• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

آیه ۱۸۹ سوره بقره (تحلیل ادبی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




آیه قبل| آیه بعد

۞

(یَسْاَلُونَکَ عَنِ الْاَهِلَّةِ ۖ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ ۗ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِاَن تَاْتُوا الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَ لَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَیٰ ۗ وَ اْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ اَبْوَابِهَا ۚ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)

﴿۱۸۹﴾





۱.۱ - يَسْئَلُونَكَ

فعل مضارع مرفوع به دلیل تجرد از ناصب و جازم و علامت رفع ثبوت نون و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل ؛ و کاف ضمیر متصل مبنی بر فتح مفعول به ؛ و جمله مستأنفة بدون محل اعراب.

۱.۲ - عَنِ اَلْأَهِلَّةِ

جار و مجرور متعلق به (يسألونك).

۱.۳ - قُلْ

فعل امر مبنی بر سکون و فاعل ضمیر مستتر وجوبا به تقدیر أنت.

۱.۴ - هِيَ

ضمیر رفع منفصل مبنی بر سکون در محل رفع مبتدا.

۱.۵ - مَوٰاقِيتُ

خبر مرفوع و علامت رفع ضمه ظاهر بر آخر.

۱.۶ - لِلنّٰاسِ

جار و مجرور متعلق به محذوف صفت برای مواقيت.

۱.۷ - وَ اَلْحَجِّ

واو حرف عطف ؛ الحج اسم معطوف بر الناس مجرور و علامت جر کسره.

۱.۸ - وَ لَيْسَ

واو حرف استئناف ؛ لیس فعل ماضی ناقص مبنی بر فتح.

۱.۹ - اَلْبِرُّ

اسم ليس مرفوع و علامت رفع ضمه ظاهر بر آخر.

۱.۱۰ - بِأَنْ تَأْتُوا

بِأَنْ: باء حرف جر زائد یا مؤكد؛ أَنْ حرف مصدری و حرف نصب.
تَأْتُوا: فعل مضارع منصوب و علامت نصب حذف نون و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل.

۱.۱۱ - اَلْبُيُوتَ

مفعول به منصوب و علامت نصب فتحه ظاهری بر آخر و مصدر و فاعل در موضع نصب خبر ليس.

۱.۱۲ - مِنْ ظُهُورِهٰا

من حرف جر ؛ ظهور اسم مجرور به (من) مضاف و هاء ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل جر مضاف‌الیه و جار و مجرور متعلق به (تأتوا).

۱.۱۳ - وَ لٰكِنَّ

واو حرف عطف ؛ لکن حرف استدراک مشبهه بالفعل.

۱.۱۴ - اَلْبِرَّ

اسم لكن منصوب و علامت نصب فتحه ظاهری بر آخر.

۱.۱۵ - مَنْ

اسم موصول خبر لكن مبنی بر سکون در محل رفع.

۱.۱۶ - اِتَّقىٰ

فعل ماضی مبنی بر فتحه مقدر مانع ظهور تعذر و فاعل ضمیر مستتر جوازا به تقدیر هو و جمله صله موصول بدون محل اعراب و عائد محذوف.

۱.۱۷ - وَ أْتُوا

واو حرف عطف ؛ آتوا فعل امر مبنی بر حذف نون و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل.

۱.۱۸ - اَلْبُيُوتَ‌

مفعول به منصوب و علامت نصب فتحه ظاهری بر آخر.

۱.۱۹ - مِنْ أَبْوٰابِهٰا

من حرف جر؛ ابواب اسم مجرور و علامت جر کسره مضاف و ها ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل جر مضاف‌الیه ؛ و جار و مجرور متعلق به (يأتوا).

۱.۲۰ - وَ اِتَّقُوا

واو حرف عطف ؛ اتقوا فعل امر مبنی بر حذف نون و هاء ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل.

۱.۲۱ - اَللّٰهَ

لفظ جلاله مفعول به منصوب و علامت نصب فتحه ظاهری بر آخر ؛ جمله معطوف بر أتوا.

