• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

آیه ۱۹۰ سوره بقره (تحلیل ادبی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




آیه قبل| آیه بعد

۞

(وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا ۚ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ)

﴿۱۹۰﴾





۱.۱ - وَ قٰاتِلُوا

واو حرف استئناف ؛ قاتلوا فعل امر مبنی بر حذف نون ؛ و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل.

۱.۲ - فِي سَبِيلِ

جار و مجرور متعلق به (قاتلوا)؛ سبيل مضاف.

۱.۳ - اللّٰهِ

لفظ جلاله مضاف‌الیه مجرور و علامت جر کسره ظاهری بر آخر.

۱.۴ - اَلَّذِينَ

اسم موصول مبنی بر فتح در محل نصب مفعول به.

۱.۵ - يُقٰاتِلُونَكُمْ

فعل مضارع مرفوع ب ثبوت نون و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل و کاف ضمیر متصل مبنی بر ضم در محل نصب مفعول به ؛ و جمله متشکل از فعل و فاعل بدون محل اعراب صله موصول و عائد واو جمع.

۱.۶ - وَ لاٰ تَعْتَدُوا

واو حرف عطف ؛ لا حرف نهی؛ تعتدوا فعل مضارع مجزوم به لا و علامت جزم حذف نون و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل.

۱.۷ - إِنَّ

حرف تاکید و حرف نصب.

۱.۸ - اللّٰهَ

لفظ جلاله اسم إِنَّ منصوب و علامت نصب فتحه ظاهری بر آخر.

۱.۹ - لاٰ يُحِبُّ

لا حرف نفی ؛ يحب فعل مضارع مرفوع به دلیل تجرد از ناصب و جازم و علامت رفع ضمه ظاهر بر آخر و فاعل مستتر جوازا به تقدیر هو.

۱.۱۰ - اَلْمُعْتَدِينَ

مفعول به منصوب و علامت نصب الياء نیابت از فتحه جمع مذکر سالم و جمله لا يحب المعتدين در موضع رفع خبر إنّ.


۱ -

(يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوٰاقِيتُ لِلنّٰاسِ وَ اَلْحَجِّ‌)

اين نوع بديع را به «اسلوب حكيم» نام نهاده‌اند. آنان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارۀ هلال سؤال كردند كه چرا اول كوچك به نظر مى‌آيد و بعدا كم‌كم بزرگ مى‌شود تا نورش كامل مى‌گردد؟ آنها را به حكمت «اهله» متوجه كرده و انگار مى‌گويد: براى شما بهتر آن است كه از خالق اهله سؤال كنيد؛ نه از علت و سبب ازدياد آن در اول ماه و نقص آن در آخر ماه. علماى بلاغت اين نوع تعبير را «اسلوب حكيم» نام نهاده‌اند.
۲ -

(اَلشَّهْرُ اَلْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ اَلْحَرٰامِ‌)

در آن ايجاز به حذف قرار دارد و تقدير آن چنين است: زير پا نهادن حرمت ماه حرام با هتك حرمت ماه حرام برابر است. و به ايجاز حذف موسوم است.
۳ -

(فَمَنِ اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ‌)

مقابله به مثل نيز تجاوز ناميده شده است. كه عبارت است از توافق در لفظ و اختلاف در معنى؛ مانند:

(وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا)

زجاج گفته است: عرب مى‌گويند: فلانى به من ستم كرد، در مقابل من هم به او ستم كردم؛ يعنى كيفرش را دادم.

روايت شده است كه يكى از اصحاب به لشكريان روم حمله كرد و داخل صفوف آنان شد، مردم بانگ برداشتند كه سبحان اللّه به دست خود، خود را به هلاكت و خطر انداخت. ابو ايوب انصارى گفته است: وقتى كه خداى قادر اسلام را غالب كرد و ياورانش فزونى يافتند، اين آيه دربارۀ ما، جماعت انصار نازل شد، گفتيم: اى‌كاش! در مورد اموال خود به درستى عمل مى‌كرديم و آنچه را كه ضايع شده بود اصلاح مى‌كرديم، به همين مناسبت آيۀ زير نازل شد:

(وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ)

تهلكه عبارت است از توجه به اموال و دويدن به دنبال دنيا و ترك جهاد در راه خدا، ازاين‌رو ابو ايوب تا دم شهادت هميشه در راه خدا در جهاد بود و در سرزمين روم (استانبول فعلى) دفن شد.
يادآورى: تمام سؤال‌هايى كه در قرآن وارد شده‌اند به «قل» بدون «فا» جوابش آمده است جز در سورۀ «طه» كه آمده است: «فقل ينسفها ربى نسفا» كه جواب با «فا» آمده است و حكمت آن عبارت است از اين كه در تمام آنها جواب بعد از سؤال آمده است اما در سورۀ طه جواب قبل از سؤال آمده است؛ زيرا تقدير آن چنين است: اگر دربارۀ كوه ها از تو سؤال شود، بگو: خدايم آنها را از بيخ برمى كند.
[۳] صابونی، محمد علی، ترجمه‌ فارسی صفوة التفاسیر، ج۱، ص۲۲۶.

۱. بقره/سوره۲، آیه۱۹۰.    
۲. کرباسی، محمدجعفر، اعراب القرآن، ج۱، ص۲۵۷.    
۳. صابونی، محمد علی، ترجمه‌ فارسی صفوة التفاسیر، ج۱، ص۲۲۶.



گروه پژوهشی ویکی فقه.






جعبه ابزار