از لحاظ فرضيت تشبيه شده است نه از لحاظ كيفيت، يعنى همانطور كه بر امتهاى قبل از شما روزه فرض بود بر شما نيز فرض است. اين گونه تشبيه را «مرسل مجمل» مىگويند.
در اين جمله ايجاز به حذف قرار دارد؛ يعنى من كان مريضا فافطر هركس بيمار باشد و روزه را بخورد، أو على سفر فافطر يا در سفر باشد و روزه را بخورد، به تعداد روزهاى خورده بايد روزه را قضا كند.
۳ -
(وَ عَلَى اَلَّذِينَ يُطِيقُونَهُ)
در تفسير جلالين لفظ «لا» تقدير شده است؛ يعنى «لا يطيقونه» و اين امر ضرورتى ندارد؛ زيرا معنى آيه عبارت است از توانايى همراه با رنج و مشقت، مانند پيرمرد ناتوان و زن باردار و شيرده. اينان قدرت روزه گرفتن را ندارند مگر با زحمت و مشقت زياد. طاقت به معنى توانايى همراه با شدت و مشقت است.
استعارۀ جالبى است. هريك از زوجين را به لباس تشبيه كرده است؛ چون هركدام از آنها مانند لباس بدن ديگرى را مىپوشاند. در تلخيص البيان گفته است: منظور اين است به هم نزديك مىشوند و مانند پوشاك بدن همديگر را مىپوشند بنابراين لباس استعاره است.
شريف رضى رضى اللّه عنه گفته است: استعارۀ عجيبى است. منظور از آن سفيدى صبح و سياهى شب است، و دو خط در اينجا مجاز است. سبب تشبيه آن دو اين است كه سپيدۀ بامدادى در آغاز طلوعش نور ضعيفى دارد. و تيرگى شب پشت سر آن منقضى مىشود. و هر دو بسيار ضعيفاند اما اين يكى افزايش مىيابد و از آن يكى كاسته مىشود. زمخشرى مىگويد: از جملۀ تشبيه بليغ است.
اول؛ از حسن روايت شده است كه خداى توانا روزۀ ماه رمضان را بر يهود و نصارى فرض كرده بود. يهود اين ماه را رها كرده و روزى را در سال روزه مىگرفتند كه گمان مىبردند روز غرق شدن فرعون است ولى نصارى ماه رمضان را روزه مىگرفتند تا به گرماى شديد برخورد كردند، آنگاه آن را به زمانى تغيير دادند كه فصل گرما و سرما در آن تغيير نمىكند، سپس گفتند: بر ميزان آن اضافه مىكنيم، آنگاه يك ماه را به آن اضافه كردند. بعد از آن يكى از پادشاهان آنان بيمار شد، او هم هفت روز را به عنوان نذر برآن افزود، بعد از آن پادشاهى ديگر به سلطنت نشست و آن را پنجاه روز كامل قرار داد و همين است معنى گفتۀ خداى متعال:
دوم؛ حافظ ابن كثير گفته است: اين كه خداى متعال اين آيه را به صورت دعا در بين احكام روزه آورده است
(وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي)
اشاره است به اين كه هنگام تكميل عده يا در موقع افطار، در دعا تلاش به عمل آيد؛ چون در حديث آمده است: إن للصائم عند فطره دعوة ما ترد روزهدار در هنگام افطار دعايى دارد كه رد نمىشود. و عبد اللّه بن عمر در موقع افطار مىگفت: بار خدايا! به خاطر رحمتت كه گنجايش همه چيز را دارد از پيشگاهت التماس مىكنم مرا عفو كنى.
سوم؛ ظاهر نظم جملۀ
(وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي)
چنان مىرساند كه آنها دربارۀ خدا سؤال كردهاند و سؤال از ذات خدا نمىشود، بلكه سؤال از يكى از حالاتش مىشود، پس عبارت
(فَإِنِّي قَرِيبٌ)
در جواب سؤال نشان مىدهد كه آنان از ناحيۀ دورى و نزديكى سؤال كردهاند؛ مانند جوابهاى ديگر با قل شروع نكرده است؛ از قبيل و
بلكه جواب را خود داده است. تا نشان دهد که بيش از حد به آنان نزديك است، و نشان دهد كه در نزد پرسشگر و جوينده حاضر است به طورى كه اجابت دعوتش متوقف بر وجود واسط ميان او و جويندگان نيست.
چهارم؛ امام ابن تيميه گفته است: خداى منزه از هر نقص، بر عرش قدرت قرار دارد و ناظر و مراقب مخلوقات خود مىباشد. و از حال و وضع آنان باخبر است، بنابراين اعتقاد و باور به اين كه او نسبت به خلقش نزديك است جزو ايمان است و در حديث صحيح آمده است: آنكه را كه مىخوانيد از رگ گردن به يكايك شما نزديكتر است و آنچه در كتاب و سنت در مورد نزديكى و همراه بودنش آمده است با علو مقام و والايى و موقعيت وى منافاتى ندارد؛ زيرا چيزى شبيه او نيست.
پنجم؛ خداى عز و جل به صورتى عالى و لطيف از رابطۀ نزديكى بين زن و شوهر، تعبير كرده است تا در امر مربوط به مسائل جنسى و زنان ادب و نزاكت را به ما ياد بدهد. ازاينرو ابن عباس گفته است: خداى متعال، كريم و شكيبا و فرمايش او كفايتكننده مىباشد.
[۳]صابونی، محمد علی، ترجمه فارسی صفوة التفاسیر، ج۱، ص۲۱۹.