۱.۲۲ - لَعَلَّكُمْ

لعل حروف مشبهه بالفعل مفید ترجی؛ و کاف ضمیر متصل مبنی بر ضم در محل نصب اسم لعل.

۱.۲۳ - تُفْلِحُونَ

فعل مضارع مرفوع به دلیل تجرد از ناصب و جازم و علامت رفع ثبوت نون و واو ضمیر متصل مبنی بر سکون در محل رفع فاعل و جمله متشکل از فعل و فاعل در محل رفع خبر و جمله لعل و اسم و خبرش در محل نصب حال.


۱ -

(يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوٰاقِيتُ لِلنّٰاسِ وَ اَلْحَجِّ‌)

اين نوع بديع را به «اسلوب حكيم» نام نهاده‌اند. آنان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارۀ هلال سؤال كردند كه چرا اول كوچك به نظر مى‌آيد و بعدا كم‌كم بزرگ مى‌شود تا نورش كامل مى‌گردد؟ آنها را به حكمت «اهله» متوجه كرده و انگار مى‌گويد: براى شما بهتر آن است كه از خالق اهله سؤال كنيد؛ نه از علت و سبب ازدياد آن در اول ماه و نقص آن در آخر ماه. علماى بلاغت اين نوع تعبير را «اسلوب حكيم» نام نهاده‌اند.
۲ -

(اَلشَّهْرُ اَلْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ اَلْحَرٰامِ‌)

در آن ايجاز به حذف قرار دارد و تقدير آن چنين است: زير پا نهادن حرمت ماه حرام با هتك حرمت ماه حرام برابر است. و به ايجاز حذف موسوم است.
۳ -

(فَمَنِ اِعْتَدىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ‌)

مقابله به مثل نيز تجاوز ناميده شده است. كه عبارت است از توافق در لفظ و اختلاف در معنى؛ مانند:

(وَ جَزٰاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهٰا)

زجاج گفته است: عرب مى‌گويند: فلانى به من ستم كرد، در مقابل من هم به او ستم كردم؛ يعنى كيفرش را دادم.

روايت شده است كه يكى از اصحاب به لشكريان روم حمله كرد و داخل صفوف آنان شد، مردم بانگ برداشتند كه سبحان اللّه به دست خود، خود را به هلاكت و خطر انداخت. ابو ايوب انصارى گفته است: وقتى كه خداى قادر اسلام را غالب كرد و ياورانش فزونى يافتند، اين آيه دربارۀ ما، جماعت انصار نازل شد، گفتيم: اى‌كاش! در مورد اموال خود به درستى عمل مى‌كرديم و آنچه را كه ضايع شده بود اصلاح مى‌كرديم، به همين مناسبت آيۀ زير نازل شد:

(وَ أَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ)

تهلكه عبارت است از توجه به اموال و دويدن به دنبال دنيا و ترك جهاد در راه خدا، ازاين‌رو ابو ايوب تا دم شهادت هميشه در راه خدا در جهاد بود و در سرزمين روم (استانبول فعلى) دفن شد.
يادآورى: تمام سؤال‌هايى كه در قرآن وارد شده‌اند به «قل» بدون «فا» جوابش آمده است جز در سورۀ «طه» كه آمده است: «فقل ينسفها ربى نسفا» كه جواب با «فا» آمده است و حكمت آن عبارت است از اين كه در تمام آنها جواب بعد از سؤال آمده است اما در سورۀ طه جواب قبل از سؤال آمده است؛ زيرا تقدير آن چنين است: اگر دربارۀ كوه ها از تو سؤال شود، بگو: خدايم آنها را از بيخ برمى كند.
[۳] صابونی، محمد علی، ترجمه‌ فارسی صفوة التفاسیر، ج۱، ص۲۲۶.

۱. بقره/سوره۲، آیه۱۸۹.    
۲. کرباسی، محمدجعفر، اعراب القرآن، ج۱، ص۲۵۵.    
۳. صابونی، محمد علی، ترجمه‌ فارسی صفوة التفاسیر، ج۱، ص۲۲۶.



گروه پژوهشی ویکی فقه.






جعبه ابزار