در آن ايجاز به حذف قرار دارد؛ يعنى من كان مريضا فحلق، أو به أذى من رأسه فحلق فعليه فدية.
۳ -
(وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ)
در آن التفات از غايب به مخاطب قرار دارد كه از محسنات بديعى است.
۴ -
(تِلْكَ عَشَرَةٌ كٰامِلَةٌ)
شامل اجمال بعد از تفصيل است، و از باب اطناب است. فايدۀ آن اضافۀ تأكيد و مبالغه در رعايت و محافظت از روزۀ آن مىباشد و نبايد آن را دستكم گرفت يا عدد آن را كاست.
آوردن اسم ظاهر اللّه به جاى ضمير به منظور ترتيب دادن هيبت و ايجاد رعب است.
۶ -
(فَلَا رَفَثَ وَ لَا فُسُوقَ)
از لحاظ لفظ نفی است ولی در حقیقت معنی نهی را در بر دارد؛ یعنی نباید رفث و فسوق صورت گیرد، این تعبیر از نهی صریح بلیغتر است؛ زیرا چنین میرساند که چنین امری اصلا نباید رخ دهد چون چیزی که در ذات خود ناپسند باشد، در ماههای حج ناپسندتر و و زشتتر است، بنابراین آوردن خبر و اراده کردن نهی از آن مفید مبالغهی آشکار است.
اول؛ نسک در اصل به معنی عبادت است و ذبح انعام، به نسک موسوم گشته است. زیرا از شریفترین نوع عبادات است که به وسیلهی آن مؤمن به خدا تقرب میجوید.
دوم؛ توشهی دنیا موجب رسیدن به مراد و هوسهای نفس است. و توشهی آخرت باعث نایل آمدن به جنت پایدار در آخرت است، از اینرو خدا زاد و توشهی آخرت را توشهی نافع و مفید ذکر کرده است.
[۳]صابونی، محمد علی، ترجمه فارسی صفوة التفاسیر، ج۱، ص۲۳۲.