قرارگرفتن نبود.
وی که در این زمان هنوز در بغداد می‌زیست، به ناچار به زندگی مخفیانه روی آورد و در شهرهای گوناگون عراق سرگردان بود تا اینکه از آنجا گریخت و به اصفهان رفت. نخست مورد استقبال و احترام قرار گرفت و به شهرتی دست یافت؛ ولی پس از چندی به طینت و فطرت خود باز گشته و به سرودن هجویات روی آورد و خواجه نظام الملک را هجو کرد.
ابن خلکان در این‌باره می‌نویسد: «وی در دربار خواجه نظام الملک طوسی (۴۵۵-۴۸۵) و ملکشاه سلجوقی (۴۶۵-۴۸۵) خدمت می‌کرد و از شاعران دربار بود؛ همواره مورد توجه آنها قرار داشت و در آسایش و راحتی می‌زیست؛ اما دیری نپایید به تحریک و دسیسه ابن دارست که ظاهرا از بزرگان دربار بود و با نظام الملک سر سازگاری نداشت، به هجو او پرداخت؛ ولی خواجه از وی درگذشت و حتی مقرری او را بیشتر کرد، هرچند او باز، وی را هجو کرد.»
به هر حال وی از هجوسرایی خود طرفی نبست و مطرود عام و خاص گشت و پس از مدتی اقامت در اصفهان عازم کرمان شد و تا پایان عمر در آنجا اقامت داشت.
درباره قالب و سبک هجویات او نوشته‌اند: وی پیرو ابن حجاج استاد اشعار سخیف و هجو بود.
گرچه ابن هباریّه به سرودن اشعار هجو و فساد اخلاق شهرت دارد، سروده‌های بسیاری نیز از وی نقل شده که حکایت از جوانمردی و خردمندی وی دارد.


درباره مذهب ابن هباریّه گزارشی در دست نیست، هرچند ابن جوزی به نقل از برخی از مشایخ می‌نویسد: «زمانی که وی از سرزمین کربلا گذشت، بر امام حسین (علیه‌السّلام) و خاندان او گریست و در رثای آنان اشعاری سرود.»
علامه سید محسن امین نیز می‌نویسد: «به دلیل اینکه وی اشعاری در رثای امام حسین علیه السلام و اهل بیت او دارد، می‌توان او را شیعه دانست. به علاوه آنکه از سمعانی نیز چنین مطلبی را نقل کرده است».
محدث قمی نیز از این نکته استفاده کرده و او را شیعه قلمداد نموده است.
[۱۵] قمی، عباس، فوائد الرضویه، ص۶۲۰.



به هر حال ابن هباریّه سرانجام در سال ۵۰۴ یا ۵۰۹ در کرمان از دنیا رفت.


ابن هبّاریه آثاری دارد که عبارتند از:
دیوان شعر که به گفته صفدی غالب آن سخیف و هجویات است،
نتایج (تاریخ) الفطنة فی نظم کلیله و دمنه،
نزهة الاحباء،
[۱۸] بغدادی، اسماعیل بن محمد، هدیة العارفین، ج۲، ص۷۹.

فلک المعانی،
نظم رسالة حیّ بن یقظان،
الصادح و الباغم که به گفته علامه امینی بارها در هند و مصر و بیروت به چاپ رسیده است.

۱. سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، ج۱۳، ص۳۸۲.    
۲. ابن اثیر، علی بن محمد، اللباب فی تهذیب الانساب، ج۳، ص۳۸۱.    
۳. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۳۶۷-۳۶۸.    
۴. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۴، ص۴۵۷.    
۵. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۳۶۷-۳۶۸.    
۶. جمعی از دانشمندان، دایرة المعارف الاسلامیه، ج۱، ص۲۹۱.
۷. ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، ج۱۹، ص۳۹۲.    
۸. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۳۶۷-۳۶۸.    
۹. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۴، ص۴۵۳-۴۵۴.    
۱۰. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۴، ص۴۵۷.    
۱۱. ابن عماد حنبلی، عبدالحی، شذرات الذهب، ج۶، ص۴۰.    
۱۲. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، ج۴، ص۴۵۴-۴۵۷.    
۱۳. سبط ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی‌، تذکرة الخواص، ص۲۴۵.    
۱۴. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۹، ص۴۰۷.    
۱۵. قمی، عباس، فوائد الرضویه، ص۶۲۰.
۱۶. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۱، ص۷۶۹.    
۱۷. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۱، ص۱۱۷.    
۱۸. بغدادی، اسماعیل بن محمد، هدیة العارفین، ج۲، ص۷۹.
۱۹. کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، ج۱۱، ص۲۲۵.    
۲۰. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج۹، ص۴۰۷.    
۲۱. ابن شاکر کتبی، محمد بن شاکر، فوات الوفیات، ج۳، ص۳۴۷.    
۲۲. ابن تغری بردی، یوسف، النجوم الزاهرة، ج۵، ص۲۱۰.    
۲۳. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۲۳.    
۲۴. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۶۹.    
۲۵. حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون، ج۲، ص۱۲۹۱.    
۲۶. بغدادی، اسماعیل بن محمد، ایضاح المکنون، ج۲، ص۶۲۱.    
۲۷. آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعه، ج۹، ص۳۳.    



• پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، دائرة المعارف مؤلفان اسلام، برگرفته از مقاله «محمد عباسی»، ج۴، ص۳۴۹-۳۵۰.






جعبه ابزار