• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

صد (مفردات‌قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




صَدَد (به فتح صاد و دال) صَدّ و صُدُود، از واژگان به کار رفته در قرآن کریم، به معنای اعراض و انصراف و گاهی به معنی منع و برگرداندن است. صد و صدود هر دو لازم و متعدی هستند، اما به عقیده برخی صدود لازم بوده و صد هم لازم و هم متعددی می‌آید.


۱ - مفهوم‌شناسی

[ویرایش]

صَدَد به عقیده راغب اصفهانی، صَدّ و صُدُود، گاهی به معنی اعراض و انصراف و گاهی به معنی منع و برگرداندن است. یعنی هر دو لازم و متعدی است.
به عقیده مجمع البیان، الصحاح، قاموس المحیط و اقرب الموارد، صدود لازم است، به معنی اعراض ولی صدّ لازم و متعدی هر دو می‌آید.
[۶] شرتونی، سعید، اقرب الوارد، ماده صدد.
راغب اصفهانی آن‌را به قولی نسبت می‌دهد.
فعل آن در صورت لازم بودن از نصر ینصر و ضرب یضرب و در صورت متعدی بودن فقط از نصر ینصر آمده است.
[۱۰] شرتونی، سعید، اقرب الوارد، ماده صد.
ضمنا قول راغب اصفهانی درباره متعدی بودن صدود مورد تصدیق قرآن نیست که صدود فقط یک بار در قرآن آنهم لازم است، گرچه راغب اصفهانی متعدی گفته و آیه این‌ است‌: (رَاَیْتَ الْمُنافِقِینَ‌ یَصُدُّونَ‌ عَنْکَ‌ صُدُوداً) یعنی (می‌بینی که منافقان از تو اعراض می‌کنند اعراضی محکم.)
در آیات‌ (اَنْ‌ صَدُّوکُمْ‌ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ) (...و دشمنى با جمعيّتى‌كه شما را از آمدن به مسجدالحرام در سال حدیبیه باز داشتند...) (وَ تَصُدُّونَ‌ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ) (و بر سر هر راه ننشينيد تا كسانى را كه به خدا ایمان آورده‌اند تهديد كنيد و از راه خدا باز داريد...) (وَ یَصُدَّکُمْ‌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ) (...و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد...) صدّ حتما به معنی منع و بر گرداندن است که متعدی به مفعول اول و مفعول دوم به واسطه حرف جر است. ولی در آیات دیگر که مفعول اول ذکر نشده گرچه می‌شود آن‌را اضمار کرد ولی لازم گرفتن بهتر است، مثل‌ (فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ‌ صَدَّ عَنْهُ) یعنی (از آنها بعضی به حق ایمان آورده و بعضی اعراض کرده است.) و مثل‌ (اِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ) یعنی (آنانکه کافر شده و از راه خدا اعراض کردند.) نظیر آن‌ (وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمَّا اُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ) (...امّا کافران از آنچه انذار مى‌شوند روى گردانند.) است که اعراض را با کفر جمع کرده است. ایضا آیاتی نظیر (لَیَاْکُلُونَ اَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ یَصُدُّونَ‌ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ) (...اموال مردم را به باطل و ناروا مى‌خورند، و آنان را از راه خدا باز مى‌دارند...) که ظاهرا به معنی اعراض است نه منع. آیه زیر نیز به نظرم به معنی اعراض باشد. (قُلْ قِتالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ) (بگو جنگ در ماه حرام کاری بزرگ و اعراض از دین خداست.)
ناگفته نماند همه افعال مضارع این لفظ در قرآن مجید از باب نصر ینصر آمده مگر در آیه‌ (وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلًا اِذا قَوْمُکَ مِنْهُ‌ یَصِدُّونَ‌) (و هنگامى كه درباره فرزند مریم مَثَلى زده شد، ناگهان قوم تو بخاطر آن داد و فرياد راه انداختند.) که آن به معنی اعراض و از ضرب یضرب آمده است. ولی با آنکه در قرآن‌ها به کسر (صاد) نوشته شده در مجمع البیان فرموده: اهل مدینه، ابن عامر... آن‌را به ضمّ (صاد) و بقیّه به کسر آن خوانده‌اند.

۲ - پانویس

[ویرایش]
 
۱. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۴۷۷.    
۲. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۶، ص۲۰۲.    
۳. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین تحقیق الحسینی، ج۳، ص۸۳.    
۴. فیروزآبادی، قاموس المحیط، ج۱، ص۲۹۲.    
۵. جوهری، الصحاح‌ تاج اللغة و صحاح العربیه، ج۲، ص۴۹۵.    
۶. شرتونی، سعید، اقرب الوارد، ماده صدد.
۷. شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۲، ص۷۲.    
۸. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ج۱، ص۴۷۷.    
۹. قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۴، ص۱۱۱-۱۱۲.    
۱۰. شرتونی، سعید، اقرب الوارد، ماده صد.
۱۱. نساء/سوره۴، آیه۶۱.    
۱۲. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۱۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۰۶.    
۱۴. اعراف/سوره۷، آیه۸۶.    
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۶۱.    
۱۶. مائده/سوره۵، آیه۹۱.    
۱۷. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۲۳.    
۱۸. نساء/سوره۴، آیه۵۵.    
۱۹. نساء/سوره۴، آیه۱۶۷.    
۲۰. احقاف/سوره۴۶، آیه۳.    
۲۱. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۵۰۲.    
۲۲. توبه/سوره۹، آیه۳۴.    
۲۳. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۱۹۲.    
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۲۵. زخرف/سوره۴۳، آیه۵۷.    
۲۶. مکارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، ص۴۹۳.    
۲۷. شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۸۷.    


۳ - منبع

[ویرایش]

قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، برگرفته از مقاله «صدد»، ج۴، ص۱۱۱-۱۱۲.    






جعبه ابزار